در این شماره می خوانید:
- شکست تمام عیار انکار و سکوت درباره قتل عام ۱۳۶۷
- نامه به نماینده عالی امور خارجی و سیاست امنیتی اتحادیه اروپا، خانم فدریکا موگرینی
- 111 - مین سالگرد انقلاب مشروطیت ایران را گرامی می داریم
- از بیانیه کنشگران حوزههای مختلف اجتماعی علیه "طرخ کارورزی" حمایت میکنیم
- معرفی علی ربيعی بهعنوان وزير کار به معنی تداوم سیاستهای ضد کارگری دولت حسن روحانی است
- ترکیب کابینه و کعامله تک موضوعی
- نظرپرسی درباره همهپرسی استقلال کردستان عراق
- عدالت اجتماعی و راست افراطی
- نگاهی به معضل کمآبی در کشور
- تعمیم طرح استادشاگردی و کارورزی بە میان پرستاران!
- برده داری مدرن
- پاسخ به چند پرسش: در باره وحدت و مسئله ملی در ایران
- رفع حصر رهبران جنبش سبز، مطالبه عمومی است!
- اصلاحطلبان و هابز؟ (بخش دوم )

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همانگونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوقالعادهای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایتهای رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمیکند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پستهای تحریکآمیز او در رسانههای اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده میکند، نشان داده است.

فارغالتحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکاندهندهای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه میفرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریمهای نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزشهای اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحثهای علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا میخواند.