سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۰:۰۲

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۲

برای کودکانی که فردا را ندیدند

وقتی کودکی کشته می‌شود، تنها یک جان از میان نمی‌رود؛ آینده‌ای خاموش می‌شود که هنوز فرصت نداشته خود را تعریف کند. جهان با هر کودکِ از دست‌رفته، بخشی از فردای خود را دفن می‌کند. و ما، اگر نتوانیم این فقدان را به یاد بسپاریم، شریکِ فراموشی خواهیم بود.
Getting your Trinity Audio player ready...

صبح، قرار بود مثل همیشه باشد. آفتاب از پشت نخل‌های جنوب بالا بیاید، کوچه‌ها بوی نمک و دریا بدهند و بچه‌ها با لباس‌های اتوکشیده و کیف‌های کوچکشان به سوی مدرسه بروند. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که آسمان بتواند ناگهان از سقفِ امنِ کودکی به دهانِ آتش بدل شود.

در میناب، دفترهایی که هنوز صفحه‌هایشان سفید بود، ناگهان به سندی از ناتمام‌ماندن بدل شدند. مدادهایی که باید واژه «زندگی» را تمرین می‌کردند، در میان گردوغبار خاموش ماندند. مادرانی که چند دقیقه پیش بندِ کفش‌ها را گره زده بودند، اکنون نام فرزندانشان را در میان دود صدا می‌زدند. آن صداها، نه سیاسی بود و نه تاریخی؛ فقط صدای شکستنِ قلب بود.

کودکان، از جغرافیا چیزی نمی‌دانند. آن‌ها جهان را با رنگ‌ها می‌شناسند، با صدای زنگ مدرسه، با خنده‌ی جمعی در حیاط. اما جهانِ بزرگ‌تر، جهانی که در آن تصمیم‌ها پشت میزهای سرد گرفته می‌شود، گاهی همین رنگ‌ها را هدف می‌گیرد. گویی از روشنیِ بی‌دفاعِ کودک هراس دارد.

و آن‌سوتر، در غزه، صحنه‌ای آشنا تکرار می‌شود. آن‌جا نیز صبح‌ها شبیه هم آغاز می‌شوند؛ با امیدی کوچک و روزمره. آن‌جا هم دفترهایی نیمه‌تمام می‌مانند و اسباب‌بازی‌هایی که صاحبشان دیگر بازنمی‌گردد. درد، زبان مشترک یافته است؛ زبانی که ترجمه نمی‌خواهد.

میناب و غزه، دو نقطه روی نقشه نیستند؛ دو جای خالی در کلاس جهان‌اند. جای خالی کودکانی که می‌توانستند پزشک شوند، شاعر شوند، راننده شوند، یا فقط انسانی معمولی با رویایی ساده باشند. اکنون اما نامشان در سکوتی سنگین پیچیده است؛ سکوتی که از هر فریادی بلندتر است.

وقتی کودکی کشته می‌شود، تنها یک جان از میان نمی‌رود؛ آینده‌ای خاموش می‌شود که هنوز فرصت نداشته خود را تعریف کند. جهان با هر کودکِ از دست‌رفته، بخشی از فردای خود را دفن می‌کند. و ما، اگر نتوانیم این فقدان را به یاد بسپاریم، شریکِ فراموشی خواهیم بود.

سوگِ کودکان میناب، سوگِ کودکان غزه است؛ سوگِ همه‌ی کودکانی که زیر آسمانی زندگی می‌کنند که گاه به جای باران، آتش می‌بارد. شاید تنها کاری که از ما برمی‌آید، نگاه‌داشتنِ نام آنان در حافظه‌ی جمعی باشد؛ نگذاشتنِ این‌که به عدد تبدیل شوند. هر نام، جهانی بود. هر لبخند، وعده‌ای برای فردا.

و فردا، اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید از احترام به همین نام‌های کوچک آغاز شود.

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۴۰۴ ۳:۴۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران