سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۴

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۴

رفقا نباید در دوئل های عشقی شرکت کنند!

لاسال فکر میکرد میتواند طرحهای تخیلی اش را به کارگران و جنبش سراسری کارگری القا کند؛بدون همکاری با تشکیلات "اتحادیه های کمونیستی" مارکس و انگلس. اغلب اشاره میشود که طرح  فلسفی-سیاسی لاسال دور از عمل و جنبش سیاسی کارگری زمان وی و فقط تقلیدی غیرپویا از فلسفه هگل بود.

Ferdinand Lassalle (1825-1864)

فردیناند لاسال،- مرگ بدلیل یک دوئل عشقی.

جوانمرگی تراژدیک فردیناند-لاسال (م.۱۸۶۴-۱۸۲۵)،متفکر و مبارز آلمانی، سیاستمدار، رهبر حزبی و کارگری، سوسیال دمکرات، مبلغ کارگری، تئوریسین خرده بورژوایی، و ژورنالیست، در سن ۴۹ سالگی بدلیل شرکت در یک دوئل عشقی بود! دست آورد مهم او تشکیل “سازمان کارگران آلمان” ADAV بود، تا کارگران را مستقل از ایدئولوژی بورژوازی و لیبرال مستقل نماید و اعلان حزب سوسیال دمکراسی نماید. همت انقلابی، توانایی قابل توجه روشنفکری و فشار روانی درونی برای مشهوریت، از جمله خصوصیات شخصی اش بودند. با وجود کوشش برای استقلال جنبش کارگری در میانه قرن ۱۹، آنرا بشکل دیگری به زیرنفوذ ایدئولوژی بورژوازی برد. لاسال محکوم و محصول زمان خود، همدوره مارکس در میانه قرن ۱۹ در زمان بیسمارک و در سلطنت حکومت پروس بود. اومیبایست حتی برای حق رای عمومی در یک دمکراسی بورژوایی می جنگید تا بتواند به بعضی رفرم های شبه سوسیالیستی نائل آید. گروه و سازمان کارگری ADAV که لاسال تشکیل داده بود، دارای یک ایدئولوژی رفرمیستی رویزیونیستی؛ در خدمت عملی نمودن یک سوسیالیسم تخیلی دولتی بود، و مانع اتحاد جنبش کارگری اصیل و سوسیالیسم علمی مارکس و انگلس بود.

در آن شرایط: سلطنتی بورژوایی نیمه فئودالی زمان بیسمارک، تبلیغات و روشنگری های کارگری لاسال خصوصیاتی سکتاریستی و دور از مردم داشت. او فکر میکرد میتواند طرحهای تخیلی اش را به کارگران و جنبش سراسری کارگری القا کند؛بدون همکاری با تشکیلات “اتحادیه های کمونیستی” مارکس و انگلس. اغلب اشاره میشود که طرح  فلسفی-سیاسی لاسال دور از عمل و جنبش سیاسی کارگری زمان وی و فقط تقلیدی غیرپویا از فلسفه هگل بود. انواع نظرات کمونیسم تخیلی لاسال غیر از هگل زیر تاثیر هاینه، بورنس، و جنبش هگلی های جوان و چپ، بود و نه مطابق افکارمارکس و انگلس. لاسال در تمام عمر متکی به تئوری ایده آلیستی تاریخ و سوسیالیسم صوری و آبستراکت بود.مورخین چپ مدعی هستند که او از طریق تقویت جریان سوسیال دمکراسی فرصت طلبانه غیرعلمی مانع تشکیل حزب مارکسیستی کارگری بود، و طرح سیاسی فرصت طلبانه “لاسالیسم” تاثیری منفی روی ادامه و تحول جنبش مترقی کارگری آلمان گذاشت.

لاسال بین سالهای ۱۸۶۳-۱۸۶۴،در ۲ سال پایان عمرش، رهبر جنبش کارگری آلمان بود و نه مارکس و انکلس. او در سال ۱۸۵۰ بدلیل مبارزه با خشونت و دیکتاتوری دولت سلطنتی پروس ۶ ماه به زندان افتاده بود؛ در حالیکه با رهبران جنبش چپ مانند مارکس و انگلس نیز در تماس بود. او میگفت رسالت طبقه کارگر اشاعه مقوله آزادی میان زحمتکشان برای اتحاد است. وی برای عملی نمودن سوسیالیسم دولتی مورد نظرش دچار اشتباهات نظری بیشماری شد و میگفت کمونبیسم نه از طریق طبقه کارگر بلکه بوسیله یک دیکتاتوری تربیتی از نوع یاکوبی های انقلاب فرانسه عملی میگردد! مارکس افکار سیاسی لاسال را اغلب رد می نمود. او بعد از مرگ زودرس اش تقریبا در میان کارگران فراموش شد. افکار سیاسی لاسال تحت تاثیر انقلاب فرانسه و مفهوم دمکراسی جنبش یاکوبی بود. هدف لاسال وحدت با ناسیونالیست ها و تشکیل یک جمهوری مرکز گرا بسبک فرانسه و باور به مفهوم هگلی دولت مطلق بود و میگفت دولت یعنی عملی نمودن اراده اخلاقی نخبگان. وی غالبن ترجیح میداد رهبری جنبش کارگری به سبک هگلی هدایت شود تا به روش مارکسیستی.

کمونیسم ملی یا ناسیونالیستی لاسال باید جنبش کارگری را در خدمت مبارزات ملی و علیه دولت پروس، به سبک انقلاب فرانسه قرار میداد. وی میگفت باید انقلاب سوسیالیستی را با انقلاب ملی متحد کرد. او خواهان مبارزه دمکراتیک عمومی و خلقی بود و نه مبارزه طبقاتی کارگران علیه بورژوازی. لاسال چون هگل میگفت علایق و منافع ملی مهمتر از اهداف استراتژیک طبقاتی و کارگری است. درک ایده آلیستی وی از تاریخ بر اساس نظرات فیشته و هگل بود. او پرولتاریا را با فقرای جامعه یکی میدانست. این باور نشان میدهد چرا لاسال در آغاز به جنبش جوانان ناسیونالیست اروپا علاقمند بود. وی اغلب میان ناسیونالیسم و سوسیالیسم سرگردان بود. در میانه قرن ۱۹ میلادی در دولت سلطنتی پروس زیستن و ناسیونالیست بودن امری عجیب نبود. لاسال مدعی بود که ۹۰ درصد جمعیت دولت پروس در زمان بیسمارک کارگر هستند و از طریق دستیابی به حق رای و انتخاب میتوانند علیه منافع مادی سرمایه دارای دست به مبارزه بزنند. انجمن کارگری لاسال در سال ۱۸۶۳ مورد حمایت سراسری کارگران صنعتی در مخالفت با لیبرال ها قرار نگرفت. در سال ۱۸۶۹ از این تشکیلات رفرمیستی سوسیال لیبرال، حزب کارگری سوسیال دمکرات آلمان بوجود آمد.

فردیناند لاسال را میتوان سرگردان میان نظرات مارکس، هگل، و بیسمارک در دولت پروس آلمان دانست. شرکت وی در انقلاب ۱۸۴۸ آلمان موجب آشنایی اش با مارکس و انگلس شد که تا سال ۱۸۶۲ اغلب بشکل مکاتبات ادامه داشت. او از طریق همکاری: در روزنامه راین، جزوه مانیفست حزب کمونیست، و کتاب فقر فلسفه، با ایدههای پایه گذاران کمونیسم علمی یعنی مارکس و انگلس آشنا گردید. لاسال از سال ۱۸۵۰ میلادی سخنسرایی های گوناگون در میان کارگران پیرامون تاریخ تحولات تاریخی نمود که غالبن نظرات التقاطی ایده الیستی در باره مبارزه طبقاتی و سوسیالیسم تخیلی بودند. مورخین چپ مدعی بودند که لاسال مبارزه انقلابی دمکراتیک در میانه قرن ۱۹ میلادی و جنبه های مترقی فلسفه فیشته را هیچگاه جدی نگرفت، و تبلیغات کارگری وی نیز متناقض بود چون او از ابتدا قصد نداشت از افق جامعه بورژوایی دولت پروس پا را فراتر بگذارد و وارد مرحله تئوری سوسیالیسم علمی گردد. لاسال مانند هگل تاریخ را بشکل پروسه واقعیت دادن به فرد خود و به روح محض تعریف میکرد و مانند هگل میگفت مقوله های مفهوم، دورههای تاریخ هستند، و روح و خودآگاهی دارای اصولی میباشند که نیروی محرک تاریخ بشمار می آیند، و دولت بعنوان جسم و پیکر ایدههای اخلاقی، دارای وظایفی است که کمونیسم را بعنوان خواسته اخلاقی و بشکل واقعیت درآورد.

لاسال بجای مبارزه در راه سوسیالیسم و مبارزه طبقاتی میان بورژوازی و پرولتاریا، نبرد در راه اصول و ایدهها را مد نظر داشت و میگفت مسیر تاریخ؛ یعنی انحلال و کنارزدن بعضی اصول، و انتخاب ایدهها و اصول بهتر. او مدعی بود که اقشار و طبقات برای جا انداختن افکار و اصول خود مبارزه میکنند؛ مثلا در قرون وسطا ایده اشراف و زمین داران کلان جایش را به ایده بورژوازی، و مالکیت کلان جایش را به سرمایه داری داد. لاسال با افکار پیشا مارکسیستی خود میگفت در انقلاب فرانسه مرحله جدیدی از تاریخ شروع شد و ایده طبقه کارگر تبدیل به اصل حاکم گردید. او میگفت قانون اساسی دلیل موضوعات حقوقی نیست بلکه موضوع قدرت و سلطه است، قانون اساس واقعیت یک کشور در روابط قدرت است که در آن کشور حاکم میباشد. لاسال میگفت دولت باید مردم را برای آزادی خواهی تربیت کند. او با این تقاضا از سوسیالیسم تخیلی به سوسیالیسم دولتی رسید و مبارزه طبقه کارگر را به یک تقاضای بورژوایی کاهش داد. انتقاد مارکس از او بدلیل همکاری هایش با جناح های راست و چپ افراطی بود. مجموعه آثار لاسال شامل: مقالات ، سخنرانی ها، و مکاتبات وی، با بیسمارک، مارکس، و والدین اش بود.

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد, ۱۴۰۴ ۴:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*