سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۶:۱۲

جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۲

پنج نکته پیرامون فرار به جلوی خامنه ای و پس زمینەهای آن

با این همه از آن جا که صخره زیرپای «حضرت آقا» ترک برداشته و محکم نیست، و از خیابان ها شعار مرگ بر استبداد به گوش می رسد و در صفوف بالائی علیرغم تظاهر به وحدت و یکپارچگی مصنوعی، شکاف ها به حد اعلای خود رسیده و مانیفست های نجات و حذف نظارت استصوابی و آزادی زندانیان سیاسی و... داده می شود، فرار به جلو در موقعیت ضعف و هنگامی که پشت جبهه مستحکمی وجود ندارد، موجب آشفتگی و ریزش بازهم هر چه بیشتر قدرت در حال تحلیل سیستم خواهد شد.

اول آن که خامنه ای گرچه با صراحت اعتراف به اشتباه و خطای خود می کند، اما این گونه باصطلاح اعتراف کردن بیش از آن که به معنای پذیرش خطا و تصحیح آن  باشد درخدمت فرار به جلواست. ادامه همان سیاستی است که طی چهل سال معضلات را پنهان و در واقع روی هم انباشته است. گرچه او سعی می کند که عامل خطا را به اصرار دست اندرکاران و دادن اجازه تجربه به آن ها منتسب می کند، اما این مانع از آن نمی شود که در انظارعمومی و بویژه در نزد خاصه خواران و ذوب شدگان ولایت و در میان سپاهیان گوش بفرمانش معلوم نشود که نایب امام زمان و رهبر معظم دستخوش خطاهای بزرگی می شود. اما مثل همه مستبدین و دیکتاتورها غافل است که دیگر آغاز پایان دوره او و پارادایم اسلام سیاسی به پایان رسیده و با این نوع رفوکاری ها و صله و پینه کردن های سوراخ سنبه های نظام، و پنهان کردن «زباله ها» در زیرفرش نه قادر به فریب مردم است و نه قادر به حفظ «تاج و تخت» ولایت. در حقیقت این ابعاد تعمیق یافته بحران است که رهبر بی خطا و مؤیدآسمانی را وادارکرده است که خودزنی کرده و بدست خود بر قداست خطاناپذیرش خط بطلان بکشد. نقدا مشارکت او در فرایند درهم شکسته شدن اتوریته نظام و قلب طپنده اش اولین نکته درخور توجه فرار به جلوی اوست. بنابراین، هم آن نرمش قهرمانه و هم پذیرش خطای مذاکره هسته ای، هردو به یکسان درحکم نوشیدن جام زهراست.

دوم آن که او در این فرافکنی خود آشکارا دروغ می گوید و آن هم دو دروغ: دروغ اولش آن که خود وی در دولت احمدی نژاد با دورزدن وی رأسا با ایادی خود و وسطاطت عمان وارد مذاکره پشت پرده با دولت وقت آمریکا شد (از طریق مشاورش ولایتی وهمراهی صالحی رئیس آژانس هسته ای، که هم او راوی ماجرای این مذاکرات هم هست). احمدی نژاد مدعی است که او مخالف آن بوده است و لابد بدلیل دورزده شدن خود. در آن زمان که دولت های غربی و آمریکا به احمدی نژاد بی اعتماد بودند، خامنه ای لازم دید که خود مستقیما وارد مذاکرات شده و نشان بدهد که پشت آن قراردارد. علت تن دادن به آن هم اساسا تنگناها و فشارهای سنگی اقتصادی ناشی از کاهش شدید صدر نفت و مسدودشدن مجاری تنفسی نقل و انتقال مالی، و البته آن وضعیت خطیری که ایران را به عنوان مخل صلح و امنیت جهانی ذیل منشور هفت سازمان ملل قرارداده بود. در اصل دولت اعتدال و روحانی (با ممانعت از ورودمستقیم رفسنجانی) برای پیشبرد آن مذاکره که کلیدش قبلا توسط خود خامنه ای زده شد بود وارد میدان و کارزار ریاست جمهوری شد. حتی همین اعتراف اکنون او پیرامون اشتباه بودن اجازه مذاکرات هسته ای نیز یک تاکتیک سیاسی (سیاسی کاری) و رویکردی به شدت ماکیاولیستی واکنشی برابر شرایط ویژه کنونی است، بدون آن که واقعا به خطا بودن مذاکرات باورداشته باشد و مثلا آن را مجددا تحت شرایط دیگری صورت ندهد و یا حتی هم اکنون جلوی آن «شر» را بگیرد. در سطور بعدی ماهیت این رویکرد ماکیاولیستی بیشتر عریان خواهد شد:

سوم آن که این شرایط ویژه عبارت است: الف ترامپ در کنار حربه اصلی خود یعنی اعمال تحریم های گسترده با هدف به صفررساندن صدور نفت، با انداختن مذاکره بدون قیدو شرط به زبان ها بدون آن که واقعا پشت بندی داشته باشد و طرحی جدی در پشت آن باشد، مگر در هم شکستن بیشتر توافقنامه برجام، موجب آشفتگی وسیعی در صفوف داخلی و ایراد فشار جهانی به رژیم شده است: چرا که نه، آزمایش کنید! در واقع مطرح شدن بحث مذاکره با آمریکا و حتی طرح برگزاری رفراندوم پیرامون آن یا طرح مسائلی چون دیدار روحانی و ترامپ در حاشیه اجلاس سازمان ملل بدون آنکه راس نظام چنین تصمیمی گرفته باشد، و همراه با سکوت پرمعنا و سنگین او در طی این مدت، چه در روزنامه ها و سرمقاله های آن و چه در زیر زبان مقامات رسمی و دپیلماتیک چنان دامن گرفت که عملا صدای موافقان آن داشت دست بالا را پیدامی کرد که سکوت خامنه ای در انظاربیرونی به نوعی حمل بر موافقت با آن تلقی می شد. از همین رو پس از مدتی سکوت و تلاش پشت پرده برای باصطلاح جمع و جورکردن صفوف متشتت مسئولان رده بالای نظام، به عنوان فصل الخطاب و سخن پایانی پیرامون مذاکره و ممنوع کردن مذاکره با آمریکا به میدان آمد تا به سروصداهای بلندشده حول آن پایان دهد، البته بدون آن که امکان مذاکره را بالکل ردکند و آن را به شرطی که فشار وهوچی گری آمریکا روی نظام تاثیر نگذارد مشروط نکند.

چهارم معلوم است که سران  و دست اندرکاران رژیم پس از مدتی تردید و وراندازکردن میزان جدی بودن پیشنهاد مذاکره بی قید و شرط، در مجموع آن را غیرجدی، جنگ سیاسی و با هدف ایجادتشتت در صفوف خود ارزیابی کردند. علاوه برآن سیاست های یک جانبه گرای ترامپ در مقیاس جهانی و در حوزه های دیگر با کشورهای دیگر و همراه با حربه تحریم از یکسو موجب انزوای گسترده آمریکا در سطح جهان شده و  و اروپا و چین و روسیه و ژاپن و بسیاری را در برابرخود قرارداده است  و از سوی دیگر از آن جا که خود برخورد دولت آمریکا با برجام هم موجب دیکته کردن قوانین داخلی آمریکا به قلمروفرامرزی خود به دیگرکشورها (از جمله نمونه ترکیه که با ردخواست دولت آمریکا درهمکاری با تحریم های ایران که مستلزم از دست دادن منافع اقتصادی کلانی بود که موجب خشم آمریکا و تشدیدفشارهای اقتصادی و سیاسی به آن شده است). از همین رو حمایت بویژه اروپا و چین و…. از برجام و دادن وعده گشودن معاملات غیردلاری و تضمین خرید نفت و…. توسط آن ها شده است. مجموعه این شرایط فرصتی برای صید ماهی در آب گل آلودرقابت های جهانی برای رژیم فراهم ساخته است. باین ترتیب رویکرد اخیر خامنه ای بی ارتباط با قطعیت دادن به رویکرد ماندن در برجام بدون آمریکا با اتکاء به رقابت قدرت های رقیب و مهم جهانی برای مقابله با فشارهای آمریکا بی ارتباط نیست. چراغ سبزبه اروپا را آشکارا می توان در تصویب معاهده FATF که بدون اشاره خامنه ای نمی توانست صورت بپذیرد مشاهده کرد. علاوه برآن تخفیف بی سابقه قیمت نفت صادراتی و توافق های اخیر دریای خزر را نیز باید بخشی از دلبری های رویکردجدید بشمارآورد که نشان دهنده پرداخت قیمت بقاء به بە هر بهائی است. آگر خامنه ای واقعا از مذاکرات هسته ای پشیمان بود می توانست هم اکنون هم با صدور دستور عدم تمکین و تصویب شروط اروپا، مذاکره با آن را متوقف کند نه آن که به آن این چنین روی خوش نشان بدهد. مگر از قدیم نگفته اند جلوی ضرر را هر کجا بگیری نفع است! بنابراین پشت کردن او به آمریکا همراه است با روی آوری به اروپا و نجات برجام از این طریق. بگذریم از این ریسک که این قدرت ها در هر نقطه ای که بخواهند با هم سازش کنند، در علن یا در خفا، اولین امتیازی که خواهند داد قربانی کردن ایران خواهد بود.

با این همه خامنه ای خوب می داند که برروی امواج بحران ها حرکت می کند و بدون چنین مانورها و موج سواری ها، نظامی که او در رأسش قراردارد درهم خواهد شکست. بهمین دلیل اعتماد به نفسش یک اعتماد به نفس کاذب و حرکت برسطح لغزان و مواجی است که هرلحظه می تواند او را پائین و بالا ببرد.

پنجم آن که بخش های دیگرسخنان او پیرامون انتقاد به خطاهای دولت در مورد بحران اقتصادی و ارزی و انداختن توپ مسئولیت اوضاع نابسامان اقتصادی به زمین آن ها، و نیز نشان دادن چنگ و دندان در مواجهه با بحران از طریق تشکیل دادگاههای ویژه و برخورد ضربتی با «مفسدان اقتصادی» و تکرارادعای کهنه و مسخره نظام برای همه مشکلات پاسخ دارد (که البته چیزی جز بگیر و به بند نبوده است) همه و همه به معنای رویکرد سرکوبگرانه هسته اصلی قدرت در عرصه داخلی یعنی جبهه ای است که رژیم در آن بیش از سایر جبهه ها آسیب پذیربوده و احساس می کند که کل موجودیتش در معرض تهدید است. می توان این رویکرد را به استعاره «رو به خارج -اروپا – و بلوک روسیه و چین- و پشت به مردم» خواند. با این همه از آن جا که صخره زیرپای «حضرت آقا» ترک برداشته و محکم نیست، و از خیابان ها شعار مرگ بر استبداد به گوش می رسد و در صفوف بالائی علیرغم تظاهر به وحدت و یکپارچگی مصنوعی، شکاف ها به حد اعلای خود رسیده و مانیفست های نجات و حذف نظارت استصوابی و آزادی زندانیان سیاسی و… داده می شود، فرار به جلو در موقعیت ضعف و هنگامی که پشت جبهه مستحکمی وجود ندارد، موجب آشفتگی و ریزش بازهم هر چه بیشتر قدرت در حال تحلیل سیستم خواهد شد. صورت مساله وضعیت کنونی چنین است که مردم دیگر حاضرنیستند به شیوه تاکنون زیست کرده و رژیم را تحمل کنند، و رژیم هم دیگر قادرنیست به شیوه تاکنونی خود حکومت کند. در این میان مسأله مهم و هنوز مبهم آن است که از دل این معادله پیچیده و چند مجهولی چه بیرون خواهد آمد.

 

تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد, ۱۳۹۷ ۵:۳۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

کودکان ِ پنهان و برجا گذاشته شده! وضعیت فرزندان کارگران فصلی ایتالیایی در سوئیس

هزینه سنگین امریکا در جنگ علیه ایران

از تیم ملی فوتبال ایران پشتیبانی کنیم

وقتی سرمایه‌داری حقارت خود را در شکوه فوتبال پنهان می‌کند!

جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگ‌ترین جشن فوتبال جهان زیر سایه سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶