سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۲۴

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۴

وحدت در پایین، تشتّت در بالا، سیمای اپوزیسیون سکولار دموکراتیک

جهت غالب آمدن بر این بیماریهای ساختاری جنبش سکولار، در کنار تمامی اقداماتی که هر روز صورت می گیرد، باید میز گردهای دنباله دار در سطح رده اوّل رهبری سازمانهای سکولار دموکراتیک با شرکت فّعالانه نمایندگان همه سازمانهای سکولار دموکراتیک در آنها شکل بگیرد. این میز گردها می توانند سلسله وار و ادامه دار دوام داشته باشند

الان حدود یکماه می شود که تیتری با این مضمون نوشته و تصمیم گرفته بودم که مقاله ای در این مورد بنویسم. طبیعتا گرفتاریها و اولویّتهای دیگر مرا از این کار باز داشته بودند. هفته گذشته مقاله ای با تیتر “پیرامون ضرورت سازمان یابی از پایین” با قلم “امین حصوری” در اخبار روز به چشمم خورد که مقاله را هنوز نخوانده، دوباره این انگیزه را در من تحریک کرد که به این مهّم بپردازم.

دهها سال است که جبهه سازمانهای سیاسی چالشگران راه آزادی، مدرنیته، سکولاریسم و عدالت اجتماعی از وحدت صحبت می کنند. اشکال کار کجاست که این دور تسلسل بحث حول این مساله به خود وحدت برنامه ای تبدیل نمی گردد، و به خود مادیّت نمی گیرد. خیلی از دوستان انگشت روی فرهنگ قوی فرقه گرایی و تک روانه و قبول نکردن وجود و حضور سیاسی غیر خودی و بالاخره عدم امکان نشستن در کنار غیر خودی حول وحدت عمل برنامه ای روی مسائل مشترک انگشت می گذارند. به درستی خیلی دیگر از عزیزان از وجود هزاران مارکس و انگلس و لنین در جنبش سوسیال دموکراسی ایران صحبت می کنند که حتّی یکی از آنها هم حاضر نیستند به جای اینکه لنین باشند؛ جای خود را با بوخارین، پولخانف، درژینسکی، زینویف ، تروتسکی و غیره عوض بکنند. اشکال کار کجاست؟ راه رفع این اشکال چگونه می تواند باشد؟ برنامه های عملی جهت رفع آن چگونه میتواند شکل اجرایی به خود بگیرد؟

من خودم اگر بخواهم روی این مساله بیشتر صحبت کنم، به تکرار مکرّرات خواهم پرداخت، لذا به این اکتفا می کنم که خوشبختانه در زمینه های ذهنی چنین بیماری که درون جنبش سوسیال دموکراسی وجود دارد، مسائلی از قبیل اینکه باید حضور سیاسی غیر خودی را قبول کرد، به آن احترام گذاشت و در چهارچوبه دموکراتیک وحدت عمل برنامه ای بر روی نکات مشترک از ضرورتهای تاریخی زمان می باشد، اکثریّت ماها توافق پیدا کرده ایم و به آن معتقد هستیم. با وجود این، عادتهای کهن اجازه نمی دهند تا ما عملا بتوانبم به این وحدتهای برنامه ای و ساختاری کوتاه و بلند مدّت جامه عمل بپوشانیم. اشکال کار کجاها می تواند باشد؟

یک) سه اشکال فکری اساسی که الان به ذهن من می رسد که میتوانند مانع اساسی عدم پیشرفت در این زمینه باشند را در زیر می آورم. اوّلی، اندیشه ای که محور آن یر اساس عدم اعتقاد به شکل گیری رهبری مستقل جبهه سکولار دموکراتیک می چرخد. صاحبان چنین اندیشه ای شکل گیری هر نوع سازمان دهی ائتلافی خارج حکومتی موازی حکومت ولایی سپاهی را خطری برای راه رشد اصلاحگرایانه ای که با رهبری آقایان کروّبی و موسوی می تواند شکل بگیرد، تلّقی می کنند. این بینش بطور طبیعی عملا بصورتی غیر مستقیم، در شرایطی که در حرف از وحدت صحبت می کند، عملا نقش ترمز کننده ای در شکل گیری وحدت ساختاری و برنامه ای جبهه سکولار دموکراسی خارج حکومتی ایجاد بکنند.

این دوستان ما هر گونه صحبتی را که در زمینه وحدت برنامه ای و ساختاری خارج حکومتی سکولار دموکراتیک صورت می گیرد را، با برچسبهایی وانند “رادیکالیسم” و ” تند روی” و ” افراطی گری” رد می کنند، و باور آنها در زمینه وحدت به این شکل است که ” همه با هم بصورت کاروانی پشت سر آقایان موسوی و کروّبی حرکت بکنیم”. منظور آنها در زمینه برنامه مشترک این وحدت عمل ” بیانیه های اقایان موسوی و کروّبی و یا خواسته های حدّاقل “جنبش سبز” می باشد. چنین اندیشه ای برای خویش نقش پیشاهنگی سیاسی حرکت مردمی را قائل نیست، در خود اراده ای برای ایفای نقشی در زمینه رهبری نظری سیاسی جنبش قائل نیست و خود را چهار دست و پا تسلیم کاروانی کرده است که به دنبال آقایان کروّبی و موسوی باید در حرکت باشد. این دوستان فقط همه را تشویق می کنند که به این کاروان بپیوندند. این دوستان چون در حرف نمیتوانند وحدت سکولار دموکراسی را نفی بکنند، لذا دامنه این مهّم را در حدّ بیانیهّ های مشترک و همکاریهای پراکنده در پایین محدود نگه می دارند.

اندیشه دومی باورمندان و باز ماندگان اندیشه فرقه گرایانه ای هستند که حاضر به وحدت عمل ساختاری اساسی بلند مدّت ما بین سازمانهای سوسیال دموکراتیک و سکولار نیستند. صاحبان این اندیشه ها هنوز به تخطئه کردن فیزیکی و سازمانی بعضی از سازمانها میپردازند و حاضر نیستند با تعدادی از آنها دور یک میز بنشینند. دوستانی که در حرف کلمه وحدت از دهانشان نمی افتد، ولی وقتی بطور مشخّص از آنها سوال می شود که ” حزب توده ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، جبهه ملّی ایران، مشروطه خواهان و غیره” کجای این وحدت قرار می گیرند، این دوستان ما به همان ادبیّات سوسیالیستی قرن نوزدهم برمی گردند و بغیر از خود و چندین گروه سیاسی خیلی کوچک مشابه خودشان در این وحدت سیاسی سراسری آنها جایی برای سازمانهای سکولار دموکراتیک اصلی عملا یافت نمی شود.

اندیشه سومی اندیشه مایوس گرایانه ای است که با قطع امید از شکل گیری وحدت ساختاری و برنامه ای در بالا، وحدت در بالا را موکول به سازمان یابی وحدت عمل در پایین می کند. باورمندان این اندیشه بصورت دردناکی واقّعیت عقب نشینی جنبش مردمی بخاطر عدم وجود رهبری و پیشاهنگی شایسته و مقاومت جوانمردانه زندانیان سیاسی و مبارزان داخلی را به عنوان واقعّیت عینی ذکر می کنند. آنها به تاثیرات ادامه دار محاصره اقتصادی و تاثیرات تورّمی و تخریبی یارانه ها واقف بوده، و می دانند که تاثیرات فشارهای اقتصادی ناشی از این شرایط پتانسیل ایجاد حرکات اعتراضی مردمی قابل توّجهی را خواهد داشت.

اگر یکی از کمبودهای قیام ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در این زمینه بود که اعتراضات در زمینه اصلاحات سیاسی در میان جوانان، زنان و روشنفکران سیاسی، پشتوانه ای از حمایت اعتراضی کارگران، کسبه و زحمتکشان و جنبش های ملّی را بدنبال خویش نتوانست بکشد، این شرایط بحرانی اقتصادی می تواند چنین پتانسیلی را از درون خویش به حرکت در بیاورد. بر بستر چنین شرایط اعتراضات صنفی، ساختار نهادهای دموکرتیک و مدنی مردمی می توانند شکل بگیرند و پشتوانه قدرتمندی برای تحوّلات سیاسی دموکراتیک گردند.

دوم اشکالات برنامه ای) اندیشه ای که به غلط نقش اپوزیسون خارج حکومتی و خصوصا خارج از ایران را به نقش حمایتی از آقایان موسوی و کروّبی تقلیل می دهد، طبعا نمی تواند به منشور و برنامه مستقّلی برای این حرکت معتقد باشد. منشور چنین جریان فکریی نه بر مبنای پتانسیلهای تاریخی، مدنی ، فرهنگی و اجتماعی مردمی در این مقطع تاریخی و پتانسیل های قدرت حرکت مردمی، بلکه بر مبنای اصلاحات در حدّ ظرفیتهای ذهنی طبقاتی اجتماعی وسیاسی آقایان موسوی و کروّبی تنظیم می گردد. چنین بینشی نمی تواند در راستای یک تحوّل اجتماعی بنیادین سیاسی اجتماعی به نیازهای تاریخی پاسخگو باشد. منشور تحوّل دموکراتیک باید مستقّلا توسط جبهه سکولار دموکراسی مستقّل خارج حکومتی تنظیم گردیده و بعنوان فانوس دریایی، چراغ راهنما، قانون اساسی آینده و برنامه عمل مشترک چنین جبهه ای به موازات نظام ولایی سپاهی راهنمای حرکت همگانی باشد.

“امین حصوری” عزیز به درستی در نوشته خویش مطرح می کنند که “در عمل فقدان نگرش مستقّل و خود بنیاد نسبت به عمل سیاسی از سوی فعاّلین خارج کشور، یکی از دلایل مهّمی بود که مانع از آن شد که پتانسیل عظیم آزاد شده در میان جوانان… به اقدام جمعی منجر شود”. من یک گام فراتر می روم و می گویم که این ” فقدان نگرش مستّقل” نه تنها جنبش جوانان خارج، بلکه تمامی جنبش سکولار دموکراسی و در راس آن جنبش سوسیال دموکراسی را آچمز کرده است. برای غلبه بر آن نه اقدامات از پایین، بلکه اقدامات اساسی از بالا و در سطح رهبری سازمانهای سیاسی سکولار دموکراتیک احتیاج می باشد.

سوّم اشکالات ساختاری) باز برمی گردیم به همان نقطه اوّل. سازماندهی از پایین؟ سازماندهی در بالا؟ شبکه ساختاری حرکت کاروان تحوّل دموکراسی، مدرنیته و عدالت اجتماعی چه بافتهای ویژه ای را در بر خواهد داشت؟ اگر مساله ساختارها را در دو زمینه “ساختارهای صنفی، دموکراتیک و مدنی” در یک طرف و “ساختارهای سیاسی” در طرف دیگر زیر نظر بگیریم، هر کدام از آنها برای خود ویژگیهای خاّص خود را خواهند داشت. تاثیر متقابل حرکتهای ساختاری و شبکه ای “سیاسی” و “صنفی” بر همدیگر، یک مساله دیگری است خود جای بحث خود دارد. در این چند پاراگراف مختصر به چند نقطه اساسی میشود بعنوان فاکتورهای محوری در این زمینه اشاره کرد.

اولا نقش اساسی سازمانهای سیاسی در درجه اوّل سهیم شدن و در صورت امکان به صورت دموکراتیک و قانونی اعمال کنترل قدرت سیاسی خویش در کشور و از آن طریق پیشبرد برنامه های اقتصادی، اجتماعی خویش می باشد. من یادم نمی آید جایی در تاریخ دیده باشم که سیاست و یا برنامه یک حزب سیاسی از طریق تزریق آن به سازمانهای سیاسی دیگر از طریق انها پیاده و اجرا شده باشد. سهیم شدن در قدرت سیاسی و حدّالامکان اعمال کنترل قدرت سیاسی از راهای دموکراتیک، این اساس رسالت احزاب و اۀترناتیو های سیاسی می باشد.

سازمانهای “صنفی، دموکراتیک، مدنی” مختصّ بخش ویژه اجتماعی بوده و یا هدف ویژه و محدودی را تعقیب می کنند. آنها در راستای مراقبت و محافظت از منافع ویژه آن گروه اجتماعی ویژه و اعتلا و رشد و ترقّی ارزشها و امکانات همان گروه ویژه تشکیل میگردند. “سندیکاها و انجمنهای کارگری”، “کانون هنرمندان و نویسندگان”، “انجمن دفاع از حقوق بشر” و “انجمن دفاع از زندانیان سیاسی” از جمله این نهادهای صنفی، مدنی و دموکراتیک می توانند باشند.

آیا اصلا منطقی به نظر می آید که شکل گیری نهادهای صنفی مشروط و منوط به تشکیل احزاب سیاسی و آمدن رهنمود از طرف این احزاب و یا تدوین برنامه های احزاب سیاسی باشند؟ آیا بر عکس این مساله را بخواهیم مدّ نظر قرار دهیم، یعنی تشکیل، برنامه ریزی و تدوین سیاستهای احزاب سیاسی ته چه اندازه منوط و وابسته به تشکیل نهادهای صنفی بوده و آنها را پیش شرط کارکردهای ساختاری خویش قرار می دهد؟ به نظر من با وجود قبول تاثیر متقابل “سازمانهای سیاسی” و “سازمانهای صنفی دموکراتیک” بر همدیگر، مشود با قدرت گفت که عمدتا ایندو تا از همدیگر مستقّل بوده و مستقلا عمل می کنند. اعضای یک صنف مخصوص، بدون توجّه به اینکه احزاب سیاسی چه کارمی کنند، در شرایطی که امکانات دموکراتیک تشکیل آن فراهم گردد و نیازهای صنفی – دموکراتیک آنها ایجاب بکند، اقدام به تشکیل نهاد صنفی دموکراتیک خویش می کنند. سازماندهی دموکراتیک از پایین، هیچوقع پیش شرط تشکیل نهادها، ساختارها و یا ائتلافهای سیاسی نبوده و نمی تواند باشد. مورد دیگری که می شود به آن اشاره کرد این است که تجربه نشان می دهد که در مقایسه با ائتلافهای ساختاری بلند مدّت سیاسی در سطح رهبری سازمانهای سیاسی، وحدت عمل در پایین و همکاری عملی روی اقدامات و اکسیونهای مشترک در سطح بدنه سازمانهای سیاسی از طریق اشتراک فعّالانه در فعّالیتهایی دموکراتیک بمراتب جدّیترو پر ثمرتر حالت اجرایی بخود می گیرد.

آن اندیشه سیاسیی که وظایف سیاسی و ساختاری خویش را موکول و مشروط به “سازماندهی از پایین” می کند، به نحوی از زیر وظیفه اساسی ساختاری سیاسی خویش شانه خالی می کند. اندیشه تسلیم طلبانه، دنباله روانه و غیر باورمند به نقش پیشاهنگی جبهه مستقّل سکولار دموکراسی بعنوان ساختار سیاسی مجهّز به درست ترین پلاتفورم تحوّل، مستقیما نمی آید بگوید که “ما ساختار آلترناتیو سیاسی موازی نظام ولایت فقیه” را نباید تشکیل دهیم. آنها با مشروط کردن “تشکیل جبهه آلترناتیو سیاسی مدرن، سکولار و دموکراتیک موازی با نظام ولایت فقیه” به هزار و یک عامل فرعی، از زیر مسئولیّت سیاسی خویش شانه خالی کرده و همه را منوط به پیش شرطهایی میکنند که غیر از دور خود چرخیدن، چیر دیگری نمی تواند باشد.

نتیجه گیری اجرائی) جهت غالب آمدن بر این بیماریهای ساختاری جنبش سکولار و عدم امکان تشکیل جبهه ای فراگیر از سازمانهای سکولار دموکراتیک، در کنار تمامی اقداماتی که هر روز صورت می گیرد، باید میز گردهای دنباله دار در سطح رده اوّل رهبری سازمانهای سکولار دموکراتیک با شرکت فّعالانه نمایندگان همه سازمانهای سکولار دموکراتیک در آنها شکل بگیرد. این میز گردها میتوانند سلسله وار و ادامه دار دوام داشته باشند. این میزگردها از یک طرف امکان آن را فراهم می کند که آنهایی که تا دیروز همیگر را قبول نداشتند، بتوانند در کنار همدیگر بنشینند. از طرف دیگر کسانی که بصورت فیزیکی در کنار همدیگر با همدیگر صحبت نمی کردند، بتوانند حرفهای همدیگر را گوش کنند. بعد از مدتیّ این مساله جا می افتد که رهبری همه این سازمانها دور یک میز بنشینند و حضور همدیگر را در کنر همدیگر قبول بکنند.

مرحله بعدی می تواند تشکیل کمیسیون های ویژه ای جهت کار کردن روی فورمول بندی بخشهای مختلف برنامه ای مشترک از یک طرف و مباحثات در زمینه چگونگی کارکرد بر سر مسائل مورد اختلاف از طرف دیگر می باشد. این میز گردها، مذاکرات و مباحثات باید در ادامه خود بتواند برنامه مشترک و منشور تحوّل جبهه فراگیر سکولار دموکراسی را جهت عبور از نظام ولایت سپاهی تنظیم بکند. این میزگردها در ادامه خود میتواند محورهای نظام نامه ای و ساختاری نهادی فراگیر مثل “کنگره ملّی دموکراتیک ایران” و یا ساختاری مشابه آن را پی ریزی بکند.

تاریخ انتشار : ۳ آبان, ۱۳۸۹ ۸:۰۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War