سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۱۹

چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۹

زندگی در گذری مدام

اشك در چشمانش حلقه زد. لحظه‌ای مکث کرد و رفت... و او هرگز نتوانست آن چشمانِ اندوهگين را فراموش كند؛ همچون«ریگ ته جوی^» رونده‌هایش می‌روند و ماندنی‌ها می‌مانند... «نگاری نگارید بر خاک پیش...^^»

@apahlavan
(قصه‌ای بجا مانده از آن تابستان و آن سال‌های دور…)

چقدر شبیه‌اش بود. تعجب کرد. امکان نداشت! دختر جوان با پیراهنِ خاکستری ساده….
استادِ سخنران پشت تریبون ظاهر شد، بازتابِ دست‌زدنِ‌ حضار، تالار را از جا کَند. سپس چنان سکوتی چیره شد که صدای سرفه، گناهی نابخشودنی می‌نمود. او اما بیشترِ وقت و چشمش را به دختر دوخت. با خود کلنجار ‌می‌رفت… او را اتفاقی، هنگام ورودش به تالار دیده‌ و غافلگیرش شده‌بود. جریان افکارش را سخت به سوی خود کشانده‌بود تا به گذشته بسیار دور برده و باز از نفس افتاده به حالِ حاضرش آورده… همان شکل و شمایل، همان صورت و اندام و چکیده وجود و نگاهش… ممکن بود دخترش باشد!… نخستین جرقه‌ای که به ذهن‌اش زد؛ همین بود…
با آشفتگی به استادِ سخنران گوش سپرد؛ اما بیشتر وقتش نگاه از پشت‌سر به دخترِ جوان بود. در موجی از خاطرات غرق می‌شد و احساساتی را تجربه می‌کرد که در هم می‌آمیختند و در دورنش به هم می‌پیچیدند… باید می‌رفت… باید به دنبالش می‌رفت تا حقیقت آشکار می‌شد. با این اندیشه به انتظار نشست. سخنرانی به درازا کشید… از سالن بیرون آمد. به آنی که از دوستش جدا شد ؛ او را دید که از جلویِ درِ دانشگاه به طرف کتابفروشی‌ها می‌رفت، از‌پی‌اش به راه افتاد. خرامیدنش را تیزبینانه می‌پایید. لاغر بود و باریک، ظریف و زیبا… راه‌رفتن‌شان را نمی‌توانست باهم بسنجد؛ چون آنِ دیگری را خوب به یاد نداشت! سالیان زیادی بود که گذشته بود. اما بلندیِ قامت به احتمال زیاد همان بود. موهایِ سیه‌فامِ دخترِ آن روزگاران انبوه بود و پر پیچ و‌تاب؛ لیک این‌یک کوتاه…

براین باور داشت که او دیگر نیست. نمی‌خواست دوباره خاطرات، از ذهن وقلبش سربرآورد. اما حسِ کنجکاوی آزارش می‌داد… برایش هیچ اهمیتی نداشت. زندگی‌اش همه‌اش سنگلاخ بود. بنگر امروز چه سان لبخندی، غمزه‌ای یا بارقه‌ی نگاهی… تا کجا او را به دنبال خود کشانده بود!…
دختر را دید که وارد یک کتابفروشی شد و با دوستی که به نظر، او را به‌یکباره دیده بود؛ گرمِ خوش‌بش گردید. حال از نزدیک بیشتر می‌توانست ببیندش… لحظه‌ای نگاه‌شان به هم گره خورد. شاید شیدایی‌‌اش را، چشمانش آشکار کرده باشد! … شاید ندانسته، پا را از گلیم‌اش درازتر کرده بود… چه می‌بایست می‌کرد؟ هم حیران بود. هم معذب و هم کنجکاو…
مکالمه‌ی دختر با دوستش که تمام شد؛ قدمی پیش‌ گذاشت… دختر در قفسه‌‌ها در جست‌وجوی کتاب بود. پس منتظر ماند نگاهش به او بیفتد؛ اما نیفتاد… وقتی انتظارش به درازا کشید، به سویش چرخید و چنین وانمود کرد که غافلگیر شده. مودبانه زیر لب گفت «ببخشید؛عصر بخیر…» دخترهم انگار جا خورده باشد آهسته لب زد «عصر بخیر…»
لبخند زد اما زبان باز نکرد…
بگذار آوایت را بشنوم. تنها نغمه‌ای از گذشته‌ی مانده در یادها… سرنوشتِ آن ماه‌تاب، روزگار جوانی… خیره به او چشم دوخت… همان نگاه بود، همان چشمان و همان طنینِ صدا…
خود را فراموش کرده بود. او را می‌کاوید. شاید به رازی پی بِبَرد؛ که آن روزها جادوی‌اش کرده بود. چیزی در سینه‌اش لحظه‌ای از شیفتگی جوشید. دختر پریشانیِ او را دریافت. لبخندی برلبانش نشست.

اشک در چشمانش حلقه زد. لحظه‌ای مکث کرد و رفت… و او هرگز نتوانست آن چشمانِ اندوهگین را فراموش کند؛ همچون«ریگ ته جوی^» رونده‌هایش می‌روند و ماندنی‌ها می‌مانند… «نگاری نگارید بر خاک پیش…^^»

پانوشت:
^. برگرفته از این شعر: «نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی/دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توایم…» صائب تبریزی، غزلسرای سده یازدهم هجری.
^^.مرگ زنانِ جوانِ شاهنامه*: «تهمینه» دختر پادشاه سمنگان در جوانی از داغ فرزند جوانش سهراب جان می‌سپارد، «جریره» ، مادر فرود و بیوه سیاوش، خود را بر سر نعش پسر خنجر می زند . همه کنیزان «فرود» خود را پشت‌بام قلعه بر زمین می‌افکندندو می‌میرند.«شیرین» برسر دخمه خسرو خود را هلاک می‌کند و دختران خسروپرویز، «آزرمیدخت» و «پوراندخت» هردو در اوج جوانی به کام مرگ می روند.
*.از حکیم ابوالقاسم فردوسی (۴۱۶–۳۲۹ ه‍.ق برابر با ۴۰۳–۳۱۹ ه‍.ش)، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران…

شهریور ۱۴۰۴ پهلوان

 

تاریخ انتشار : ۲۹ شهریور, ۱۴۰۴ ۸:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مورخ آمریکایی: «هر دولتی که با حمایت ایالات متحده به قدرت برسد، فاقد مشروعیت خواهد بود.»

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

تعویق مذاکرات غنی‌سازی هسته‌ای تا زمان دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ و باز کردن تنگه هرمز.

از غزه تا میناب | کودکان در جنگ | برنامه ویژه دوره هفدهم جشنواره بین‌المللی سینمای تبعید – سوئد

خون صلح، اضطراب جنگ

کانون مدافعان حقوق کارگر: پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت – یادش گرامی