سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۳۰

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۰

چگونه با محصوران و محبوسان اعلام همبستگی کنیم؟

به تبعیت از سنت همراهان پیشرو و سرافرازمان، از شما یاران سبز و همراهان صبور و آزاده درخواست می‌کنیم پیشنهادهای خود را برای چگونگی نمایش دوباره‌ی راه سبزی که در آنیم، و برای اعلام همدلی و همبستگی به عزیزان درحصر و حبسمان، با استفاده از شبکه‌های اجتماعی گوناگون، مطرح کنید تا یک‌بار دیگر، و همه با هم، سرود دلنشین آزادی و امید سر دهیم....

متن کامل بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید را در ادامه می خوانید

به‌نام خدا

هموطنان عزیز، یاران آزاده، همراهان سبز

تبلیغات وسیع و پرهزینه اقتدارگرایان در روزهای اخیر و تجمعات نمایشی و فرمایشی که سعی شد کم‌رونقی‌اش با ایجاد سروصدای بیش‌تر جبران شود، بار دیگر به پایداری حقایقی که بیش از چهارسال است که جنبش سبز مردم ایران عیان کرده، گواهی می‌دهد. این حقایق چیست؟ پاسخ به این پرسش، هم رمز ماندگاری این جنبش و هم علت هراس اقتدارگرایان از آن را روشن می کند.

نخستین حقیقت این که اعتراض میلیون‌ها ایرانی به کودتای انتخاباتی سال ۸۸ (انتخاباتی که آگاهی بر ابعاد تقلب و تخلف‌اش روز به‌روز بیش‌تر شده)، نیشتری بود بر دمل چرکینی که حاصل فساد عمیق دستگاه قدرت حاکم بر کشور به‌حساب می‌آمد. پافشاری و لجاجت اقتدارگرایان در مقابل خواست عمومی ایرانیان برای تغییر شیوه حکمرانی متکی بر زر و زور و تزویر، سرانجام گستره نقدها و اعتراض‌ها را از دایره محدود نخبگان، روشنفکران و فعالان سیاسی به وسیع‌ترین پهنه جغرافیایی و عمیق‌ترین لایه‌های اجتماعی کشاند. انفجار آگاهی نسبت به واقعیت‌های پیرامونی، شهروندان را از عرصه پیروی نخبگان سیاسی منتقد به وضع موجود، به عرصه کنش فعالانه برای بازپس گیری حقوق شهروندی خویش هدایت کرد. هر شهروند یک ستاد، هر شهروند یک رسانه، و هر شهروند یک رهبر شد. جنبشی ملی پدید آمد که در آن، تفاوت‌ها به رسمیت شناخته شد و حقوق شهروندی هر کس با حفظ باورها و ایده‌آل‌هایش، محترم دانسته شد. حال دیگر به‌جای تلاش برای یکسان‌سازی مغزها، به همزیستی مسالمت آمیز گوناگونی‌ها و یافتن نقاط اشتراک همت گماردیم. مرزهای تصنعی خودی و بیگانه‌سازی که می‌رفت تا انسجام ملی و همدلی عمومی را به تباهی کشد، در هم نوردیدیم و همه، حول خواستی مشترک، گرد هم آمدیم.

حقیقت دوم، از دل پذیرش حقیقت نخست پدید آمد؛ معلوم شد با گذشت بیش از سه دهه از واژگونی نظام اقتدارگرای شاهنشاهی، جلوه‌های استبداد بار دیگر و به شکلی متفاوت، ظهور کرده است. آشکار شد که هنوز راهی دشوار تا تحقق مطالبات دیرینه صاحبان واقعی ایران باقی مانده و برای نهادینه شدن آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت، نمی‌بایست چشم انتظار دولتمردان و حکمرانانی اقتدارگرا نشست که فاقد راهبردهای معین برای حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب هستند. با کمال تاسف، تکیه مستمر بر شیوه‌های مدیریتی مبتنی بر آزمون و خطا، تکرار چرخه نافرجام جابجایی جناح‌های سیاسی و حاکمیت عقلانیت فردی به‌جای بهره‌گیری از سازوکارهای عقلانیت جمعی در فرایندهای تصمیم‌گیری کلان، به شیوه مألوف حکمرانی در این سرزمین تبدیل شده است. نتیجه‌ی این وضع دیرین، فرصت‌های از دست رفته و سرمایه‌های انسانی و مادی بر باد داده شده است. ایرانیان هر روز بیش از روز پیش درمی‌یابند که از قافله‌ی توسعه و پیشرفت عقب مانده‌اند و ادعاهای دروغین حاکمان و نمایش‌های چشم پرکن اما پوشالی، چاره‌ساز مشکلاتشان نیست.

حقیقت سومی که عیان شد و به بازسازی اعتماد به نفس شهروندان منجر گشت این که با وجود میل اقتدارگرایان، قدرت به تمامی در دست حکمرانان نیست. مردم دریافته‌اند که در بزنگاه‌هایی، اراده‌شان بر اراده کسانی که قرار بوده خواسته‌های ایشان را نمایندگی کنند و پاسدار اقتداری باشند که از سوی مردم به رسم امانت در اختیارشان قرار داده شده، غلبه می‌کند. شکست طرح‌های پرهزینه اما کم‌فایده‌ای مانند مقابله با دسترسی آزادانه به اطلاعات، ازدیاد جمعیت و تحمیل سبک زندگی، نمایشگر این حقیقت است.

و سرانجام باید به این حقیقت مهم اشاره کرد که خواست عمومی برای تغییر شرایط زندگی و تحول به‌سوی شرایطی که هرکس آزادانه بتواند در جهت تحقق زندگی مطلوب خود تلاش کند، از مسیر تحول‌خواهی مسالمت‌آمیز و دمکراتیک، مبارزه مدنی عاری از خشونت و آراسته به امید و استقامت و صبر می‌گذرد؛ مسیری که مورد تاکید همراهان سربلند محصور و محبوس جنیش سبز بوده و هست.

پژواک بلند این حقایق در تغییر نگرش اکثریت بزرگ جامعه ایرانیان است که نشان می‌دهد دیگر نمی‌توان با توسل به زورمداری، تمسک به تزویرگری، و تکیه بر زرسالاری، شهروندان آگاه این مرز و بوم را از پیمودن راه دشوار اما پرامید آزادی و دموکراسی، بازداشت.

رفتار تمامیت‌خواهان در چندسالی که از انتخابات خرداد ۸۸ و چندماهی که از انتخابات خرداد ۹۲ می گذرد، نشان از ناتوانی آنان در شنیدن صدای مردم دارد. آنان لجوجانه انگشتان خود را در گوش فرو می کنند تا صدای مردم را نشنوند و پلک‌های چشمان خود را بر هم می‌فشرند تا واقعیت را نبینند. حنجره‌های خود را می‌خراشند تا با تکرار فریادهای خشونت‌بار و سراسر تهمت و افترا، توجه‌ها را به متاعی که دیگر خریداری ندارد جلب کنند. این غفلت و بلکه تغافل اما، به تعبیر کلام وحی، حقایق را نمی‌پوشاند؛ و اگر ظلمی روا می‌رود، بیش از هر چیز بر خویشتن خویش کوششگران کتمان حقایق است.

هنوز چند ماهی از «نه» بزرگی که در انتخابات خرداد ۹۲ دریافت کرده‌اند نمی‌گذرد که گستاخانه و در تقابل آشکار با ضرورتهای همبستگی ملی، ارجحیت منافع ملی و صلح اجتماعی، خواهان حصر و حبس دیگر همراهان جنبش تحول‌خواهانه مردم آزاده‌ی ایران نیز می‌شوند، غافل از این که چاره‌ی کار، رهانیدن اندیشه‌ی خود از زندان خردگریزی و خودکامگی و تلاش جهت بازسازی بنیادهای وفاق ملی است. گویی لجوجانه می‌خواهند به خواب زمستانی خود ادامه دهند، شعاع پرفروغ آفتاب حقیقت را به پناهگاه هایشان که روز به روز کوچک تر می شود راه ندهند و مشام خود را از شنیدن عطر بهار سرسبز محروم سازند.

اینک، و در آستانه سومین سالگرد حصر غیرقانونی و حبس غیرانسانی همراهان سربلند، مقاوم و حقیقت طلب‌مان (آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد) شاید لازم باشد بر این صورت‌های خواب‌زده آبی زده شود تا بلکه از رؤیای بازگشت سال‌های تاریک گذشته بیدار شوند. از همین‌رو، و به تبعیت از سنت همراهان پیشرو و سرافرازمان، از شما یاران سبز و همراهان صبور و آزاده درخواست می‌کنیم پیشنهادهای خود را برای چگونگی نمایش دوباره‌ی راه سبزی که در آنیم، و برای اعلام همدلی و همبستگی به عزیزان درحصر و حبسمان، با استفاده از شبکه‌های اجتماعی گوناگون، مطرح کنید تا یک‌بار دیگر، و همه با هم، سرود دلنشین آزادی و امید سر دهیم.

شورای هماهنگی راه سبز امید

دوم بهمن ۱۳۹۲

 

تاریخ انتشار : ۲ بهمن, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند