سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۹:۳۹

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۹

هنر را باور می کنیم

هنر را باور می کنیم چون کە زندگی را می خواهیم باور کنیم، اگرچە زندگی بسیاری اوقات لطافت ها را پس می راند و انسان را بە وادی هراس و تفکر هل می دهد. ما هنر را می خواهیم تا با دوبارە زیستن هایمان در این وادی های شاید ناخواستە، طعم ناب زندگی را باز بیابیم

هنوز ما انسان ها هنر را باور می کنیم، و به راستی راز این باور چیست؟ شعری را می خوانیم، مشتاقانە بە کتاب رمان جلومان خیرە می شویم و در یک نگاە عمیق بە فیلم روی صحنە میخ کوب می شویم، و این اعتیاد باور بە هنر البتە نە قدمت چند صد سالە کە قدمت چندین هزار سالە دارد، چنان کە تاریخ نگاران هنر می گویند از زمان غار نشینی بشر.

می گویند هنر از همان ابتدا ابزاری برای باوراندن قدرت بشر بە بشر و وسیلەای برای اعتقاد بە تسخیر طبیعت قبل از اقدام بە آن بودە است، و یا می گویند هنر نوعی بازیست برای اوقات فراغت، آنجا کە انسان مشغول تمرین است برای بازی در صحنە اصلی، صحنە زندگی. و یا می گویند هنر فقط برای لذت است، لذتی کە فارغ از هرگونە هدف بیرونیست.

اما بە هر کدام از این اعتقادات یا باورها باور داشتە باشیم یا نداشتە باشیم، باز هنر آنجاست، در بیرون و در درون ما و ما هنوز بدان باور داریم. و برای این اعتقاد حتما لازم نیست کە بە تئوری نهفتە سنگر گرفتە در پشت آن باور داشتە باشیم و یا از آن آگاهی. نفس هنر طوریست کە از درون بشر می آید، بە بیرون ترشح می کند، با اشیا و پدیدەها تماس می گیرد، و نهایتا ما را بە جاهائی می برد چە در درون و چە در برون خود، کە فقط نگاە هنر قادر بە دیدنشان است. یک نگاە خاص.

پرسش کردیم کە راز ماندگاری این باور چیست، و البتە هر پرسشی را جواب یا جواب هائی می طلبد، اما شاید بعضی پرسش ها را باید زیست و هرگز در پی جواب قطعی برایشان برنیامد. بعضی پرسش ها آنقدر پرسشند کە در سئوال بودنشان بیشتر معنا می دهند و شاید همان پرسش خود جواب است البتە با اندکی تغییر در چینش واژەها و یا با اضافەکردن واژگانی از همان سنخ. پس جواب سئوال “راز ماندگاری باور بە هنر چیست؟” می تواند این باشد: “راز ماندگاری باور بە هنر، باور بە هنر است.” یک جواب از خود و برای خود. جوابی کە از منشا می آید و دوبارە بە منشا بازمی گردد. موجودی خارق العادە!

ما، بشر، محکوم بە ماندگاری باور بە هنر هستیم. آنجا کە داستان می خوانیم، بە یک شعر گوش فرا می دهیم و یا محو رمانی می شویم، علی رغم مجازی بودن دنیای نوشتاری روبروی مان، چنان مجاز بە واقعیت تبدیل می شود کە لااقل برای لحظات یا زمانی کە در بطن فضا هستیم، دنیای مجازی بە واقعیت و دنیای واقع بە مجاز تبدیل می شود. و شاید علت آن علیرغم عدم میل مان بە تشریح آن، ماندگاری لحظات زندگی و اندیشەها کە همیشە در گذرند در بطن و متن اثر است. و این میل بشر بە ماندگاری لحظات زود گذر زندگی چە غوغائی می کند در میل ما بە باور بە هنر. زندگی آنجا همیشە در هنر باقی می ماند، نامیرا همیشە حضور دارد، تنها کافیست کە دستانی، نگاه هائی و اندیشەای با آن تماس دوبارە برقرار کند. انسان آنجا دوبارە مردەها را در زندگی باز می یابد. و چە مهیج است با مردەهای اکنون و زندەهای دیروز در متن، تماس دوبارە برقرار کردن، اگرچە شاید  ده ها و یا صدها سال هم گذشتە باشد.

هنر، شکستن مرز زمان است. در هنر، دیروز و امروز و فردا دیگر معنی ندارند. همە چیز لحظەای می شود کە تو در متنی. تصور خطی زمان رخت بر می بندد. حتی تصور دایرەای یونانیان در مورد زمان هم از بین می رود. اصلا کل زمان معنایش را از دست می دهد، و این یعنی ابدیت و یا ازلیت. چیزی از جنس خود زندگی، اما در معنای خالص آن.

علت باور ما بە هنر، باور ما بە خود زندگیست. اینکە این “زیبای بی بازگشت” را می توان در متن هنری برای همیشە شکار کرد، و آن را برای همیشە در دسترس مدام قرار داد. و این در دسترس بودن نە فقط برای آدمیان خاصی از دورەهای خاصی، بلکە برای کل آدمیت. هنر، علی رغم خاص بودنش جنسی است از تبار کل. و در این کل بودن، همیشە خاص ها دوبارە خود را بە عنوان خاص باز می یابند و دوبارە احساس بچگی، جوانی، میان سالی، پیری و حتی مرگ می کنند. همە چیزهای زندگی باز آنجا هستند، با همە مختصات ممکنە. و ما باور می کنیم همە چیز را باز، چرا کە غم گینانە زندگی را دوست داریم.

هنر را بە لطافت ربط می دهیم، اینکە آنانی کە طالب هنرند لطیف ترند. اما در هنر خشن ترین آدم ها یافت می شوند، بسیار خشن تر از آدم های واقعی. اما باز لطیف ترین آدم ها، طالب دوبارە ملاقات کردن این خشن های مجازی هستند. پس آیا می توان گفت کە خشن های مجازی از همان جنس خشن های واقعی هستند؟ نە نیستند، آنان خشن ترند، بسیار خشن تر، اما آنقدر خشن کە حس لطافت را در ما بیدار می کنند! حسی از نوع باور بە اینکە خشن ها، تنها آدمیانی هستند از نوع فراموشی. و هنر این باور را در ما پدید می آورد کە می شود فراموشی را فراموش کرد.

در سرزمین هنر گاە شادمانە، گاە متفکرانە و گاە هراسیدە قدم بر می داریم. گاە بە قلەای مە گرفتە خیرە می شویم، گاە بە برگی در زیر نور زرین غروب و گاە بە قدم هایمان در کورە راه های ناشناس. اما در هر کدام این لحظات و احساس ها، ما نمی دانیم کە شادمانیم، متفکریم، هراسیدەایم، خیرەایم و یا گم. ما فقط در هنریم. و این شاهکار هنر است. ما می توانیم همە این چیزها باشیم، اما تنها هنگامی می دانیم کە آن چیزها بودەایم کە اثرهنری را کناری نهادە و بە زندگی واقعی بازگشتەایم. در حالیکە در زندگی واقعی هنگامی کە شادمانیم می دانیم کە شادمانیم، هنگامی کە متفکریم می دانیم متفکریم، و ...

هنر، زندگی ای است از جنس کل و برای کلیت. در این کلیت، تفکر در مورد لحظە رنگ می بازد.

هنر را باور می کنیم، و تا زندگی هست این باور شاید باشد، شاید بماند. شایدی از جنس قویترین ها و محتمل ترین ها. اگرچە شاید “هیوم” زیاد موافق نباشد، به ویژە آنگاە کە بحث بر سر آیندە و پیش گوئی آن است.

هنر را باور می کنیم چون کە زندگی را می خواهیم باور کنیم، اگرچە زندگی بسیاری اوقات لطافت ها را پس می راند و انسان را بە وادی هراس و تفکر هل می دهد. ما هنر را می خواهیم تا با دوبارە زیستن هایمان در این وادی های شاید ناخواستە، طعم ناب زندگی را باز بیابیم.

تاریخ انتشار : ۲۴ شهریور, ۱۳۹۲ ۷:۲۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دیپلماسی «واشنگتن – تهران» در بن ‌بست میدان

سم‌ساز اعظم؛ فصل دوم: کسب‌وکار کثیف

نقش اسرائیل در مذاکرات آمریکا و ایران

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه

نه قدرت‌های غارتگر، نه حکومت سرکوب‌گر؛ مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند!

سازمان ملل نام اسرائیل را به «لیست سیاه» خشونت‌های جنسی در مناطق جنگی اضافه کرد