سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۵:۲۸

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۸

نظریه “سقوط و زوال” مغرب زمین

دلیل بدبینی فرهنگی و تاریخی اشپنگلر شکست امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول، پیروزی سوسیالیسم در شوروی، تشکیل حکومت شورایی چپ در جنوب آلمان، و بحران و تورم مالی اقتصادی در غرب بود. از نظر اشپنگلر فرهنگ همچون عمر انسان از مراحل و دورەهای کودکی، جوانی، بلوغ، پیری و مرگ می گذرد.

پیش بینی غلط فیلسوف تاریخ

یک قرن از انتشار کتاب “سقوط و زوال مغرب زمین” نوشته اسوالد اشپنگر، مورخ راستگرا و ناسیونالیست آلمانی گذشت. در سال ۱۹۱۸ میلادی این کتاب ۱۲۷۰ صفحه ای با تیراژی ۲۵۰۰۰۰ رقمی منتشر شد، و مورد علاقه ناسیونالیستها، اشراف، بورژوازی، محافظه کاران و راستگرایان آلمانی قرارگرفت، ولی ار سال ۱۹۴۵ و بعد از پایان جنگ جهانی دوم ارزش و اهمیت نظری خود را بتدریج از دست داد، و امروزه کاملا فراموش شده است.

اشپنگلر میان سالهای ۱۹۳۶-۱۸۸۰ میلادی زندگی نمود، و در دانشگاه در رشته های تاریخ، هنر، فلسفه، ریاضیات و علوم تجربی تحصیل کرده بود. مادرش یکی از زنان رقص بالت در مجامع هنری بود که رفتاری انتقادی و تحقیرآمیز با همسرش داشت.

اشپنگلر گرچه یکی از پیشگامان تئوری فاشیسم بود، با روی کارآمدن نازیسم از آنان جدا شد، چون بقول او بەجای نخبەگان و اشراف، حکومت به دست لمپن ها و عوام بیسواد افتاده بود. او مدعی بود که در تاریخ بشر هر فرهنگ جهانی بعد از هزارسال دچار فراز و فرود می شود، و بشکل تمدن وارد تاریخ می گردد.

اشپنگلرمدعی بود که در طول تاریخ بشر تاکنون هشت فرهنگ جهانی بجا ماندنی و قوی دچار صعود و سقوط شده اند، از جمله فرهنگ یونان باستان که آهنگینن و واقعیتگرا، فرهنگ مصر که عرفانی، و فرهنگ غرب که ماده گرا و جستجوگر بود. او پیش بینی می کرد که در نیمه اول قرن بیست فرهنگ اروپا و امریکا دچار زوال خواهدشد و از میان خواهد رفت.

دلیل بدبینی فرهنگی و تاریخی اشپنگلر شکست امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول، پیروزی سوسیالیسم در شوروی، تشکیل حکومت شورایی چپ در جنوب آلمان، و بحران و تورم مالی اقتصادی در غرب بود. از نظر اشپنگلر فرهنگ همچون عمر انسان از مراحل و دورەهای کودکی، جوانی، بلوغ، پیری و مرگ می گذرد.

امروزه اشپنگلر را نماینده یک بدبینی فرهنگی در تاریخ می دانند که ناشی از حوادث آغاز قرن بیست در مغرب زمین بود. او می گفت در تمام طول تاریخ ماشاهد پروسه فراز و فرود فرهنگها بوده ایم، و در آینده نیز خواهیم بود.هواداران و خوانندگان نظرات او در آلمان معمولا صاحبان سرمایه، اشراف، نظامیان، بورژوازی و مبلغان فرهنگ قضا وقدری در میان محافل راستگر و سنتی و فاشیستی آنزمان بودند.

اشپنگلر امید بزرگ محافل محافظه کار بود که همراه بورژوازی از امکان انقلاب سوسیالیستی به وحشت افتاده بودند. او دولت و آلمان پرویسی را یک امپراتوری مانند رم باستان می دید که دچارزوال و ضعف شده است. وی مواضع و نظرات انتقام جویانه ای نسبت به اندیشه های لیبرالیسم و مارکسیسم و پارلمانتاریسم داشت.

اشپنگلر در جستجوی فرم شناسی تاریخ بشر درجهان بود، و فکرمی کرد به کشف فلسفه تاریخ نائل شده که شبیه تحول کوپرنیکی در بررسی تاریخ است و ابایی نداشت که خود را فیلسوف ساختار متافیزیکی جهان بنامد. او می گفت بعد از مرحله زوال، اروپا وارد مرحله پست مدرن خواهدشد.

اشپنگلر را شاگرد خلف نیچه می دانند. او همچون نیچه توانایی خاصی در ژانر مقاله نویسی داشت و پیشنهاد می کرد که رهبری دولت باید در دست نخبه گان و اشراف و نظامیان ومدیران اقتصادی باشد. توخولسکی، روشنفکر مبارز نیمه اول قرن بیست آلمان، او را “کارل مای” فلسفه نامید که فقط داستان سرایی می کند. توماس مان افکار و نظرات اشپنگلر را بخشی از اوهام سرنوشت گرا و آخرالزمانی نام نهاد. خواهر اشپنگلر بعدها اعتراف کرد که عنوان کتاب دوجلدی فوق ناشی از یک طنز، آن زمان میان دوستان بوده است.

امروزه اشاره می شود که هر سه تئوریسین اعمال قهرمانی یعنی نیچه، بارس، و سورل که مبلغ خشونت و اراده آهنین بودند، خود از نظر جسمی و روانی مانند اشپنگلر، بیمار و خانه نشین بودند. اشپنگلر بهترین شکل حکومتی را از نوع تزاری و امپراتوری می دانست. او با کمک فلسفه خردگریزانه، ضرورت امپریالیسم را یک جبر و قانون طبیعی تبلیغ می نمود.

اشپنگلر می گفت برای شناخت یک فرهنگ باید پدیده های ظاهر آن یعنی علم، هنر، اخلاق، دین، فلسفه و سیاست را شناخت. بقول چپ ها اشپنگلر کوشید آموزشهای خردگریزانه و غیرعلمی فرهنگ امپریالیسم را بشکل هدف و وظیفه تاریخی، و تزارگرایی را بعنوان فرم لازم حاکمیت سیاسی درقرن بیست ترویج دهد. او این ساختار را بصورت قوانین طبیعی تبلیغ می نمود. اشپنگلر غیر از نیچه، شوپنهاور و هگل و هردر و گوته را نیز از آموزگاران خود می دانست.

از جمله دیگر آثار اسوالد اشپنگلر- فلسفه هراکلیت- ساختارجدید امپراتوری آلمان- انسان و صنعت- مقالات سیاسی- دولت پرویس وسوسیالیسم و سالهای نصمیم گیری هستند.

تاریخ انتشار : ۲۲ مهر, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن