سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۵۷

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۷

پیام مردم در تشییع جنازه هاشمی: جنبش سبز زنده است

راس قدرت بر اين تصور بود که با حصر رهبران، دستگيری و محکوم کردن فعالان جنبش سبز يا راندن به خارج از کشور، آتشی را که در سال ٨٨ به پا خواست و حکومت را به چالش کشيد، خيابان ها را به تسخير خود درآورد و جمهوری اسلامی را در چشم جهانيان بی حيثيت کرد، خاموش خواهد کرد. اما آمدن مردم به خيابان ها و شعارهای آن ها، نشان داد جنبش سبز که برخاسته از مطالبات دمکراتيک گروه های وسيعی از جامعه است، آتش زير خاکستر است که در فرصت های مناسب شعله ور می شود.

درگذشت علی اکبر هاشمی رفسنجانی موج بزرگی در جامعه ایران آفرید. موج هم مخالفان او را فرا گرفت و هم گروه هائی از جامعه را. براثر این موج، مخالفان هاشمی در درون حکومت که تا دیروز به او می تاختند و می خواستند او را به حاشیه حکومت برانند، در روزهای گذشته از تخریب دست کشیده، به تحسین او برخاستند، خدمات او را برشمردند، در محسنات او سخن گفتند، القابی هم‌چون امیر کبیر زمان و سردار سازندگی به او اعطاء کردند و او را در شمار برجسته ترین شخصیت های جمهوری اسلامی به حساب آوردند. ولی فقیه که تا دیروز او را “فتنه گر” و رهبر “فتنه” می نامید، یکباره او را در جایگاه رفیق دیرین، همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی و همکار نزدیک سال های متمادی نشاند. گویا که آن القاب نه زیبنده هاشمی زنده، بلکه شایسته هاشمی مرده است.

گروه هائی از جامعه هم، از موج برخاسته تاثیر پذیرفتند و هم خود موج آفریدند. صدها هزار نفر از مردم به خیابان ها آمدند و مراسم تشییع جنازه هاشمی را فرصت گران بهائی یافتند که خاطره ماه های بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ را زنده و به علی خامنه ای و حامیان او نشان دهند که جنبش سبز زنده است و آزادی رهبران آن هم چنان مطالبه عمومی است. مردم در خیابان ها و در مقابل بلندگوهای حکومتی فریاد زدند: “پیام ما روشنه، حصر باید بشکنه”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” و “حسین حسین شعار ماست، میرحسین افتخار ماست”.

آمدن مردم به خیابان ها و طنین انداز شدن شعارهای جنبش سبر، عمق شکاف بین جامعه و حکومت را بار دیگر آشکار نمود و خشم نهفته در بطن جامعه را نمایان ساخت؛ خشم از جریان حاکم که در رأس آن علی خامنه ای قرار دارد. او و همدستانش در طی ۷ سال گذشته رهبران جنبش سبز را “فتنه گر” نامیدند، به آن ها ناسزا گفتند، به اعدام تهدیدشان کردند، کوشیدند که جنبش سبز را دفن کنند و خاطره آن را از ذهن مردم بزدایند. راس قدرت بر این تصور بود که با حصر رهبران، دستگیری و محکوم کردن فعالان جنبش سبز یا راندن به خارج از کشور، آتشی را که در سال ۸۸ به پا خواست و حکومت را به چالش کشید، خیابان ها را به تسخیر خود درآورد و جمهوری اسلامی را در چشم جهانیان بی حیثیت کرد، خاموش خواهد کرد. اما آمدن مردم به خیابان ها و شعارهای آن ها، نشان داد جنبش سبز که برخاسته از مطالبات دمکراتیک گروه های وسیعی از جامعه است، آتش زیر خاکستر است که در فرصت های مناسب شعله ور می شود. این آتش با بگیر و ببند، با شکنجه و کشتار و با تحمیل فضای سنگین امنیتی در کشور، خاموش نمی شود. چرا که تغییر به نیاز جامعه و به خواست گروه های وسیعی از مردم تبدیل شده است.

حضور گسترده مردم در خیابان ها و فریاد شعارهای جنبش سبز، در عین حال پیامی به رأس قدرت بود. پیام نارضایتی وسیع از وضع موجود. جریان حاکم بعد از سرکوب جنبش سبز، راه های انتقال پیام مردم را مسدود کرده و با راه اندازی ارگان های متعدد امنیتی، سرکوب و بهره گیری انحصاری از رادیو و تلویزیون کوشیده است که جامعه را خاموش نگه دارد. جامعه ممکن است مدت زمانی به جهت سرکوب و کنترل گسترده امنیتی خاموش بماند. ولی خاموشی به معنی رضایت مردم از حکومت نیست، بلکه انباشته شدن خشم مردم است که می تواند روزی منفجر شود.

کسانی که حلقه اتصال حکومت به مردم اند، می توانند در ترمز کردن سیاست های فاجعه بار حکومت، در گذار کم هزینه و مسالمت آمیز از رژیم اسنبدادی به دمکراسی نقش بازی کنند. هاشمی در سال های گذشته در مواردی نقش ترمز کننده در جمهوری اسلامی در مقابل سیاست های فاجعه بار جریان حاکم را داشت. مردم به تشییع جنازه کسی آمده بودند که در ترمز کردن پیشبرد سیاست های فاجعه بار نقش داشت، آن ها را به راس قدرت متصل می  کرد و می توانست برای راس قدرت امکانی باشد برای کم کردن فاصله با مردم. اکنون آن حلقه اتصال هم حذف شده است.

جریان حاکم می تواند از درگذشت هاشمی خرسند باشد چرا که او را رقیب و مانع پیشبرد برنامه های خود می دید و به همین خاطر می کوشید او را تضعیف و به بیرون از حکومت سوق دهد. اما فقدان رفسنجانی و حلقه های اتصال، می تواند به عمیق تر شدن شکاف بین حکومت و مردم بیانجامد و فاصله را بیشتر و بیشتر کند. افزایش فاصله بین حکومت و مردم و تشدید شکاف بین آن دو، می تواند جامعه را به نقطه غلیان برساند و امکان بروز خشم فروخورده مردم را فراهم آورد. در چنین حالتی از امکان تحول مسالمت آمیز و کم هزینه کاسته شده و امکان تکان هائی که ممکن است حکومت دیکتاتوری دیگری از آن بیرون بیاید، افزایش خواهد یافت.

هسته سخت قدرت گوش خود را بسته و نمی خواهد به پیام مردم گوش دهد. به نظر می رسد آن ها درگذشت هاشمی را به منزله تغییر توازن قوا به سود خود تلقی کرده و اوضاع را بر وفق مراد خواهند یافت. انتخاب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نوع رویکرد به انتخابات آتی ریاست جمهوری، سمت گیری بلوک قدرت را بعد از هاشمی تا حدودی روشن خواهد کرد.

تاریخ انتشار : ۲۵ دی, ۱۳۹۵ ۳:۱۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما