سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۳

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳

ترامپ و نتانیاهو

ترامپ و نتانیاهو؛ از بازطراحی خاورمیانه تا خطر بحران دائم

جرمی بوئن: خاورمیانه در حال دگرگون شدن است، اما نه به شیوه‌ای که ترامپ و نتانیاهو انتظار داشتند. جمهوری اسلامی ایران شکست نخورده است. اکنون خطر آن وجود دارد که منطقه وارد یک بحران فرسایشی و دائمی شود؛ بحرانی که پیوسته میان دوره‌های تنش و درگیری آشکار در نوسان خواهد بود. حکومت ایران بسیار دشوارتر از آن چیزی از آب درآمد که ترامپ و نتانیاهو تصور می‌کردند بتوان آن را از پا درآورد. قضاوت آنها اشتباه بود و اکنون کنترل پیامدهای تصمیمات خود را از دست داده‌اند.
Getting your Trinity Audio player ready...

*سردبیر امور بین‌الملل بی‌بی‌سی نیوز

ترامپ و نتانیاهو می‌خواستند خاورمیانه را بازطراحی کنند، اما اکنون خطر آن وجود دارد که منطقه را به سوی یک بحران دائمی سوق دهند. آنها بر این باور بودند که پیروزی بر ایران، خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد.

خاورمیانه در حال دگرگون شدن است، اما نه به شیوه‌ای که آنها انتظار داشتند. جمهوری اسلامی ایران شکست نخورده است. اکنون خطر آن وجود دارد که منطقه وارد یک بحران فرسایشی و دائمی شود؛ بحرانی که پیوسته میان دوره‌های تنش و درگیری آشکار در نوسان خواهد بود.

حکومت ایران بسیار دشوارتر از آن چیزی ظاهر شد که ترامپ و نتانیاهو تصور می‌کردند بتوان آن را از پا درآورد. قضاوت آنها اشتباه بود و اکنون کنترل پیامدهای تصمیمات خود را از دست داده‌اند.

آخرین نمونه از این موارد، سرنگون کردن بالگرد آپاچی آمریکا توسط ایران است. این رویداد بار دیگر یادآوری می‌کند که حاکمان ایران همچنان قادرند به آمریکایی‌ها آسیب برسانند و در عزم خود برای بیرون آمدن از این جنگ در موقعیتی برتر، عقب‌نشینی نخواهند کرد. از نگاه آنان، پیروزی به معنای بقا و تقویت بازدارندگی است؛ بازدارندگی‌ای که در قالب به رسمیت شناخته شدن کنترل آنها بر تنگه هرمز، یکی از راهبردی‌ترین آبراه‌های جهان، تجلی می‌یابد.

رئیس‌جمهور و فرماندهان نظامی‌اش تلاش خواهند کرد واکنش خود به سرنگونی بالگرد را به‌دقت تنظیم کنند؛ به گونه‌ای که از یک سو با قاطعیت نشان دهند که نمی‌توان آنها را تحت فشار قرار داد یا وادار به عقب‌نشینی کرد، و از سوی دیگر روند دیپلماتیکِ کند و تاکنون کم‌ثمر را حفظ کنند. خدمهٔ آپاچی جان سالم به در بردند. اگر آنها کشته شده بودند، احتمالاً واکنش آمریکا بسیار شدیدتر می‌بود.

ترامپ روی دستیابی به توافقی با ایران حساب باز کرده بود؛ توافقی که به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود و چارچوب مذاکراتی بسیار طولانی‌تر درباره مسائل اساسی را تعیین کند. در رأس این مسائل، ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران و برنامه‌های گسترده‌تر هسته‌ای آن قرار داشت.

زمانی که در آخرین روز ماه فوریه، ترامپ و نتانیاهو کشورهای خود را به سوی جنگ با ایران هدایت کردند، هر دو پیام‌های ویدئویی منتشر کردند و واژگانی را برگزیدند که نشان می‌داد گمان می‌کنند لحظه‌ای تاریخی و سرنوشت‌ساز در راه است. به نظر آنها، حکومتی که از زمان سرنگونی شاه در سال ۱۹۷۹ بر ایران حکومت کرده بود، در آستانهٔ سقوط قرار داشت.

ترامپ در ساعات اولیهٔ بامداد، در اقامتگاه مار-ئه-لاگو (Mar-a-Lago) خود در فلوریدا، بار دیگر به وعده‌ای اشاره کرد که در ماه ژانویه به مخالفان حکومت ایران داده بود: «کمک در راه است.»

«خطاب به مردم بزرگ و سرافراز ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناه بمانید. از خانه‌های خود خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرود خواهند آمد. وقتی کار ما تمام شد، حکومت خود را به دست بگیرید. آن حکومت برای شما آمادهٔ تصاحب خواهد بود. این احتمالاً تنها فرصت شما در طول چند نسل آینده خواهد بود.»

صبح روز بعد، نتانیاهو بر بام ساختمان کریا (Kyria)، وزارت دفاع بلندمرتبهٔ اسرائیل در مرکز تل‌آویو، در زیر نور آفتاب ایستاد تا پیام خود را ضبط کند. او نیز همانند ترامپ چنان سخن می‌گفت که گویی پیروزی قطعی و حتمی است:

«این ائتلاف نیروها به ما امکان می‌دهد کاری را انجام دهیم که چهل سال در آرزوی آن بوده‌ام: رژیم تروریستی را با تمام قوا و به شکلی قاطع درهم بکوبیم. این همان چیزی است که وعده داده بودم، و این همان کاری است که انجام خواهیم داد.»

نتانیاهو در سراسر زندگی سیاسی خود استدلال کرده است که تهدید واقعی علیه اسرائیل از جانب ایران می‌آید، نه از سوی فلسطینی‌ها و نه از سوی همسایگان عرب اسرائیل. او تلاش کرده بود رؤسای جمهور مختلف آمریکا را متقاعد کند که در حمله به ایران با او همراه شوند، اما موفق نشده بود. ترامپ متفاوت بود.

برای بیش از دو سال، از زمان حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نتانیاهو به اسرائیلی‌ها گفته بود که قدرت ارتش آنها، با پشتیبانی آمریکا، دشمنانشان را شکست خواهد داد و آینده‌ای امن‌تر و مرفه‌تر به ارمغان خواهد آورد. از نظر او، پاسخ در زور و قدرت نظامی نهفته بود، نه در دیپلماسی.

نتانیاهو ظاهر و رفتار مردی را داشت که احساس می‌کرد لحظهٔ تاریخی و سرنوشت‌ساز او فرا رسیده است.

اما حالا، پس از آنکه ترامپ روز دوشنبه به او دستور داد برنامهٔ حمله به بیروت را لغو کند، طوری در مقابل دوربین‌ها ظاهر شد، که بن کاسپیت، ستون‌نویس سرشناس اسرائیلی، گفت قیافه او شبیه بادکنکِی بود که بادش در رفته است.  

آنها هر دو سرسختی، بی‌رحمی و زیرکیِ حکومت جمهوری اسلامی را دست‌کم گرفته بودند. آنها تصور می‌کردند که با کشتن رهبر جمهوری اسلامی و نزدیک‌ترین یاران و فرماندهانش، حکومت از درون فرو خواهد پاشید

آنها اثربخشی قدرت نظامی را در برابر حکومت ایران بیش از حد ارزیابی کرده بودند؛ حکومتی که نزدیک به پنجاه سال با تهدیدهای مکرر روبه‌رو بوده، خود را برای بقا در برابر حمله مهندسی و سازمان‌دهی کرده، و دربارهٔ مفهوم امنیت ملی، بر پایهٔ باورهای دینی و ایدئولوژیک خود، عمیقاً اندیشیده و برنامه‌ریزی کرده است.

کشورهای نفتی خلیج فارس که متحد آمریکا هستند و در مورد امارات و بحرین، متحد اسرائیل نیز به شمار می‌آیند، ضربات سنگینی متحمل شده‌اند. مسئله فقط از دست رفتن درآمدهای حاصل از صنایع پتروشیمی و فرآورده‌های وابسته به آن، مانند کود شیمیایی، نیست. این کشورها آیندهٔ خود را بر پایهٔ ایجاد جزیره‌ی ثبات و رونق اقتصادی چند میلیارد دلاری در خلیج فارس بنا کرده‌اند. اما سرمایه‌گذاران بالقوه و گردشگران اکنون می‌بینند که جنگ، آن چشم‌انداز را دارد به سرابی دست‌نیافتنی تبدیل می‌کند.

رهبران جمهوری اسلامی معتقدند که توانسته‌اند بقای نظام را تضمین کنند و نشان دهند که با بستن تنگه هرمز و وارد کردن فشار به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، قادرند اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهند. از نگاه آنان، این توانایی می‌تواند به یک عامل بازدارندهٔ پایدار در برابر آمریکا و اسرائیل تبدیل شود.

کسانی که جایگزین نسل قدیم رهبران ایرانی شده‌اند به اندازهٔ کشته شدگان ایدئولوژیک هستند، اما با آمادگی بسیار بیشتری برای پذیرش خطر؛ زیرا آنچه در جریان است یک نبرد بر سر بقاست. آنها دریافته‌اند که صرفِ سخن گفتن و هشدار دادن، برای جلوگیری از حملات آیندهٔ آمریکا یا اسرائیل کافی نیست. آنها می‌خواهند نشان دهند که هر حملهٔ جدید به ایران، پیامدهای دردناک و پرهزینه‌ای برای طرف مقابل در پی خواهد داشت.

بخش مهمی از راهبرد ایران، پیوند زدن جنگ در لبنان با جنگ در خلیج فارس است. پیام حکومت ایران به ترامپ این است که تا زمانی که اسرائیل به بمباران لبنان ادامه دهد و در پی نابودی حزب‌الله باشد، ایران نمی‌تواند به هیچ نوع توافقی امید داشته باشد.

ترامپ با مهار کردن و متوقف ساختن برنامه‌های اسرائیل برای حمله به بیروت به طور ضمنی پذیرفته است که میان آنچه در لبنان رخ می‌دهد و آنچه در خلیج فارس می‌گذرد، ارتباطی مستقیم وجود دارد و او این پیوند را پذیرفته است.

نتانیاهو روز دوشنبه گفت که این پیوند را نمی‌پذیرد. او گفت این موضوع «غیرقابل تحمل و کاملاً غیرقابل قبول» است. مشکل او این است که ترامپ منافع خود و تمایلش به پایان دادن به جنگ را بر عزم نتانیاهو برای ادامهٔ جنگ ترجیح خواهد داد.

گرچه نتانیاهو حمله‌ای را که برای بیروت برنامه‌ریزی شده بود لغو کرد، اما از آن زمان تاکنون ارتش اسرائیل (IDF) همچنان حملات بسیار شدیدی را علیه جنوب لبنان ادامه داده است.

هنگامی که تنگه هرمز در ماه مارس بسته شد، هشدارهای شدیدی درباره پیامدهای اقتصادی جهانی داده می‌شد؛ مبنی بر اینکه اگر این تنگه تا ماه ژوئن همچنان بسته بماند، اقتصاد جهان با عواقب وخیمی روبه‌رو خواهد شد.

نه تنها این آبراه حیاتی، که تا پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران باز بود، همچنان بسته مانده است، بلکه در غیاب یک گشایش دیپلماتیک چشمگیر، دشوار است بتوان تصور کرد که در آینده نزدیک دوباره بازگشایی شود.

برگرفته از: http://www.bbc.co.uk/news/articles/cjdgl548x3eo
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود

“پیمان مکه ونظامات خاورمیانه ای”

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک