سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۹:۵۷

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۷

مردان شورشی و زنان ناراضی

از رمانتیک آنارشیسم تا دگماتیسم استالینیسم.

کروپتکین چون تحقیقات زیادی در رفتار شناسی کرده بود مدعی بود که میان جانداران در روی کره زمین خصوصیت کمک متقابل وجود دارد. او قانون تکامل انسان و سعادت جویی او را عامل کوشش برای دستیابی انسان به آزادی میدانست. او میگفت که انسان همچون طبیعت دائم در حال تغییر و تکامل است چون ایستا بودن موجب مرگ و نیستی موجود میشود. در نظر او آزادی فرد در تاریخ تکامل طبیعت و جهان آخرین قدم منطقی پیشرفت انسانی است

طبق نظز فمنیست های آنارشیست،  طرح آنارشیستی مردان برای تکمیل برابری حقوق زن و مرد در جامعه بورژوایی ناکافی است. سه نماینده مهم تئوری آنارشیستی عبارتند از پرودن، باکونین و کروپتکین. ادعای زنان آنارشیست امروزی اینست که این سه تن درعمل نه آنارشیست بودند و نه فمنیست و مثل سایر مردها ساختار سنتی پدرسالاری را در زندگی خصوصی خود اعمال میکردند. هر سه متاهل بودند، گرچه باکونین و کروپتکین ازدواج را نفی میکردند، زنانشان بسیار جوانتر از خود آنان بودند و شرکتی در مبارزه آنارشیستی آنزمان نداشتند. با این وجود کروپتکین از دو تن دیگر بیشتر مدافع برابری حقوق زن و مرد بود.

مهمترین زنان جنبش آنارشیستی عبارتند از – لویزه میشل فرانسوی، مبارز کمون پاریس، اما گلدمن، یهودی آلمانی تبار روس، ورا فیگنر روس، ولتیره د کلیر آمریکایی، و ایتو نئوی ژاپنی. خانم  اما گلدمن مینویسد که یکروز مهمان کروپتکین بود. در حالیکه با او بحث داغی داشت، زن جوان اش در فاصله چند متری نشسته بود و لباسهای دختر کوچکش را گلدوزی میکرد.

امروزه در باره سه متفکر مرد آنارشیست نامبرده اشاره میشود که تئوری آنان معلول سالهای تجربه عملی شان در مبارزه خیابانی بود و مطالعه بیوگرافی آنان ارزش مهمی برای شناخت مدل نظری آنان دارد. به این دلیل من در اینجا اشاره کوتاهی به زندگی کروپتکین، آنارشیست معروف روس می کنم.

    کروپتکین، اشرافزاده روس، پایه گذار آنارشیسم کمونیستی است. او در سالهای ۱۹۲۱-۱۸۴۲ زندگی کرد. گرچه از خانواده ای ثروتمند برخاسته بود، اما در روسیه تزاری، هیچ پست و مقام سیاسی به او واگذار نشد.

فمنیست ها اشاره میکنند که نظریه های وی در باره انسان بطورعام است و نه برای جنس خاصی مثل زن. کروپتکین شیفته آثار و نظرات پرودن و باکونین بود. در یکی از آثارش با عنوان “رفاه برای همه” به جامعه انسانی و نقش زن نیز اشاره میکند. او می گفت که نقش زن و مرد در جامعه بورژوازی، بیولوژیک و غریزی نیست بلکه اجتماعی و کسبی است.

از جمله اصلاحات پیشنهادی او برای زنان این بود که میگفت  رنج کار خانگی زنان باید از طریق ماشین و اتومات ها کاهش یابد و کار جمعی سازماندهی شده باید زنان را از رنج تنهایی و گوشه گیری در خانه و شبستان و آشپزخانه بیرون آورد.

در بیوگرافی کروپتکین آمده که رفرمهای اجتماعی که از آلکساندر دوم،  تزار روسیه،  انتظار میرفت، بر اثر بوروکراتی ارتجاعی،  با شکست روبرو شدند. کروپتکین در سال ۱۸۶۷ در شهر پتروگراد، پایتخت روسیه تزاری آنزمان، به تحصیل رشته جغرافی و ریاضیات پرداخت ولی به دلیل فعالیتهای سیاسی به سیبریه تبعید شد و بقول خودش در آنجا آنارشیست گردید.

بعلت قطع کمک مالی پدرش به او، وی یک زندگی دانشجویایی فقیرانه اسپارتی را گذراند. بعد از بازگشت از تبعید همچون سایر نارودنیکهای خلقگرا کوشید تا از طریق کار تخصصی مانند معلمی، پرستاری و مبلغ سیاسی یا از طریق علم و دانش و فن به مردم روستاها کمک کند.

سرانجام او در سال ۱۸۷۲ برای آشنایی با افکار سوسیالیستی به سوئیس فرار نمود. بعد از بازگشت از سوئیس به محفل چایکوفسکی پیوست. نارودنیکها یکی از جریانات خلقی نیهلیستی بودند که زیر تاثیر آثار تولستوی،  باکونین،  و هرتسن انقلابی شده بودند.

او در سال ۱۸۷۴ دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد ولی بعد از دو سال از زندان فرار نمود و در انگلیس تقاضای پناهندگی نمود و در سال ۱۸۷۸ به سوئیس بازگشت و در آنجا مجله شورش را منتشر نمود و در سال ۱۸۸۲ بعد از سوء قصد به جان الکساندر دوم از سوئیس اخراج شد و به فرانسه فرار نمود و در آنجا دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد. بعد از آزادی از فرانسه به انگلیس رفت و فعالیت تبلیغاتی در باره آنارشیسم کمونیستی نمود. این کوشش او مورد توجه شدید اقشار زحمتکش جامعه انگلیس قرار گرفت.

کروپتکین حین انقلاب اکتبر به روسیه بازگشت ولی بر اثر بیماری و پیری در سال ۱۹۲۱ درگذشت. مراسم میلیونی خاکسپاری او آخرین نمایش قدرت جنبش آنارشیستی روسیه بود. بعد از آن غالب آنارشیست ها یا دستگیر شدند و یا به خارج فرار کردند.

دو اثر مهم کروپتکین – کمونیسم آنارشیستی ؛ اصول و پایه در سال ۱۸۸۸ – و کمک متقابل در جهان انسان و حیوان،  نشر سال ۱۹۰۲ بودند. پیش از کروپتکین از طریق پرودن و باکونین یک سیستم فلسفی سیاسی آنارشیستی وجود داشت. ایدههای کروپتکین زمانی مطرح شدند که مبارزه مسلحانه آنارشیستها بر اثر بمب و ترور موجب عقب نشینی اقشاری از مردم شده بود.

او مدعی بود که توانسته تئوری آنارشیستی را با شناخت علمی با هم متحد کند. کروپتکین چون تحقیقات زیادی در رفتار شناسی کرده بود مدعی بود که میان جانداران در روی کره زمین خصوصیت کمک متقابل وجود دارد. او قانون تکامل انسان و سعادت جویی او را عامل کوشش برای دستیابی انسان به آزادی میدانست. او میگفت که انسان همچون طبیعت دائم در حال تغییر و تکامل است چون ایستابودن موجب مرگ و نیستی موجود میشود. در نظر او آزادی فرد در تاریخ تکامل طبیعت و جهان آخرین  قدم منطقی پیشرفت انسانی است.

در نظر کروپتکین جنبه اقتصادی انقلاب برای پیروزی و مقاومت طبقه انقلابی تعیین کننده است. او مینویسد که جامعه آنارشیستی متکی به تعادل قواست،  بجای دولت یک سیستم فدرالی بر اساس شوراها باید بوجود آید. با کاهش ساعات کار مردم میتوانند دنبال هنر و علم بروند و این دو فقط در دسترس افرادی خاص و متخصصان نخواهد بود.

مهمترین شعار اتوپیستی کروپتکین، از هرکس به اندازه توانایی اش – و به هرکس به اندازه نیازهایش بود. خوشبینی او در آنجاست که مینویسد جامعه آنارشیستی کمونیستی در آینده عملی خواهد شد چون انسان موجودی است اجتماعی و به کمک متقابل میان نوع بشر تمایل دارد.

کروپتکین در مورد جامعه طبقاتی مینویسد که دولت نفعی برای مردم ندارد و تنها نقش آن جنگ طلبی و خشونت با مردم است. او مخالف دمکراسی پارلمانی نیز است چون آن فقط مدافع منافع حاکمان است و ناتون برای تضمین آزادی فرد.

در نظر کروپتکین در نظام سرمایه داری حقوق پایه ای دمکراتیک فقط ظاهری هستند و تا زمانی مطرح میشوند که مخالف منافع استثمارگران نباشند. از جمله آزادی تجمع و آزادی مطبوعات و یا تضمین مکاتبات محرمانه بین مردم.

در نظر کروپتکین سیستم اقتصاد کاپیتالیستی  قوی ترین ابزار برده نمودن انسان است. مالکیت شخصی وسایل تولید و مالکیت زمین همه دزدی هستند. او سوسیالیسم مارکسیستی را نیز جانشین مناسبی نمیداند چون در نظر او دولت  جای سرمایه داری خصوصی را در عمل به عهده خواهد گرفت.  وی میگوید که راه خروج از سیستم غیرانسانی کاپیتالیستی،  آنارشیسم است که به لغو مالکیت خصوصی و نظام مزدبگیر و دولت میپردازد.

در نظر کروپتکین انقلاب اجتماعی و سیاسی اجتناب ناپذیر است. هدف آن حذف مالکیت از سرمایه داران است. او در شرایط خاص،  جنگ مسلحانه و تبلیغ عمل از طریق خشونت را وسیله ای مناسب میدانست. کروپتکین با طرح نظریه ” انقلاب مداوم ” تئوری انقلاب آنارشیستی را تا امروزه تحت تاثیر خود قرار داده است.

تاریخ انتشار : ۸ اردیبهشت, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز