انتخابات ریاستجمهوری اخیر در جمهوری ایرلند و پیروزی چشمگیر کاترین کنالی، سیاستمدار مستقل و چپگرا، را میتوان یکی از نشانههای تحول در فضای سیاسی اروپا دانست؛ تحولی که از خستگی عمومی از احزاب میانهرو و سیاستهای نولیبرالی سرچشمه میگیرد. کنالی با کسب بیش از ۶۰ درصد آرای اولویت نخست و شکست قاطع نامزدهای وابسته به احزاب سنتی، موفق شد صدای نیروهای عدالتخواه، ضدنظامیگری و مدافع صلح را به سطح بالای نمادین سیاست ایرلند برساند.
در کشوری که مقام ریاستجمهوری بیشتر نقشی تشریفاتی دارد، این انتخاب از منظر قدرت اجرایی محدود است، اما از جنبه سیاسی و اجتماعی معنای عمیقی دارد. پیروزی کنالی بازتابی از روندی است که در بسیاری از کشورهای اروپایی در حال شکلگیری است: کاهش اعتماد عمومی به نخبگان سیاسی، خستگی از وعدههای توخالی ریاضت اقتصادی و جستوجوی صدایی اخلاقی و انسانی در برابر نظام سرمایهداری جهانی که از جنگ و بیعدالتی تغذیه میکند.

در زمانی که اروپا بیش از هر چیز به جنگ و انباشت سرمایه میاندیشد، کاترین کنالی صدای زنی از غرب ایرلند است که از صلح، عدالت و کرامت انسان سخن میگوید،
کنالی با سابقه طولانی در دفاع از حقوق اجتماعی، برابری جنسیتی و مخالفت با حضور نظامی در چارچوب ناتو، در کارزار انتخاباتی خود بر سه محور اصلی تأکید داشت: عدالت اقتصادی، صلح و بیطرفی نظامی ، همبستگی با مردم فلسطین و ملتهای تحت ستم. مواضع او در دفاع از مردم فلسطین و نقد سیاستهای امپریالیستی اروپا، از جمله حملات اسرائیل به غزه و نقش آمریکا در منطقه، نشاندهنده جسارت و صداقت سیاسی اوست. این مواضع، بطور کلی در سطح نمادین، ایرلند را از بسیاری کشورهای تابع سیاستهای واشنگتن متمایز میکند.
پیروزی کنالی را نمیتوان جدا از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کنونی ایرلند تحلیل کرد. این کشور در دو دهه اخیر یکی از نمونههای بارز اجرای سیاستهای نولیبرالی در اروپا بوده است؛ کشوری با رشد بالای تولید ناخالص داخلی، اما با شکاف طبقاتی عمیق، بحران مسکن گسترده و وابستگی شدید به سرمایهگذاری شرکتهای چندملیتی. کنالی در سخنان خود بارها تأکید کرد که «رشد اقتصادی بدون عدالت اجتماعی، نه توسعه بلکه استثمار نوین است». این پیام با توجه به وضعیت مسکن، اشتغال و رفاه عمومی در جامعه ایرلند، بازتاب گستردهای یافت و حمایت بخشهای متنوع جامعه را جلب کرد.
از دیدگاه سیاست خارجی، ایرلند موقعیتی دوگانه دارد: عضوی فعال در اتحادیه اروپا و در عین حال با سیاست تاریخی بیطرفی نظامی، کوشیده است از درگیریهای ناتو و آمریکا فاصله بگیرد. کنالی بر ضرورت تداوم بیطرفی و مخالفت با نظامیسازی اروپا تأکید دارد و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه شانون شده است؛ پایگاهی که سالها برای انتقال نیرو و تجهیزات جنگی به خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفته است.
این تجربه، در سطح اروپایی و جهانی، یادآور آن است که بازسازی اعتماد عمومی به چپ، نیازمند پیوند با مطالبات ملموس مردم، صداقت سیاسی و دفاع از عدالت اجتماعی است. کنالی نمونهای است که نشان میدهد صدای عدالتخواهانه میتواند حتی در چارچوب محدود یک نظام سیاسی نولیبرال، توجه گستردهای جلب کند و جنبشهای مدنی را تقویت نماید.
از منظر نیروهای چپ مستقل در ایران و جهان، پیروزی کنالی یادآور یک واقعیت بنیادین است: مسیر تحول اجتماعی از طریق پیوند با مردم، تقویت دموکراسی و پیگیری عدالت اجتماعی میگذرد، نه از طریق قدرتطلبی یا انقلابهای خونین. ایرلند، با تاریخ طولانی مقاومت در برابر استعمار و سیاستهای خارجی تحمیلی، نمونهای است از چگونگی تبدیل تجربههای تاریخی و نارضایتیهای اجتماعی به آگاهی و انتخاب سیاسی.
در نهایت، انتخابات ایرلند را باید نقطه امیدی در چشمانداز تیره سیاست جهانی دانست؛ امیدی کوچک اما واقعی. کاترین کنالی نه قهرمان نجاتدهنده است و نه وعدهدهنده رهایی ناگهانی، بلکه صدایی انسانی است در مقابل بیعدالتی در نظام جهانی . در زمانی که اروپا بیش از هر چیز به جنگ و انباشت سرمایه میاندیشد، صدای زنی از غرب ایرلند که از صلح، عدالت و کرامت انسان سخن میگوید، یادآور آن است که امکان دیگری هنوز وجود دارد و مسیر بازسازی چپ مستقل و عدالتمحور در سطح جهانی، علیرغم محدودیتها، همچنان باز است.
گروه کار امور بین الملل سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت )



