در جهانی که خشونت، حذف و بیتفاوتی به امری روزمره بدل شده، جودیت باتلر در کتاب To Preserve the Other Life، با ترجمهی مهسا اسداللهنژاد، پرسشی بنیادین را مطرح میکند:
چرا باید از زندگیِ دیگری محافظت کرد؟
و اصلاً چه کسی، در منطق قدرت، شایستهی محافظت است؟
باتلر در این اثر، اخلاق مراقبت را از سطح احساسات فردی فراتر میبرد و آن را به بنیانی سیاسی و روانکاوانه تبدیل میکند. او با تکیه بر نظریههای فروید و لکان نشان میدهد که میل به حفظ دیگری، پیش از آگاهی و تصمیم اخلاقی، در ساختار روانی ما ریشه دارد؛ این میل، شرط امکان زیستن در کنار دیگری است. اما همین میل، اگر از نقد قدرت تهی شود، میتواند چهرهای اقتدارگرایانه به خود گیرد — آنجا که دولتها، نهادها یا حتی خیرخواهان، به نام حفاظت، سلطهای تازه میآفرینند.
در نگاه باتلر، پرسش از «حفاظت» در نهایت پرسش از «ارزش زندگی» است. چرا برخی زندگیها — مهاجران، فقرا، زنان، اقلیتها، مردمان بینام و نشان، از پیش از حق دیدهشدن و دادخواهی محروماند؟ او برای پاسخ، مفهوم «دادخواهیپذیری» (grievability) را بسط میدهد: یک زندگی تنها زمانی واقعاً زیسته میشود که اگر از میان برود، فقدانش احساس شود و بتوان برایش سوگواری کرد. سیاست راستین حفاظت از زندگی، از همینجا آغاز میشود؛ از بهرسمیتشناختن آسیبپذیری مشترک و ارزش برابر همهی زیستها.
باتلر از «زندگیِ انسانی» فراتر میرود، اما نه تا مرز زیستگرایی محض. دغدغهی او همچنان انسان بهمثابهی سوژهی سیاسی است؛ سوژهای که باید در شبکهای از مراقبت و وابستگی متقابل بازشناخته شود. از این منظر، محافظت از دیگری، نه لطفی اخلاقی، بلکه ضرورتی وجودی است، زیرا «من» بدون «دیگری» شکل نمیگیرد.
در پایان، باتلر ما را به «تخیل سیاسیِ برابری» فرامیخواند: جهانی که در آن عدالت نه فقط در سطح احساس یا تخیل، بلکه در نهادهای واقعی قانون و قدرت تجسد مییابد.
To Preserve the Other Life فراخوانی است به بازاندیشی در خودِ معنای انسانبودن، دعوتی به زیستنی که در آن، مراقبت و همدلی نه ضعف، بلکه شکل اصیلِ مقاومتاند. و هر زندگی، به صرفِ بودن، شایستهی احترام، مراقبت و دادخواهی است



