سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۸

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸

پنجاهمین سالگرد تأسیس کانون نویسندگان ایران، کانون مستقل و آزاد نویسندگان ایران، گرامی باد!

همان طور که می بینیم در این اصول قانون اساسی برخی موارد تصریح بر آزادیهای صنفی و سیاسی آشکار است که از جمله می توان از ماده ی 6 اصل 3، بخش پایانی فصل 9، اصل 23، اصل 26 و اصل 27 نام برد. بر پایه ی این اصول، هیچ یک از آمران و مأموران دولتی، در هر سطح از مسئولیت، حق ندارد از اعمال این حقوق و آزادیها براساس نص صریح قانون اساسی جلوگیری کند.

وزجمعه، چهارم خردادماه ۹۷، پس از تدارکاتی یک ساله قراربود جشن پنجاهمین سالگرد تأسیس کانون نویسندگان ایران در تهران برگزارشود؛ اما بار دیگر مأموران حکومتی، با هجوم گسترده ی خود مانع این اقدام شدند. این کارآنان مایه ی شگفتی اهل قلم و دوستداران هنروادبیات مستقل و متعهد کشورمان و سراسر جهان نبوده و نیست؛ زیرا برخورد با اجتماعات کانون کار همیشگی این آقایان بوده و هست. آنان چه در مجمعهای عمومی کانون و چه در مراسم گرامیداشت  خاطره ی جان باختگان راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفرپوینده، یا هرمراسم دیگر، همین ناشکیبایی و تنگ نظری را از خود نشان داده اند و می دهند.                                                                            

حال ببینیم انگیزه ی این اقدام آزادی ستیزانه ی آنان چیست؟ آنان از چه می هراسند و به چه دلیل با کانون نویسندگان ایران می ستیزند و این ستیز چه سودی به آنان می رساند؟

مردم و اهل قلم اکشورمان رخدادهای فاجعه بارآذرماه سال ۷۷ را فراموش نکرده اند و نمی کنند و از یاد نمی برند که سران حکومتی قتلهای زنجیره ای آن روزهای خونین را به عناصر خودسر منتسب کردند و کار به محاکمه ی نمایشی برخی ازاقدام کنندگان آن فجایع مرگبار “خودکُشاندن” سعید امامی، یکی از چهره های مشخص آن رخدادها انجامید و موجب عذرخواهی و استعفای دری نجف آبادی، وزیراطلاعات وقت شد. اما، اگر چنین بود، چگونه است که خاک برخی کسانی که دراین اقدامهای خودسرانه جان باختند و برخی ازآنان،  ازجمله دو عضو پیشگفته ی کانون نویسندگان ایران، قربانی راه آزادی اندیشه و بیان شدند، هنوزهم ازهجوم مأموران “ناخودسر” “امنیتی” ایمن نیست؟ و این مأموران، ازهرگونه گردهم آیی همراهان آنان می هراسند؟

مأموران درپاسخ به کسانی که جویای دلیل مداخله ی آنان می شوند می گویند: کانون نویسندگان تشکلی غیرقانونی است و همایش اعضای آن نیز به همین دلیل مجاز نیست؟ اما، آیا این آقایان موظف نیستند که قانون اساسی ج.ا را بخوانند و ببینید که در انجا از جمله چنین قید شده است؟ اگر چنین است من اکنون به برخی جنبه های مربوط به موضع که در قانون اساسی آمده است، اشاره می کنم:

ماده ی ۶ از اصل ۳: محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی؛

اصل ۹: … و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی آزادیهای مشروع را، هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند؛

اصل ۲۳: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن  عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد؛

اصل ۲۴: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون تعیین می کند؛

اصل ۲۵: بازرسی و نرساندن نامه ها و فاش کردن مکاتبات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون؛

اصل ۲۶: احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی و موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت درآنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت؛

اصل ۲۷: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح به شرط اینکه مخل به مبانی اسلامی نباشد آزاداست.

همان طور که می بینیم در این اصول قانون اساسی برخی موارد تصریح بر آزادیهای صنفی و سیاسی آشکار است که از جمله می توان از ماده ی ۶ اصل ۳، بخش پایانی فصل۹ ، اصل ۲۳، اصل ۲۶ و اصل ۲۷ نام برد. برپایه ی این اصول، هیچ یک از آمران و مأموران دولتی، در هر سطح از مسئولیت، حق ندارد از اعمال این حقوق و آزادیها براساس نص صریح قانون اساسی جلوگیری کند؛ اما ما شاهد نقض صریح مفاد قانون اساسی تصریح شده دراین اصول، از جمله در مورد آزادی احراب و سازمانهای سیاسی و صنفی و اجتماعات و تظاهرات هستیم که به واقع آشکارترین نمودهای نقض غرض را دربردارد؛ اما، اصلهای ۲۴ و ۲۵ به حکم قانون حواله داده شده است. در اینجا این پرسش پیش می آید که: کدام قانون ممکن است گویاتر، شفافتر، مستند ترو لازم الاجراتر از قانون اساسی باشد که ضمانت اجرای آن به تأیید اکثریت قاطع مردم کشورمان رسیده است؟ پرسش دیگراین است که آیا قانونی دراین حد از سندیت و برخورداری ازاهمیت تاریخی ممکن و شایسته است نکته هایی را به ” حکم قانون ” های مصوب بعد، یعنی قانونهایی واگذارد که برخی از دولتیان بتوانند بدون داشتن اختیار از جانب مردمی که اصل سند ملی را تصویب و تأیید کرده اند درآن دخل و تصرف کنند؟ چرا آقایان اصولی را که صراحت دارد و البته ممکن بوده است بموجب دوان و قوام حاکمیشان نیز بشود به حال خود رها می کنند و بر اصولی که به حکم قانون واگذارشده یا تفسیر و تعبیر دارد پا می فشارند؟ تعارضهایی ازاین دست که مردم ومخاطبان از یک سو و دولتیان و مأموران دولت ازسوی دیگر به آنها استناد می کنند جز دامن زدن به تضاد دولت و مردم هیچ حاصل دیگری برای هیچ کس ندارد و جز به پا در هوا ماندن مجموعه ی قانون اساسی و نارضایی هر دو سوی این تعامل کمک نمی کند.

اینک دلیل خود را برای این موضوع بیان می کنم: آقایان از این موضوع در هراس اند که برداشتن هرگام درجهت آزادی اندیشه وبیان، یا به طورکلی در جهت تأمین هرگونه آزادیهای شهروندی، زمینه ی گام (های ) بعد در این راه و مطرح شدن مطالبات دم افزون بعد را فراهم کند که پاسخگویی به آنها در شرایط بغرنج کنونی ممکن نباشد.

 اشاره به این حجم بزرگ ار زمینه های بحث را برای ورود به بحث تعطیل برنامه های سوگواری و نیزجشن پنجاهمین سال بنیانگذاری کانون نویسندگان ایران لازم دانستم؛ اما ببینیم که اگرصاحبان قدرت از یک سو و صاحبان حقوق شهروندی از سوی دیگرهمواره بخواهند گردونه ی فعالیتهای سیاسی و صنفی را به سمت و سویی که خودشان می خواهند و حقوق و منافعشان ایجاب می کند برانند، آیا سنگ روی سنگ بند می شود؟ پاسخ منفی است. از تعارض، مگر با جدل یا بحث وحدت نمی زاید. گاه نیزاین گونه نعارضهای آشفته به فروپاشی می انجامد و در این میان، در شرایط معیّن امروزی ممکن است هر دو سوی دعوا، یعنی هم مردم و هم صاحبان قدرت، آسیب ببینند و به شرایط به شدت بحرانی درغلتند. نتیجه ی این مانع تراشی ها و بگیر وببندها همان وضعیتی است که در شرایط امروزی حاکم بر کشورمان شاهد آنیم  و با ادامه یافتن این وضعیت و ازجمله با مسدود کردن راه آزادی اندیشه و بیان – که کانون برپایه ی آن بناشده است – شاهد وخامت دم افزون آن نیز خواهیم بود. آنچه بیش و پیش از همه ی این اصول درباره ی سرنوشت کانون درهردو نظام صدق می کند، اصلهای ۲۶ و ۲۷ است. این سؤال را نیز نمی توان از نظر دورداشت که: اگرقراربود همان اوضاع و طرزبرخوردهای دوران ستمشاهی، درشرایط به مراتب دشوارتر و سهمگین تردرکشور ادامه یابد، چه نیازی به آغاز انقلاب و براندازی نظام ستمشاهی بود؟ آیا هرگز آقایان این سؤال را از خود پرسیده اند؟

بگذریم. اعضا و دوستداران کانون، صرف نظر ازخوش آمدن یا بد آمدن آقایان، پنجاهمین سالگرد تأسیس کانون نویسندگان را با تمام وجود خویش گرامی می دارند و براین حقیقت تأکید می ورزند که کانون، صرف نظر از همه ی این تمهیدات، ماندگار بوده، هست و خواهد بود و این تداوم تا زمان رسیدن به همه ی هدفهای انسانی آن برقرار خواهد ماند. کانون ضرورت زمان است و با وجود همه ی شیوه های گونه گونی که تا به امروز برای برچیدن آن به کارگرفته اند نمی توان ضرورت فعالیت آن را نفی کرد و آن را نادیده گرفت.

پنجاهمین سالگرد تأسیس کانون را گرامی بداریم و در پیشبرد هدفهای انسانی و شهروندی بحق آن بکوشیم.

تاریخ انتشار : ۹ خرداد, ۱۳۹۷ ۱۰:۴۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران