سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ اسفند, ۱۴۰۴ ۲۲:۲۲

پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۲۲

ترامپ

شکوائیه!

زری: باید پرسید: سیاستِ بی‌وجدان به کجا می‌انجامد؟ اگر رهبران جهان از درد دیگران تنها برای اثبات قدرت خود استفاده کنند، دیگر چه چیزی از مفهوم انسان باقی می‌ماند؟ آن‌گاه که بمب‌افکن‌ها نشانهٔ غرور ملی می‌شوند و انسان‌ها و کودکان ِقربانی تنها به عدد و آماری از جان‌باختگان فروکاسته می‌شوند، با چه نیرویی می‌توان از آزادی، عدالت و کرامت انسان سخن گفت تا صدای حق‌خواهی در این هیاهو گم نشود؟

کرامت زخم خوردهٔ انسان !

سخنرانی دیروز دونالد ترامپ در کنست اسرائیل نه یک واقعهٔ سیاسی، بلکه نمایانگر فاصله‌ای عمیق میان قدرتمندان و مردم عادی بود. ترامپ با دهانی که عمداً گشاد می‌کرد تا دنیا دهن‌کجی‌اش را ببیند، از «پیروزی» و «آغاز دورانی تازه» سخن گفت؛ در حالی‌ که هنوز خون کودکان بر خاک غزه خشک نشده است!

یکی از آزادشدگان غزه‌ای از زندان اسرائیل با بهت می‌گفت که نمی‌داند به کجا باید برود؛ نه خانه‌ای مانده، نه خانواده‌ای، و نه بیمارستانی. خاک غزه هنوز پر است از انسان‌هایی که زیر آن پوسیده‌اند.

اما ترامپ، بی‌آنکه حتی کلمه‌ای از مردم آسیب‌دیده بگوید، تنها و تنها برای جنگ و تجارت تبلیغ کرد.

او با لحنی جنون‌آمیز از بمب‌افکن‌ها یاد کرد و با افتخار از توان نظامی سخن گفت، گویی قدرت تخریب نشانهٔ شجاعت است. در اینجا می‌توان پرسید که آیا این تروریست علیه تروریسم است؟ او با لبخندی چندش‌آور و حرکاتی نمایشی، به دنیا نشان داد که سیاست او چگونه از انسانیت تهی شده است. در میان به‌به و چه‌چهٔ مشتی دلقک و کف‌زدن‌های به‌شدت اغراق‌آمیز، می‌کوشید چهرهٔ خشونت را مشروع جلوه دهد. و شاید بتوان گفت این، آغاز دورانی جدید است: دوران بی‌رحمی و خشونت ساختاری. و با این‌همه، هنوز از صلح و آزادی هم سخن می‌گویند.

آنگاه که ابراز تهوع‌آور قدرت، جای احساس مسئولیت را می‌گیرد و به خودستایی تبدیل می‌شود، مردم شاهد بسته شدن درها و استیلای مشتی تاجر بر زندگیشان هستند. این روند، ساختار جهان را به‌ شدت ناامن کرده است.

سخنرانی ترامپ و تأکید او بر «پیروزی نظامی»، در زمانی که میلیون‌ها انسان آواره شده‌اند، نوعی بی‌اعتنایی عامدانه به رنج و درد آنها ست. او نه از آوارگان یاد کرد، نه از کودکان، نه از درماندگی کسانی که ماه‌هاست در ویرانه‌ها زندگی می‌کنند. در عوض، پیامش این بود که قدرت می‌تواند همه‌چیز را بازتعریف کند: شکست را پیروزی بنامد، درد را هزینه‌ای ناگزیر بداند، و عدالت را به خواست سیاست‌مداران وابسته کند. از این دیو وارونه‌کار جز این هم انتظاری نبود.

ترامپ با عشوه و طعنه خواستار بخشش نخست‌وزیر اسرائیل شد؛ کسی که به‌عنوان جنایتکار جنگی شناخته می‌شود. کاری که دخالت آشکار در روند قضایی و تلاشی برای بازنویسی تاریخ و خاک پاشیدن به چشم مردم بود. او به جای تأکید بر پاسخ‌گویی و عدالت، از عفو و تقدیر سخن گفت؛ گویی عدالت را می‌توان با یک دست دادن و چند جملهٔ احمقانهٔ تشریفاتی از یاد برد. این رفتار نه‌فقط از جنبهٔ سیاسی، بلکه از نگاه انسانی بی‌نهایت خطرناک است، زیرا مرز میان مسئولیت و مصونیت را از میان برمی‌دارد.

در این میان باید پرسید: سیاستِ بی‌وجدان به کجا می‌انجامد؟

اگر رهبران جهان از درد دیگران تنها برای اثبات قدرت خود استفاده کنند، دیگر چه چیزی از مفهوم انسان باقی می‌ماند؟ آن‌گاه که بمب‌افکن‌ها نشانهٔ غرور ملی می‌شوند و انسان‌ها و کودکان ِقربانی تنها به عدد و آماری از جان‌باختگان فروکاسته می‌شوند، با چه نیرویی می‌توان از آزادی، عدالت و کرامت انسان سخن گفت تا صدای حق‌خواهی در این هیاهو گم نشود؟

چگونه می‌توان از جوانی گفت که پدر و مادرش را از دست داده و با اندوه از برادر کوچکش سخن می‌گوید که پایش را از دست داده است؟ او تعریف می‌کند که برای خود با چوب پایی درست کرده و با خوشحالی به او نشان داده: «ببین، من دوباره صاحب پا شده‌ام!»

و ترامپ، با لبخندی مضحک، بر خاکستر مردان و زنان و کودکان، خیال تجارت در سر دارد.

او دهانش را باز می‌کند و چشمانش را می‌بندد، گو اینکه با چشمان باز نیز قادر به دیدن چهرهٔ واقعی جنگ، بی‌خانمانی و اشک‌های بی‌صدا نیست. صلح و آینده‌ای که از آن سخن می‌گوید، با صلح و آیندهٔ مردم غزه، اسرائیل و جهان، تفاوتی بنیادین دارد.

برای پایان دادن به این شکوائیه، شاید نخستین گام، نپذیرفتنِ عادی شدنِ بی‌رحمی باشد؛ و یادآوری این حقیقت که هیچ قدرتی نمی‌تواند رنج انسان را توجیه یا نادیده بگیرد.

و کلام آخر آن‌که هیچ صلح و پیروزی‌ای بر ویرانه‌های کرامت انسان ساخته نخواهد شد و چارهٔ رنجبران وحدت و تشکیلات است!

زری

تاریخ انتشار : ۲۳ مهر, ۱۴۰۴ ۳:۴۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در سوگ معصومیت‌های پرپرشده پشت نیمکت‌های مدرسهٔ میناب

حملهٔ مستقیم به یک دبستان، نه تنها جنایتی جنگی و جنایتی علیه بشریت و علیه کودکان است، بلکه خیانت به بشریت و خدشه‌ای بزرگ بر کرامت انسانی‌ست؛ خشونتی که قلب هر انسان آزاده‌ای را می‌شکند و تباهی جنگ و تجاوز نظامی را به یاد می‌آورد. جنگ در ذات خود، جنایتی غیرانسانی و هستی‌کش است، موشکی که شلیک می‌شود و بمبی که فرو می‌ریزد، حقیقتی روشن نمی‌کند و آینده‌ای نمی‌سازد؛ تنها آتش می‌کارد و ویرانی درو می‌کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
امید و جسارت میدان آزادی

امید و جسارت

سهراب مبشری: در این روزهای سرنوشت‌ساز، مهم‌ترین نیاز ما امید و جسارت است. امید را با همبستگی می‌یابیم. جهانی طرفدار ماست؛ از پاکستان تا آمریکا، از اسپانیا تا بحرین، مردم در کنار ایرانند.

جسارت را از تاریخ خود بیاموزیم. نترسیم از این که احساس خود را فریاد بزنیم.

اگر از امید بگوییم، پژواک خواهیم گرفت. این نیاز وجود دارد که به هم امید بدهیم، دست هم را بگیریم. نگاه کنیم ببینیم مردم ایران چگونه هر بمبی که می‌افتد برای نجات انسان‌ها به محل انفجار می‌شتابند. این فیلم‌ها را ببینیم. اینها را در رسانه‌های دشمن نشان نمی‌دهند.

به کسانی که یأس می‌پراکنند و امید شما را واهی می‌نامند، وقعی ننهید.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حتی طرفداران راست افراطی هم به خاطر جنگ ایران از ترامپ روی برگردانده‌اند…

امید و جسارت

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

مسئله دیگر سلامت روان نیست؛ جامعه برای کرامت انسانی می‌جنگد

نه به جنگ!‎

 اجرای « دکترین ضاحیه » در ایران – بمباران مدرسه دخترانه میناب؛ یک جنایت جنگی، یک کودک‌کشیِ بی‌رحمانه