سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۴۴

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۴

هومانیسم،- انساندوستی،انسانگرایی،انسان محوری.

بخشی از لیبرالها هومانیسم را جنبشی فرهنگی ادبی هنری زبانی تعریف میکنند که هدفش اشاعه ادبیات،زبان، علوم کلاسیک، زبانهای باستان یونان و روم است، و نه حرکتی انسانی انقلابی طبقاتی. هومانیسم از آغاز قرن ۱۹میلادی بشکل آموزش و تربیت انسانها تبلیغ میشد. هدف اینگونه هومانیسم عملی نمودن ایده آلهای ادبی فرهنگی فلسفی دوران باستان، مخصوصا فرهنگ یونانی رومی بود. تخریب قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی باعث شد که اندشمندان بیزانسی آثار فرهنگی یونانی مخصوصا ادبیات را به اروپای جنوبی بیاورند و موجب رونق افکار هومانیستی شوند. در مرکز تفکر هومانیستی غیر از خود انسان، تحقیق و تحصیل تاریخ و زبان های باستان قرار داشت. از قرن ۱۶ میلادی نمایندگان این جنبش را با القابی مانند فیلسوف، شاعر، پزشک، دانشمند، و سیاستمدار نیز مزین نمودند. در هومانیسم رنسانسی قرون ۱۶- ۱۴ میلادی غیر از شناخت حقیقت، خوشبینی و امید در مقابل تاریکی سده های میانه مهم بود.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

 هومانیسم،- انساندوستی،انسانگرایی،انسان محوری. 

 هومانیسم،- از یونان باستان تا هومانیسم سوسیالیستی.

هومانیسم جنبشی است فکری اجتماعی که ریشه در فرهنگ یونان باستان دارد و کوششی بود برای نوزایی ایدههای انسانی. اغلب آن با مقوله رنسانس تعویض میشود گرچه بخش و زیرمجموعه ای از آنست. رنسانس جنبشی عمومی و هومانیسم حرکتی فکری علمی بود. خصوصیت آن مبارزه و مخالفت با سلطه کلیسا و فرهنگ اسکولاستیک، و مذهب کاتولیک، و مخالفت با امتیازات و سلطه نظام فئودالی بود. هومانیسم مرسوم امروزی در قرون ۱۶– ۱۴ میلادی در ایتالیا شروع شد و جنبشی فرهنگی فکری، در آغاز رشد بورژوازی و در زمان رنسانس که متکی بود بر اقتصاد و روابط اجتماعی آغاز سرمایه داری در اروپا.

از جمله اهداف اندیشه و جنبش هومانیسم، دفاع از آزادی و حمایت از شرف و حیثیت انسان و تشویق تکامل و شکوفایی نیروهای خلاق او. هومانیسم واژه ای است لاتین و در مرکز توجه آن- عدالت اجتماعی، مخالفت با استثمار انسان، ضدیت با جنگ، تشویق خوشبینی و امید، علاقه به این جهانی بودن، و عقل گرایی قرار داشت. هومانیسم مرسوم، عصر و دوره ایست میان قرون ۱۶- ۱۴ میلادی که موجب جنبشی فلسفی فرهنگی علمی در تاریخ سیر اندیشه اروپایی بود. در ایتالیا آن از سال ۱۳۵۰ میلادی از طریق شاعرانی مانند پترارکا و بوکاسیو، و متکی به فرهنگ روم باستان، و علیه دگم های کلیسایی به پا خواست.

هومانیسم برابری طلب ضد فئودالی، موجب تولد پیشگامان عصر روشنگری مانند هگل، هردر، فویرباخ، هومبولت، مارکس و انگلس شد، ولی نزد مارکس و انگلس، هومانیسم دیگر فقط اعتراض و جدل نظری نبود بلکه از طریق شناخت علمی و طرح تضادهای طبقاتی در جامعه بورژوایی موجب زایش تئوری هومانیسم سوسیالیستی شد که ماهیتا مردمی و انقلابی بود.

هومانیسم اصلی میان قرون ۱۶- ۱۴ میلادی، خواهان نوزایی انسان گرایی از فرهنگ یونان و روم باستان و خواهان کوشش در راه انسانیت و تشکیل ساختارهای انسان دوستانه در تمام هستی بود. طبق آثار مهم هومانیستی سیسرو، آن نتیجه آشنایی رومیان با فرهنگ پایانی یونان بود. تعریف دیگری مدعی است که هومانیسم جنبشی فکری-ادبی، ضد مکتب اسکولاستیک مسیحی، از آغاز قرن ۱۴ میلادی بود که در زمان جنبش رنسانس ایتالیا شروع شد و خواهان توجه به زبانهای باستان، ادبیات، هنر، فرهنگ، عقل و دانش گردید و مدعی بود که انسان موجودیست خوشبین، این جهانی، لایق آزادی و احترام و پیشرفت و ترقی.

از نظر تاریخی هومانیسم، رنسانس فکری فرهنگی سکولار یونان و روم باستان بود که مخالف درونگرای مذهبی عرفانی، انفعال و گوشه گیری در مقابل سوالات و مبارزات سیاسی طبقاتی بود. جنبش هومانیستی خلاف تبلیغات بورژوازی خاص اروپا نبود بلکه مخالف شونیسم و سیستم حکومتی نخبه گان بود. در تاریخ اندیشه بشر زمان آغاز اندیشه هومانیسم در۲۷۰۰ سال پیش با خودشناسی انسان شروع شد و برایش معنی و هدف هستی مهم بود. اوج و پایان آن را مارکس در هومانیسم سوسیالیستی پیش بینی نمود.

نوستالژی هومانیسم از آغاز خواهان عدالت، همبستگی، برابری، صلح، عشق، سعادت، زیبایی، رفاه، و بشاشیت در زندگی بود

نوستالژی هومانیسم از آغاز خواهان عدالت، همبستگی، برابری، صلح، عشق، سعادت، زیبایی، رفاه، و بشاشیت در زندگی بود. هومانیسم خاص اروپای مسیحی نبود بلکه در رابطه با تاریخ کار و مبارزات اجتماعی طبقاتی زحمتکشان تمام خلقهای فرهنگساز کره زمین مانند مصر، هند، چین، ایران، بابل، یهود، یونان، رم، و غیره بوجود آمد و در اسطورههای این ملتها مطرح شد. چون در جوامع اولیه عهد باستان زندگی بسیار سخت بود، تمام خلقهای کهن خالق اسطورههای بهشت باوری، عصر و دوران های طلایی، و هومانیسم های تخیلی بودند، به این دلیل مقوله هومانیسم در آثار ادبی و فلسفی رواقیون، کلبیون، سوفیست ها، و در نوشته های افلاتون و ارسطو مشاهده می شود. نمایندگان نظریات هومانیستی در عصر برده داری یونان باستان عبادت بودند از بقراط پزشک، اوریپیدوس، و شاعرانی مانند سوفوکلس. پروتاگوراس از جنبش سوفیسطی میگفت انسان میزان همه چیز است.

ایده آل  آموزش یونانیان باستان واژه پارسی “پیدا” بود. منابع تاریخی غرب امروزه ابوعلی سینا را از جمله هومانیست های مهم شرق بشمار می آورند. نمایندگان هومانیسم در زمان رنسانس و عصر جدید عبارتند از دانته، اراسموس، میراندولا، رابله، هوتن، رویشلین، فرانک، آگری کولا، و غیره. ایدئولوژی بورژوایی میکوشد تا جریان هومانیسم را یک جنبش صرفا نظری معرفی کند و نه جنبشی انقلابی و مبارز ضد کلیسای کاتولیک و ضد فئودالیسم. هومانیسم رنسانسی در غرب موجب زایش عصر روشنگری، جنبش سوسیالیسم تخیلی، و تشکیل ادبیات و فلسفه هومانیستی کلاسیک آلمان شد. نمایندگانش عبارتند از جان لاک، اسپینوزا، لایبنیتس، روسو، ولتر، دیدرو، هولباخ، لسینگ، هردر، گوته، شیلر، کانت، فیشته، هگل، فویرباخ، و هومبولت. مارکس میگفت تنها هومانیسم واقعی، کمونیسم است.

سوسیالیست ها مدعی هستند که هومانیسم امروزه فقط در مبارزه با امپریالیسم و  نظام سرمایه داری عملی است، یعنی هومانیسم، سوسیالیسم زمان حال است. متفکران هومانیسم پیش از مارکس، مانند کانت و هگل بدلیل ناتوانی علمی نتوانستند آنرا عملی سازند. هومانیسم سوسیالیستی از نظر کیفی با دیگر انواع هومانیسم صوری و آبستراکت پیشین فرق دارد. هومانیسم سوسیالیستی نحستین بار توسط مارکس بشکل علمی تئوریزه شد. جامعه و نظام بورژوایی به دلیل وجود مالکیت خصوصی، استثمار و سلطه بر زحمتکشان، جهت اجرای ایده های هومانیستی ناتوان است. بیان نظری هومانیسم سوسیالیستی در مارکسیسم-لنینیسم و عملش در مبارزات انقلابی طبقه کارگر، کنار زدن نظام سرمایه داری، و تشکیل جامعه سوسیالیستی، و احترام به سنت های گذشته هومانیستی است. امپریالیسم همیشه مشوق جنگ، ارزشهای ضد هومانیستی، و خشونت عریان بوده و خواهد بود. 

بخشی از لیبرالها هومانیسم را جنبشی فرهنگی ادبی هنری زبانی تعریف میکنند که هدفش اشاعه ادبیات،زبان، علوم کلاسیک، زبانهای باستان یونان و روم است، و نه حرکتی انسانی انقلابی طبقاتی. هومانیسم از آغاز قرن ۱۹میلادی بشکل آموزش و تربیت انسانها تبلیغ میشد. هدف اینگونه هومانیسم عملی نمودن ایده آلهای ادبی فرهنگی فلسفی دوران باستان، مخصوصا فرهنگ یونانی رومی بود. تخریب قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی باعث شد که اندشمندان بیزانسی آثار فرهنگی یونانی مخصوصا ادبیات را به اروپای جنوبی بیاورند و موجب رونق افکار هومانیستی شوند. در مرکز تفکر هومانیستی غیر از خود انسان، تحقیق و تحصیل تاریخ و زبان های باستان قرار داشت. از قرن ۱۶ میلادی نمایندگان این جنبش را با القابی مانند فیلسوف، شاعر، پزشک، دانشمند، و سیاستمدار نیز مزین نمودند. در هومانیسم رنسانسی قرون ۱۶-۱۴ میلادی غیر از شناخت حقیقت، خوشبینی و امید در مقابل تاریکی سده های میانه مهم بود. 

بازخوانی مجدد اندیشه های هومانیستی در قرون  ۱۹-۱۸میلادی در آلمان از طرف ادیبانی مانند وینکلمن، هردر، لسینگ، گوته، و شیلر مطرح شد. هومانیسم رنسانسی اروپایی محدود به افراد خاصی از طبقه متوسط و قشر روشنفکر مانند- دانته، رابله، میراندولا، پترارکا، بوکاسیو، هوتن، رویشلین، مور، اراسموس، و فرانک بود. در قرون ۱۸– ۱۷میلادی هومانیسم بدلیل رشد روابط اقتصادی سیاسی فرهنگی بورژوایی، در جنبش های روشنگری، سوسیالیسم تخیلی، فلسفه کلاسیک آلمان، و در هنر و ادبیات، نمایندگانی مانند لاک، اسپینوزا، لایبنیتس، ولتر، دیدرو، هولباخ، وینکلمن، کانت، فیشته، هگل، فویرباخ، لسینگ، هردر، گوته، شیلر، و هومبولت داشت.

مورخین جنبشهای اجتماعی حدود ۴ گونه هومانیسم را در فرهنگ غرب تشخیص داده اند- هومانیسم رنسانسی قرون ۱۵-۱۴میلادی، نئوهومانیسم یا هومانیسم ثانی قرون ۱۹۱۸، هومانیسم ثالث از آغاز قرن ۲۰، و هومانیسم سوسیالیستی در مقابل هومانیسم بورژوایی. نئوهومانیسم قرون ۱۹-۱۸ توسط اندیشمندانی مانند شلگل، گوته، شیلر، هومبولت، وینکلمن، مطرح گردید.  “هردر” آلمانی ریشه هومانیسم  در انسان را قوانین طبیعی میدید. هومانیسم رنسانسی ایتالیا در قرون ۱۵-۱۴ میلادی متکی به آثار پترارکا و سیسرو بود که شامل زبان، ادبیات، هنر، و فرهنگ میباشد. نئوهومانیسم در آلمان از طریق هلدرلین شاعر، در آغاز قرن ۲۰و علیه الهیات جزم گرا مطرح شد. نمایندگان هومانیسم ثالث یا نئوهومانیسم، نمایندگان “فلسفه زندگی” اندیشمندانی مانند نیچه، هایدگر، و فوکو، که اروپا مرکز بودند، و جریان “پوزیویتیسم” که متکی به علوم تجربی بود، شروع شد. هومانیسم در آلمان ادامه ادبیات و فلسفه بورژوایی کلاسیک آلمان بود. هومانیسم سوم توسط “و. یگر” در آغاز قرن ۲۰خواهان مجدد نوزایی آموزشهای کلاسیک یونان و روم باستان شد. از زمان مارکس جوان به مقوله هومانیسم بشکل انتقادی نگریسته میشد. او میگفت اسای هومانیسم باید بر پایه انسانشناسی مدرن باشد. سارتر اگزیستنسیالیسم را نیز نوعی هومانیسم میدانست چون انسان در آن قانونگذار برای خود و جامعه است.

تماس                                           falsaf@web.de

 

humanismus

 

تاریخ انتشار : ۳۱ فروردین, ۱۴۰۱ ۹:۵۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جامعه‌شناسیِ بی‌توجهی به صلح؛ بسوی بازسازی «تخیل اجتماعی صلح»

 چشم انداز و  زایش امید

مادرانه‌ای برای ایران

اسرائیل نه تنها دوست ایران نیست، بلکه دشمن سرسخت ایران است

مینیمال‌های زندگی؛ چیزهای کوچکی که جامعه را سرپا نگه می‌دارند

هشتاد سال انتظار؛ آیا سازمان ملل آماده یک دبیرکل زن است؟