سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ تیر, ۱۴۰۵ ۰۵:۰۶

شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۶

من زن نیستم، ولی زنها را دوست دارم!

امروز ما در آستانه هشت مارس روز جهانی زنان قرار داریم. و شاید هنوز هستند کسانی شیفته چنین سنتی و البته با نگاهها و اسامی دیگری، که همانند دوستداران چنین شعارهای گندهای، دوباره بر دیوارهای قدیمی بلند بنویسند. اما چه بنویسند؟: "من زن نیستم، اما زنان را دوست دارم!"

Getting your Trinity Audio player ready...

یادش بخیر آن سالها! در شهر کوچک مرزی خودمان هندبالیست بودم. محل تمرین و بازی ما، حیاط مدرسهای بود با دیوارهای بلند و زمین خاکی و آسفالت. هر روز از عصر به بعد بچهها دور هم جمع می شدند، و با هم بازی می کردند. آن روزها، روزهای نوجوانی و هیجان و امید. روزهای آفتابی و آسمان بلند و افق روشن. روزهائی که ابرها تنها برای بارش بودند و ذهنها همیشه در اندیشه آفتابی ورای آنها. آفتابی که می دانستیم آنجا هست، و آنجا خواهد ماند: آفتاب روشنگر کوههای دوردستی که می دانستیم در تاریکی اند، و سرانجام نور آفتاب به آنها خواهد رسید. و چه روزهای خوبی بودند!

در یکی از همین روزها بود که متوجه شدم چیزی در حیاط بازی و نشاط تغییر کرده است، تغییری از آن تغییرها که اول احساسش می کنید، و بعد درک. احساسی که از تغییر چیزی در جو عمومی می آید، چیزی از گوشه چشمها به درون می خزد، و بعد درکی مشخصتر از تغییری مشخص، این بار دیگر تغییر در خود چشمان مستقیما می نشیند.

اطراف ما، روی تمام دیوارها شعار نویسی شده بودند. شعار نویسی با خط نستعلیق، با رنگهای متنوع در کادرهای به دقت خط کشی شده. رنگها، نشاطی دیگر می بخشیدند. الوانهای نورافشان. پیش خودم فکر کردم که اگر تمام دیوارها این چنین رنگ آمیزی می شدند، چقدر محوطه قشنگی می شد! چقدر زیبا و دوست داشتنی می شد! و درست سالها بعد بود که در اروپا این رنگها را بر روی ساختمانها و دیوارهای مدارس دیدم. البته تنها رنگ، و بدون هیچگونه شعاری.

شعارها آنقدر بزرگ بودند که احساس می کردی می خواهند وارد حدقه چشمان آدم بشوند. چنان، که خواندنش آسان نبود. می بایستی خودت را کمی جمع و جور کنید. می بایستی فاصله مناسب درست کنید. از آن فاصلههائی که باعث می شود چشم راحتتر مسلط شود، بتواند بخواند و بعد مفاهیم به ذهن خطور کنند. و چنین کردیم. چنین کردم. و مفاهیم منتقل شدند: “آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند! امام خمینی”، “راه قدس از کربلا می گذرد.”، مرگ بر آمریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی!”، “هی نگوئید من، بگوئید مکتب من. امام خمینی”. برای منی که هر روز برای ورزش کردن به این مکان می آمدم، ایجاد ارتباط با این مفاهیم برایم دشوار بود. فکر کردم چرا این شعارها اینجا؟ فکر کردم مگر نمی شود توی این محوطه آموزشی مثلا چند تا تعریف و مفاهیم ریاضی، زبانی، ادبیاتی و یا مربوط به علوم طبیعی بزنند تا بچهها هر روز با دیدنشان و با تکرارشان بتوانند برای همیشه آنها را یاد بگیرند؟ فکر کردم برای من ورزشکار، این شعارها می توانند رساننده چه مفهومی باشند؟ حالا بماند که سالها بعد آنگاه که بزرگسال شدم و کمکی شعورمان بالا رفت و توانستیم دنیا را سبک سنگین کنیم، دیدم که آمریکا توانست حقیقتا غلطی هم بکند، و حقیقت بغل گوش ما بود (جنگ ایران و عراق) و راه قدس هم هیچ وقت از کربلا نگذشت.

درست در این فکرها بودم که یک دفعه چشمم به شعار بسیار بزرگ دیگری افتاد. برای خواندن آن می بایستی کمی خودم را جمع و جور می کردم. لنز چشمهایم را با حرکت دادن تن، کمکی دور و نزدیک کردم، بالاخره خواندمش “من ورزشکار نیستم، اما ورزشکاران را دوست دارم! امام خمینی” صادقانه اعتراف کنم که برای درک این جمله کمی به خودم زحمت دادم. زیرا به نظرم یک جمله نامتعارف می آمد. کلمات آسان و آشنا، اما معنی کمکی گیر! فکر کردم خوب چه لزومی دارد برای کسی که ورزشکار نیست، بگوید که اگرچه من ورزشکار نیستم اما آنان را دوست دارم. فکر کردم که گوینده جمله شاید از خودش شاکی باشد از اینکه چرا ورزشکار نیست، و این را عیبی برای خودش فرض می کند و برای جبران همین خسران و همین احساس کوتاهی کردن، می خواهد با دوست داشتن ورزشکاران، این نقص ضمنی خودش را جبران کرده باشد. بعد فکر کردم که گوینده جمله خطابش به من است به رفقایم، و می گوید که من را بعنوان یک ورزشکار دوست دارد. گفتم خوب دوست داشتن مابهازای عملی دارد، خصوصا اینکه با چنین کلمات بزرگی هم نوشته شده باشد. و ارزیابی کردم: ‘گوینده می خواهد چه کاری برای من ورزشکار بکند، و یا چه کرده است؟” به زمین خاکی نگاه کردم به آسفالت زبر چندین ساله، به دیوارهای بلند و به اتاق کوچکی که رختکن نبود، اما می گفتند رختکن است!

از آن روزها سالها گذشته است، و من سالهاست دیگر آن حیاط مدرسه را با شعارهای بزرگش ندیدهام. بی گمان آن شعارها سالهاست که گذر زمان، و باد و باران آنان را با خود برده است. آنان حالا ذرات پراکندهای در خاک، در هوا و یا شاید در ساختمانی باشند. و یا شاید مرکب در خاک گورستانها. و مفاهیم آنان نیز، معناهائی فرسوده، تکیده و پیر در گذر سخت زمان. و امروز ما در آستانه هشت مارس روز جهانی زنان قرار داریم. و شاید هنوز هستند کسانی شیفته چنین سنتی و البته با نگاهها و اسامی دیگری، که همانند دوستداران چنین شعارهای گندهای، دوباره بر دیوارهای قدیمی بلند بنویسند. اما چه بنویسند؟ شاید: “زن، زینت مرد است.”، “مرگ بر زنان هرزه!”، “زنان هرزه را باید به دار آویخت!”، “هی نگوئید من، بگوئید هم زن من!” و سرانجام اینکه “من زن نیستم، اما زنان را دوست دارم!”.

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۳۸۸ ۱:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
نیروهای مسلح ایران

آیا اسرائیل به تنهایی به جنگ با ایران ادامه خواهد داد؟

دمیتری مینین (Dmitry MININ)، نویسنده، کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی: کابینه نتانیاهو نارضایتی خود را از آنچه به باورش رفتار «خیانت‌آمیز» واشنگتن در قبال آشتی با ایران است، پنهان نمی‌کند. از دید اسرائیل، این کشور عملاً در برابر ایرانی که همچنان از نظر نظامی یک قدرت توانمند به شمار می‌رود، تنها مانده است. عبارت «تسلیم فاجعه‌بار» حتی توصیفی نسبتاً ملایم برای «یادداشت تفاهم» امضاشده میان آمریکا و ایران و نیز آغاز گفتگوها در سوئیس دربارۀ «نقشۀ راه» دستیابی به آشتی نهایی میان دو کشور تلقی می‌شود. برای نمونه، نیم‌رود نوویک، مشاور ارشد پیشین شیمون پرز، رهبر سابق اسرائیل، معتقد است بسیاری از اسرائیلی‌هایی که زمانی از ترامپ حمایت می‌کردند، اکنون بر این باورند که او «ما را زیر قطار انداخت».

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

راز ماندگاری شفیعی کدکنی چیست؟

جشن کم‌رونق ۲۵۰‌مین سالگرد استقلال آمریکا و ماجرای بحران لیبرال دمکراسی

هیش (عروسی)

پایه های لرزان امپراطوری – بخش چهارم

نقش پیشران صنایع هسته‌ای در توسعه پایدار: تحول در داروسازی، پزشکی، صنعت و امنیت غذای

پایه های لرزان امپراطوری – بخش سوم