سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۸

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۸

نقد ادبی میان هومانیسم و دیکتاتوری

امروزه اشاره می شود که تئوری ادبی مارکسیستی بدون نقد آثار رئالیستی بالزاک غیرقابل تصوربود. بوخارین می‌گفت، انقلاب باید فرمهای ادبی را نیز بغلطاند. بنظراو موضوع فر‌هنگ بعد از به قدرت رسیدن مردم مهمترین مشکل تمام انقلابات است. پیرزوی و شکست هرانقلابی بستگی به شکوفایی فرهنگی و ادبیات آن دارد. عقب افتادگی فرهنگی، سبب عقب افتادگی سیاسی می‌شود و خطری برای بازگشت توتالیتاریسم و بیزانسیسم است.

 لسینگ منتقد ادبی آلمانی میگفت ادبیات وطیفه آموزش اخلاق و درس الهیات را ندارد بلکه توصیف و بیان فرهنگ جامعه است. پیتر هندکه نویسنده اتریشی مینویسد زبان در بعضی از کشور‌ها برای توصیف واقعیات و رنج دردمندان به ناتوانی جسمی و لکنت زبان دچار شده. اهل نظردیگری اشاره می‌کند که فرهنگ نه دکور است و نه وسیله ای برای آرامش و تخدیرملی، بلکه نشانه آزادشدن انرژی انسانی است.

انگلس در نامه ای به مینا کائوتسکی یاد آوری می‌کند که ادبیات مسئول و خط دار با ادبیات تبلیغی و شعاری فرق می‌کند. پلخانف می‌نویسد: “بعنوان هوادارجهانی ماتریالیسم می‌گویم که وظیفه منتقد ادبی آن است که ایده یک اثر را از زبان هنری به زبان جامعه شناسی انتقال دهد؛ چون وظیفه منتقد عمده کردن موضوع خنده یا گریه دراثر نیست، بلکه کمک به فهم آن است”.  او نخستین بار رابطه ای دیالکتیکی میان فایده اجتماعی و لذت زیباشناسی درهنررا مطرح نمود.

امروزه اشاره می شود که تئوری ادبی مارکسیستی بدون نقد آثار رئالیستی بالزاک غیرقابل تصوربود. بوخارین می‌گفت، انقلاب باید فرمهای ادبی را نیز بغلطاند. بنظراو موضوع فر‌هنگ بعد از به قدرت رسیدن مردم مهمترین مشکل تمام انقلابات است. پیرزوی و شکست هرانقلابی بستگی به شکوفایی فرهنگی و ادبیات آن دارد. عقب افتادگی فرهنگی، سبب عقب افتادگی سیاسی می‌شود و خطری برای بازگشت توتالیتاریسم و بیزانسیسم است.

مورخین تاریخ نقد ادبی پیشرو مدعی هستند که پایه کلاسیک نظریات هنری چپ براساس اندیشه های استتیک هگل و کانت است. چرنیشفسکی می‌گفت فرق بین تاریخ و هنر در این است که تاریخ پیرامون زندگی اجتماعی و هنر در باره زندگی خصوصی انسان‌ها گزارش می‌دهد. بعضی از منتقدین چپ مدعی شدند که تروتسکیسم ادبی کوشید تا نظریات فروید را با ماتریالیسم آشتی دهد. تروتسکی درسال ۱۹۳۸ در تبعید با اسمی مستعار همراه آندره برتون در فرانسه مانیفستی منتشر کرد که در آن خواهان هنر مستقل انقلابی و بدون دخالت دولت شد.

لیبرال‌ها می‌گویند: پناه جستن به ادبیات به دلیل فراراز ایدئولوژی‌ها است. تجربه جزایر گولاگ استالینیستی و اردوگاه‌های آدم سوزی فاشیسم هیتلری باعث شد که در نیمه دوم قرن ۲۰ روشنفکران زیادی در غرب برای سرگرمی و افشاگری به ادبیات پناه برند. ادبیات باید کمکی باشد برای تشویق صفات انسانی و تقوای اخلاقی.  زبان وادبیات غیراز روشنگری میتواند کمکی به وحدت ملی و همبستگی انسان‌ها بنماید.

نویسنده مذهبی سده‌های میانه فکر می ‌کرد، هدف زندگی آماده نمودن انسان برای قبول روزقیامت وصحرای محشراست. درعصر رنسانس آموزش‌ها و عقاید مذهبی، دیگر حقایق ابدی و موروثی نبودند، بلکه آنها می‌بایستی امتحان خودرا در مقابل عقل و خرد و منطق پس می‌دادند. دردوران رمانتیک ویکتورهوگو، بالزاک، بودلر، لرد بایرون، گوگول، داستایوسکی و ادگارآلن پو، تحت تاثیر شرایط اجتماعی خالق نوعی رمانتیک افسرده و غمگین معروف به رمانتیک سیاه شدند. مکتب رئالیسم براثر شکوفایی علوم طبیعی بوجود آمد. در فرانسه امیل زولا، در روسیه داستایوسکی و تولستوی، و در کشورهای اسکاندیناوی، ایبسن به آفرینش آثارواقعگرایانه اجتماعی پرداختند.

در پایان قرن ۲۰ منتقدین ادبی مدعی شدند که گرچه جهان در اثر ادبیات بهتر نخواهد شد، ولی نویسنده میتواند دست‌کم آنرا به زیر سئوال ببرد. در غرب غالب مبارزان وآرمانگرایان اجتماعی دوستدار ادبیات نیز بودند. مارکس در جواب دخترش که از او پرسیده بود به کدام نویسندگان علاقمند است، جواب داد گوته، شکسپیر، آشیلوس، سروانتس، فلوبر و بوشنر.

لنین و روزالوکزامبورگ در باره آثار تولستوی نقد نوشتند. انگلس رمان‌های چند هزار صفحه ای بالزاک را به دقت خواند و نقد و تجزیه و تحلیل کرد. لنین در بستر مرگ در سال ۱۹۲۳ پیرامون ادبیات تبلیغی مقاله « قدری کمتر ولی با کیفیت بهتر» را منتشر نمود. بوخارین مقاله «انقلاب کارگری و فرهنگ» را نوشت و حزب را متهم به اشاعه ادبیات چاپلوسانه کرد.  روزنامه « پرچم سرخ» ارگان حزب کمونیست آلمان نخستین بار در سال ۱۹۲۰ دارای بخش فرهنگی شد و به معرفی ادبیات اجتماعی انتقادی ترقی‌خواه پرداخت.

مارکس در کنار داروین یکی از رمان‌خوانان پرکار زمان خود بود. اوعلاقه خاصی به رمان‌های قرن ۱۸ مخصوصا آثار آلکساندر دوما و والتر اسکات داشت. او اهمیت خاصی برای رمان‌های طنز و یا ماجرا‌جویانه مانند دن کیشوت اثر سروانتس، داشت. احترام مارکس به بالزاک در حدی بود که می‌خواست نقد مفصلی در باره کتاب «کمدی انسانی» او بنویسد. مارکس در مقدمه کتاب «نقد اقتصاد سیاسی» می‌نویسد که آشیل قهرمان کتاب هومر درعصر سرب و باروت غیرقابل تصوربود. او می‌‌گفت انسان همچون کودکی بازی‌گوش همیشه در جستجوی هنروادبیات خواهد بود.

خلاف مارکس که اغلب جهت سرگرمی، رفع خستگی و لذت رمان می‌خواند، انگلس اهمیت اجتماعی و سیاسی مهمی برای نقش رمان قائل بود. اومی گفت کوشش ادبی و زبانی مارتین لوتر پایه گذار مذهب پروتستانتیسم در زبان آلمانی مهمتر ازانقلاب و رفرم او در دین و کلیسای کاتولیک غرب بود.

تروتسکی می‌گفت ادبیات پدیده ای است پیچیده که از سنت، موضوعات شخصی و انگیزه‌های فردی تشکیل شده. او درمخالفت با لنین در سال ۱۹۲۴ مقاله ” فرهنگ کارگری و هنر کارگری ” را پیرامون نقش ادبیات نوشت.

—————-

 falsaf@web.de 

 – Nikolai  Bucharin 1888- 1938, Georgij  Plechanov 1856 – 1918 , leo  Trotzki  1879 – 1950 , Nikolai  Tscherny- schweskj  1828 – 1889

 

 

 

تاریخ انتشار : ۲۴ آبان, ۱۳۹۴ ۲:۰۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نقش اسرائیل در مذاکرات آمریکا و ایران

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه

نه قدرت‌های غارتگر، نه حکومت سرکوب‌گر؛ مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند!

سازمان ملل نام اسرائیل را به «لیست سیاه» خشونت‌های جنسی در مناطق جنگی اضافه کرد

مدارا، عدالت و شنیدن روایت‌های دیگران، توافق‌هایی برای آینده‌ی ایران

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ بنیامین نقدی به اعدام محکوم شد