سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ تیر, ۱۴۰۵ ۲۱:۱۹

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹

مهاجرت

فکر مادر دل تنگش کرده بود، مادرش را خیلی دوست داشت و می دانست که او را هرگز نخواهد دید، چه در این سفر موفق باشد و چه نباشد. خود را سرزنش می کرد. او را خیلی رنج داده بود. او را پیر و پیرتر کرده بود. دلخوشی مادرش به بچه هاش بود و آنها هم که هر کدومشون یک سر داشتند و هزار سودا.
Getting your Trinity Audio player ready...

هنوز آفتاب نزده بود که از خانه ی نوشین زد بیرون. نوشین دختر عمویش بود و آن دو خاطر هم را می خواستند، ولی پدر نوشین با ازدواج شان مخالف بود.

از کوچه پیچید سمت چپ و مثل باد از جلو خانه دور شد؛ بدون آن که نگاهی به پشت سر خود کند.

برای بار دوم بود که مادرش را تنها می گذاشت. بار اول هفت سال آزگار زندان رژیم شاه (سایه خدا) بود؛ و این بار هم رژیم الهی داشت فراریش می داد.

فکر مادر دل تنگش کرده بود، مادرش را خیلی دوست داشت و می دانست که او را هرگز نخواهد دید، چه در این سفر موفق باشد و چه نباشد. خود را سرزنش می کرد. او را خیلی رنج داده بود. او را پیر و پیرتر کرده بود. دلخوشی مادرش به بچه هاش بود و آنها هم که هر کدومشون یک سر داشتند و هزار سودا.

چشمان مادر را گریان دید، انگار تمامی این مدت باریده بود، وقتی او را دید، نتوانست خود را کنترل کند و او هم شروع به باریدن کرد. یک ریز به خودش لعن و نفرین می کرد که زندگی این پیرزن را چگونه به سیاهی و تباهی کشانده است.

اون از شوهرش، که پدرشون باشد، که آواره و ویلونش کرد و چشم و چالش را از او گرفت. این هم از بچه های گلش که هر کدوم ساز خودشون را می زنند.

– کجا می خواهی بروی مادر؟ ما نباید بدونیم اگر مُردی، اگر کُشتنت، اگر بلائی سرت آوردن؟ نمی خواهی بیائیم سر مزارت یک فاتحه ای بخونیم و گلی بزاریم؟ تو هر دین و مسلکی داری داشته باش، ولی من مادرم، می فهمی مادر یعنی چه؟

هفت سال آزگار این زندون و اون زندون دویدم، هفت سال آزگار خون جگر خوردم و لُغز شنیدم، هفت سال آزگار این امامزاده و آن امامزاده دخیل بستم که نمیری، زنده ات ببنیم؛ حالا هم که بیرون آمدی، باز بار سفر داری.

خدایا این چه مصیبیتی بود که بلای جان ما شد؟ می گفتند دیگر نه زندان هست و نه تبعید. ساواک هم نخواهد بود که بچه هایتون را بکشد و زندانی کند. دیگر سفره هاتان بی نان نخواهد شد. همه تان در مرام عدل علی و الهی خواهید بود. می گفتند شاه بجای مدرسه و دانشگاه، زندان درست کرد، ما می خواهیم دانشگاه و مدرسه درست کنیم.

خدا، پس کو عدالتت؟ مرام عدل علی و الهی این است؟
این ها علاوه بر زندان و کشتن، فراری هم می دهند.
این ها که از شاه هم بدترند. الاهی که آه و ناله های این مادران داغ دیده نصیب تان شود.

مادرت فدایت شود، شماها چرا؟ شماها که زندان رفته اید، شماها که شکنجه شدین، حالا بجای این که از شما قدردانی کنند دارند فراری تون میدهند. یک عده از خدا بی خبر سوار کار شدند و چیدند گل بوته ها را.

آبی چشمانش، خیالش را آبی می کند. سه شنبه ها، آن یورنی۱ (روسری) سبز، خاطراتش در آوای کلمات به یادش می آید.

دیده را بر دریا می بندد، آب است و آب، و فرار و آینده ای که هیچ چیزش روشن نیست.

چند لحظه به خود می آید، دستی به موهایش می کشد، ولی فکر ول کن او نیست. این بار ذهن او را به فرازی دیگر می کشاند.

شکنجه های ساواک؛ چه بیرحمانه درو شدند، گل بوته های عشق،
اعتصاب غذاها، سرود خوانی ها، دعواهای تو زندان بند عمومی، ملی کشی ها بعد از پایان حبس.

صدای ناخدا او را به خود می آورد.

– خالو هر که طاوس شوات (هرکه طاوس خواهد جور هندوستان کشد). ناراحت مکن بی خو (خودتو)؛ همیشه ی خدا، ای بودن. یادش زنده بشت، خدا بیامرز، بایی ما (پدربزرگ)، بی ماش گو (برای ما می گفت) پُشت ای تاریکی، روشنائین. همیشه ی خدا ای بودن. تا شو نری، روز به جائی نارسی.

ای هو (آب) نگا مکن ای طو (این جور)، که سیاهن، ی مشت وا دستت بِسَه (بردار)، اگینی (می بینی) که چطو (چقدر) زلالن.

خالو گرچه ما سرمون تو کار خومونن، ولی حواسمون جمعن. ای کد هم دگه، بلانسبت شما، خر نهیم؛ کاه که نمو خاردن!

فکر او را محصور کرده بود، اولین دیدار، روز شمار خاطره ها. به نجوای گذشته می نشیند.

– مادر آن روز قرار نداشت؛ بیقرار تو بود؛ روزشمار زمان شده بود؛ آن روز بهترین و زیباترین کندوره اش را پوشیده بود؛ و جلبیل خوص دارش (نوعی روسری که با نوارهای نقره ای در حاشیه آن دوخته شده) که فقط برای پنجه علی به سر می کرد، آن روز آن را به سر کرده بود و منتظر عروسش بود،
عروس…

نگاه از پرچین گذشته برگرفت و به حال انداخت:
ذهنش مغشوش پر از ابهام و خط خطی شده بود. خط های تو در تو، که هیچ راه برون رفتی نداشت در این پچ پچ ها، در ذهن مغشوشش…
خط ها و پچ پچ ها همه چیز بودند، مگر آن چیزی که او می خواست.

مادر را می دید که حجله ای بر پا کرده است و کهروونش (گوسفندانش) را دور تا دور حجله سر بریده و دارد کینگ (کل) می زند عروسی تون مبارک، سه شنبه ها، آن یورنی سبز (تور)، و آن شرم و شوق. آن گفتنی ها و ناگفتنی ها، آن حجب؛ و امروز که هر کدام در مدار دیگری هستند.
بازهم به نجوا می نشیند.
لعن و نفرین بر سنت بد، و این سئوال: این سنت است، یا که اندیشه؟

ناخدا که مرد چهل ساله ای به نظر می رسد، با قدی بلند و موهای کمی جوگندمی، در کار خودش مجرب است.

– سفر پیش هم چند تا سرحدی (غیر هرمزگانی) موسافرم هستن، مث شما خودمونی نهسته رن (نبودن). دوتا دازن (خانم) هم واکِلِشون (همراهشان بودند). شاگو مندیسیم (می گفتند مهندسیم) و بیکار (برای کار) به دوبی نرفتیم. بی شون امگو (بهشون گفتم)، مث ما که کار قاچاق نکردیم. که خنده شوکه. امگو که ادونم (من که می دانم) شما بی چه بی دوبی ار رفتی تون (برای چی به دوبی می روید)، وا امید (با امید) به خدا که به نیت تون برسی.

دلگیر امید و ریحانه بود.

امید در بغل ریحانه به خواب رفته بود. سه روز بود که آنها از محل امن به جنگل آمده بودند و هر شب که می خواستند حرکت کنند، موتور قایق خوب سرعت نمی گرفت و ناخدا نمی خواست ریسک کند؛ ترس و احساس مسئولیت، تیشه به ریشه اش می زد، درمانده شده بود.

نگاه از ترس و دلتنگی برگرفت و به آسمان داد. زیبائی ماه را دید و زلالی دریا و گفته های ناخدا تا شب نروی، روز به جائی نرسی.

پانویس:

۱. این داستان کوتاه با استفاده از گویش بندری – هرمزگانی نوشته شده.

تاریخ انتشار : ۳۱ شهریور, ۱۴۰۲ ۹:۰۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی

«درها را بگشایید»، روایت مهوش ثابت از سال‌های زندان

کنگره سراسری حزب چپ آلمان در پوتسدام؛ بازسازی یک حزب، جدال بر سر رادیکالیسم و تلاش برای پاسخ به راست افراطی

مرکز تحقیقات ابتکار تمدن‌های جهان (DÜNYA-MER) بیانیه پایانی خود را منتشر کرد: بشریت به‌شدت مشتاق تمدنی نوین است

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!