سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۲۴

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۴

فیلسوف فرد گرایی، و حق مالکیت خصوصی!

ماکس اشتیرنر ... نماینده یک ایده الیسم محض، پایه گذار آنارشیسم فلسفی، و مخالف انقلاب و سوسیالیسم بود. مورخین چپ در باره او مینویسند، حرافی و الفاظ ظاهرا انقلابی اش نمایانگر افکار ارتجاعی، محافظه کارانه، و ضد خلقی اوست. مارکس و انگلس در سال 1846 در کتاب "ایدئولوژی آلمانی" خود به انتقاد شدید از او و افکارش پرداختند.

max stirner (1806-1856)

ماکس اشتیرنر، آنارشیسم تخیلی فردگرایانه.

ماکس اشتیرنر(۱۸۵۶-۱۸۰۶.م) آلمانی، از جمله هگلی های جوان یا چپ، تئوریسین آنارشیسم خرده بورژوایی فردگرایانه، شاگرد پیشین هگل و فویرباخ، علاقه و جنون مالکیت و “منیت” را در جنبش اجتماعی قرن ۱۹ میلادی نمایندگی میکرد. فلسفه ذهنی وی اساس یک اندیشه خود محور بود که دفاع از: فرد، من، و منیت را مهم میدانست. او مدعی بود که “من” تنها واقعیت حقیقی است و نه اصطلاح “انسان” که مفهومی است صوری و آبستراکت. انسان بودن باید نخست مهم شمردن “خود” باشد و نه در خدمت و توهم ایده آل های انسانی. انسان در مخالفت با بقیه موجودات طبیعت و جهان، نوع منحصربفرد و خاص خود است. انسانها شبیه هم نیستند، “من” ها و افراد، گوناگون اند. اشتیرنر اوج اگوایسم زیر لوای آنارشیسم بود و به دیگران توصیه میکرد، وارد عمل شوند و نیازهای خود را ؛ بدون توجه به: قانون، اخلاق، دولت، و دین، برطرف کنند.

او مدعی بود که انسان ذاتا و طبیعتن فردگرا است و دنبال رفع نیاز، حرص و طمع خود است. انسان فرد گرای آزاد باید علیه همه سازمانهای سلطه مانند دین، دولت، قانون، جامعه، بشریت، و غیره مبارزه، سرکشی و شورش کند. دولت به هر شکل خود، فرد و منیت را سرکوب میکند و حتی گاهی بقتل میرساند. به این دلیل وظیفه فرد، انحلال و سرنگونی دولت است؛ چون آن دشمن فرد و انسان منحصربفرد است. انسان در طول تاریخ، انکار و ناقص العضو و از خودبیگانه شده. جزم و دگم ها، توهمات و جنون و خرافات و ترس او را برده خود ساخته و تخریب کرده اند. نتیجه و محتوای تاریخ اجتماعی تاکنون سلطه شاه و شیخ و خان و سرمایه دار و ارباب و صاحب و فئودال و برده دار و قلدر بر فرد و قربانی نمودن او بوده. ولی جنبش و عصر فردگرایی و آغاز شورش “من و منیت” وی را نجات داد. کمونیسم نیز نوعی برابری ساده لوحانه و غیرعادلانه است.برای همدیگر و اجتماعی بودن نیز یعنی کیش غلط جمعگرایی! رفاه جمعی به معنی رفاه فردی در کمونیسم نیست بلکه انکار خود و منیت خود است.

ماکس اشتیرنر در آغاز آنارشیسم فردگرایانه، در ۲ قرن پیش در اروپا است. او نماینده یک ایده الیسم محض، پایه گذار آنارشیسم فلسفی، و مخالف انقلاب و سوسیالیسم بود. مورخین چپ در باره او مینویسند، حرافی و الفاظ ظاهرا انقلابی اش نمایانگر افکار ارتجاعی، محافظه کارانه، و ضد خلقی اوست. مارکس و انگلس در سال ۱۸۴۶ در کتاب “ایدئولوژی آلمانی” خود به انتقاد شدید از او و افکارش پرداختند. او انقلاب و سوسیالیسم را ادامه سلطه بر فرد و بر ماکیت حصوصی میدانست و میگفت رفاه عمومی مورد نظر کمونیسم، رفاه فردی نیست، ممنوعیت مالکیت خصوصی خلاف منافع فرد میباشد. او بجای انقلاب اجتماعی خواهان شورش و سرکشی فردی و درونی علیه همه سازمانها و نیروهایی است که ادعای وکالت و قیمومیت و نمایندگی از طرف فرد را دارند و او را محدود میکنند. خشم یعنی شورش فردی، فرد نباید به تشکیلات سلطه مانند: دین و دولت و سرمایه دار احترام بگذارد. اشتیرنر گویا مدافع نوعی فیزیوکراتی انقلابی در سیاست و در فلسفه بود؛ یعنی طبیعت بعنوان تامین کننده زندگی و رفاه انسان. در ۲ قرن گذشته بخشی از جنبش آنارشیسم از نظرات اشتیرنر استفاده نمودند. اگزیستنسیالیست ها نیز مانند کامو، سارتر، یاسپر،و هایدگر، با اشاره به فردگرایی و آزادی فرد، او را از پیشگامان خود بشمار می آورند. در ادبیات: راستینکف داستایوسکی، و ابرانسان نیچه،نیز نماد فردگرایی اشتیرنر میباشند.

مارکس در باره اشتیرنر به بهانه نشر کتاب “مجموعه مقالات”اش نوشت: کله پوک ترین و بی بضاعت ترین جمجمه میان فیلسوفان!؛ گرچه او نقش مهمی در تحول و تکامل مارکس، و جدایی او از فویرباخ، و تعریف علمی وی پیرامون مفهوم ایدئولوژی داشت. هابرماس نیز نوشت اشتیرنر همچون یک متفکر بیمار با روانی وخیم است. اشتیرنر خود میگفت غالب ایدئولوژی ها با مقوله آزادی و رهایی فرد مشکل داشته و در جنگ اند. اشتیرنر غیر از نظرات برونو باور و فویرباخ، در دوران دانشجویی در سمینارهای هگل پیرامون: فلسفه دین، تاریخ فلسفه، و فلسفه روح، شرکت میکرد. برای او آزادی فرد در قالب “من و منیت” مهمتر از موضوعاتی مثل: خدا، انسان، حقیقت، آزادی، انساندوستی، عدالت، خلق، ارباب، میهن، و روح بود. وی میگفت فقط عنوان “من” و منیت مهم است. منتقدی تاکید اشتیرنر روی آزادی نامحدود فرد را ایدئولوژی یک جامعه گمنام و تخیلی نامیده است. او ایدههای کمونیستی را لیبرالیسم اجتماعی نامید و وجود آنان را منکر شد چون کمونیست ها مخالف مالکیت خصوصی بشکل کلان هستند.

اشتیرنر مخالف هرگونه نظام و نظم سیاسی دولتی بود و میگفت فرد دارای سازمان ارزشی خاص خود است، و فردگرایی سرکوب شده همیشه خود را مخفی نموده ولی اکنون باید بشکل ساختار انگیزه آگاه و اصیل ظاهر شود. تنها عکس العمل و پاسخ فرد در مقابل دخالت و وکالت دولت باید بیان خشم باشد و نه انقلاب. مهمترین اثر اشتیرنر کتاب “فرد و مالکیت اش” است، آنرا پایان جنبش هگلی های جوان بشمار می آورند که در پایان قرن ۱۹ میلادی یکی از آثار مهم کلاسیک و نظری مکتب آنارشیسم فردگرایانه بود و مدعی بود بین پرولتاریا و لمپن پرولتاریا فرقی نیست. کتاب فوق شامل ۲ بخش “انسان و من” است و تقلیدی است از کتاب “ماهیت مسیحیت” فویرباخ. اشتیرنر در کتاب خود از ۳ دوره تاریخی: عهد کهن، عصر نوین، و زمان آزادی، یا عصر دین، عصر فلسفه، و عصر لیبرالیسم، نام میبرد. عصر لیبرالیسم نیز شامل ۳ جنبش و موضوع: سیاسی، اجتماعی، و هومانیستی، است.

اشتیرنر بعد از انقلاب ناموفق ۱۸۴۸ در آلمان در مقاله هایی سعی به اشاعه ایدههای آنارشیستی ضد انقلابی نمود. مارکس و انگلس از موضع ماتریالیسم تاریخی به نقد نظرات او پرداختند و نشان دادند که وی مخالف مبارزه طبقاتی پرولتاریا است. افکار اشتیرنر بعد ها در فلسفه بورژوایی مانند نظرات نیچه، مکتب اکزیستنسیالیسم، و مکتب فرانکفورت(توسط آدرنو و مارکوزه) مورد توجه قرار گرفت. اشتیرنر میگفت در بحث مالکیت، فرد متوجه عینیت ضروری خود میشود؛ که شباهتی به نظر هگل دارد. در نظر او حق مالکیت نشان و سنگ محک وجود آزادی برای فرد است.

ماکس اشتیرنر، نام مستعار” یوهان کاسپار-اشمیت” است،که بدلیل پیشانی بلنداش، دوستان اورا اشتیرنر می نامیدند،و به معنی “پیشانی بلند” است. او بین سالهای ۱۸۵۶-۱۸۰۶ میلادی در آلمان زیست. گرچه اغلب به ترجمه متون اقتصادی مانند آثار آدام اسمیت پرداخت، در فقر و تنهایی در سن ۵۰ سالگی درگذشت. وی تنها پسر یک خانواده پروتستان بود که پدرش را در کودکی از دست داده بود. او بدلیل ورشکستکی مغازه شیرفروشی اش در سال ۱۸۵۳ دو بار به زندان افتاد. و در پایان عمر، به سبب فقر مالی و ترک همسر، دچار گوشه گیری و افسردگی شده بود.

نقد هگل و فلسفه دین وی، توسط فویرباخ، یک متفکر رادیکال دیگر جنبش هگلی های جوان، مانند اشتیرنر را نیز تحت تاثیر خود قرار داد؛ که بعدها کتاب “فرد و مالکیت اش” در سال ۱۸۴۵ منتشر شد ولی ابتدا ممنوع گردید ولی سپس آزاد شد. اشتیرنر میگفت لازم نیست اخلاق را از منابع دست دوم مانند کلیسا بیاموزیم چون انسان ذاتا و طبیعتن، نجیب و کبیر است. انسان ملزم به رعایت هیچ حقیقت و اخلاقی نیست. اشتیرنر طرفدار تربیت ضد اتوریته و منتقد دولت ملی و ناسیونال بود و میگفت منافع فرد در نظام کمونیستی فدای یک “جامعه شبه مقدس” میگردد. آزادی نه از طریق برابری بلکه از طریق رهایی فرد بوجود می آید. انسان باید با تمام امکانات از منحصربفرد بودن خود دفاع کند.. مارکس و انگلس نخستین متفکرانی بودند که به نقد اشتیرنر پرداختند. نیچه نیز چند سال بعد نظراتی مانند اشتیرنر را مطرح کرد. ادیبان و متفکران و اندیشمندانی مانند: باکونین، کارل اشمیت، تورگنیف، داستایوسکی، سارتر، و کامو بعدها نیز تحت تاثیر نظرات ماکس اشتیرنر قرار گرفتند.

منابع:

— die philosophen und ihre kerngedanken, horst poller, s. 315-316

–philosophen lexikon, erhard lange, s.867-870

–meyers unversal lexikon, band 4, s. 203

–metzler philosophen lexikon, bernd lutz, s. 854-857

–grosse denker, alexander ulfig, s. 393-395

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد, ۱۴۰۴ ۴:۱۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آن روزهای ماه

سقوط اعتبار دیپلماتیک آلمان؛ استثناگرایی استانداردهای دوگانه و رویگردانی جنوب جهانی

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است