سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۱۸

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۸

“لیبرالیسم نو” چیست؟

تعريفى به ياد ماندنى از اين روند از آن ماركوس در (مقابله ى ميان قاره اى براى بشر و عليه ليبراليسم نو) در اگوست 1996 در چياپاس است كه گفت: "چيزى كه (جناح) راست پيشنهاد مى كند تبديل دنيا به يك مركز خريد بزرگ است كه در آن مى توانند سرخ پوستان را در اين جا، و زنان را در آن جا بخرند ..." و مى توانست بيفزايد كودكان، مهاجران، كارگران يا حتا كل يك كشور را چون مكزيك.

“لیبرالیسم نو” مجموعه اى از سیاست هاى اقتصادى است که به تقریب ۲۵ سال گذشته رایج شده است. گرچه این واژه در ایالات متحد به ندرت شنیده مى شود، ولى مى توانید تاثیر آن را به وضوح در این جا ببینید، آن چنان که ثروتمند، ثروتمندتر و تهى دست، تهى دست تر مى شود.
“لیبرالیسم” مى تواند شامل عقیده ى سیاسى، اقتصادى یا حتا دینى بشود. در ایالات متحد لیبرالیسم سیاسى برنامه اى براى جلوگیرى از درگیرى اجتماعى است، که به تهى دستان و کارگران به مثابه (برنامه اى) مترقى در قیاس با جناح محافظه کار با جناح راست ارائه شده است. لیبرالیسم اقتصادى متفاوت است. سیاستمداران محافظه کار که مى گویند از “لیبرال”ها نفرت دارند، منظورشان گونه ى سیاسى آن است و مشکل جدى با لیبرالیسم اقتصادى از جمله لیبرالیسم نو ندارند.
“نو” به این معناست که ما درباره ى گونه ى جدیدى از لیبرالیسم سخن مى گوییم. پس گونه ى کهن چه بود؟ مکتب اقتصادى لیبرال زمانى در اروپا شهرت یافت که آدام اسمیت، اقتصاددان انگلیسى، در ۱۷۷۶ کتابى را به نام ثروت ملل چاپ کرد. او و دیگران طرفدار الغاى دخالت حکومت در اقتصاد بودند. او مى گفت: “هیچ محدودیتى بر تولید، هیچ مانعى بر تجارت، هیچ تعرفه اى، تجارت آزاد بهترین راه براى پیشرفت اقتصاد کشور است.” این استفاده از فردگرایى کار و کسب “آزاد” و رقابت “آزاد” را ترغیب مى کرد که به معناى آزادى سرمایه داران براى کسب سودهاى کلان تا جایى که مى خواهند بود.
لیبرالیسم اقتصادى در ایالات متحد در سال هاى ۱۸۰۰ و اوایل ۱۹۰۰ رواج داشت. سپس رکود بزرگ دهه ى ۱۹۳۰، اقتصاددانى به نام جان مینارد کینز+++ را به نظریه اى رهنمون شد که لیبرالیسم را به مثابه ى بهترین سیاست براى سرمایه داران به چالش طلبید. او گقت: در اصل اشتغال کامل براى رشد سرمایه دارى ضرورى است و تنها در صورتى قابل حصول است که حکومت ها و بانک هاى مرکزى در بالا بردن اشتغال مداخله کنند. این نظر تاثیر بسیار زیادى بر “برنامه ى جدید” پرزیدنت روزولت داشت، که زندگى بسیارى از مردم را بهبود بخشید. این باور که حکومت باید مصلحت عمومى را پیش ببرد، به طور گسترده پذیرفته شد.
اما بحران هاى سرمایه دارى در ۲۵ سال گذشته، همراه با نرخ رشد تقلیل یافته اش، الهام بخش سرآمدان شرکت ها شد تا لیبرالیسم اقتصادى را احیا کنند. این چیزى است که آن را “نو” یا جدید مى سازد. اکنون با جهانى سازى سریع اقتصاد سرمایه دارى، ما ناظر لیبرالیسم نو در سطحى جهانى هستیم.
تعریفى به یاد ماندنى از این روند از آن مارکوس در (مقابله ى میان قاره اى براى بشر و علیه لیبرالیسم نو) در اگوست ۱۹۹۶ در چیاپاس است که گفت: “چیزى که (جناح) راست پیشنهاد مى کند تبدیل دنیا به یک مرکز خرید بزرگ است که در آن مى توانند سرخ پوستان را در این جا، و زنان را در آن جا بخرند …” و مى توانست بیفزاید کودکان، مهاجران، کارگران یا حتا کل یک کشور را چون مکزیک.

لیبرالیسم نو مشتمل است بر:
۱. قانون بازار. آزاد کردن کار و کسب “آزاد” یا کار و کسب خصوصى از هر گونه محدودیتى که حکومت (دولت) تحمیل کرده است، مهم نیست که باعث چه میزان زیان اجتماعى مى شود. باز بودن بیشتر به روى تجارت و سرمایه گذارى بین المللى، مانند نفت، کاهش دستمزدها از طریق غیرمتشکل کردن کارگران و حذف حقوق کارگران که در پى سال هاى طولانى مبارزه، کسب شده بود. هیچ گونه کنترل قیمت. در کل، آزادى مطلق حرکت براى سرمایه، محصولات و خدمات. براى این که متقاعد شویم که این براى ما خوب است، مى گویند: “بازارى کنترل نشده بهترین راه براى بالا بردن رشد اقتصادى است که در نهایت به نفع همگان است.” این مشابه اقتصاد تریکل ـ داون۳ و ساپلاى ـ سابد۴ ریگان است. اما به دلیلى ثروت خیلى منتقل نمى شود.
۲. قطع کردن هزینه ى عمومى خدمات اجتماعى. مانند آموزش و پرورش و مراقبت هاى بهداشتى، تقلیل حمایت از تهى دستان و حتا نگهدارى جاده ها، پل ها، ذخیره ى آب … همه به نام کم کردن نقش حکومت. البته آنها درباره ى سود یارانه ها و مالیات با حکومت مخالفت نمى کنند.
۳. حذف نظارت دولت. تقلیل نظارت دولت بر هر چیزى که مى تواند از سود بکاهد، از جمله حفظ محیط زیست و امنیت کار.
۴. خصوصى سازى. فروش شرکت ها، کالاها و خدمات متعلق به دولت به سرمایه گذاران خصوصى. این شامل بانک ها، صنایع کلیدى، راه آهن ها، بزرگراه ها، برق، مدارس، بیمارستان ها و حتا آب شیرین مى شود. خصوصى سازى اگر چه اغلب به نام بازدهى بیشتر، که موردنیاز است، انجام مى شود ولى به طور عمده نتیجه اش تمرکز ثروت در دست هاى محدودترى و بهاى هرچه بیشترى براى نیازهاى مردم است.
۵. محو مفهوم “مصلحت عمومى“ یا “جامعه” و جایگزین کردن آنها با “مسوولیت فردى”. وادار کردن تهى دست ترین مردم یک جامعه به یافتن راه حل هایى براى فقدان مراقبت بهداشتى، آموزشى و امنیت اجتماعى شان توسط خودشان، سپس در صورت شکست خوردنشان، متهم کردن آنها به این که “تنبل اند”.
در سراسر جهان، لیبرالیسم نو را موسسه هاى مالى قدرتمندى چون صندوق بین المللى پول، بانک جهانى و بانک توسعه ى قاره ى آمریکا تحمیل کرده اند. لیبرالیسم نو در سراسر آمریکاى لاتین شیوع پیدا کرده است. اولین نمونه ى روشن آن در عمل در شیلى (به برکت اقتصادان دانشگاه شیکاگو، میلتون فریدمن)، پس از کودتاى مورد حمایت سى. آى. ا، علیه دولت انتخابى آلنده در ۱۹۷۳ بود. سایر کشورها پشت سر آن بودند. مکزیک با بدترین تاثیر که دستمزدها ۴۰ تا ۵۰ درصد در اولین سال نفتا۵ افت کرد، در حالى که هزینه ى زندگى تا ۸۰ درصد بالا رفت. در مکزیک بیش از ۰۰۰/۲۰ شغل کوچک ورشکست شد و بیش از ۱۰۰۰ شرکت متعلق به دولت، خصوصى شد. همان گونه که دانشمندى مى گوید: “لیبرالیسم نو به معناى استعمار نوى آمریکاى لاتین است”.
در ایالت متحد، لیبرالیسم نو برنامه هاى رفاه اجتماعى را نابود مى کند، به حقوق کارگران (از جمله کارگران مهاجر) حمله مى کند و برنامه هاى اجتماعى را تقلیل مى دهد. “پیمان” جمهورى خواهان درباره ى آمریکا به تمامى نو ـ لیبرالیستى است. حامیان آن به شدت کار مى کنند تا حمایت از کودکان، جوانان، زنان، سیاره ى ما … را نفى کنند و مى کوشند تا ما را بفریبند تا با گفتن این که این باعث خواهد شد تا “دولت دست از سر من بر دارد”، آن را بپذیریم. افراد ذى نفع از لیبرالیسم نو اقلیتى از مردم جهان اند. براى اکثریت گسترده اى رنجى بیش از پیش به همراه مى آورد. رنجى بدون دستاوردهاى کوچک و صعب الحصول شصت سال گذشته، رنجى بى پایان.

زیرنویس ها:
۱. Elizabeth Martinez: الیزابت مارتینز از فعالان قدیمى حقوق مدنى و نویسنده ى کتاب هاى متعددى است، از جمله ۵۰۰۰ سال تاریخ شیکاگو در تصویر.
۲. Arnoldo Garcia: آرنولدو گارسیا عضو کمیته ى امیلیانو زاپاتا، و عضو وابسته ى کمیسیون ملى براى دمکراسى در مکزیک است.
۳. Tricke Down: نظریه اى که معتقد است مزایاى مالى داده شده به کار و کسب بزرگ به نوبت به کارهاى کوچک تر و مصرف کنندگان منتقل مى شود.
۴. Supply Sabd: نظریه اى اقتصادى مبنى بر این که کاهش نرخ مالیات به سود بیشتر، پس انداز بیشتر و سرمایه گذارى بیشتر کمک مى کند و از این طریق فعالیت اقتصادى و کل درآمد ملى مشمول مالیات را افزایش مى دهد.
۵. نفتا. سیاست اقتصادى تحمیل شده بر مردم شیلى و همه آمریکاى لاتین پس از کودتاى آمریکایى اگوستینو پینوشه در ۱۹۷۳.

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۳۸۳ ۱۰:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن