سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۴

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۴

دو کنیز در سحرگاه فلسفه یونان

"عصر بیداری" نخستین، یا عصر آگاهی یونانی ها حدود 2800-2600 سال پیش رقم خورد، انسان و مرزهایش مورد پرسش قرار گرفتند، پرسشهای رادیکال ذیل مطرح شد: جهان چگونه می چرخد و عمل میکند؟ انسان چیست؟ وچگونه میتوان خوشبخت بود؟ از آنزمان انواع دین و مرام و جهانبینی در سیرتاریخ اندیشه بشر ساخته شد که تا امروز ادامه دارند. کارل پاسپر "عصر بیداری" یونانی ها میان هومر و سقراط را "عصر محورها" نامید گرچه تاریخ انسان فرهنگساز کهن تر است.

Greece Philosophie.2800j

فلسفه یونان؛ افسانه و عرفان، منطق و برهان

heraklit efesusi

heraklit efesusi

در حدود سه هزار سال پیش؛ درآن قرون فرهنگسازی و تراژدی گرایی، دو داستان طنز و رمانتیک مینیمالیستی از یونان باستان نقل و ثبت شده: در داستان نخست: دختری بعد از شنا در سواحل دریای گرم مدیترانه قصد شانه کردن موهایش را دارد؛ که ناگهان برای نخستین بار تصویر زیبای خود را در آب های زلال لاجوردی می بیند، شوق و حیرت زده میپرسد: تو که هستی؟ انسان یا فرشته ای دریایی؟

در داستان کوتاه دیگری، یک دختر کنیز شاهد افتادن تالس؛فیلسوف معروف، به درون گودال یا چاهی است، تمسخر کنان به او میگوید: بجای اینکه مدام دنبال ستاره ها در آسمان ملکوت باشی، بهتر است در روی زمین به موانع و خطرات جلوی پایت توجه کنی!

– نتیجه اینکه، فرهنگ داستان سازی عهد بوق یا دوره “جاهلیت” ! نخست موضوع شناخت خود، و سپس توجه به مشکلات و پرسشهای زمینی و این جهانی را به فیلسوفان گوشزد میکند.

واژه” فلسفه” اصطلاحی است یونانی و به معنی علاقه به دانش و آموزندگی؛ که گویا توسط هراکلیت یا هرودت ساخته شد، ولی افلاتون و ارسطو نخستین بار آنرا به معنی امروزی بکار بردند. گرچه تاریخ فلسفه یونان حدود ۳۰۰۰-۲۸۰۰ سال قدمت دارد ولی از پیشاسقراطیان سند و مدرک و دست خط زیادی بجا نماند؛ غیر از نقل قولهای فیلسوفان بعدی در باره آنان. ۳ فیلسوف مهم پیشاسقراطی مانند تالس، آناکسیماندر، و آناکسیمنس، خود را دانشمند میدانستند چون ماتریالیست بودند. این سه خلاف امثال افلاتون و ارسطو دنبال تعریف مقوله شناخت نبودند بلکه هر سه از جمله متفکران فلسفه طبیعی بشمار می آمدند. غالب فیلسوفان یونان باستان خلاف متفکران شرق سعی نمودند از طریق ماده و منطق یعنی دیالکتیک جهان را بشناسند و نه از طریق اسطوره و عرفان و خرافات و توهم. فلسفه غرب از آغاز، پایان فلسفه ایده آلیستی متافیزیکی هپروتی را نوید میداد.

تاریخ فلسفه غرب غیر از نام هومر در ۲۸۰۰ سال پیش، با نام تالس ملتایی شروع میشود؛ که در مصر با فرهنگ بابلی، سومری، و ایرانی آشنا شده بود. شهر ملتا در ساحل غربی آسیای صغیر یعنی در غرب ترکیه امروزی و شرق دریای مدیترانه قرار دارد و ازجمله ۱۲ شهر ساحلی مهم و بنادر یونانی در حداقل ۲۶۰۰ سال پیش است. از جمله مکاتب اخلاقی فلسفی پیشاسقراطی که نوعی راهنمای زندگی عملی نیز بودند میتوان از جریانات فکری اپیکوری، رواقی، و شکاکی نام برد.

به نقل از تاریخ یونانیها حدود ۴۰۰۰ سال پیش وارد اروپای جنوبی شدند گرچه سومریها در بین النهرین یعنی عراق امروزی ۵ هزارسال پیش خالق فلسفه و تمدن و نوعی دین بودند؛ همچنین مصری ها و ساکنان جزیره کرت در کنار یونان. در عصر بیداری یونان در ۲۶۰۰ سال پیش در مقابل باور به خدایان اسطوره ای، سیستم های فکری-شبه مذهبی جدیدی مطرح شد که در آن فیلسوفان و اندیشمندان وارد پرسش های به اصطلاح کانتی شدند تا به مقوله های شناخت، رفاه، و سعادت بپردازند انسان در مبارزه با طبیعت هزاران سال از ابزارو صفاتی مانند غریزه و ترس پیروی و استفاده میکرد. او نیروهای طبیعی را گاهی خدا و خالق میدانست که سرنوشت انسان را در دست دارند. اپیکور میگفت از طریق آته ایسم فلسفی انسان میتواند بر وحشت های ناشی از خدایان و پدیده مرگ پیروز گردد. فلسفه یونان کوشید در مقابل ترس انسان از مرگ، خشونت، و خودسری خدایان، پاسخی خوشبینانه و مثبت بیابد. در این دوره فیلسوفان و پیامبرانی اجتماعی در فلسطین و خاورمیانه خود را ناجی بشر معرفی نمودند؛ مثلن زردشت ایرانی نبرد میان نیکی و زشتی را آموزش میداد، یا در چین و هند، پیامبران و مصلحان اجتماعی در جستجوی “راه درست” می گشتند. در یونان باستان فلسفه راه طولانی و پرفراز و نشیب خود را آغاز نمود.

“عصر بیداری” نخستین، یا عصر آگاهی یونانی ها حدود ۲۸۰۰-۲۶۰۰ سال پیش رقم خورد، انسان و مرزهایش مورد پرسش قرار گرفتند، پرسشهای رادیکال ذیل مطرح شد: جهان چگونه می چرخد و عمل میکند؟ انسان چیست؟ وچگونه میتوان خوشبخت بود؟ از آنزمان انواع دین و مرام و جهانبینی در سیرتاریخ اندیشه بشر ساخته شد که تا امروز ادامه دارند. کارل پاسپر “عصر بیداری” یونانی ها میان هومر و سقراط را “عصر محورها” نامید گرچه تاریخ انسان فرهنگساز کهن تر است. فلسفه خلاف اسطوره، دین، و خرافات، نوعی آگاهی و بینش نظری از کل جهان، و جای انسان در آنست و نوعی اشتغال فکری ذهنی و نظری است. در طول تاریخ فلسفه و پیش از سقراط، رواقیون و اپیکوری ها وظایف عملی را نیز به آن اضافه نمودند تا راهنما و دانش زندگی رضایت بخش باشد. همانطور که علوم تجربی و و طبیعی در طول تاریخ به شاخه های گوناگون تقسیم شدند، رشته فلسفه نیز در طول ۲۸۰۰ سال گذشته شامل چند شاخه و رشته مانند اخلاق، زیباشناسی، سیاست، شناخت، انسان مداری و غیره شده.

تاریخ فلسفه غرب شامل ۴ دوره: باستان، قرون وسطا، عصرجدید، و زمان حال، است. تا پیش از سقراط؛ یعنی ۴۵۰ پیش از میلاد، که زمان فلسفه کلاسیک، متد و روش استقرایی علمی یا روش دیالکتیکی بین متفکران مرسوم نبود. فیثاغورثی ها و الئایی ها فلسفه ایده آلیستی را دنبال میکردند و زنون فلسفه سوفیستیک یا سفسطه گرایی را مطرح نمود. بعدها این دو جریان به فلسفه های سقراط و افلاطون و ارسطو رسیدند ودر پایان فلسفه های هلنی و رومی خود را به دستاوردهای فلسفه یونانی مجهز نمودند. شاعرانی مانند هومر و پیامبران اجتماعی اصلاح طلب همچون موسی گاهی نقش و مسئولیت فلسفی بخود میگرفتند.

قبل از یونان کشورهایی مانند هند، چین، مصر، ژاپن، ایران، بین النهرین، اسرائیل، و جزیره کرت یونان، فلسفه گری را آغاز کرده بودند. دلیل فلسفه بافی ممکن است حالت روانی حیرت و تعجب از مشاهده پدیده ای، یا طرح پرسشی کودکانه یا روشنفکرانه در ذهن، و یا ۶-۳ سئوال کانت در مخیله باشد: چه چیزی را میتوان دانست؟ چکار باید کرد؟ چه امیدی میتوان داشت؟ به چه چیز میتوان باور داشت؟ انسان کیست؟ فلسفه علم قوانین تحول عینی طبیعت، جامعه، تفکر، و نوعی جهانبینی است. فلسفه گری ممکن است از مراحل عقلی، متدی، تحقیقی، و شناختی بگذرد. هر فلسفه ای منعکس کننده منافع و علایق: طبقه، قشر، قوم و گروه، خاصی است. در طول تاریخ جوامع طبقاتی شامل مبارزه استثمارشدگان و استثمارگران، ظالمان و مظلومان بوده اند، در تاریخ فلسفه نیز مبارزه میان ماتریالیست ها و ایده آلیست ها، میان ترقی خواهان و ارتجاعیون یا محافظه کاران وجود داشته که خلاف انقلابیون خواهان وضعیت ایستا و پیشین بودند. ولی ماتریالیست ها جویای علم و شناخت طبیعت، جامعه، و تفکر انسان میباشند. به این دلیل ماتریالیست ها همیشه با علوم مختلف تجربی و طبیعی همراهی و هماهنگی دارند ولی ایده آلیست ها مانع ترقی و تنوع علوم بوده اند.

فلسفه از آغاز قرن ۲۰ اغلب در دست استادان دانشگاهی قرار گرفته که خواهان تعریف ۵ بخش: مقوله های فلسفی، مفاهیم فلسفی، جریانات و جهت های فکری، و لغت شناسی عمومی فلسفی هستند سوسیالیست ها مدعی هستند که تاریخ فلسفه باید شامل نقد فلسفه بورژوایی، و ایدئولوژی امپریالیستی باشد. تاریخ فلسفه مانند مبارزه طبقاتی شامل مبارزه: جهانبینی ها، ایده آلیسم و ماتریالیسم، و مبارزه میان دیالکتیک و متافیزیک است. مارکس و انگلس و هگل مسیر تاریخ را اجباری میدیدند مانند تئوری تکامل جانداران داروین. تفکری که از دوره باستان ۳۰۰۰-۲۶۰۰ سال پیش شروع شده بود، همان راه را اکنون ادامه میدهد. در ایده های اتوپیستی افلاطون مقوله های برابری و عدالت بالاترین ارزش بودند که اکنون در مارکسیسم و سوسیالیسم نیز مطرح هستند. در رئالیسم ارسطو آزادی مهمترین ارزش بود که اکنون در مکتب لیبرالیسم و در روانشناسی فردگرایی نیز به ثبت رسیده. گروهی مارکس را بیشتر انقلابی میدانند تا فیلسوف. سیستم فلسفی او محدود به تاریخ، فلسفه تاریخ، و نظریه های اقتصادی، و بحث متافیزیک، اخلاق، و سعادت بشر، مورد توجه وی نبود گرچه امروزه او را در میان سایر فیلسوفان یکی از اندیشمندان کلاسیک تاریخ بشر خردمند بشمار می آورند.

فیلسوف کسی است که پرسشهای بنیادین جهانبینی را مورد بحث و تفکر و قضاوت قرار دهد چون او دوستدار دانش و دانایی است. تالس میگفت: دین یونانی ها شامل یک جمله بود: خود را بشناس ! و ارسطو میگفت هر انسان جویای سعات است. مرحله نخست تاریخ فلسفه یونان را میتوان میان زمان هومر و سقراط دانست که از حدود ۲۸۰۰ سال پیش شروع شد و شامل فیلسوفان و متفکران زیر است: تالس. آناکسیماندر. آناکسیمنس. فیثاغورث. گزنفون. پارمیندس. زنون. هراکلیت. امپدوکلس. آناکساگوراس. دموکریت. کوکیپس. پروتاگوراس. گورگیاس. هیپیاس. این مرحله از تاریخ فلسفه یونان باستان و اروپا شامل بخش ها و عنوانهایی مانند: فلسفه ملتایی، ایونی، الئایی، و بخشهای اتم گرایی، زبانشناسی، سوفیسم، شکاکی، و فلسفه طبیعی غیرعلمی، بود. به روایت تاریخ آنزمان غالب شهر-دولت های نظام برده داری یا اشرافی یونان، علیه همدیگر یا در مقابل: فنیقی ها، اسپارت ها، و ایرانیان در حال جنگ بودند.

 

 

 

 

 

 

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان, ۱۴۰۴ ۰:۳۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار