سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۴:۴۱

جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۱

پیشرفت سرمایه داری بقای انسان را تهدید می کند

ساموئل فاربر در شماره فعلی مجله ژاکوبن استدلال می کند که شک و تردید نسبت به" پیشرفت", در متفکرانی مانند والتر بنجامین به بن بست ختم می شود. اما  میشائیل لووی مخالفت می کند: مفهوم پیشرفت سرمایه داری، بقای انسان را تهدید می کند. همانطور که مارکس توضیح داد، اولین قدم به سوی آزادی, کوتاه کردن روز کاری و ایجاد زمان آزاد است که افراد را قادر می‌سازد خود را توسعه دهند
مقاله ساموئل فاربر با عنوان “در دفاع از پیشرفت” بسیار معقول و واقعی است. ما در بسیاری از نکات موافق هستیم، اما من برخی چیزهای مهم را متفاوت می بینم. من می خواهم سعی کنم به طور خلاصه این موارد را در زیر بیان کنم.

آیا والتر بنیامین مانند دیگر مارکسیست های غربی, واقعاً متفکری است که می خواهد «از سیاست و اقتصاد دور بماند»، یا همانطور که فاربر پیشنهاد می کند؟ بنیامین را می توان از جهات مختلف مورد نقد قرار داد، اما من به سختی می توانم شخصیت سیاسی نوشته های او را انکار کنم. در حالی که درست است که او به هیچ حزب سیاسی تعلق نداشت، اما این بدان معنا نیست که او از سیاست دوری کرده است. کارل مارکس همچنین در سال‌هایی که کتاب سرمایه را نوشت به هیچ حزب سیاسی تعلق نداشت. آیا این بدان معناست که ایشان در آن زمان متفکر سیاسی نبودند؟

به گفته فاربر، بنیامین انقلاب را به عنوان “رویدادی ناگهانی، فاجعه آمیز و مسیحایی که ترمز اضطراری را بر روی “لوکوموتیوهای تاریخ جهان” می کشد، تصور می کرد, با هدف جلوگیری از فجایع بیشتر تا باز کردن آینده ای بهتر. با این حال، ایده بنیامین با دیدگاهی دیالکتیکی مشخص می شود که هر دو جنبه را ترکیب می کند: جلوگیری از فجایع  محصول پیشرفت تاریخی در میان طبقات حاکم  و گشودن چشم اندازهای جدید برای آینده.

بنیامین در ضمیمه‌ای به یکی از تزهای خود از « درباره مفهوم تاریخ» به تحقق جامعه بی طبقه (آینده جدید در مارکسیسم) به عنوان هدف انقلاب اشاره می‌کند. اما او این را نتیجه پیشرفت نمی داند. برای او، جامعه بی طبقه را نباید به عنوان نقطه پایانی توسعه تاریخی درک کرد، بلکه باید آن را به عنوان یک وقفه در آن ارزیابی نمود.
رمانتیسم انقلابی

فاربر از کتاب ما نقل می کند: ” میشائیل لووی فیلسوف*۳ و رابرت سایره، محقق ادبی، در مطالعه خود Le romanticisme à contre-courant de la modernité (که تقریباً به عنوان “رمانتیسم در برابر کشش مدرنیته” ترجمه شده است، جریان های مختلفی از این جناح چپ را دوران طلایی شناسایی کرده اند.

اما برای ما، آنچه رمانتیسیسم انقلابی را تعریف می‌کند و این در مورد ژان ژاک روسو نیز صدق می‌کند این است که خواستار بازگشت به گذشته (به ظاهراً «عصر طلایی») نیست، بلکه خواستار گسست از گذشته به سوی آینده‌ای اتوپیایی است. روسو مردمان بومی کارائیب را تحسین می کرد، اما پیشنهاد نکرد که مانند آنها زندگی کند. در عوض، او رویای یک جامعه جدید و دموکراتیک را در سر می پروراند که در آن آزادی و برابری سابق بشریت به شکلی جدید احیا شود.

همین امر در مورد ارنست بلوخ نیز صدق می‌کند: فاربر به شیفتگی او به قرون وسطی اشاره می‌کند. اما بلوخ، مهم‌تر از آن، یک فیلسوف آرمان‌شهرگرای بزرگ بود. او به گذشته اشاره می‌کرد تا «پیشرفت» سرمایه‌داری را نقد کند، نه اینکه از بازگشت به قرون وسطی حمایت کند! هدف او یک جامعه کمونیستی آینده به معنای مارکسیستی آن بود. با این حال، تصویر فاربر از ای. پی. تامپسون به نظر من بسیار دقیق‌تر است: این تصویر درباره بازگرداندن یک جامعه از دست رفته نیست، بلکه درباره ایجاد یک جامعه جدید است که با منطق بی‌رحمانه ضداجتماعی سرمایه‌داری در هم می‌شکند.

به گفته فاربر، فردیناند تونیس تأثیرگذارترین نویسنده ای است که در کتاب خود با او سروکار داریم. اما تونیس  همانطور که می نویسیم و فاربر نیز اشاره می کند, یک “متفکر عاشق پیشه مستعفی” است و به این ترتیب به سنت انقلابی-رمانتیک تعلق ندارد.

اکولوژی و رشد اقتصادی
من کاملاً با استدلال دیگری از فاربر موافقم: ما باید با “اقتصاد سیاسی سرمایه داری با اقتصاد سیاسی جایگزین” مقابله کنیم, با برنامه ریزی دموکراتیک که اولویت های تولید را تعیین می کند. اما من به امکان رشد اقتصادی که برای محیط زیست مضر نباشد اعتقادی ندارم. اولین قدم به سوی آزادی، کوتاه کردن روزهای کاری و ایجاد اوقات فراغت است که افراد را قادر می‌سازد خود را توسعه دهند.

به نظر من، فاربر شدت بحران بوم شناختی را دست کم می گیرد: «پیشرفت» سرمایه داری با منطق رشد نامحدودش، ما را به فاجعه ای بی سابقه در تاریخ بشریت سوق می دهد: تغییر آب و هوا. این امر بقای بشریت را تهدید می کند. اگر می‌خواهیم از چنین سرنوشتی جلوگیری کنیم، باید مصرف انرژی و تولید مواد خود را کاهش دهیم و از کالاهای بی‌فایده و زائد که بخش عمده تولید سرمایه‌داری را تشکیل می‌دهند، شروع کنیم.

یقیناً در الگوی بدیل تمدنی که آن را اکوسوسیالیسم می نامیم، ارضای نیازهای اساسی اجتماعی بشریت ضروری خواهد بود. اما همانطور که مارکس توضیح داد، اولین قدم به سوی آزادی, کوتاه کردن روز کاری و ایجاد زمان آزاد است که افراد را قادر می‌سازد خود را توسعه دهند.

نویسنده: میشائیل لووی – Michael Löwyبرگردان از انگلیسی به آلمانی: Tim Steins

 

*۱- ساموئل فاربر: متفکرانی مانند والتر بنیامین را متهم می کند که در واکنش به شکست مارکسیسم از سیاست فاصله گرفته و به فلسفه روی آورده اند.
*۲-  والتر بنیامین Walter Bendix Schoenflies Benjamin ( متولد  ۱۵ ژوئیه ۱۸۹۲ در برلین- درگذشت  ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۰ در پوربو، اسپانیا) فیلسوف، منتقد فرهنگی و مترجم آلمانی بود. او به عنوان یک متفکر مستقل، به دلیل دوستی نزدیکش با تئودور دبلیو آدورنو، بخشی از حوزه نفوذ گسترده تر مکتب فرانکفورت محسوب می شود. دوستی و همکاری او با برتولت برشت نیز تأثیر بسزایی در تفکر و نویسندگی او داشت. او را مهم ترین متفکر مطالعات فرهنگی می دانند. نوشته‌های او در مورد زیبایی‌شناسی درک شده اجتماعی در رشته‌های مختلف دریافت می‌شود. نفوذ آنها فراتر از حوزه های آکادمیک به حوزه های ادبیات، هنر، رسانه (نظریه) و روزنامه نگاری گسترش می یابد.
*۳-میشائیل لووی Michael Löwy به عنوان فرزند والدین یهودی که در سال ۱۹۳۴ از وین به برزیل گریختند تا از آستروفاشیسم و یهودستیزی فرار کنند، در سائوپائولو در رشته علوم اجتماعی تحصیل کرد و در سال ۱۹۶۱ به دلایل تحصیلی به پاریس نقل مکان کرد و در آنجا فلسفه و جامعه شناسی ادبی و سایر موارد را مطالعه کرد. زیر نظر لوسین گلدمن تحصیل کرد و دکترای خود را در سال ۱۹۶۴ از دانشگاه سوربن در مورد نظریه انقلاب کارل مارکس جوان دریافت کرد. در طول این مدت او همچنین به جنبش تروتسکیستی پیوست و اقامت تحقیقاتی خود را در دانشگاه های حیفا، اورشلیم، تل آویو-یافا و منچستر به پایان رساند و سرانجام در سال ۱۹۶۹ در پاریس اقامت گزید. در اینجا او به لیگ انقلاب کمونیست لیگ (LCR) پیوست که  در سال های ۷۴/ ۱۹۷۳ از آن جدا شد. از سال ۱۹۷۷، لووی به عنوان مدیر تحقیقات در مرکز ملی تحقیقات علمی (CNRS) و EHESS کار کرده است. در سطح سیاسی، کار همبستگی با جنبش‌های اجتماعی و چپ در آمریکای لاتین یکی از محورهای اصلی لووی است. در سال ۲۰۰۵، لووی به مدت یک سال به عنوان استاد مدعو بخش پژوهش فرانتس روزنزوایگ ( مورخ آلمانی و نماینده فلسفه یهود ) به دانشگاه کاسل*۴- منصوب شد.

*۴- دانشگاه کاسل Kassel, شمالی ترین دانشگاه هسن در آلمان است. در سال ۱۹۷۱ با نام Gesamthochschule Kassel (GhK) تاسیس شد.

منبع:
تاریخ انتشار : ۴ مرداد, ۱۴۰۴ ۱۱:۴۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

واقعیت تلخِ تجارتِ شیرین

فرخ نگهدار در چالش با محمد منظرپور؛ روایت‌های متعارض از نتایج جنگ، از بقا تا تثبیت موقعیت

کودکان ِ پنهان و برجا گذاشته شده! وضعیت فرزندان کارگران فصلی ایتالیایی در سوئیس

هزینه سنگین امریکا در جنگ علیه ایران

از تیم ملی فوتبال ایران پشتیبانی کنیم

وقتی سرمایه‌داری حقارت خود را در شکوه فوتبال پنهان می‌کند!