سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۲۹

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۹

لوگو کانون صنفی معلمان

بیانیه کانون صنفی معلمان به مناسبت روز جهانی معلم ۱۴۰۴/ ۲۰۲۵

کانون صنفی معلمان ایران بر این باور است که در چنین شرایطی، بازآفرینی حرفه معلمی به معنای یک تحول اساسی در ساختار موجود و در گرو شکستن انحصار تصمیم‌گیری و گشودن فضای مشارکت دست‌اندرکاران واقعی بخش آموزش در تمامی سطوح است؛ نه دخالت تحمیلی نهادهای غیرمرتبط، غیرمسئول و غیرپاسخگو که جز اتلاف بودجه‌هایی که باید صرف آموزش شود، کارکرد دیگری ندارند.

بازآفرینی آموزگاری به‌عنوان حرفه‌ای مشارکتی

در آستانه‌ی روز جهانی معلم، با ادای احترام به مقام معلم، این بار نه در قالب ستایش‌های کلیشه‌ای، بلکه با نگاهی منتقد به بازآفرینی جایگاه راستین معلمی می‌نگریم.

عملیاتی نمودن شعار امسال یونسکو برای روز جهانی معلم، “بازآفرینی آموزگاری به‌عنوان حرفه‌ای مشارکتی”، در نظام آموزشی به شدت متمرکز ایران، نه یک آرمان، که یک ضرورت فوری و حیاتی است.

یونسکو در بیانیه مفهومی خود که همه‌ساله همراه با شعار انتخابی و در تشریح آن منتشر می کند، توضیح داده است:

روز جهانی آموزگارِ ۲۰۲۵ با شعار «باز‌آفرینی آموزگاری به‌عنوان حرفه‌ای مشارکتی» برگزار می‌شود. یونسکو و شرکای آن بر این نکته تأکید دارند که آموزش فرآیندی فردی و در انزوا نیست، بلکه نیازمندهمکاری، تعامل و هم‌افزایی میان آموزگاران، خانواده‌ها، جامعه‌ها و سیاست‌گذاران است.

در دنیای امروز که با چالش‌هایی همچون کمبود جهانی آموزگار، فشارهای فزاینده بر سامانه‌هایآموزشی، نابرابری‌های آموزشی و تأثیر فناوری‌های نوین روبه‌رو هستیم، نقش آموزگاران بیش از پیشسرنوشت‌ساز است. اما این نقش نمی‌تواند تنها بر دوش آموزگار باشد. برای کامیابی، ضروری استآموزگاران یک جامعه‌ی حرفه‌ای نیرومند باشند؛ جامعه‌ای که به همکاری در طراحی آموزش، به اشتراکگذاشتن تجربه‌ها، پشتیبانی دو‌‌سویه و تصمیم‌سازی جمعی استوار باشد“.

یونسکو همچنین در بیانیه خود برای توضیح ضرورت و اهمیت مشارکت در امر آموزش به افزایش کیفیت آن به‌دلیل فراهم نمودن امکان بروز خلاقیت و نوآوری بیشتر برای آموزگاران و یافتن راه‌حل‌هایی برای گرفتاری‌های گوناگون ساختار آموزشی در کنار هم اشاره می کند. همچنین معتقد است نگرش مشارکتی باعث بهبود انگیزه شغلی آموزگاران، افزایش اعتماد اجتماعی به آنان و قدرت‌بخشی به جایگاه حرفه معلمی خواهد شد.

در ایران اما باتوجه به تمرکزگرایی شدید و فردمحوری در نظام سیاسی کشور، نظام آموزشی نیز به تبعیت از آن به‌شدت متمرکز بوده و مشارکت در آن همواره به‌عنوان عنصری غایب و مطرود و چه‌بسا مخل و مزاحم برای نظم پادگانی آن تلقی شده است. به همین دلیل از تصمیمات کلان تا بسیاری از موارد جزئی‌ در مدارس با بخشنامه از مرکز به دورترین مدارس ابلاغ می‌شود. (نمونه اخیر آن طرح نشا برای برنامه صبحگاهی یکسان برای کلیه مدارس در سطح کشور).

معلم ایرانی، در حالی بار سنگین تربیت نسل آینده‌ ایران را بر دوش می‌کشد که با چالش‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کند. دغدغه‌های معیشتی؛ مدرسه‌ها و کلاس‌های غیراستاندارد و پرجمعیت، با درصد قابل توجهی از ساختمان های غیرایمن؛ اشغال مدارس به‌خصوص دولتی توسط نهادهای ایدئولوژیک حکومتی، همراه با سیطره تفکر ایدئولوژیک بر کتاب‌های درسی؛ تسلط جوّ مسموم کنکورزدگی بر مدارس و به پیروی از آن تسلط آموزش بانکی و حافظه محور در کلاس‌های درس؛ شکاف عمیق و روزافزون امکانات آموزشی میان مناطق مختلف هرشهرواستان و به‌ویژه میان مرکز و مناطق پیرامونی؛ بخشی از مهمترین این چالش‌هاست.

نظام آموزشی ایران، با ساختاری هرمی، عمیقاً متمرکز و سلسله‌مراتبی، برای دهه‌هاست که معلمان، دانش‌آموزان و کادر مدرسه را مجریان منفعل دستورات ستادی می‌خواهد. در این ساختار:

معلمان از هرگونه مشارکت در تصمیم‌گیری ها محرومند؛ برنامه‌ریزی درسی، طراحی کتاب‌های درسی و حتی گاهی روش‌های تدریس، در اتاق‌های دربسته و بدون حضور موثر نمایندگان واقعی معلمان تدوین می‌شود. تجربه‌ زیسته معلمان در کلاس و تدریس کتاب‌ها، خلاقیت و دانش عملی آنان، عموما نادیده گرفته می‌شود.

دانش‌آموزان به عنوان موجوداتی پذیرنده و بی اراده تلقی می‌شوند؛ روش‌های تدریس عمدتاً “معلم‌محور” و مبتنی بر حافظه‌پروری است. دانش‌آموز به مثابه “ظرفی خالی” در نظر گرفته می‌شود که باید از اطلاعات پر شود، نه انسانی جستجوگر و توانا که باید در فرآیند یادگیری مشارکت فعال داشته باشد. درک آنان، دیدگاه‌ها و علایق‌شان در کلاس درس، در تدوین کتاب‌های درسی و برنامه‌های آموزشی سیاست‌زده و ایدئولوژی‌محور، جایی ندارد.

این نظام متمرکز، تفاوت‌های منطقه‌ای، فرهنگی، زبانی و فردی را نادیده می‌گیرد و نسخه‌ای یکسان برای تمامی مدارس کشور و تمام دانش‌آموزان می‌پیچد. در حالی که مفهوم “مشارکت” که جان مایه‌ی شعار امسال روز جهانی معلم است، می‌تواند کلید حل بسیاری از این مسئله‌ها باشد.

کانون صنفی معلمان ایران بر این باور است که در چنین شرایطی، بازآفرینی حرفه معلمی به معنای یک تحول اساسی در ساختار موجود و در گرو شکستن انحصار تصمیم‌گیری و گشودن فضای مشارکت دست‌اندرکاران واقعی بخش آموزش در تمامی سطوح است؛ نه دخالت تحمیلی نهادهای غیرمرتبط، غیرمسئول و غیرپاسخگو که جز اتلاف بودجه‌هایی که باید صرف آموزش شود، کارکرد دیگری ندارند.

ما معتقدیم معلمان باید در گروه‌های مختلف برنامه‌ریزی درسی، تألیف کتاب‌های درسی و طراحی ارزشیابی‌های ملی و منطقه‌ای، مشارکت گسترده، سازمان یافته، تعیین‌کننده و مداوم داشته باشند.

نهادهای قانون‌گذار، سیاست‌گذار و عوامل اجرایی در دولت، بسترهای حقوقی، مالی و ساختاری لازم برای مشارکت واقعی معلمان را فراهم آورند. به‌جای صدور بخشنامه‌های بی‌حاصل از طریق ستاد فربه، ناکارآمد و بیگانه با مسائل مدرسه و کلاس درس، در مسیر تبدیل ساختار هرمی موجود به ساختاری با محوریت و مشارکت بخش آموزش(معلم و دانش آموز) حرکت کنند.

همراه با آن ضروری است ساختار سلسله‌مراتبی درون مدرسه به سمت مدیریت مشارکتی تغییر کند. شورای معلمان و دانش آموزان باید از یک نهاد بی‌خاصیت صوری به نهادی قدرتمند برای تصمیم‌گیری‌های آموزشی و مدیریتی در مدرسه تبدیل شود.

در کلاس‌های درس، با تغییر رویکرد از روش‌های تدریس معلم‌محور که خلاقیت و قدرت نقد را در دانش‌آموزان می‌کُشد، به‌سوی طراحی تجربیات یادگیری مشارکتی جهت گیری کنند. کلاس درس باید به فضایی برای گفت‌وگو، پرسشگری، کشف و مشارکت فعال دانش‌آموزان تبدیل شود. معلم در این فضا، یک راهنما و تسهیل‌گر است، نه تنها منبع انحصاری دانش.

    مدرسه به عنوان جزئی از اجتماع بزرگ‌تر نمی‌تواند دیوارهای بلند دور خود داشته باشد. مشارکت با خانواده‌ها نه در قالب تامین هزینه های مدرسه یا جلسات توضیحی یک‌طرفه، بلکه در قالب شوراهای مشترک و پروژه‌های مشارکتی ضروری است. همین طور گشودن درهای مدرسه برای ایجاد پیوندی ارگانیک با محله و زیست بوم منطقه.

ما معلمان باید باور کنیم که قدرت جمعی ما از مجموع توانایی‌های فردی ما بیشتر است. با گشودگی در برگزاری کلاس‌های‌مان، اشتراک گذاری دانش و تجربیات، و حضور فعال در نهادهای صنفی، نقش پیشگام خود را در بازآفرینی حرفه معلمی ایفا کنیم.

شعار امسال روز جهانی معلم، در شرایط ایران، یک اعتراض مسالمت‌آمیز و یک طرح تحول است. ما خواستار بازتعریف رابطه‌ی حکمرانی آموزشی بر مبنای مشارکت و اعتماد، احترام و باور به معلمان و دانش‌آموزان هستیم.

حل بحران های متعدد در نظام آموزشی، ناکارآمدی مدیریتی و آموزشی در ایران در گرو مشارکت واقعی و ساختار یافته کسانی است که قلب تپنده‌ی این نظام را تشکیل می دهند: معلمان و دانش‌آموزان.

این مسیر، اگرچه دشوار، اما با حساسیت اجتماعی بیشتر، همکاری و مشارکت خانواده‌ها، جامعه و سیاست‌گذاران و سازمان‌یابی در قالب نهادهای صنفی، مدنی و علمی، شدنی است.

کانون صنفی معلمان ایران

                                     ۱۴۰۴/۷/۱۲

#روز_جهانی_معلم

#پنجم_اکتبر

#سیزدهم_مهر

#آموزش_مشارکتی

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر, ۱۴۰۴ ۷:۵۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران