سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۴۹

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۹

نگاهی به همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا

می دانیم که دولت آمریکا برای دستیابی به اهداف خود- حفظ و تشدید سلطه اش بر منطقه اگر منافعش اقتضا کند- ابائی از یارگیری و همکاری با داعش و یا حتی نیروهای چپ و مترقی ندارد. چرا که می تواند با یک تیر دو نشان بزند: هم در جهت مهار بحران منطقه که کنترلش از دستش خارج شده عمل کند، و هم این نیروهای مترقی و رهائی بخش را از درون تهی سازد.

نگاهی به همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا علیه داعش، و چالشی که این جنبش را تهدیدمی کند!

 

می دانیم که دولت آمریکا برای دستیابی به اهداف خود- حفظ و تشدید سلطه اش بر منطقه اگر منافعش اقتضا کند- ابائی از یارگیری و همکاری با داعش و یا حتی نیروهای چپ و مترقی ندارد. چرا که می تواند با یک تیر دو نشان بزند: هم در جهت مهار بحران منطقه که کنترلش از دستش خارج شده عمل کند، و هم این نیروهای مترقی و رهائی بخش را از درون تهی سازد. اکنون هم در شرایطی که تضادش با داعش و نه عوامل ریشه ای داعش پرور، عمده شده و خود قادر به گسیل نیروی زمینی نیست، به یارگیری و همکاری با رژوا پرداخته و این درحالی است که از مهم ترین عوامل پرورش داعش و داعش ها سیاست های خودآمریکا بوده و هست. چنان که در عین حال با ورق متحدینی چون ترکیه و عربستان و.. که حامی پنهانی داعش بوده اند بازی کرده و همکاری تنگاتنگی دارد. منطقه استراتژیک خاومیانه اساسا قرقگاه آمریکا و متحدینش بوده است، و این که جریانی عملا نقش نیروی زمینی یک ابرقدرت سرمایه داری با اهداف کلان و استراتژیک در منطقه را که مستلزم هماهنگی و همکاری بسیاربالائی است که ما فقط از بخشی از آن اگاهیم به عهده بگیرد، از قضا چالش بسیاربزرگ و خطرناکی برای اهداف رهائی بخش است که اکنون رژوا با آن مواجه گشته و بسی هم نگران کننده است. بازی نیروهای کوچک در چهارچوب بازی بزرگ و استراتژیک یک ابرقدرت با ده ها اهداف و برگ برنده بعیداست سرانجام خوشی داشته باشد. بنابراین رژوای در معرض چالش و خطراستحاله نمی تواند الگوباشد. چرا که در این گونه بزنگاه ها خطرتهی شدن و به خاموشی گرائیدن اخگرسوزان یک جنبش و انقلاب معطوف به رهائی از درون جدی است.

 و مشکل هم در این مورد درکمان از واژه و مفهوم استقلال است. استقلال یک مقوله مجرد و ارادی و شعاری نیست بلکه در گرو منابع تغذیه، بالیدن و برای خودقدرتی شدن از یکسو و برقراری مراوده و مناسباتی معطوف به تقویت این روند با سیستم ها و نیروهای متقابل خود است. رشد مستقلانه مناسبات اقتصادی سیاسی فرایند متناظر با خود را می طلبد. و گرنه بسته به شیوه رشد و بالندگی و منابع تغذیه، بتدیج هم عوامل بیرونی- اعم از سازو برگ نظامی، کمک های مالی و اقتصادی وسیاسی و اطلاعتی و- درونی شده و به عنوان بخشی از نیاز، هستی و منافع خود تبدیل می شود. همه این ها نهایتا به به منابع قدرت تبدیل می شوند و از سوی دیگر حفظ و رشد این اقتدار وابسته به عاملی بیرون از خود می گردد- آن هم به ابرقدرتی که در حال بازی استراتژیک در مقیاس کلان و منطقه ای است و با ده ها کارت و ده ها طرف بازی می کند. و همه این ها رفته رفته و بطوراجتناب ناپذیر به کنش گری و خط و برنامه سمت و سو می دهد. امروزه وابستگی ها بشکل مکانیکی و از نوع دستورارباب و دست نشانده نیست بلکه باندازه ای که عامل بیرونی درونی می شود، وابستگی در معنای عمیق ترخود شکل می گیرد. نه این که کسی از خارج به شکل مکانیکی دستوربدهد بلکه بشکل اتودینامیسم و درون زا این همسوئی و پیوستگی صورت می گیرد. (عینا مثل چین تحت رهبری “حزب کمونیست”هم چون کاسه داغ تر از آش و دول دیگر در نشست سران ۲۰ کشورجهان خواهان نجات جهانی سازی سرمایه داری می گردد. “به من به گو چه کونه و در چه مناسباتی می بالی و رشدمی کنی تا بگویم که چگونه خواهی بود “. بنابراین نه استقلال یک پدیده بیرونی و مقوله ای ارادی است و نه پراتیک بسیارآسیب پذیر و متناقض رژوا خالی از ریسک های بزرگ. بهمین دلیل دقیقا در چنین زمانی و لحظاتی است که نیروهای مدافع رهائی باید آژیرخطر را بکشند و دایما برضرورت هشیاری و عواقب پیشروی در این باتلاق را گوشزدکنند. “ناگزیری” یا اضطرار که معمولا دراین گونه موارد برای توجیه آن چه که صورت می گیرد بکارگرفته می شود، خود مقوله ای مبهم و کشداراست و به اندازه گرایش و رویکردها معنا دارد. حرکت در یک جاده لغزنده ای است که الزامات ناشی از آن فقط منحصر به لحظه نیست، بلکه گام به گام زاینده ناگزیری های بعدی است. اگر بخواهیم از استقلال واقعی برای یک جریان رهائی بخش سخن بگوئیم، بی گمان اساسی ترین شاخصه آن را باید بطورعمده روی پای خودایستادن دانست. “خود” یعنی اساسا از طریق نیروهای همسو و هم ماهیت با اهداف رهائی، اعم از منابع محلی و پایگاه اجتماعی و منطقه ای و جهانی تغدیه کردن و گرنه به ناگزیر و عینی (نه خیالی و صوری) به نیروئی غیر، ضدرهائی وابسته می شوی و فی الواقع زیرپاهایت خالی است و آن  را بیش از گلیم خود درازکرده ای. روی حفره ای هولناک می تازی که رویش با ورقه نازکی پوشیده شده و کافی است هر موقع که عامل بیرونی اراده کرد زیرپایت را خالی کند همان و سربازکردن دامچاله هائی که تاریخ پر از آزمون های مشابه آن است، نیز همان! غرض این نوشته کوتاه اشاره به آسیب شناسی پیرامون خطرعادی و طبیعی انگاشتن همکاری تنگاتگ و مازاد بر استقلال واقعی یک نیروی مدعی رهائی با ابرقدرتی امپریالیستی و منشأاصلی شراست، که از قضا در مصائب منطقه و عروج امثال داعش ها نقش درجه اول را دارد.

*- در نظم طبقاتی حاکم بر جهان، رابطه و مراودات جهانی بر پایه موزائیک هائی بنام دولت- ملت ها هم چون اجزاء به هم پیوسته یک سیستم جهانی مبتنی برمناسبات سرمایه دارانه استواراست. البته این سیستم اکنون دچاربحران است یعنی وجه جهانی شدن سرمایه -سرمایه جهان گستر و بی وطن- با واحدهای ملی و حدود و صغور آن در کشاکش و تقابل است و دایما هویت آن ها را بیرنگ تر و صوری تر می سازد. در این مناسبات استقلال واحدهای ملی همچون اجزاء یک سیستم جهانی اساسا صوری و حقوقی است تا استقلال محتوائی و به معنای واقعی درحوزه های گونان اقتصادی سیاسی و فرهنگی. اما در مسیررهائی و حرکت به سمت جهانی دیگر- جهان بدیل- حرکت بر بسترشکل گیری سیستمی مستقل به معنای واقعی و ایستادن روی پای خود براساس مناسباتی دیگراست. و در دوره انتقالی و تازمانی که جهان سرمایه داری هنوز پابرجا است تنظیم مناسباتی متناسب با آن هدف. بطوری که این مناسبات نمی تواند و نباید بازتولیدکننده مناسبات نظام سرمایه داری و ادغام در درون آن باشد. حتی در تجربه “سوسیالیسم دولتی” قرن بیستم که بنا بدلایلی که خارج از بحث ماست منحط و متلاشی شدند، در همان حدی که وجودداشتند و دوام آوردند، بر پایه شکل دادن به جهان دو قطبی صورت گرفت که در آن هرکدام نهادهای متعلق به خود هم چون  بازارمشترک و اتحادیه های نظامی و… را داشتند. و گرنه همان اتفاقی می افتاد که اکنون افتاده و چین و روسیه به عنوان بخشی از منظومه جهان سرمایه داری در آن ادغام شده اند. یعنی رویکردی درون سیستمی که در آن هم چون قطب های رقیب درون یک نظام جهانی سرمایه دارانه عمل می کنند که منافع و پیوندهای مشترک و جدانشدنی با بکدیگر و با دولت ها و بازار ها و دیگرنهادهای سرمایه جهانی دارند.

*- طبیعی است که در یک چنین دوره انتقالی و پیچیده وقتی از ضرورت تکیه کردن عمده بر منابع رشد و تغدیه هم سنخ با اهداف رهائی صحبت می شود، بدیهی است که این معادله در  دوره انتقال نمی تواند مطلق و و خیال پردازانه باشد، اما میزان و سمت گیری و نحوه و شتاب حرکت مهم است.  اما در موردهمکاری کنونی رژوا با دولت آمریکا بنظر می رسد نه فقط ابعاد و وجه این همکاری مازاد بر توان و فراتر از یک همکاری غیرعمده و تاکتیکی و موردی است، بلکه حتی حول همین هدف موردنظر هم- مبارزه قاطع با داعش و القاعده هم اشتراک نظر واقعی واقعی وجود ندارد (مثلا مشابه معادله ای که در جنگ دوم جهانی، علیه فاشیسم بین شوروی و بلوک سرمایه داری متفقین وجود داشت). این تمایزها و دوگانگی ها چه در موردداشتن اهداف متعدد و همزمان توسط دولت آمریکا در منطقه و چه حمایت قاطع از متحدینش که حامی داعش بوده و هستند، آشکاراست.

 

 

تاریخ انتشار : ۵ مهر, ۱۳۹۵ ۲:۵۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

مراقبت از وطن در مسیر آشتی | با زبانی سخن بگوییم که پُل می‌سازد، نه دیوار

استراتژی کلان نتانیاهو در حال فروپاشی است

ترامپ و نتانیاهو؛ از بازطراحی خاورمیانه تا خطر بحران دائم

وقتی انسانیت از تمدن عقب می‌ماند!

تجدید نظرطلبی یا بازاندیشی در مفهوم امپریالیسم و ضد امپریالیسم