سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۱۶

پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۶

معنی آمدن احمدی نژاد

احمدی نژاد خوب فهمیده است که رد صلاحیت او توسط این نهاد ولایی، خود نوعی از سرمایه گذاری سیاسی برای فرداست. زیرکی او به این است که می داند ولایتمداری دیگر آینده‌ای ندارد و آفتاب آن رو به غروب گذاشته و طشتش در حال فروافتادن از بام است. معنی آمدن او همین است. اگرچه او نسبت به پایگاه گذشته‌ پوپولیستی خودش دچار توهم است و خوش خیالانه گمان دارد که می تواند زیر علم اسلام ناسیونالیستی ایرانی از دیگر حریفان اسلام محور خود گوی پیروزی برباید، اما در وقوف یابی‌اش به انزوای ولایت در جامعه انصافاً برحق است.

Getting your Trinity Audio player ready...

همیشه نسبت به احمدی نژاد بیزاری سیاسی داشته‌ام. همچنان هم دارم. او یک پوپولیست امام زمانی فوق مرتجعی است که با ماجراجویی تمام، در برهه‌ای حساس بر سرنوشت یک کشور و مردم چنگ انداخت و باز هم بر آن است که دوره دیگری این چنین کند. اما ثبت نام امروزش برای کاندیداتوری محشر بود! این یکی کارش را می باید امتیاز داد! او با اعلام جسورانه کاندیداتوری‌،‌ توصیه چند ماه پیش خامنه‌ای را علناً به هیچ گرفت. پس برای نخستین بار و شاید هم آخرین بار می باید که به او نمره خوب داد! او با آمدنش در واقع حکم ولی فقیه مبنی بر “کنار بکش” را بدل به یک “نه” به خامنه‌ای کرد و این نباید کم چیزی گرفته شود! این کار او خوب بود و ضرورت داشت! زیرا که هر حد از درهم شکستن تابوی ولی فقیه و گذشتن از خط قرمزهای او و عمله و اکره‌اش، در نفس خود اقدامی است مثبت.

اگر خامنه‌ای او را گفت که نیا چون اگر بیایی فضا دو قطبی می شود، جواب او حالا این شده که “نه “آقا”، این نمی شود که چیزی را برای خود بپسندی ولی برای دیگران نه! و نمی شود که بیایی و زرنگی به خرج دهی و فضای سیاسی را در سمت اراده و برنامه‌های خودت دو قطبی بکنی اما انتظار این را نداشته باشی که یک زرنگ دیگر هم سر برآورد و اعلام سه قطبی کند!”

این البته قطعی است که شورای نگهبان او را رد صلاحیت خواهد کرد. خود وی این را بهتر از هر  کس دیگری می داند و اصلاً هم به این امید نیامده که وی را اجازه ورود به گود رقابت دهند. فقط آمده است تا هویت قائم به خویش و جریان فکری‌اش را تثبیت کند. در واقعیت امر هم، این برای سیاست در ایران اهمیت چندانی ندارد که او بتواند به هدفش نایل آید – که برای تحقق آن هم امکان واقعی وجود ندارد- مهم همانا نتیجه مشخص این اقدام اوست که جز فروریزی باز هم بیشتر اقتدار ولایت چیز دیگری نیست. او که خود برکشیده ولایت در دهه هشتاد بود، اکنون در دهه نود می خواهد در مقام “نه” گفتن عملی به اراده ولایت جا بیفتد.

احمدی نژاد خوب فهمیده است که رد صلاحیت او توسط این نهاد ولایی، خود نوعی از سرمایه گذاری سیاسی برای فرداست. زیرکی او به این است که می داند ولایتمداری دیگر آینده‌ای ندارد و آفتاب آن رو به غروب گذاشته و طشتش در حال فروافتادن از بام است. معنی آمدن او همین است. اگرچه او نسبت به پایگاه گذشته‌ پوپولیستی خودش دچار توهم است و خوش خیالانه گمان دارد که می تواند زیر علم اسلام ناسیونالیستی ایرانی از دیگر حریفان اسلام محور خود گوی پیروزی برباید، اما در وقوف یابی‌اش به انزوای ولایت در جامعه انصافاً برحق است. شامه سیاسی او اشتباه نمی کند.

راست آن است که احمدی نژاد در شهامت و ایستادگی‌هایش مشابهت‌هایی با موسوی دارد، اگرچه در دو سمت و در خدمت دو اندیشه و وفاداری به دو هدف. هر دو اینان جسور اند ولی در زمینه نجابت بکلی دو شخصیت متفاوتی‌اند. احمدی نژاد حتی ذره‌ای هم از کاراکتر اخلاقی بودن مهندس موسوی محصور ولی فقیه را در شخصیت جنجالی خود ندارد. او فقط این را می فهمد و بدرستی نیز، که ایستادگی سیاسی اگر هم در کوتاه مدت هزینه دارد در دراز مدت اما می تواند مایه ظفر شود.

در این میان اما سئوال مشخص لحظه این است که آقای روحانی چه؟ آیا او حاضر است برای یک بار هم که شده سیاست را در شجاعت تعریف کند؟ یا که همچنان سودای طناب بازی دارد و کماکان دل به جلب و جذب خامنه‌ای بسته‌است؟ انتظار از او این نیست که با ولایت درافتد زیرا که چنین چیزی اساساً با تیپ وی و طرز فکرش خوانایی ندارد و اصلاً به وجناتش نمی خورد. اما پرسیدنی است که آیا می خواهد دستکم این آمادگی را از خود نشان دهد که در رقابت با رئیسی هول داده شده به میدان توسط شخص خامنه‌ای، بر سابقه جنایات این “آیت الله قتل عام” طی دهه شصت در برابر انقلابیون انگشت بگذارد؟ آیا اراده این را دارد که این درشت مهره بیرحم دستگاه قضای نظام طی دهه هفتاد بر ضد روحانیت منتقد و این سرکوبگر خشن علیه جنبش سبز در دهه هشتاد را به صراحت معرفی نماید؟ آیا اینها انتظارات خیلی بزرگی اند؟ مگر حداقل‌تر از این هم می شود؟ آیا خواست‌ها بزرگ اند یا که دل پاسخ دهنده کوچک است؟

 کسی از آقای روحانی انتظار ندارد که چون احمدی نژاد سر به طغیان نهد و همچون وی به تحقیر ولی فقیه برخیزد. اما بالاخره ایشان حداقل می خواهد که رئیس جمهور گفته‌های خود بشود یا نه؟ یا که کماکان قصد دارد تا عادت به تمکین در برابر اراده “آقا” را ادامه دهد؟ آقای روحانی و بیش و پیش از ایشان، اصلاح طلبان حکومتی باید بدانند که دیگر وقت مانوور دادن‌های درون ولایی سر آمده است. آنها اگر هم نمی خواهند از دستگاه قدرت واقعی در جمهوری اسلامی، این درس را بیاموزند که اکنون دیگر زمانه تصمیمات کلان و اراده‌های بزرگ فرا رسیده است و نمی خواهند دریابند که می باید از لاک حقیر بازی‌های کوچک بیرون زد و با ایستادن در برابر ولایت و اهل ولایت چهره کرد و با جامعه و پایگاه اجتماعی اصلاح و تحول درآمیخت، حداقل از شهامت سیاسی کردن احمدی نژاد الهام گیرند.

آری زمانه اگر امروز برای ولی فقیه و پیروان نظامی و عمامه به سرهای رانت خوار پیرو او هنگام تدبیر بینی‌های بنیادی برای نجات نظام و حفظ آینده‌ آن است، برای اصلاح طلبان راستین هم می باید که وقت بیرون زدن از حلقه‌های محصور در قدرت ولایی باشد. اگر طرف مقابل بگونه قانونمند در سمت رهایی ولایت از کابوس جمهوریت است که نقشه می کشد، آلترناتیو آن نیز جز رهانیدن جمهوری از ولایت نیست.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۳ فروردین, ۱۳۹۶ ۹:۵۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان

دوقطبی های کاذب؛ هنگامی که وطن‌دوستی به ابزار توجیه جنگ‌طلبی بدل می‌شود

نامه پخشان عزیزی از زندان اوین؛ «من آنی‌ام که برای زندگی می‌میرم، نه آنکه برای مرگ زندگی کنم»

حزب اتحاد ملت در بیانیه‎ای تاکید کرد: صیانت از تفاهم‌نامه، حفاظت از صلح، ادامه دفاع از ایران

وظیفه انسانی ما در برابر درماندگی و رنج دیگران چیست؟

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان در سالگرد، سی تیر ۱۳۳۱؛ فریاد ملت برای حق حاکمیت و استقلال ایران