سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۷:۵۴

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۴

مانیفست روشنگری فلسفه کانت

کانت، قدی کوتاه، مغزی بزرگ .
کانت نظریه اخلاق خود را آزاد ازمعیارهای دینی تعریف نمود. او پایه گذاراخلاقی است که ماورای دین و نرم های اخلاقی قراردارد و تنها روی منطق عقل گرایی بناشده است. وی می گفت که تمام مفاهیم اخلاقی، جا و منبع خود را درعقل دارند. درنظر کانت گرچه ادیان گوناگونی وجود دارند، ولی تنها یک نوع اخلاق وجوددارد

کانت، مخلص روسو، دوستدار اپیکور، راهنمای اینشتین
امانوئل کانت، نخستین نماینده فلسفه کلاسیک آلمانی، خالق مهمترین مانیفست روشنگری اروپایی در بیش ازدوقرن پیش است. اوبین سالهای ۱۸۰۴-۱۷۲۴ میلادی درشرقی ترین نقطه دولت پروس در روسیه امروزی بدنیا آمد وهیچگاه شهرمحل تولد خودراترک ننمود؛ گرچه دردانشگاه جغرافیای جهانی درس میداد! اوتاکنون پرخواننده ترین فیلسوف غرب بوده است. ازطریق او روشنگری آلمان به نقطه اوج خودرسید. لنین می نویسد که مشخصه فلسفه کانت، کوشش اوبرای آشتی ایده آلیسم وماتریالیسم بود. مورخین چپ، اخلاق هومانیستی اورا صوری ومجازی نامیدند، گرچه تئوری تشکیل جهان وی دیالکتیکی- ماتریالیستی است. هیچ کس پیش ازاو آن چنان عمیق درباره توانایی و تحقیق پیرامون شناخت انسان کوشش ننمود.
بیوگرافی نویسان درباره کانت می نویسند که درازی قدش فقط ۱۵۰ سانتیمتر بود و جثه ای غالبا بیمار داشت. اوفرزند چهارم دریک خانواده ۱۳ نفری بود و پدرش درشهر کونیگزبرگ، زین ساز و جل دوز بود. کانت دردانشگاه، ریاضیات وعلوم تجربی تحصیل کرده بود و پیش ازاشتغال به رشته فلسفه، چندین کتاب درباره علوم تجربی، ریاضیات وعلم منطق نوشت. علاقه اوبه فیزیک مدرن موجب استفاده از ریاضیات وعلوم تجربی درکارها یش گردید. وی می گفت که وظیفه عمومی دولت تربیت شهروندان برای درک آزادی است. درزمان کانت، سرزمین آلمان زیرنفوذ امیران، حاکمان، شاهزاده گان، ونیمه فئودال ها بود. کانت درسال ۱۷۵۶ استادمنطق ومتافیزیک دردانشگاه شهرکونیگزبرگ گردید.
آثارفلسفی تاریخی کانت دررابطه باآثارروشنگرانه متفکری بنام “هردر” خوشبینانه و ترقی خواهانه تر بودند. کانت ضد راسیونالیسم بی رنگ “وولف” و ضد شک گرایی هیوم کوشش نمود. وی فلسفه انتقادی خود را با تحول کوپرنیکی درعلم نجوم مقایسه می کرد وآنرایک انقلاب فکری نامید؛ چون درکشف کوپرنیک گفته شد که درحالی که سیارات ثابت هستند، انسان درروی کره متحرک و گردون به آنان می نگرد ونه بر عکس. ازتفکرفلسفی کانت نیروهای روشنگری گوناگونی سرچشمه گرفتند. وی می گفت که روشنگری میان مردم زمانی ممکن است که آزادی، کالایی عمومی ومورداستفاده عقل گردد. کانت گرچه طرفدارانقلاب فرانسه درسال ۱۷۹۵ بود ولی درآلمان پروسی، رفرم و اصلاحات راتوصیه میکرد. به سبب فعالیتهای ضدمسیحی اش، شورای سلطنتی دولت پروس درسال ۱۷۹۶ به وی اخطار نمود که دست ازفعالیت های ضد دینی بردارد و گرنه به سیاهچال می افتد.
درآغازقرن ۱۹ ، فلسفه انتقادی، مکتب حاکم درمنطق زبان آلمانی بود، وبعدهازیرشعار “بازگشت به کانت”، شکل تئوری شناخت بخودگرفت. کانت درآغازکوشید تا واسطه ای میان طرفداران لایبنیتس و طرفداران دکارت گردد. دکارتی ها با تکیه بر بورژوازی نوپا، ازموضعی ماتریالیستی به فعالیت علیه مذهبیون مدرسی و اسکولاستیک پرداختند. غیرازتاثیر روی ادبیات، بدون شناخت فلسفه کانت، درک آثار ادبی شیلر، شاعرمعروف آلمانی، غیرممکن است. کانت بعدها روی متفکران دیگری مانند نیچه، هگل، شوپنهاور، شلینگ، فیشته، و هایدگر نیزاثرگذاشت. اومی گفت که شناخت قوانین طبیعی باکمک علوم تجربی تنها با تکیه برنظرات نیوتن ممکن است. نظرات کانت درباره مقوله های زمان ومکان مقدمات تئوری نسبیت اینشتین شدند. ازنظرسیاسی کانت جنگ را محکوم می کرد و آنرا خلاف عقل عملی انسان میدانست. او آن زمان ایالات متحده آمریکا را بهترین سیستم فدرال درمقابل اروپای شاه نشین و حاکم گرا، می دانست. تضادهای عقل انتقادگرای کانت موجب دیالکتیک درکار فیشته، شلینگ و هگل گردید. موسی مندلسن، کانت را نماینده متافیزیک عقل گرای روشنگری نامید که همچون آسیابانی به خرد کردن ومخلوط نمودن همه نظرات می پردازد. کانت می گفت که روسو خوشبینی، ترقی خواهی، اخلاقگرایی وروشنگری انتقادی را به او آموخته است. او پیرامون پیچیدگی نوشته هایش می گفت: متخصصان باید آثاراورابرای مردم عامه قابل فهم نمایند. هاینه به انتقاد ازآثارکانت می گفت مقلدان بی سواد اوباعث این خرافات شدند که اگر متفکری ساده وعامه فهم بنویسد، فیلسوف محسوب نمیشود. کانت، آموزگار آزادی و پایه گذار فلسفه اخلاق براساس عقل محض است. فریدل دررابطه باآثار کانت می نویسد که انسان بعنوان موجودی شناختمند، قانونگذارجهان خارجی است و بعنوان موجودی اخلاقگرا، قانونگذاری برای رفتار وکردار خود می باشد.
کانت درکتاب مهم اش یعنی ” نقد عقل محض” خودرا با متافیزیک و مسائل شناخت سرگرم نمود. او می گفت که هیچ چیز عقلی بدون اینکه قبلا ازطریق قوای حسی درک شده باشد، وجودندارد؛ چون قوانین طبیعی وابسته به ذهن قضاوت کننده هستند وآن عقل ما است که به طبیعت، قوانین اش را نسبت می دهد و یا معرفی می نماید، وشناخت هایی وجود دارند که برپایه تجربه انسان نیستند چون در انسان غریزا قوای شناخت خاصی وجود دارد. اوآنرا عقل محض نامید، یعنی شناختی که ماورای تجربیات انسان هستند. کانت می نویسد که نه شناخت انسان براساس اشیاء است بلکه اشیاء خود را با شناخت انسان تطبیق می دهند. این نظررا او تحول کوپرنیکی فلسفه خود نامید و آن را به انسانی تشبیه نمود که روی کره چرخان وگردان به ستاره هایی ثابت درکائنات می نگرد، قبل از کوپرنیک فکر می کردند انسان درجای ثابتی ایستاده و سیارات به دوراو می چرخند. کانت همچنین ادامه می دهد که بینش ها و مفاهیم به تنهایی شناخت نیستند، بلکه فقط چیزهایی که متکی به تجربه باشند، می توانند موضوع شناخت باشند. اشاره کانت به غریزی بودن بخشی از پروسه شناخت انسان، امروزه بخش مهمی از تئوری شناخت است. کانت حتی شناختی که خودرا بااخلاق، زیبایی، تاریخ و غیره سرگرم کند، متافیزیکی می دانست. اوپایه گذارمقدمات متافیزیکی تئوری شناخت است، که مرزهای شناخت رادر تجربه دنبال میکند. درجواب چگونه انسان به شناخت می رسد، کانت میگفت که باید عقلگرایی و تجربه گرایی راباهم ترکیب نمود. او مدعی بود که انسان دراصل قادر به شناخت خود نیز نیست. امروزه اشاره می شود ازآنجایی که کانت مرزهای محدود شناخت رانشان داد، درهایی برای عقیده دینی باز نمود .
کانت نظریه اخلاق خود را آزاد ازمعیارهای دینی تعریف نمود. او پایه گذاراخلاقی است که ماورای دین و نرم های اخلاقی قراردارد و تنها روی منطق عقل گرایی بناشده است. وی می گفت که تمام مفاهیم اخلاقی، جا و منبع خود را درعقل دارند. درنظر کانت گرچه ادیان گوناگونی وجود دارند، ولی تنها یک نوع اخلاق وجوددارد. او مسیحیت راازنظر اخلاقی آن زمان کامل ترین دین می دانست. وی می نویسد که قوانین اخلاق، انسان را وادارمی کنند که خلاف تمایلا تش تنها بخاطر انجام وظیفه، عمل کند.
کانت در کتاب “نقدنیروی قضاوت” درسال ۱۷۹۰ به بحث پیرامون احساس، طبیعت و زیبا شناسی پرداخت. اوتجربه زیبا شناسی را به سبب وحدتی از عقل واحساس می دانست و می گفت که هیچ چیز طبیعتا زشت ویا زیبا نیست بلکه احساسات انسان است که آنرا زشت و یا زیبا درک می کنند و در زیبایی، کیفیت مهم است و در متعالی بودن، کمیت، یعنی نیرو، عظمت، وشکوه؛ و زیبایی موجب علاقه وتمایل میشود، و متعالی بودن باعث تعجب، احترام، و توجه. پیش ازاو فلسفه دگماتیک میخواست تادر زیبایی یک عنصر عینی بیابد ولی کانت تقدم را به عنصر ذهنی و شخصی داد.
کانت همیشه علاقه خاصی به موضوعات متافیزیک فلسفه زمان خودداشت. اودرسال ۱۷۸۱ درکتاب “نقدعقل محض” خود را با اصول متافیزیک فلسفه نظری و عملی، سرگرم نمود. متافیزیک مورد نظر کانت، علم و دانش و منبع و مرزهای عقل انسان رامورد بحث قرارداد. او می گفت نه وجود خدا را می توان ثابت نمود ونه می توان آنرا نفی کرد. درنظراو متافیزیک بعنوان علم الاشیاء غیرممکن است. وی می گفت که سه پرسش مهم متافیزیک درباره خدا، آزادی، و ابدیت، را عقل نمی تواند جواب بدهد، چون آنان ورای تجربه عینی انسان هستند. عقل انسانی همیشه کوشیده است تا ازمرزهای تجربه بگذرد وخالق ایده هایی باشد که ورای تجربه هستند و چون عقل درباره وجود خدا نمی تواند پاسخی روشن بدهد و جوابی به سئوال آیا روح ابدی است، وآیا آزادی اراده وجود دارد؟ متافیزیک سنتی اهمیت و شورخود را ازدست داده است.
اهمیت جهانی فلسفه کانت درطرح ۴ پرسش زیراست:
امکان چه دانشی برای انسان وجوددارد؟
ماچه وظایفی داریم؟
چه امیدهایی میتوان داشت؟
انسان کیست یا چیست ؟
در نظرکانت، جواب پرسش اول را متافیزیک و جواب پرسش دوم را اخلاق، و جواب پرسش سوم را دین، و جواب پرسش چهارم را، باید سه جواب دیگر پاسخگو باشند.
درنظرکانت طبیعت وحدتی است ازتمام ظواهر که بصورت قانونمندی تنظیم شده است و تمام بینش ها و نظرهای تجربی ما در چهارچوب مکان وزمان بوجود می آیند و عقل شامل فرم های شناخت است، که فرمهای بینشی مکان وزمان هستند. ارسطو فرم های تفکررا مقوله نامید. مفاهیم زبانی ما در باره خیر و شر و یا خوب و بد، متکی به تجربه نیستند، بلکه بینش های ما اززمان و مکان هستند، و یا وابسته به آنان می باشند. امروزه مورخین تاریخ فلسفه، کانت را معمار واستاد عقل محض و استاد ساختمانی عظیم ازتفکر می دانند. آنان می گویند که نمی توان بخش هایی ازآن ساختمان راجدا نمود و مورد نقد قرارداد. توضیح دیگرآن که مجموعه آثار ۲۳ جلدی کانت درسال ۱۹۵۵ منتشرگردید.

تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد, ۱۳۸۸ ۰:۳۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!