سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۸:۰۹

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۹

یادی از خالق «ماهی سیاه کوچولو» در زادروزش

مرگ نویسنده‌ای که هیچ‌گاه مرگ را جدی نمی‌گرفت، برای دوستان و هوادارنش سرآغاز پرسش‌هایی بسیار جدی بود. در دوازدهمین روز شهریورماه 1347، پیکر صمد بهرنگی را در نزدیکی پاسگاهی در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند و در گورستان امامیه‌ی تبریز به خاک سپردند.

دوم تیرماه، هفتاد و چهارمین سال‌روز تولد صمد بهرنگی، خالق «ماهی سیاه کوچولو»، است.

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سال‌هاست نام صمد بهرنگی، به عنوان نویسنده‌ای مبارز و منتقد مطرح می‌شود. هنوز هم نوجوان‌ها «ماهی سیاه کوچولو»یش را می‌خوانند و در رؤیاهای‌شان ماهی کوچکی می‌شوند که می‌خواهند خلاف عرف و عادت هم‌نوعان‌شان زندگی و زندگی‌شان را صرف مبارزه کنند.

با وجود گذشت چند دهه از مرگ این نویسنده، اختلاف نظر درباره‌ی چگونگی مرگ او به اتفاق نظر تبدیل نشده است،‌ اما نحوه‌ی زندگی صمد بهرنگی تقریبا آشکار است. شاید هم تنها نحوه‌ی زندگی او مهم باشد؛ چراکه روبه‌رو شدن با مرگ برای او مهم نبوده است: «مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبه‌رو شوم که می‌شوم، مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.”

صمد دوم تیرماه سال ۱۳۱۸ در محله‌ی چرنداب در جنوب بافت قدیمی تبریز به دنیا آمد. پدرش کارگری فصلی بود که بر اثر فشار زندگی با فوج بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند، عازم قفقاز شد و دیگر باز‌نگشت.

او پس از طی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در خردادماه ۱۳۳۶ از دانشسرای مقدماتی پسران تبریز فارغ‌التحصیل شد و از مهر همان سال؛ یعنی در ۱۸ سالگی آموزگار شد و تا پایان عمر در روستاهای مختلف آذربایجان تدریس کرد.

صمد بهرنگی پس از مدت کوتاهی آموزه‌هایی را که در دانشسرا درباره‌ی تعلیم و تربیت فراگرفته بود، یک‌سره باطل یافت و در معلمی راه دیگری در پیش گرفت و در مقاله‌ها و یادداشت‌هایی بر لزوم بازنگری در روش‌های کهن ادب کردن بچه‌ها تأکید کرد.

بهرنگیِ داستان‌نویس به‌زودی به انتشار داستا‌ن‌هایی برای مخاطب کودک و نوجوان پرداخت. در ۱۹سالگی اولین داستان منتشرشده‌اش به نام «عادت» را نوشت. یک سال بعد داستان «تلخون» را که برگرفته از داستان‌های آذربایجان بود، منتشر کرد. پس از آن و پیش از مرگ هم داستان‌هایی چون «اولدوز و کلاغ‌ها»، «اولدوز و عروسک سخنگو»، «کچل کفترباز»، «پسرک لبوفروش»، «افسانه‌ی محبت»، «پیرزن و جوجه‌ی طلایی‌اش»، «یک هلو هزار هلو» و «کوراوغلو و کچل حمزه» را نوشت.

بسیاری از این داستان‌ها دریافت‌های او از فولکلور منطقه‌ی آذربایجان و تجربه‌ی سال‌ها آموزگاری‌اش در روستاهای این منطقه بودند. بهرنگی ترجمه‌هایی هم از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به آذری (از جمله ترجمه‌ی شعرهایی از مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و نیما یوشیج) انجام داد.

“کند و کاو در مسائل تربیتی ایران»، «الفبای فارسی برای کودکان آذربایجان»، «اهمیت ادبیات کودک»، «مجموعه‌ی مقاله‌ها»، ترجمه‌ی «ما الاغ‌ها» از عزیز نسین، ترجمه‌ی «دفتر اشعار معاصر از چند شاعر فارسی‌زبان»، «خرابکار (قصه‌هایی از چند نویسنده‌ی ترک‌زبان) و «کلاغ سیاهه» از مامین سیبیریاک، از دیگر آثار منتشرشده‌ی صمد بهرنگی هستند.

نهم شهریورماه ۱۳۴۷ رود ارس صمد بهرنگی را به کام مرگ کشید تا پایان این نویسنده به پایان «ماهی سیاهی کوچولو»یی شبیه شود که قهرمان مشهورترین داستانش بود. ماجراهای این قصه‌نویس با مرگش به پایان نرسید. مرگ نویسنده‌ای که هیچ‌گاه مرگ را جدی نمی‌گرفت، برای دوستان و هوادارنش سرآغاز پرسش‌هایی بسیار جدی بود. در دوازدهمین روز شهریورماه ۱۳۴۷، پیکر صمد بهرنگی را در نزدیکی پاسگاهی در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند و در گورستان امامیه‌ی تبریز به خاک سپردند.

اختلاف نظر درباره‌ی نحوه‌ی مرگ صمد بهرنگی به قدری بود که چند اثر جداگانه در این‌باره نوشته شد. گفته شده که در روز حادثه‌ی مرگ صمد، شخصی به نام حمزه فراهتی او را همراهی می‌کرده که علت مرگ نویسنده را غرق شدن به دلیل ناتوانی در شنا کردن بازگو کرده است. عده‌ای این روایت را پذیرفته‌اند، اما دیگرانی هستند که مدعی‌اند این فرد خود مأمور ساواک و شاید هم عامل مرگ او بوده است.

به هر روی تا امروز که بیش از چهار دهه از این حادثه می‌گذرد، نحوه‌ی مرگ صمد بهرنگی همچنان در هاله‌های ابهام مانده است. هرچند شاید خود نویسنده ترجیح می‌داد بیش‌تر درباره‌ی نحوه‌ی زندگی و آثارش بحث درگیرد تا مرگ معماگونه‌اش.

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۳۹۲ ۴:۰۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.