سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۸:۵۸

دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۹

چهارشنبه سوری و انزوای پرشکوه رژیم

دربه صحنه آوردن این انزوای پرشکوه، خود رژیم نیزنقش کمی نداشت: آنها پیشاپیش فتاوی لازم را برای غیرشرعی وغیرعقلانی مراسم چهارشنبه سوری ولزوم اجتناب ازآن را صادرکرده بودند. فرماندهان نیروهای انتظامی نیزخط ونشان کشیده بودندکه اجازه عبورازخط قرمزها را به مردم نخواهند داد

اوج انزوا

الف- یکی ازمهمترین ویژگی چهارشنبه سوری امسال به نمایش درآمدن انزوای تمام عیار رژیم بود که از ترس خارج شدن اوضاع ازکنترلش درآماده باش کامل قرارداشت. درچنین شرایط دوقطبی شده عملا بسیاری ازنقاط تهران وکشور بخصوص محلات دردست جوانان بود. تاکتیک رژیم اساسا معطوف به کنترل میادین بزرگ وخیابانهای اصلی بود تا مبادا ازبهم پیوستن جویبارها، رودی خروشان شکل بگیرد.

جالب است دربه صحنه آوردن این انزوای پرشکوه، خود رژیم نیزنقش کمی نداشت: آنها پیشاپیش فتاوی لازم را برای غیرشرعی وغیرعقلانی مراسم چهارشنبه سوری ولزوم اجتناب ازآن را صادرکرده بودند. فرماندهان نیروهای انتظامی نیزخط ونشان کشیده بودندکه اجازه عبورازخط قرمزها را به مردم نخواهند داد. بسته شدن زودتر مدارس و ادارات ومغازه ها ویا ممنوعیت تردد موتورسواران ونمایش سریال فیلم ها درتلویزیون برای خانه نشین کردن مردم و … بروشنی بیانگر صف آرائی مردم و رژیم در برابرهمدیگربود. در عمل نیز برگزاری پرشورتر و فراگیرتر از هرسال مراسم، یک دهن کجی آشکاربود به رژیم و فتاوی آن. پس معلوم شد که مردم یک پارچه ویک صدا علیه شرع وعلیه آنچه که رژیم عقلانی می داند، هستند و صلاح مردم و صلاح خسروان هیچ ربطی بهم ندارند. وقتی وزیر اطلاعات رژیم می گوید مسأله خاصی در این روز اتفاق نیفتاد، و نفس راحتی می کشد، لابد دیگربرای او شعارمرگ برخامنه ای و آتش زدن عکسها وپوسترهای او، جنگ و گریزی که در بسیاری ازمحلات ومیادین میان مزدوران او وجوانان رخ می دهد دیگربه یک امرعادی تبدیل شده است. این البته برای جنبشی که توانسته آتش زدن تصاویر رهبران و مرگ برخامنه ای را به یک امرعادی تبدیل کند، پیروزی بزرگی است. ازهمین رو چهارشنبه سوری امسال را باید باتوجه به صف آرائی دوقطبی شده حاکمیت ومردم و بدلیل نافرمانی مدنی-اجتماعی صورت گرفته، یک رفراندوم عملی پیرامون دیکتاتوربه پایان سلام کن بشمار آورد.

ب-وقتی که یک مراسم ملی- مردمی ودارای ماهیت سراسری، با امر سیاسی گره می خورد نشاندهنده آن است که مناسبات ملی به ریلی برای سراسری شدن اعتراضات وپیوند لایه ها وبخشهای گوناگون اجتماعی می گردد، امری که ازپیش شرط های سرنگونی نظام و برپائی انقلاب تبدیل شده است. براساس گزارشات موجود درتهران ازجمله آشکارا شاهد جوش وخروش در محلات وبخش های زحمتکش نشین وفقیر هم چون نازی آبادی وخزانه وسلسبیل وخاک سفید بودیم، که این خود نشانه ای است ازافزایش مشارکت جوانان مناطق محروم و پیوستن نیروهای تازه نفس وسرشارازمطالبات سوزان وسرکوب شده به صفوف جنبش ضداستبدادی. هم چنانکه بیانگر گسترش دامنه این اعتراضات به بسیاری ازشهرستانها نیزبود.

ج– سومین آزمون نهفته در چهارشنبه سوری امسال را باید درنقش واهمیت اعتراضات غیرمتمرکز ودرعین حال سراسری دانست. هرحکومت سرکوبگر باداشتن امکانات وابزارهای سرکوب، تا بهم خوردن تعادل عمومی قوا، دریک نبردمعین می تواند بطورطبیعی دارای برتری هایی باشد که درنبردهای پراکنده وغیرمتمرکز وسراسری حتی اگرمثل چهارشبنه سوری زمان آن هم روشن باشد فاقد آن است. بهمین دلیل بکارگیری تاکتیک اعتراضات غیرمتمرکزدرشرایط نابرابرو یابهره گیری ازعنصرغافلگیری و نامشخص بودن زمان ومکان حمله به دشمن دارای اهمیت زیادی است. البته چهارشنبه سوری بدلیل سنت ریشه دار و جاافتاده اش می تواند تاحدی بسترلازم برای تأمین هم آهنگی را بوجود آورد و ازاین جهت قابل تعمیم به هرموردی نیست. ازهمین رو پیش برداین نوع نبردهای غیرمتمرکزبویژه دربرابرحکومتی سرکوبگروسازمان یافته، اگربخواهد تداوم داشته مستلزم و اگر بخواهد سراسری بشود به سازوکارهم آهنگ کننده و به سازمان یابی های منتاسب با خود نیازدارد. برهمین اساس یکی ازمهمترین دست آوردهای مناسبت های اعتراضی هم چون چهارشنبه صوری، فرصت ها وامکاناتی است که برای شکل دادن به شبکه ها وهسته ها ویاکمیته های محلات درپیوندتنگاتنگ باجنبش، فراهم می آورد. همواره نیروهای تازه نفس وآگاهی که اهمیت تداوم اعتراضات را دریافته باشند ازدل این نوع اعتراضات توده ای زائیده می شوند وزمینه های شکل گیری این نوع نهادهای هم آهنگ کننده را بوجودمی آورند. درواقع فقدان سازمان یابی درمحلات زیست مردم ازمهمترین حلقات مفقوده جنبش است. تنها با شکل گیری این نوع هسته ها وشبکه ها وکمیته هاست که مبارزه ازحالت موردی ومناسبتی فراتررفته واستمرار نافرمانی مدنی- اجتماعی نظیرعدم پرداخت قبوض، شکل دادن به تظاهرات محلی وهم آهنگی آنها درنقاط گوناگون، و حتی پیوستن جویبارهای اعتراضی محلات گوناگون به یکدیگر درفرصت های مناسب برای شکل دادن به هسته های تجمعات بزرگتر ونهایتا شکل گیری حرکت های بزرگتربا اتصال به همدیگرشکل بگیرد. درکل می توان برگزاری مراسم امسال را تمرین خوبی برای شکل گیری تظاهرات واعتراضات سراسری بشمارآورد.

 

ریشه برخورد غیرعقلانی رژیم با مناسبت های ملی را باید درکجا جستجوکرد؟

رنگ سیاسی پیداکردن جشن ها واعیادملی وکهن، معمولا به اعتراضات چنان نیرو و گستره ای می دهد که مواجه مستقیم با آن برای هردولت معنائی جزخودکشی و شرکت درنبردی ازقبل شکست خورده وگلاویزشدن با آسیاب های بادی نیست. بااین همه جمهوری اسلامی علیرغم تجارب سالهای گذشته خود را ناگزیرمی بیند که هرسال بیش ازگذشته به جنگ آسیاب های بادی رفته و خود را رودرروی مردم قراردهد. ریشه چنین برخورد غیرعقلانی را قبل ازهرچیزباید در گوهر واپسگرایانه ونابهنگامی رژیمی جستجوکرد که موجودیت خود را دردشمنی بی وقفه باانسان به مثابه کنشگری آزاد ورها ازقیودبندگی وبردگی می بیند. بهمین دلیل درقلمروحکمرانی آن هیچ حوزه ای بیرون ازنظارت وکنترل مستقیم آن نباید وجود داشته باشد. دراین رویکرد تمامیت خواهانه وواپسگرا ادغام کامل “جامعه مدنی” دردولت برخلاف رژیم های متعارف بورژوائی که قادرند با انعطاف بیشتری عمل کنند وجامعه مدنی به ظاهرمستقل ازدولت را تحمل کنند، ضرورتی حیاتی است وباندازه ای که مردم از دولت و”جامعه سیاسی” فاصله می گیرند وبه “جامعه مدنی” نزدیک می شوند، نابردباری رژیم وحمله اش به جامعه مدنی وبلعیدن آن درخود بیشتروبیشترمی شود. ضرورت کنترل هرچه بیشترتمامی عرصه های زندگی شهروندان واعمال اقتدارمستقیم، به بود ونبودرژیم تبدیل می شود. وچنین است که هرکنشی بیرون ازحیطه نظارت دولت ومستقل ازآن، حتی خنده، نوع حجاب ورنگ لباس ونحوه آرایش مو وچهره ویابرگزاری مراسم ملی و … به تهدیدی علیه نظام تبدیل می شوند وبخشی ازتوطئه دشمنان برای انقلاب مخملی به شمارمی رود.

بااین همه حتی یک رژیم نابهنگام وضدانسانی هم چون جمهوری اسلامی دردنیای واقعی محاط دربی شمارانسانها وشهروندانی است که بدنبال کنش آزاد ورها ازانقیادهستند ورژیم هیچ لحظه ای ازتیرهای آزاردهنده آن ها برپیکرخود درامان نیست. سرکوب مستمر جامعه ای که حاضرنیست دردنیای سیاه ومالیخولیائی رژیم ادغام شود، به منبع بی پایانی برای بازتولید بحران درپیکره رژیم تبدیل می شود. جراحی ودفع مداوم بخشی ازاندام خود برای خروج از این بحران وتکراربی وقفه این روند سرنوشتی است که خدایان آسمانی جمهوری اسلامی را بدان محکوم کرده اند. هم چون سیزیف که محکوم به تحمل مشقت ناشی ازحمل بی پایان بار کره زمین بردوش خود بود. حذف بازرگان، بنی صدر وتوسل جستن به خودی هائی نظیرموسوی ویا ازمیان روحانیانی نظیر رفسنجانی وخاتمی هم مشکل را حل نکرد. و اکنون این رئیس جمهور مکتبی وبیرون کشیده شده از”صدوق های رأی” است که درمیانه عبور ازرودخانه، رقص شتری اش گل کرده وبفکربازکردن بخت خود با دخیل بستن به مکتب ایرانی و طواف کردن پیرامون منشورنوروز وکوروش برآمده است ویا درکاخ خود با خبرنگارزن اسپانیائی بی حجاب به گفتگومی نشیندکه به تنهائی برای سرنگون کردن هردولت اصلاح طلبی کافی بود.

نظامی که خود فرامین و بایدونبایدهای خود را این چنین به سخره می گیرد، براستی نظامی مسخره است که هرچه زودترباید به مکان شایسته خود-موزه تاریخ –نقل مکان کند. ازالزامات برآمده ازقرارگرفتن یک پدیده نابهنگام درشرایط تاریخی ناهمسازبا خود، گریزی نیست. حتی زمانی که خود خامنه ای درمقام اجرائی نظام قرارداشت، بدلیل باز تولید همین ناگزیری، گرفتارخشم خمینی گردید. اکنون نیزهمان الزام ها عمل کند ودراین میان تنها این نقش هاست که عوض شده است. اگرامروزخامنه ای درنقش خمینی دیروزظاهرشده است، احمدی نژاد نیزدرنقش خامنه ای دیروزبه صحنه آمده است.

تاکنون رژیم جمهوری اسلامی راه گریز از این چرخه مرگ و بازتولید درونی را در جراحی مداوم پیکره خویش یافته است و حالا نیزبقول باهنر شاهد برآمد “فتنه عظیمی” از میان اصولگرایان هستیم. سیزیف زیر بار حمل کره زمین براستی فرسوده گشته است! و آیا پایانی برای خشم خدایان متصورهست؟

تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوق‌العاده‌ای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایت‌های رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمی‌کند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پست‌های تحریک‌آمیز او در رسانه‌های اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده می‌کند، نشان داده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

خون صلح، اضطراب جنگ

کانون مدافعان حقوق کارگر: پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت – یادش گرامی

قهرمانی زنان ایران؛ لبخند یک ملت در روزهای سخت

پنجمین نمایشگاه هنرهای تجسمی فرزانگان یک

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان

«ساندیس‌خور» / «فاندبگیر»