سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۷

پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۷

مرگ اپوزیسیون‌های وارداتی؛ زایش مقاومت‌های خودبنیاد از خاک جامعه

در جهانی که مبارزه سیاسی دیگر به بودجه‌های بیگانه یا حمایت‌های مقطعی گره نخورده، تحولی خاموش در حال رخ دادن است: اپوزیسیون‌های وابسته به منابع خارجی، جای خود را به جنبش‌هایی می‌دهند که ریشه در بستر اجتماعی جامعه دارند.
Getting your Trinity Audio player ready...

مقدمه:

در جهانی که مبارزه سیاسی دیگر به بودجه‌های بیگانه یا حمایت‌های مقطعی گره نخورده، تحولی خاموش در حال رخ دادن است: اپوزیسیون‌های وابسته به منابع خارجی، جای خود را به جنبش‌هایی می‌دهند که ریشه در بستر اجتماعی جامعه دارند. این مقاله به نقد ساختار شکننده‌ی گروه‌های وارداتی و تولد مقاومت‌های مستقل می‌پردازد؛ مقاومت‌هایی که نه از دلارهای فرامرزی، بلکه از اراده‌ی جمعی مردمان سر برآورده‌اند.

فروپاشی چرخه وابستگی: بحرانی ساختاری 

اپوزیسیون‌هایی که حیاتشان به جریان بودجه‌های خارجی گره خورده، با کوچک‌ترین تلاطم ژئوپلیتیکی به بن‌بست می‌رسند. این وابستگی، ضعف ذاتی این مدل را آشکار می‌کند: ناتوانی در ایجاد پیوندی ارگانیک با نیازهای واقعی جامعه. پروژه‌هایی که بر اساس سفارش‌های سیاسی بیگانه شکل می‌گیرند، همچون ساختمان‌هایی روی شن‌زارند؛ هر موج بحران، پایه‌های سست آن‌ها را فرومی‌ریزد.

اپوزیسیون‌های فست‌فودی: زوال یک الگوی فرسوده 

این گروه‌ها، شبیه به غذاهای آماده‌ی زودگذرند: جذابیت ظاهری دارند، اما فاقد ارزش پایدار. بدون ریشه در خاک واقعیت‌های میهنی، تنها با تبلیغات و حمایت‌های مقطعی زنده می‌مانند. بحران هویت، فقدان استراتژی بلندمدت و ناتوانی در جذب نیروهای اصیل جامعه، سرنوشت محتوم آن‌هاست. اینجا، «مردم» به حاشیه رانده می‌شوند و «دستورکارهای خارجی» به متن می‌آیند.

مقاومت‌های بی‌صاحب: نیروی نوظهور از دل جامعه 

در مقابل، موج جدیدی از جنبش‌ها در حال شکل‌گیری است؛ مقاومت‌هایی خودجوش که نیازی به تایید نهادهای بیگانه ندارند. نمونه‌ی عینی این تحول را می‌توان در جنبش «زن، زندگی، آزادی» مشاهده کرد. این جنبش نه از دفترچه‌های راهنمای خارجی، که از عمق دردهای جمعی جامعه جوانه زد. سه ویژگی کلیدی آن را از مدل‌های وابسته متمایز می‌کند:

– ماهیت افقی: هیچ رهبر متمرکز یا ساختار سلسله‌مراتبی وجود ندارد. هر معترضی خود یک «مرکز فرماندهی» است.

– تکیه بر نمادهای بومی: استفاده از شعارها، اشعار و نمادهایی که تنها در بستر این جامعه معنا می‌یابد؛ از «ژینا» تا شعله‌های آتش در خیابان.

– اقتصاد مقاومتی مردمی: تامین منابع از طریق فروش صنایع دستی زنان معترض، کمک‌های خُرد دیجیتال یا حتی نذری‌های نمادین.

این مقاومت‌ها، همچون ققنوس از خاکستر ناامیدی برمی‌خیزند. آن‌ها نیازی به بودجه‌های کلان ندارند؛ کافی است دختری در خیابان شعری بخواند، جوانی تصویری را در فضای مجازی منتشر کند، یا مادری چراغی پشت پنجره بگذارد. قدرت آن‌ها نه در کیف پول‌ها، که در شبکه‌های نامرئی همبستگی است که از دل کوچه پس‌کوچه‌ها تا اعماق فضای مجازی کشیده شده‌اند.

سرمایه‌های سیاسیِ درون‌زا: زندان‌ها، جامعه مدنی، و دولت‌شهرهای موازی 

سرمایه‌های واقعیِ تغییر در ایران نه در دفترهای خارجی، که در زندان‌ها، جامعه مدنیِ زیرزمینی، و دولت‌شهرهای موازیی است که مردم روزانه می‌سازند. اینها دیاسپورای ملی و مردمی‌اند که دست گدایی به سوی هیچ دولتی دراز نمی‌کنند.

-زندان به مثابه دانشگاه: بسیاری از الیت‌های سیاسی امروز، درس‌های مبارزه را در سلول‌های انفرادی آموخته‌اند.

– جامعه مدنیِ نامرئی: شبکه‌های آموزشی زیرزمینی، رسانه‌های غیررسمی، و نهادهای مردمی که همچون ریشه‌های درخت، در سکوت جامعه را زنده نگه می‌دارند.

– دولت‌شهرهای موازی: ساختارهای خودگردانِ محلی که از مدیریت بحران آب تا آموزش شهروندی را بدون اتکا به حکومت پیش می‌برند.

این مقاومت، نه یک جنبش، که اکوسیستمی زنده است. جوانان در پارک‌ها گرد هم می‌آیند تا «کنفرانس‌های خیابانی» برگزار کنند؛ زنان در کوچه‌ها شبکه‌های مبادله کالا ایجاد می‌کنند؛ و روشنفکران در فضای مجازی، متن‌های ممنوعه را به اشتراک می‌گذارند.

دیاسپارای ملی و دموکراتیک: صدایی از تبعید 

دیاسپورای پراکنده در تبعید ناخواسته، بخشی جدایی‌ناپذیر از سرمایه‌های سیاسی و ارگانیک مردم ایران است. اینان نه گدایان قدرت‌های بیگانه، که بلندگوی مبارزات مردم درون مرزها هستند. با وجود دشواری‌های زندگی در غربت، دست نیاز به سوی هیچ نهاد مافیایی یا قدرت ناپاکی دراز نمی‌کنند.

– سخنگویان بی‌صدا: دیاسپورا در زمان مناسب، بازتاب‌دهنده فریادهای خاموش داخل کشور خواهد بود.

– پل ارتباطی: انتقال تجربه‌های دموکراتیک و اتصال جنبش‌های داخلی به جریان‌های جهانی عدالت‌خواهی، بدون وابستگی به دولتها.

– حافظان فرهنگ مقاومت: تولید محتوا، مستندسازی جنایات، و حفظ پیوندهای زبانی و هویتی میان نسل‌ها.

این دیاسپورا، برخلاف اپوزیسیون‌های فست‌فودی، مشروعیت خود را نه از چک‌های سفارتخانه‌ها، که از همبستگی با مردم داخل می‌گیرد. آن‌ها می‌دانند که تغییر واقعی تنها زمانی رخ می‌دهد که ریشه در خواست‌های اصیل جامعه داشته باشد.

عصر مقاومت‌های خودگردان: پایان سلطه الگوهای کهنه 

این جنبش‌ها، منطق سنتی مبارزه را بازتعریف می‌کنند:

– اقتصاد مقاومتی: تامین مالی از طریق کمک‌های خرد مردمی، فروش محصولات فرهنگی یا استفاده از فناوری‌های مالی نوین.

– سازماندهی افقی: نبود سلسله مراتب خشک و تصمیم‌گیری جمعی.

– پیوند با جامعه: تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره مردم، نه نهادی جداافتاده.

این مدل، حتی تحت سخت‌ترین فشارها نیز به حیات ادامه می‌دهد، چرا که بقای آن نه به یک مرکز خاص، که به شبکه‌ای از گره‌های به هم پیوسته وابسته است.

نتیجه‌گیری: به سوی جبهه نجات ملی 

افول اپوزیسیون‌های وارداتی، نه یک شکست، که فرصتی تاریخی است. فرصتی برای زایش مقاومت‌هایی که از دل دردهای واقعی جامعه می‌جوشند؛ مقاومت‌هایی که مشروعیت خود را نه از امضاهای دیپلماتیک، که از حمایت خاموش مردمی می‌گیرند که هر شب آرزوی فردایی بهتر را در سر می‌پرورانند.

جبهه نجات ملی نه با بیانیه‌های پرطمطراق، که با خشت‌های کوچکِ این دولت‌شهرهای موازی ساخته می‌شود:

– گذار به حکمرانی ملی و دموکراتیک، با تکیه بر نهادهای مدنیِ ریشه‌دار.

– اقتصاد دانش‌بنیانِ توسعه‌یافته، متکی بر استعداد جوانانی که امروز یا در زندان‌اند یا در خیابان.

– عدالتی که نه از بالا، که از متن بازارهای محلی و تعاونی‌های خودگردان می‌جوشد.

حاکمیت و اپوزیسیون‌های فست‌فودی، غرق در توهم مهارِ مطلق، غافل از آنند که نسل جدیدی از الیت‌ها در حال تولد است: الیت‌هایی که نه در سالن‌های کنفرانس، که در سلول‌های زندان، پشت چرخ خیاطی کارگاه‌های زیرزمینی، و در قلب شبکه‌های مردمی تربیت می‌شوند. فردایی که اینان می‌سازند، نه با تحریم و دلالی، که با دانش، عدالت، و مشارکت جمعی رقم خواهد خورد.

پینوشت

-این متن نه پایان که آغازی است برای اندیشیدن به اشکالی نوین از مبارزه که در آن، هر شهروند عادی می‌تواند سنگ بنای تغییر باشد. مقاومت‌های خودبنیاد، همچون نهال‌هایی که از ترک‌های سنگ‌ها می‌رویند، ثابت می‌کنند که امید، هرگز نیاز به مجوز ندارد.

-این متن با استفاده از چارچوب‌های تحلیلی و اصطلاحات اختصاصی من تولید شده و تمام حقوق محتوایی آن محفوظ است

-هر واژه‌ای که نوشتم، با قلمی لرزان اما قلبی استوار بر کاغذ آمد

منبع:

https://t.me/hamidasefichannel2

تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن, ۱۴۰۳ ۱:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بحران اقتصادی ایران!

 در سوگ ایرج؛ صدایی که در خاطره ایران ماند

سی‌وهشت سال پس از کشتار ۶۷؛ خاوران هنوز شهادت می‌دهد

جاسوس اسرائیل در داخل سازمان ملل…

اودیسه‌ی اخلاق

آیا دوستان امروزی جمهوری اسلامی دشمنان فردای او خواهند شد!