سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۴

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۴

گل طوفان

هوشیاری،
شجاعتِ اندیشیدن به زندگی
تا آخرین لحظات اش...
توانایی شادمانه زیستن
چون شمع روشنی بخشی...
در ظلمات!

«میلاد»

هنوز سپیده برندمیده

عزم سفر کرد…

جای قدم هایش در برف سپید

عمیق بود و روشن،

چون نقشی که می گذاشت 

همیشه، بر محیط…

و در قلمرو قلب.

 

خورشید، گویی که عامدانه

از بستر ابرها

خیال برخاستن نداشت،

هوا از مهی غلیظ سنگین بود …

و آخرین ستاره ها

همچون چراغان پر نور

در صحنۀ عظیم آسمان

یکی یکی خاموش می شدند…

 

تا ستاره ای نو

زاده شود.

 

«پیام»

دختر زیبا

ایستاده چون سرو،

دلیرانه… بسان شیر به میدان رزم،

گیسوان بلند خود سپرده به دست باد

پرچم سپید او با حرکاتی موزون در اهتزاز …

 

پیام اش

ساده است و رسا:

عشق به آزادی

نفرت ز انقیاد.

 

***

گسترد پیام او سراسر

در آن سرزمین پهنور،

چون موج دریا به هنگام طوفان

چون باد بر پیکر دشت …

 

تکرار شد سرود زندگی

در خموشیِ شب، با اختران

چون تصادم صدا با کوه ها…

چون نغمۀ شباهنگ

در فرازها

به جستجوی نور.

 

«گل طوفان»

هوا سرد است

و آسمان… تیره،

پشت ابرهای سرگردان

ستارگان بیشمار

درگیر ستیز ناگزیر اند

با شبِ بی آزرم…

 

و باران

باران بی وقفه،

اشک ماه را ماند…

بر گونه های غمگین زمین.

 

***

گوش کن!

در زیر پوست شب

قلب زندگی ست که می طپد…

و گسترۀ افق، در نفوذ نگاهها

وسیع تر می گردد.

 

صداها…

دست ها…

گام ها… یکدیگر را بازمی یابند

و زنجیره ای شکست ناپذیر

مهیٌا می گردد.

 

***

روزی طوفان خواهد آمد!

بنیاد «نظم» را

دچار رعشه ای سخت خواهد ساخت،

و سایه های سنگین شب

به ناگزیر…

در مه غلیظی از حرکات ممتد

و پر پیچ و خم باد…

محو خواهند گشت.

 

خورشید…

در بزم ستاره ها

پدیدار خواهد شد.

 

«صدا»

نیمه شب

ز دوردست… صدای ترانه می آمد،

 

دخترک سر ز پنجره بیرون کرد

و گوش سپرد،

بر شاخۀ درخت ها…

کبوتران خاموش بودند،

با نگاهی مرموز…

گویی، که آن آوای دور را

شنیده اند:

 

مردان و زنان خسته

با هم، خروشان.. سرود می خواندند،

کلمات چون پرندگان در پرواز

گاه در پس ابرها

گنگ می شدند…

گاه، نزدیک و روشن تر می گشتند،

انگار از عشق و سرور

و نفرت و قهر

نیرویی برابر می یافتند…

و بدانسان، آهنگی می ساختند

که در غایت زیبایی

سکوت یگانۀ شب را

می شکست.

 

*  *  *

نسیمی تازه

هوای مرطوب را

بر هم  می زد

و عطر یاس ها را

با خود می آورد…

امواج صدا در هم می آمیختند

تاب می خوردند

و ارتفاع می یافتند …

تا سرانجام، در شعاع های ستارگان

منتشر شوند.

 

*  *  *

ستاره ها

نقطۀ اتصال اندیشه ها و احساسات

و آرزوهایند…

در تابش آنها

مرزها گردن می نهند…

و رؤیاها

سبکبالانه اوج می گیرند.

 

 

«تحول»

 

خستگی

بیهودگی

مرور لحظات زندگی…

 

آزمودن

کشف کردن

دگرگون گشتن…

 

هوشیاری،

شجاعتِ اندیشیدن به زندگی

تا آخرین لحظات اش…

 

توانایی شادمانه زیستن

چون شمع روشنی بخشی…

در ظلمات!

 

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۱۱:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا