|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
نوشته از رونه مولر استاهل[i] و برگردان بهفارسی: گودرز اقتداری
در سراسر اروپا، احزاب کارگری قدیمی با تشکیل ائتلافهای بزرگ با نیروهای راست میانه، پایگاه خود را از دست دادهاند. در دانمارک، سوسیال دموکراتهای مته فردریکسن همین استراتژی را با همان نتایج ناامیدکننده دنبال کردهاند.
سهشنبه شب گذشته، پس از انتخابات برگزار شده در پایتخت دانمارک و سراسر دانمارک، شهر کپنهاگن شاهد یک تغییر تاریخی بود. پس از بیش از یک قرن در دست داشتن قدرت در کپنهاگ، سوسیال دموکراتها سرانجام شهرداری را از دست دادند[ii].

سیس ماری ولینگ پیروز انتخابات شهرداری کپنهاگ بود!
سیس ماری ولینگ، از حزب چپگرای مردم سوسیالیست (SF)، در عوض، پست شهردار را در یک ائتلاف گسترده تحت سلطه چپگرایان به دست آورد. در حالی که سوسیالیستهای میانهروتر در SF مدعی بالاترین مقام بودند، اتحاد چپ رادیکال سرخ-سبز به رهبری لاین بارفود با ۲۲.۱ درصد آرا به عنوان بزرگترین حزب ظاهر شد[iii]. دو حزب سوسیالیست، با حمایت یک حزب سبز کوچکتر، تقریباً اکثریت مطلق را به دست آوردند.
پس از انتخابات، این نیروهای چپگرا موفق به ایجاد ائتلافی شدند که عملاً بدون حضور هر حزب دیگری در شهرداری عمل میکرد. سوسیال دموکراتها حتی از نقشی در مذاکرات نیز محروم شدند. این همچنین باعث شد که حزبی که زمانی غالب بود، از سمتهای قدرتمند هیئت مدیره در شرکتهای مهم ساختمانی و حمل و نقل عمومی تحت مدیریت شهرداری، که از نظر تاریخی در توسعه زیرساختهای شهر نقش محوری داشتند، محروم شود.
این شکست پس از یک کمپین بسیار منفی – طبق استانداردهای دانمارکی – رخ داد که به بارفود از حزب سبز-قرمز به دلیل پیشینهاش در سیاستهای جوانان کمونیستی حمله میکرد و بنیانهای مارکسیستی این اتحاد را به عنوان یک “ایدئولوژی فاسد و ضد دموکراتیک” محکوم میکرد[iv]. چنین اتهاماتی از سوی سوسیال دموکراتها، حزبی که از نظر تاریخی بر اصول مارکسیستی بنا شده است، قابل توجه بود.
این شکست هم یک تغییر اساسی و هم نمادین است. کپنهاگ از زمان ظهور جنبش کارگری دانمارک در دهه ۱۸۷۰ مرکز آن بوده است[v]. در حالی که سایر پایتختهای اسکاندیناوی مانند اسلو و استکهلم از نظر سیاسی به راست متمایل شدهاند، کپنهاگ همچنان یک دژ تاریخی برای سیاستهای چپگرایانه باقی مانده است.
حزب سوسیال دموکرات از این نظر بازیگر اصلی بوده و بیش از یک قرن بر سیاستهای شهر تسلط داشته است. با این حال، این بار با ۱۲.۷ درصد آرا به پیروزی رسید و منجر به استعفای فوری نامزد شهرداری، پرنیل روزنکرانتز-تیل، شد. این نتیجه نشاندهنده تغییر استراتژیک حزب از رأیدهندگان جوان شهری و کارگران بخش دولتی در شهرهای بزرگ به سمت حوزههای انتخابیه مسنتر و روستاییتر است که عملاً پایگاه سنتی آن را از بین میبرد.
در شرایط سیاسی روزمره و محلی، تغییر قدرت ممکن است اثرات فوری محدودی داشته باشد. برخلاف پیروزی زهران ممدانی در نیویورک، ولینگ، شهردار منتخب، چهرهای شورشی و ضدتشکیلات نیست. بلکه حزب سوسیالیست مردم او در سالهای اخیر در اکثر زمینههای اصلی سیاستگذاری در شهرداری با سوسیال دموکراتها همکاری نزدیکی داشته است. نکته مهم این است که به نظر میرسد سیاست ساخت و ساز مسکن همچنان پابرجاست، جایی که استراتژی شهر تأمین مالی پروژههای عمومی مانند خطوط جدید مترو با فروش زمینهای عمومی در بخشهای توسعه نیافته کپنهاگ به توسعهدهندگان خصوصی بوده است. به ویژه در اینجا بحثبرانگیز، ساخت یک جزیره مصنوعی جدید در اورسوند، لینتهولم، با هدف گشودن زمینهای جدید در شهری که به طور فزایندهای شلوغ میشود، بوده است، و جنبشهای مردمی از هزینههای زیستمحیطی و اکوسیستمی آن انتقاد میکنند.
به این ترتیب، انتخابات کپنهاگ را باید بیشتر به عنوان شکست سوسیال دموکراتها درک کرد تا یک چرخش کلی به چپ. در واقع، نتایج در درجه اول یک شکست انتخاباتی برای دولت در سطح ملی است که مرکز سیاسی را در بر میگیرد. هم سوسیال دموکراتهای نخست وزیر مته فردریکسن و هم شریک ائتلافی آن، حزب راست میانه ونستر، متحمل خسارات قابل توجهی شدند، در حالی که آخرین حزب در ائتلاف در سطح ملی – میانهروهای میانهرو، به رهبری نخست وزیر سابق لارس لوک راسموسن – عملاً در سراسر کشور محو شدند.
تصویر ملی
شکست در کپنهاگ بخشی از بحران انتخاباتی عمومی سوسیال دموکراتهای حاکم است، جایی که این حزب از در دست داشتن قدرت در چهل و چهار شهرداری از نود و هشت شهرداری دانمارک به تنها بیست و شش شهرداری در حال حاضر رسیده است. تغییر به چپ در کپنهاگ، نشانهای از چرخش کلی به چپ در دانمارک نیست. احزاب چپگرا تنها توانستند در پنج شورای محلی قدرت را به دست بگیرند، در حالی که حزب ونستر، در ائتلاف ملی با سوسیال دموکراتها، تعداد شهرداریهای خود را به چهل افزایش داد[vi]، با وجود اینکه تقریباً به اندازه سوسیال دموکراتها کرسی از دست داد و حزب محافظهکار مردم بیست و یک کرسی دیگر را از آن خود کرد.
راست ملیگرا، که قبلاً تحت سلطه حزب مردم دانمارک بود، دچار چنددستگی شده است، اما بار دیگر با ترکیبی از لفاظیهای فزاینده در مورد “مهاجرت مجدد” و تمرکز بیشتر بر مسائل مربوط به هزینههای زندگی، در حال قدرت گرفتن است.

اینگر استویبرگ رهبر حزب دموکرات دانمارک
با این حال، چرخش به راست، به ویژه با ظهور یک حزب جدید – دموکراتهای دانمارک – به رهبری اینگر استویبرگ، تشدید شده است. این حزب بسیاری از بخشهای میانهروتر حزب مردم دانمارک را جذب کرده و خط ضد مهاجرتیِ تا حدودی کمتر افراطی را به نمایش میگذارد. حزب استویبرگ توانست بر موج نارضایتی روستاییان که بر اساس خشم علیه تمرکز اقتصادی و سیاسی و واکنش فزاینده علیه سیاست بلندپروازانه سبز دانمارک بود[vii]، سوار شود، سیاستی که منجر به ساخت و ساز گسترده زیرساختهای خورشیدی در مناطق پیرامونی شهرها و تنظیم مقرراتی بر بخش کشاورزی شد.
استویبرگ چهرهای پر رنگ است – وزیر سابق راست میانه که با رسوایی استعفا داد و به دلیل نقض قانون اساسی در مدیریت سیاستهای مهاجرتی خود به زندان رفت. این امر مانع از تبدیل شدن او به چهره اصلی یک تشکل سیاسی جدید روستایی در راستای جنبش کشاورزان-شهروندان هلند (BBB) نشده است.
فروپاشی دکترین فردریکسن
در پوشش بینالمللی، از موضع سختگیرانه دولت فردریکسن در مورد کاهش مهاجرت بسیار گفته شده است[viii]، که اخیراً از آن بهعنوان الهامبخش حزب کارگر کییر استارمر در بریتانیا ذکر میشود[ix].
با این حال، مسئله مهاجرت در انتخابات محلی موضوع اصلی نبوده و نقش کمی در بحران انتخاباتی سوسیال دموکراتها داشته است. تمرکز بر مسائل اقتصادی بیشتری مانند هزینههای زندگی، از جمله هزینههای مسکن و تورم در قیمت مواد غذایی، و همچنین مسائل رفاهی سنتی مانند هزینههای بهداشت عمومی و آموزش بوده است.
اما در سطح وسیعتر، این یک شکست آشکار برای استراتژی فردریکسن و ائتلاف بزرگ میانهروی اوست که از سال ۲۰۲۲ رهبری آن را بر عهده داشته است. فردریکسن از زمان رسیدن به رهبری حزب در سال ۲۰۱۵، سوسیال دموکراتهای دانمارک را از یک سوسیال دموکراسی راه سوم به سمت یک موضع چپ-ملیگرا سوق داده است[x].
در ابتدا، این استراتژی دو عنصر داشت. این شامل یک چرخش (معتدل) به چپ در اقتصاد و یک چرخش به راست افراطی در مسائل فرهنگی، به ویژه مهاجرت بود.
این استراتژی با هدف جذب کارگران ناراضی از طبقه کارگر سنتی در مناطق پیرامونی انجام شد و تا حد زیادی یک موفقیت انتخاباتی بود. این امر دو پیروزی انتخاباتی فردریکسن را در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ تضمین کرد و به این معنی بود که سوسیال دموکراتها توانستند برخی از رأیدهندگان روستایی و طبقه کارگر را که قبلاً از دهه ۲۰۰۰ به حزب مردم دانمارک باخته بودند، دوباره به دست آورند. همزمان، پذیرش سیاستهای سختگیرانه مهاجرت، راست رادیکال را دچار سردرگمی و چندپارگی کرد. با این حال، پس از سال ۲۰۲۲، این استراتژی به سرعت تغییر کرد. اگرچه انتخابات پارلمانی اکثریت چپگرا را که پایه و اساس دولت اقلیت قبلی را تشکیل داده بود، بازگرداند، فردریکسن در عوض یک ائتلاف بزرگ با مرکز اصلی به نیروهای راست میانه انتخاب کرد.

فردریکسن و سوسیال دموکراتها بازنده اصلی انتخابات محلی بودند.
اشارههای قبلی به پوپولیسم اقتصادی از بین رفت و دولت جدید در مواجهه با تهدید امنیتی که از سوی روسیه إحساس میشد، خود را عمدتاً با شایستگی تکنوکراتیک و وحدت ملی به رای دهندگان فروخت.
بنابراین، این ائتلاف بزرگ نشاندهنده یک گسست قابل توجه بود. در قرن گذشته، سیاست دانمارک، مانند سایر کشورهای شمال اروپا، به بلوکهای چپ و راست تقسیم شده بود، و یک حزب غالب در چپ میانه و راست میانه معمولاً پایه دولتهای ائتلافی مختلف را تشکیل میداد. با این حال، دولت فعلی بیشتر شبیه ائتلاف بزرگ دموکراتهای مسیحی و سوسیال در آلمان است که احزاب غالب راست میانه و چپ میانه را در بر میگیرد، با مخالفت احزاب سوسیالیست در سمت چپ آن و ترکیبی از راست-لیبرتارینها و پوپولیستهای ملیگرا در سمت راست آن. دولت ائتلافی از زمان تشکیل خود در سال ۲۰۲۲ به شدت نامحبوب بوده است. اولین کاری که انجام داد، لغو یک تعطیلات عمومی ملی برای تأمین مالی هزینههای دفاعی بیشتر بود که منجر به نارضایتی عمومی شد و دولت به زودی یک سوم جایگاه خود را در نظرسنجیها از دست داد[xi]. اما نامحبوب بودن ائتلاف حاکم منجر به یک جایگزین سیاسی روشن نشده است، بلکه در عوض به یک چشمانداز سیاسی منجر شده که به طور فزایندهای با احزاب مختلف که در حال افزایش و کاهش حمایت هستند نا منسجم دیده میشود.
به این ترتیب، نظام سیاسی دانمارک به هلند نزدیکتر میشود، جایی که دیگر احزاب سنتی و گسترده تودهای (مانند بریتانیا یا آلمان) یا بلوکهای چپ و راست به وضوح تعریف شده (طبق سنت کشورهای نوردیک) وجود ندارند، بلکه مجموعهای از احزاب کوچک و متوسط در گروههای مختلف وجود دارند. این چندپارگی، وضعیتی از نظر ساختاری ناپایدار را در آستانه انتخابات عمومی بعدی ایجاد میکند که ظرف یک سال آینده برگزار خواهد شد
از این رو، پوپولیسم راستگرا پس از چند سال افول، دوباره در دانمارک در حال ظهور است. با این حال، نیروهای چپ نسبت به سوسیال دموکراتها نیز در موقعیت تاریخی قوی قرار دارند. آنها به طور مداوم در سطح ملی ۲۰ درصد آرا را به خود اختصاص دادهاند و ممکن است برای اولین بار در تاریخ دانمارک، سهم بیشتری از آرا را نسبت به سوسیال دموکراتها به دست آورند. این امر میتواند منجر به تشکیل یک اتحاد جدید و نزدیکتر بین چپگرایان و سوسیال دموکراتها شود، همانطور که در نروژ همسایه یا اسپانیا دیده شده است – یا در غیر این صورت، چرخش بیشتر به راست و عادیسازی نوعی ائتلاف بزرگ تکنوکراتیک که در دهههای اخیر بر سیاست آلمان تسلط داشته است.
برای مدتی به نظر میرسید دانمارک، همراه با بقیه کشورهای اسکاندیناوی، از روند پاسوکی شدن[xii] که پایگاه اجتماعی احزاب چپ میانه را تا این حد پژمرده کرده است، رهایی خواهد یافت. قرار بود آنها یک استثنا باشند. با این حال، به نظر میرسد دانمارک نیز اکنون با الگوی گستردهتر اروپایی همگرا شده است.
[i] https://jacobin.com/author/rune-moller-stahl
[ii] https://www.bloomberg.com/news/articles/2025-11-19/danish-premier-s-party-loses-century-long-hold-on-copenhagen
[iii] https://cphpost.dk/2025-11-19/news/round-up/red-green-alliance-becomes-largest-party-in-copenhagen-again/
[iv] https://www.bt.dk/samfund/jeg-har-ikke-ord-kritikken-vaelter-ned-over-enhedslisten
[v] https://lex.dk/arbejderbev%C3%A6gelsen_i_Danmark
[vi] https://nyheder.tv2.dk/kommunalvalg/borgmestre
[vii]https://politiken.dk/debat/debatindlaeg/art10574606/F%C3%B8rste-skridt-v%C3%A6k-fra-kulturkl%C3%B8ften-er-at-erkende-at-St%C3%B8jberg-har-en-pointe
[viii]https://www.theguardian.com/world/2025/nov/19/denmark-social-democrats-suffer-election-losses-mette-frederiksen
[ix]https://www.gov.uk/government/publications/asylum-and-returns-policy-statement/restoring-order-and-control-a-statement-on-the-governments-asylum-and-returns-policy
[x]https://www.gov.uk/government/publications/asylum-and-returns-policy-statement/restoring-order-and-control-a-statement-on-the-governments-asylum-and-returns-policy
[xi] https://www.politico.eu/europe-poll-of-polls/denmark/
[xii] این اصطلاح از حزب یونانی پاسوک (PASOK) گرفته شده است که به دلیل مدیریت ضعیف بحران بدهی دولت یونان و اجرای اقدامات ریاضتی شدید، شاهد کاهش سهم آرا در انتخابات ملی بود – از ۴۳.۹٪ در سال ۲۰۰۹ به ۱۳.۲٪ در ماه مه ۲۰۱۲، به ۱۲.۳٪ در ژوئن ۲۰۱۲ و ۴.۷٪ در سال ۲۰۱۵. [۴][۵] همزمان، حزب چپگرای ضد ریاضت اقتصادی سیریزا شاهد افزایش سهم آرا و نفوذ خود بود. [۶] از زمان افول پاسوک، این اصطلاح برای افولهای مشابه سایر احزاب سوسیال دموکرات و راه سوم به کار رفته است.



