سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ تیر, ۱۴۰۵ ۱۲:۱۷

سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۷

لطفأ این بار تا دیر نشده جام زهر را بنوشید!

در نشست امنیتی مونیخ سه وزیر امورخارجه منطقه لبه تیز حمله شان به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه گیری شد. این سه قدرت منطقه ای، اگر چه در خیلی از مواضع با هم اختلاف دارند، ولی در مقابل جمهوری اسلامی ایران و سیاست های منطقه ای اش همسوئی و منافع مشترک پیدا کردند.

Getting your Trinity Audio player ready...

در نشست امنیتی مونیخ سه وزیر امورخارجه منطقه لبه تیز حمله شان به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه گیری شد. این سه قدرت منطقه ای، اگر چه در خیلی از مواضع با هم اختلاف دارند، ولی در مقابل جمهوری اسلامی ایران و سیاست های منطقه ای اش همسوئی و منافع مشترک پیدا کردند. اختلاف و درگیری های لفظی بین ایران و اسرائیل روشن است، ولی چرا کشور ترکیه که در چند سال گذشته با اسرائیل سرشاخ شده و تا حد قطع رابطه پیش رفته بود، و عربستان با نقش رهبری کننده در جهان عرب، درگیری تاریخی بین اعراب و اسرائیل را موقتأ فراموش کرده و هردو با اسرائیل همسو شده اند؟ چقدر ایران جمهوری اسلامی برای حداقل دو کشور ترکیه و عربستان خطر ایجاد کرده است؟ در چه جهت و در کدام عرصه ایران برای این دو کشور خطرناک شده است؟

آیا احساس خطر این دو کشور مهم همسایه مان، برای ایران هم خطرآفرین است؟ آیا این اختلافات و پرخاش های تند لفظی تنها در حد حرف باقی خواهد ماند؟ آیا خطر جنگی همه جانبه و خانمانسوز، منطقه مارا تهدید می کند؟

پاسخ به سمت آری تمایل پیدا می کند اگر توجه داشته باشیم که در امریکا دولت دیگری، دولت ترامپ، بر سرکار است. دولتی که جمهوری اسلامی را حامی تروریست دانسته و می خواهد با زیاده خواهی هایش در منطقه به مقابله برخیزد. ارزیابی دولت جدید امریکا این است که سیاست های گذشته امریکا بعد از جنگ عراق و بخصوص در دوره اوباما بنفع جمهوری اسلامی تمام شده اند، و حالا باید آن سیاست را تصحیح کرد. ترامپ نمی خواهد مانند دولت اوباما “نظاره گر” و “تماشاچی” در منطقه باشد.

توجه داشته باشیم که امریکا در زمان اوباما رابطه سرد و غیر دوستانه ای با تمام دوستان مهم و دائمی خودش در منطقه داشت. آن سیاست خلأ قدرتی را ایجاد کرده که روسیه با قدرت نظامی جهانی اش از یک طرف و جمهوری اسلامی با قدرت بسیج نیروهای طرفدار خودش در منطقه آن را پر کرده اند. این روند مورد قبول امریکای ترامپ و دستگاه دولتی اش نبوده و از نظر آنها باید تغییر نماید.

به گزارش از نشست مونیخ توجه کنیم: “خبرگزاری رویترز به نقل از الجبیر نوشت: «چگونه می‌‌شود با کشوری که هدفش نابودی ما است، ارتباط داشته باشیم. تا زمانی که رفتار ایران تغییر نکند، ارتباط داشتن با آن بسیار مشکل است».
سخنان توامان و کم‌سابقه لیبرمن و الجبیر، تلاشی تازه برای تشکیل جبهه‌ای متحد علیه ایران در هم‌آوایی با سیاست دولت ترامپ ارزیابی شده‌ است. خبرگزاری رویترز موضع‌گیری مشترک عربستان و اسرائیل علیه ایران را یک “جبهه متحد” بالقوه نامید که با حمایت ترکیه توأم بوده است.
پیش از این، مایک پنس، معاون اول رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی در کنفرانس امنیتی مونیخ، ایران را “اصلی‌ترین کشور حامی تروریسم در جهان و منطقه خاورمیانه” معرفی کرده بود.
وزیر خارجه ترکیه هم از این موضع نمایندگان عربستان و اسرائیل حمایت کرد.
شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، ایران را به دامن زدن به مناقشات فرقه‌ای در منطقه و خاورمیانه متهم می‌کنند.”

 

ظاهراً این سه نیروی منطقه ای از یک سو و امریکا با قدرتی جهانی، بر روی سیاست حداقلی “مهارکردن” ایران بتوافق رسیده اند. چرا حداقلی؟ برای این که اسرائیل و عربستان خیلی بیشتر از مهار جمهوری اسلامی، یعنی تضعیف ایران حتی تجزیه اش را خواهان اند. عملی شدن این سیاست می تواند خطری جدی برای کشورمان ایجاد کرده و برای هزاران نفر ایرانی و دیگر ساکنان منطقه گران تمام شود. اگرچه جناح های قدرتمندی در نظام جمهوری اسلامی، برای ثابت کردن این تز که، امریکا هنوز “شیطان بزرگ” و دشمن ایران بوده و ایران تنها کشوری است که با این قدرت جهانی و توسعه طلب می جنگد، به استقبال این تقابل می روند. اگرچه روسیه از این درگیری و شدت گرفتن آن در منطقه استقبال می کند. استقبال می کند برای این که ایران را بیشتر به خود وابسته نماید، چرا که می داند با حاکمان فعلی در ایران راهی جز باقی ماندن در دامن روسیه ندارند. استقبال می کند تا از برگ ایران برای امتیازگیری از امریکا در مناطق دیگر استفاده نماید و در نهایت بعنوان میانجی و قدرتی که توان مهار کردن بحرانهای بین المللی را دارد به میدان بیاید. نقشی که در حال حاضر در سوریه و این اواخر برای افغانستان برای خودش قائل شده است.

اما چرا این سه کشور در منطقه با این شدت با جمهوری اسلامی مخالفت می کنند؟ بیائیم با مسئولیت تمام یک شهروند ایرانی و بعنوان یک ناظر بیطرف به قضیه نگاه کنیم؛ بیطرف و از بیرون، و با جدا کردن منافع نظام حاکم بر ایران از منافع کشورمان ایران. چرا که منافع ایران با منافع حاکمان ایران یکی نیستند. آنها در این ۳۸ سال حکومت شان نشان داده اند که منافع شخصی، “دینی” و فرقه ای شان را بر همه چیز ترجیح می دهند. هر نگاهی که این منافع را همسان بداند، خطری را که کشورمان را تهدید می کند جدی نگرفته و فضا را برای جولان سیاست های مخرب و توسعه طلب جمهوری اسلامی در منطقه باز گذاشته و آدرس غلط به مردم و جهان می دهد. بیائیم یک لحظه سیاست های تهاجمی وهابیون عربستان سعودی را ندیده بگیریم، که بنظر من این سیاست ها آنچنان در ایرانی که چند دهه است دولتی مذهبی را با پوست و گوشت خود مزمزه کرده، بلعیده و در مرحله دفع آن است، خریداری ندارد. وهابیون بیش از همه در فکر نفوذ و محکم کردن جای پای خودشان در کشورهای سنی نشین اند تا در ایران. بیائیم عامل اصلی و تعیین کننده این خطر و گرداننده اصلی شبح جنگ در منطقه را بشناسیم.

جمهوری اسلامی سیاستی تهاجمی و توسعه طلبانه در منطقه دارد. سیاست شکل دهی هلال شیعه و در نهایت کسب رهبری جهان اسلام با تفکر شیعه ای اش. جمهوری اسلامی برای اجرای این سیاست تنها به حرف بسنده نمی کند. جمهوری اسلامی سالهاست که با برنامه ریزی های زیرکانه، با صرف ده ها میلیاردی دلارهای نفتی، آموزش و سازماندهی نیروهای تندروی شیعه از سراسر دنیا در داخل کشور و حمایت های تسلیحاتی وسیع از آنها، عزم خودرا در جهت عملی کردن سیاست تشکیل هلال شیعه جزم کرده است. جمهوری اسلامی با حمایت نظامی، تسلیحاتی، مالی و سیاسی از حزب الله لبنان، با شرکت در جنگ داخلی سوریه در کنار بشار اسد دیکتاتور، با تشکیل گروه های شبه نظامی طرفدار خود در عراق، و با گسترش نفوذش در بین شیعیان یمن، به خیلی از اهداف توسعه طلبانه خودش جامعه عمل پوشانده است. رژیم جمهوری اسلامی پایه های اصلی استخوان بندی هلال شیعه مورد نظر خودش را در منطقه فرو کرده است. با نابودی داعش، این هلال که از بخشهائی از افغانستان و حتی پاکستان شروع و با مرکزیت تهران از عراق و سوریه گذشته و با لبه انتهائی خودش در لبنان، شکل و ساختاری قوام یافته و محکم خواهد یافت. برنامه بعدی هم پیوستن یمن و بحرین به این هلال خواهد بود. در چنین نقشه سیاسی ـــ جغرافیائی شکل گرفته در منطقه، احساس خطر کشورهای سنی نشین، مانند عربستان قابل تصور خواهد بود. خطری که حتی ترکیه هم آن را احساس کرده و نمی خواهد در این تحولی که در بیخ گوشش درجریان است، بعنوان بازگیری دست سوم در منطقه بوده و نقش نظاره گر را ایفا نماید. آنها خود را در محاصره بلوک شیعه به رهبری جمهوری اسلامی می بینند. محاصره ای که هرسال حلقه اش تنگاتنگ تر شده و خطر هجوم به داخل این کشورها را در آینده نزدیک بصدا در آورده است. بیائیم یک لحظه “تضاد منافع تاریخی” بین ایران و کشورهای عربی منطقه را فراموش کنیم. البته در این تضاد ما مدافع منافع ملی کشورمان ایم. ما مدافع منافع ملی مان بوده ولی با هرگونه تشنج آفرینی و ایجاد خصومت های دینی، فرقه ای مخالف ایم. ولی درگیری حاضر ابعادی وسیع، همه جانبه و خطرناکی بخود گرفته است. طرفین در نقاط مختلفی در حال مقابل یکدیگر و جنگ باهم اند. اگرچه هنوز جنگ نیابتی است، ولی در همین جنگ نیابتی هم تاکنون هزاران نفر جان خود را از دست داده و خسارت های جبران ناپذیری به مردم منطقه وارد شده است. خطر این جاست که این جنگ نمی تواند در شکل نیابتی اش باقی بماند. چرا که جفرافیای سیاسی در منطقه در ابعاد وسیع و یکطرفه به نفع یک کشور در حال تغییر است. تأکید کنم که این شرایط به نقطه ای سیر خواهد کرد که یکی از دو طرف باید شکست جدی ای متحمل و مجبور به عقب نشینی شده و به تقسیم قدرت دیگری در منطقه تن بدهد. باور کنیم این جمهوری اسلامی ایران است که می باید تن به شکست بدهد. غرب و بخصوص امریکا با تمام نیروی خود در نقطه فوران آتش فشان جنگ، در کنار مخالفان ایران قرار خواهند گرفت. در یک جنگ کلاسیک، مستقیم ، روبرو و با شرکت ارتش های کلاسیک، توان مخالفان جمهوری اسلامی آنچنان است که هیج شانس نظامی برای جمهوری اسلامی باقی نمی ماند. جمهوری اسلامی در جنگهای چریکی و غیر منظم است که از توان و برتری بیشتر برخوردار بوده و می تواند به پیروزی برسد، و برعکس در جنگی کلاسیک این سلاح های مدرن و پیشرفته اند که نقش تعیین کننده دارند. توان جمهوری اسلامی در این زمینه از کشورهای دیگر منطقه خیلی پائین تر است و توان و قدرت مقابله ندارد.

اما جنگی که می تواند روی دهد، شبیه جنگ عراق و پیاده کردن نیرو در ایران نخواهد بود، بلکه زدن ضربه به ساختار اقتصادی و نظامی کشور، اعمال تحریم های اقتصادی و در نهایت ضعیف کردن ایران، آنچنان که با کشیدن دندان جنگی و محدود کردن توان دلاری اش، قدرت عمل در بیرون از کشور و در منطقه را از دست داده و امکان حمایت از نیروهایش را در منطقه از دست بدهد.

این جاست که خطر برای تمام کشور و مردمش ایجاد می گردد. برای جلوگیری از این خطر باید با تمام نیرو به نظام جمهوری اسلامی فشار آورد تا به سیاست های ماجراجویانه و توسعه طلبانه خودش پایان داده و سیاست ایجاد تنش و متزلزل کردن کشورهای منطقه را کنار بگذارد. اکنون که جمهوری اسلامی در موقعیتی مناسب برای چانه زنی و گرفتن قرار دارد، باید عقب نشینی کند. نه این که یکبار دیگر و بعد از دادن هزینه های سنگین و خسارات جانی و مالی از کیسه مردم کشورمان، برای ادامه حیاتش، جام زهری دیگر نوشیده و تن به عقب نشینی بدهد. غرب و کشورهای مخالف جمهوری اسلامی در منطقه با جمهوری اسلامی ضعیف شده و درگیر مسائل داخلی کنار آمده و دلشان برای مردم ایران و نقض حقوق بشر در کشورمان نمی سوزد. اگر نیروئی برای چنین روزی، یعنی ضعیف شدن جمهوری اسلامی و باز شدن میدان برای آنها حساب باز کرده، باید توجه داشته باشد که جمهوری اسلامی قبل از این که کار بجای باریکی برسد، جام زهر دیگری نوشیده و لبه تیز شمشیر حکومت اسلامی اش را به سمت داخل و نیروهای داخلی و مخالف خواهد گرفت.

ولی مخالفین جمهوری اسلامی در منطقه و امریکا، در کجا می توانند سیاست های توسعه طلبانه جمهوری اسلامی را مهار کنند؟ بنظر می رسد یمن مناسبترین جاست. در دیگر نقاطی که جمهوری اسلامی “خانه ” کرده است، مانند سوریه، لبنان و عراق مشکل بتوان مستقیم و قطعی با جمهوری اسلامی درگیر شد. در سوریه علاوه بر ایران “ابرقدرت نظامی” روسیه هم حضور دارد، بخصوص غرب خواهان درگیری با روسیه در سوریه نیست. لبنان در کنار اسرائیل نشسته است. هرگونه ناآرامی در لبنان مستقیمأ به اسرائیل تسری پیدا می کند. علاوه بر این لبنان وضعیت ویژه ای دارد. لبنان با چند دهه ناآرامی تازه چند سالی است که ثبات نسبی دارد، با زدن حرب الله متحد جمهوری اسلامی، تمام لبنان متشنج و شعله های آتش جنگ داخلی آن می تواند سالها ادامه یابد؛ عراق هم نه. مسئله اصلی در عراق مبارزه با داعش است. در این جنگ حتی ایران “درکنار” غرب با داعش می جنگد. ضربه به ایران یعنی ضربه به دولت حاکم عراق و فرو بردن عراق در آنچنان هرج و مرجی که آن سرش ناپیداست. پس تنها می ماند یمن. جائی که ایران بدلیل نبود ارتباط زمینی، نمی تواند حمایت تسلیجاتی و لجستیکی لازم را از شعیان یمن انجام دهد. در صورت مداخله امریکا با قدرت دریائی اش، هرگونه ارتباط آبی ایران با یمن هم قطع خواهد شد. شکست طرفداران جمهوری اسلامی در یمن، می تواند از گسترش ناآرامی ها و جنبش شیعیان بحرین کاسته و حتی جلوی آن را بگیرد. آما اینده بهتر نشان خواهد داد که غرش توپ و تانک و موشک ابتدا در کجا آغاز می شود؟

 

تنها یک همبستگی ملی و گسترده در سطح کشور است که می تواند صدای دیگری را ندا داده، به گوش مردم ایران و جهانیان رسانده و خطر را از کشورمان دور نماید. در این لحظه تاریخی دو سیاست می تواند به این استراتژی ضربه بزند. الف- آن سیاستی که مسبب اصلی ایجاد تشنج در منطقه را اسرائیل، امریکا و عربستان دانسته و خواسته یا نخواسته در کنار جمهوری اسلامی قرار می گیرد. این که این کشورها بر اساس منافع ملی خود عمل کرده و حتی سیاست های توسعه طلبانه ای را در منطقه اجرا می کنند، سرجایش مهم بوده و در جای دیگر می توان به آن پرداخت. اما سیاستی که با “شعار ملی و میهنی” می خواهد با فشار به امریکا جلوی جنگ را بگیرد، لاجرم نوک تیز حمله اش را نه بسوی جمهوری اسلامی، بلکه به بخشی از اپوزیسیون که خواهان ایرانی آزاد، دمکراتیک و جدائی نهاد دین از نهاد دولت است نشانه خواهد گرفت. ب- آن نیروهائی که بدون حضور مردم در صحنه و وجود جنبشی مردمی و دمکراتیک، فکر می کنند تنها با کمک کشورهای بیگانه می توان به عمر این نظام پایان داد. این نیروها هم به اپوزیسیون مستقل و دمکرات و مخالف حکومت حمله می کند. این جاست که حفط همبستگی و همکاری بین تمامی نیروهای مستقل و دمکرات و مخالف حکومت، برای جایگزینی جمهوری اسلامی با نظامی دمکراتیک و سکولار منتخب مردم، وظیفه ای تاریخی است.

تنها یک همبستگی گسترده در سطح ملی است که توان دارد تا با بعقب نشاندن جمهوری اسلامی برای تغییر سیاست منطقه ای اش، خطر را از ایران دور نماید. نظام تا کنون نشان داده حاضر است از کیسه مردم هزینه دهد، و هر آنگاه که نوبت هزینه دهی خودش برسد جام زهر را بسر کشد. بیائیم این بار حکومت را مجبور کنیم که هرچه زودتر جام زهر را نوش جان کند.

منوچهر مقصودنیا

۱۰اسفند ۱۳۹۵

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سم ساز اعظم، فصل هفتم: سقوط کرد یا پرید؟

«تنها یک سخن در میانه نبود: آزادی!» بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت بیست و ششمین سالروز درگذشت احمد شاملو

پیام تسلیت حزب دمکراتیک مردم ایران: در سوگِ حسن شمس

از «طبقه در خود» تا «طبقه برای خود»؛ بازخوانی یک مسئله فراموش‌شده

تبریک به ملت اسپانیا؛ قهرمانی شایسته در جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶

سم‌ساز اعظم – فصل ۶: هیچ‌گونه مداخله‌ای در این پروژه، یعنی ام‌کی-اولترا، مجاز نیست.