سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۰۶

یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۶

چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش‌خوان، غم مخور!

شعار «زن، زندگی، آزادی» شعاریست راه‌بردی برای همهٔ دورهٔ جنبش که فراگیری و مقبولیت جهانی آن ریشه در مفهوم و ماهیت آن برای زندگی امروزین و جامعهٔ مدنی ملهم از بیانیهٔ حقوق بشر و حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی و اجتماعی جهان‌شمول داشته و از دل سالیان دراز استبداد و تاریک گذشته سر برآورده است. مرحلهٔ تعمیق و نفوذ جنبش اعتراضی به لایه‌های کیفی و مضمونی جنبش در حال تکوین بوده و گسترش آن در عرض نیز در حال فراگیری است. تشکیل جبههٔ جمهوری‌خواهی با وزن و بار بیش‌تری از مبارزان داخل و تدوین برنامهٔ راه‌بردی و نقشهٔ راه عبور از این رژیم ویرانگر و خودکامه و به ویژه داشتن راه‌برد و برنامهٔ مناسب برای دوران پسارژیم، ضرورتی است درنگ‌ناپذیر.

 

چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش‌خوان، غم مخور!

دعوت میرحسین موسوی «برای نجات ایران» و انتشار بیانیه و فرارویی مواضع آقای تاج‌زاده به شرایط نوین جنبش اعتراضی مردم ایران، هرچند کمی دیر، ولی نشان از تأکید آنان به نیاز ایران و ایرانی به تحولی بنیادی در راستای جنبش پاک «زن، زندگی، آزادی» دارد. همان‌گونه که انتظار می‌رفت آقای خاتمی که معمولن بعد از هر رخداد اجتماعی و سیاسی، به بیان مواضعی کمی جلوتر از قبل می‌پردازد، در بیانیه‌ای چندپهلو فریاد کشیده که این نظام اصلاح‌پذیر نیست و اصلاح‌طلبی به شیوهٔ گذشته موفق نمی‌شود و گوش شنوایی برای تغییر و اصلاح نیست، ولی سریعن مردم را از تغییر و براندازی به خاطر خطراتی که دارد می‌ترساند و اجرای کامل قانون اساسی را خواستار و موعظه به نظام را تکرار می‌کند.

این مواضع به نوعی می‌تواند برای شرمگینان اصلاح‌طلب، بهانه و توجیهی برای عدم هم‌راهی و حتی برای مقرب ماندن، مخالفت با مواضع جدید آقای موسوی باشد، ولی به هر حال بخشی از روحانیون و مذهبیون داخل نظام را آمادهٔ پذیرش و هضم شرایط نوین و هم‌دل شدن با جنبش مردم نماید. ولی مواضع آقای موسوی، علیرغم انتظار برای بیان شفاف‌تر نظراتشان در مورد سکولاریزم و بازاندیشی و یا اشارتی به کج‌راهه‌ای که به ترکستان ختم شده، در راستای مبارزات مدنی خشونت‌پرهیز بوده و حجت را علاوه بر اصلاح‌طلبان، بر بخشی از روحانیون، بسیجیان و سپاهیان درون و حاشیهٔ نظام و در نهایت سیاسیون دل‌بسته به تغییر و اصلاح ساختار و رفتار حاکمیت نیز تمام کرده و جای لکنت و توجیهی را در بیان مواضع و تغییر روی‌کردشان باقی نمی‌گذارد.

این مواضع، به ویژه آقای میرحسین موسوی که با پایگاه و جایگاه اجتماعی، اعتماد بخش‌هایی از جامعه را به هم‌راه دارد، می‌تواند آنان و حتی محافظه‌کاران سنتی و بخشی از بدنهٔ نظامیان حاکم و … را به هم‌راهی با نگاه ایشان و جنبش مردمی بکشاند. شاید کشتی‌به‌گل‌نشستگان را باد شرطه‌ای، نیز راه بنماید. نمونه‌های امیدوارانه‌ای از احساس خطر از سوی این کشتی‌به‌گل‌نشستگان در مجلس به اصطلاح انقلابی و حوزه‌های علمیه و عناصر و رسانه‌های تندرو وابسته به رژیم و …. از به سراشیبی تند افتادن «قطار کاروان پیشرفت» سرباز ولایت، رییسی و عنقریب به صخره خوردن و متلاشی شدن آن دیده می‌شود. برای گذاری خشونت‌پرهیز با خسارتی کمتر، جز ریزش نیروهای هستهٔ مرکزی و پیرامونی حکومتی و فروریزی هژمونی سلطه و سرکوب امنیتی راه و مسیر دیگری به نظر نمی‌رسد.

اعلام منشور خواست حداقلی تشکل‌های صنفی و بیانیهٔ بیش از سیصد نفر از کنشگران مدنی و سیاسی و بیانیهٔ بیش از صد نفر از نواندیشه‌ورزان دینی به دنبال اعلام این مواضع، و به مرور اعلام مواضع اساتید دانشگاه‌ها و تشکل‌ها و گروه‌های دانشجویی و … هم‌افزایی درخوری را برای تعمیق جنبش و یک‌پارچگی صفوف مردم ایجاد کرده است. تحرک‌های چهره‌های مطرح عرصه‌های مختلف اجتماعی هم‌چنین تکاپوی جریان‌های ریشه‌دار جهت هم‌پیوندی و هم‌راهی با تداوم جنبش اعتراضی امیدواری‌های قابل اتکایی را دامن زده است.

زنان این سرزمین بلاکشیده با صبوری و تحمل همهٔ ناملایمات و ستم جنسیتی و تبعیض‌های ناروا، بعد از سرکوب اعتراضات مدنی اوایل ۵۸، به تلاش خود برای به کرسی نشاندن شایستگی‌های فردی و اجتماعی خود افزودند. علیرغم همهٔ فشارها و ستمگری‌های رژیم حاکم و سنت‌ها و فرهنگ مردسالارانهٔ به ارث رسیده از گذشته، و به تأسی از زنان مبارز حوزه‌های مختلف اجتماعی و با لمس آزادی‌های فردی و اجتماعی دوران قبل از انقلاب ۵۷، آرام آرام به حضور در عرصه‌های مختلف اجتماعی دامن زده و شایستگی خود را به رژیم تحمیل کردند. آنان در حوزهٔ کار و تحصیل برآمدهای حیرت‌انگیزی را نشان دادند و در حوزه‌های هنری و فرهنگی و علمی کارآمدی خود را به رخ کشیدند و شرایطی را رقم زدند که بدون حضور آنان امکان ادامهٔ چرخهٔ حیات کارآمد اجتماعی میسر نمی‌شود.

این وزن و بار تاثیرگذار حاصل تلاش سترگ و تحمل و مدارای کم‌نظیر زنان و مبارزات مدنی و سیاسی و صنفی آنان، شرایط را به گونه‌ای پیش آورده که حتی حاکمیت هم نمی‌تواند بر آن چشم پوشیده و آنان را نادیده بگیرد. در طول چند دههٔ گذشته، زنان همیشه پای اصلی و پیشتاز مبارزات مدنی و سیاسی مردم در مقابل بیدادگری‌ها و ستمکاری‌ها و تبعیض و بی‌عدالتی‌های رژیم حاکم بوده و از زندان و شکنجه و محرومیت‌های مختلف ابایی نداشته‌اند.

با جوشش و خیزش ناشی از فشارها و دخالت‌های غیر قابل تحمل حاکمیت بر زنان و جوانان و دست‌یازی به حریم حقوق فردی و اجتماعی مردم، با بیرون زدن خشم و نفرت انباشته‌شده، به ویژه اعتراض به حجاب اجباری و کشتن دختر این سرزمین مهسا «ژینا»، پیشاگذار جنبش مردمی یعنی مرحلهٔ تحولی شعار «زن، ژن» سراسر ایران را درنوردید و جان‌های شیفته‌ای را در مقابله با استبداد دینی، در راه آزادی و رهایی و «زندگی» هدیه کرد.

شعار «زن، زندگی، آزادی» شعاریست راه‌بردی برای همهٔ دورهٔ جنبش که فراگیری و مقبولیت جهانی آن ریشه در مفهوم و ماهیت آن برای زندگی امروزین و جامعهٔ مدنی ملهم از بیانیهٔ حقوق بشر و حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی و اجتماعی جهان‌شمول داشته و از دل سالیان دراز استبداد و تاریک گذشته سر برآورده است.

جوانان با فریاد «زن، زندگی، آزادی» در همه جای ایران به میدان مبارزه آمده و با هم‌راهی جهانی رانده‌شدگان از این مملکت و آزاداندیشان، بستر و زمینهٔ ناگریزی را برای تعیین مواضع دولت‌های غربی و چاره‌جویی فعالان مدنی و سیاسی و عزم یک‌پارچهٔ آنان برای توافق بر راه‌بردها و ترسیم نقشهٔ راه مبارزه و هدف‌گذاری قرارگاه‌های مسیر و رسیدن به اهداف مبارزاتی فراهم آورده است.

مرحلهٔ تعمیق و نفوذ جنبش اعتراضی به لایه‌های کیفی و مضمونی جنبش در حال تکوین بوده و گسترش آن در عرض نیز در حال فراگیری است. هرچند اعتراضات تشکل‌های صنفی ازجمله بازنشستگان و معلمان و کارگران، من‌جمله هفت‌تپه و پتروشیمی و فولاد اصفهان و یزد و … بار و فریاد خواست‌های صنفی را به حوزهٔ تحرکات فضای مجازی کشانده است، ولی تحقق این خواست‌ها و مطالبات جز با تغییر شیوه و رفتار حکومت‌داری و قوانین و قواعد جاری نمی‌تواند عملی شده و به ناچار به حوزه‌های سیاسی کشیده می‌شود. ولی هر قدم به پیش و تحقق حداقل مطالبات نیز منجر به گشایش و ایجاد فضای جدید و توان بیشتر برای طرح خواست‌ها و مطالبات سرکوب‌شده می‌گردد.

هم‌راهی و هم‌دلی عمومی «نظری» فعلی مردم در مخالفت با حکومت، معلول گسل و گسست ایجادشده بین خواست‌ها و آمال‌های مردم با عمل‌کرد ساختار ناکارآمد و حاکمیت ایدئولوژیک و ابربحران‌های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن می‌باشد، ولی عدم حضور و مشارکت مؤثر وعملی قشرخاکستری لب‌فروبسته در میدان مبارزه، نتیجهٔ سرکوب بی‌رحمانهٔ رژیم و تاراندن و از هم پاشیدن زندگی آنان و ترس و نگرانی نسبت به از دست دادن حداقل‌های زندگی از یک طرف و نداشتن چشم‌اندازی از بهتر شدن شرایط برای زیست مناسب و عادلانه توام با آزادی‌های فردی و اجتماعی از طرف دیگر است.

بدون حضور بخش به ناچار خاموش جامعه در میدان مبارزه و مقاومت مدنی و منفی سراسری، این رژیـم تا بن دندان مسلح مجبور به عقب‌نشینی نمی‌شود. آنان باید بدانند بعد از تغییر رژیم چه پیش خواهد آمد. نیروهای «کار و تلاش» جامعه بایستی چشم‌اندازی از شرایط آیندهٔ حاصل از حضور میدانی خود داشته باشند. نگرانی قابل هضمی از اختلافات و جدایی‌ها و کارکرد چند دههٔ اخیر جریان‌ها و نیروهای سیاسی به ویژه خارج از کشور، که عمدتن نتیجهٔ کارکرد تخریبی و انجام هزینهٔ سنگین رژیم بوده، جلوی چشمان آن‌هاست.

سئوال جدی قریب به اتفاق آنان این‌ست که آیا مدعیان آزادی و عدالت و سکولاریسم در دوران پسارژیم، تاب تحمل یک‌دیگر و عقاید مخالف را داشته و قادرند در فضای دموکراتیک به حقوق یک‌دیگر و منافع و خواست مردم احترام گذاشته و آن را بر خواست و منافع گروهی خود مقدم دارند. این اعتماد را جز با تجربهٔ عینی از هم‌کاری و گفتگو و تعامل سازندهٔ جریان‌ها و نیروها و تشکل‌های مدعی با یک‌دیگر در مسیر تحقق شعار « زن، زندگی، آزادی» از راه دیگری به دست نیاورده و تجربه نخواهند کرد. تجربهٔ به مرور حاصل شده از نحوه و چگونگی همکاری‌ها و یک‌دلی‌ها و تلاش‌های هم‌راهانهٔ داخل و خارج و مهم‌تر بدون دخالت خارجی و البته با کمک و هم‌راهی آنان در زمینه‌های مختلف تاب‌آوری مردم، می‌تواند اعتماد و اطمینان نسبی آنان را به مرور جلب و آرام‌آرام حضور و هم‌راهی این خیل عظیم متنفر از رژیم خودکامه و خواهان زندگی بهتر و رهایی از ظلم و ستم و تبعیض و استبداد را در میدان مبارزه و مقاومت مردمی مژده دهد.

خوش‌بختانه با خیزش جوانان انقلابی و مکث و تنفس ایجاد شدهٔ ناگزیر، نشانه‌هایی از تمرین دموکراسی و تحمل نظرات یک‌دیگر و گفتگو وعمل حول نظرات مشترک در داخل و خارج، مژدهٔ روزان بهتری را در تعمیق و جا افتادگی و ارتقای جنبش به شرایط انقلابی می‌دهد. برای زیستی مسالمت‌آمیز و هم‌راهانه، راهی جز گفتگوی کارآمد و اثربخش نیست. تشکیل جبههٔ جمهوری‌خواهی با وزن و بار بیش‌تری از مبارزان داخل و تدوین برنامهٔ راه‌بردی و نقشهٔ راه عبور از این رژیم ویرانگر و خودکامه و به ویژه داشتن راه‌برد و برنامهٔ مناسب برای دوران پسارژیم، ضرورتی است درنگ‌ناپذیر. در نهایت تشکیل جبهه‌ای فراگیر از همهٔ جریان‌ها و تشکل‌ها ونیروها و شخصیت‌های تاثیرگذار داخل و خارج معتقد به دموکراسی و سکولاریسم و حقوق بشر و آزادی‌های فردی و اجتماعی و حقوق ملی و قومی، ضرورت عاجل این مرحله از تعمیق راه‌برد «زن، زندگی، آزادی» است، برای رسیدن به مرحلهٔ نهایی «آزادی» و پیروزی جنبش انقلابی مردم ایران.

 

۱۰/۱۲/۱۴۰۱

 

تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند, ۱۴۰۱ ۲:۵۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سم‌ساز اعظم؛ سیدنی گاتلیب و جست‌وجوی CIA برای کنترل ذهن

در ستایش ایستادگی

به خاطر جنگ به وطن بازگشتم– بخش اول

۳۰ مه؛ روزی برای یادآوری زنانی که صدایشان جرم تلقی شد اما خاموش نشد 

بازتعریف «ضد امپریالیسم» در عصر جدید…

🎙 پادکست رادیو مرز: کمک رساندن | روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.