سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ تیر, ۱۴۰۵ ۲۱:۳۲

جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۲

سند امنیت ملی ایالات متحده آمریکا ۲۰۲۵ – بخش یک

از سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۵: استراتژی‌های آمریکا از پایان جنگ سرد تاکنون ناکام بوده‌اند - آنها فهرست‌های طولانی از آرزوها یا حالت‌های هدف مطلوب بوده‌اند؛ به وضوح آنچه را که می‌خواهیم تعریف نکرده‌اند، بلکه در عوض کلیشه‌های مبهمی را بیان کرده‌اند؛ و اغلب در مورد آنچه باید بخواهیم، ​​قضاوت نادرستی داشته‌اند. پس از پایان جنگ سرد، نخبگان سیاست خارجی آمریکا خود را متقاعد کردند که سلطه دائمی آمریکا بر کل جهان به نفع کشور ماست. با این حال، امور سایر کشورها تنها در صورتی مورد توجه ماست که فعالیت‌های آنها مستقیماً منافع ما را تهدید کند.
Getting your Trinity Audio player ready...

آنچه در زیر می‌آید بخش نخست از سند امنیت ملی ایالات متحده است که می توان ان را دکترین ترامپ هم نامید. معمولا روسای جمهور ایالات متحده در سال اول جلوس به صندلی ریاست یک سند راهبردی را با کمک شورای امنیت ملی خودشان تهیه و منتشر میکنند که نگاه انها را به مساله امنیت ملی و برنامه راهبردی انها را در این زمینه مدون می‌سازد. بخش اول این سند را که در زیر ملاحظه خواهید کرد به رئوس سند می‌پردازد و در بخش دوم سیاست راهبردی امنیت ملی ایالات متحده درباره مناطق مختلف جهان معرفی خواهد شد.

فهرست مطالب

  1. مقدمه – استراتژی آمریکا چیست؟
  2. چگونه «استراتژی» آمریکا به بیراهه رفت
  3. اصلاحیه ضروری و خوشایند رئیس جمهور ترامپ
  4. ایالات متحده چه باید بخواهد؟ و ما به طور کلی چه می‌خواهیم؟
  5. ما در جهان و از جهان چه می‌خواهیم؟
  6. ابزارهای موجود آمریکا برای رسیدن به خواسته‌هایمان چیست؟
  7. استراتژی

الف: اصول

ب: اولویت‌ها

  • مقدمه – استراتژی آمریکا چیست؟
  • چگونه «استراتژی» آمریکا به بیراهه رفت؟

برای اطمینان از اینکه آمریکا برای دهه‌های آینده قوی‌ترین، ثروتمندترین، قدرتمندترین و موفق‌ترین کشور جهان باقی بماند، کشور ما به یک استراتژی منسجم و متمرکز برای نحوه تعامل با جهان نیاز دارد. و برای رسیدن به این هدف، همه آمریکایی‌ها باید بدانند که ما دقیقاً چه کاری را انجام می‌دهیم و چرا.

یک «استراتژی» یک برنامه مشخص و واقع‌بینانه است که ارتباط اساسی بین اهداف و ابزارها را توضیح می‌دهد: این برنامه از ارزیابی دقیق آنچه مطلوب است و ابزارهای موجود یا ابزارهایی که می‌توانند به طور واقع‌بینانه ایجاد شوند تا به نتایج مطلوب برسند، آغاز می‌شود.

یک استراتژی باید ارزیابی، دسته‌بندی و اولویت‌بندی کند. هر کشور، منطقه، موضوع یا آرمانی – هر چقدر هم که ارزشمند باشد – نمی‌تواند محور استراتژی آمریکا باشد. در سیاست خارجی، هدف اصلی حفاظت از منافع ملی است؛ این تنها محور این استراتژی است.

استراتژی‌های آمریکا از پایان جنگ سرد تاکنون ناکام بوده‌اند – آنها فهرست‌های طولانی از آرزوها یا حالت‌های هدف مطلوب بوده‌اند؛ به وضوح آنچه را که می‌خواهیم تعریف نکرده‌اند، بلکه در عوض کلیشه‌های مبهمی را بیان کرده‌اند؛ و اغلب در مورد آنچه باید بخواهیم، ​​قضاوت نادرستی داشته‌اند. پس از پایان جنگ سرد، نخبگان سیاست خارجی آمریکا خود را متقاعد کردند که سلطه دائمی آمریکا بر کل جهان به نفع کشور ماست. با این حال، امور سایر کشورها تنها در صورتی مورد توجه ماست که فعالیت‌های آنها مستقیماً منافع ما را تهدید کند.

نخبگان ما در مورد تمایل آمریکا به تحمل همیشگی بار جهانی که مردم آمریکا هیچ ارتباطی با منافع ملی در آن نمی‌دیدند، به شدت اشتباه محاسبه کردند. آنها برای تأمین مالی همزمان یک دولت عظیم رفاهی-نظارتی-اداری در کنار یک مجموعه عظیم نظامی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و کمک‌هایی به عوامل خارجی، توانایی آمریکا را بیش از حد ارزیابی کردند. آنها شرط‌بندی‌های بسیار نادرست و مخربی را بر روی جهانی شدن و به اصطلاح “تجارت آزاد” گذاشتند که طبقه متوسط ​​و پایگاه صنعتی را که برتری اقتصادی و نظامی آمریکا به آن وابسته است، از بین برد. آنها به متحدان و شرکا اجازه دادند تا هزینه دفاع خود را بر دوش مردم آمریکا بیندازند و گاهی اوقات ما را درگیر درگیری‌ها و جنجال‌هایی کنند که برای منافع آنها مهم است اما برای منافع ما حاشیه‌ای یا بی‌ربط است. و آنها سیاست آمریکا را به شبکه‌ای از نهادهای بین‌المللی وصل کردند، که برخی از آنها کاملاً ضد آمریکایی هستند و بسیاری دیگر از آنها به دلیل فراملی‌گرایی صریحاً به دنبال انحلال حاکمیت فردی دولتها است. در مجموع، نخبگان ما نه تنها یک هدف اساساً نامطلوب و غیرممکن را دنبال کردند، بلکه با انجام این کار، ابزار لازم برای دستیابی به آن هدف را تضعیف کردند: شخصیت ملت ما که قدرت، ثروت و نجابت آن بر اساس آن بنا شده بود.

  • اصلاحیه ضروری و خوشایند رئیس جمهور ترامپ

هیچ یک از اینها اجتناب‌ناپذیر نبود. دولت اول رئیس جمهور ترامپ ثابت کرد که با رهبری درست و انتخاب‌های درست، می‌توان – و باید – از همه موارد فوق اجتناب کرد و به بسیاری چیزهای دیگر دست یافت. او و تیمش با موفقیت نقاط قوت بزرگ آمریکا را برای اصلاح مسیر و شروع عصر طلایی جدید برای کشورمان به کار گرفتند. ادامه دادن ایالات متحده در آن مسیر، هدف اصلی دولت دوم رئیس جمهور ترامپ و این سند است.

سوالات پیش روی ما اکنون این است:

۱) ایالات متحده چه باید بخواهد؟

۲) ابزارهای موجود ما برای رسیدن به آن چیست؟

و ۳) چگونه می‌توانیم اهداف و ابزارها را در یک استراتژی امنیت ملی پایدار پیوند دهیم؟

  • ایالات متحده چه باید بخواهد؟ و ما به طور کلی چه می‌خواهیم؟

اول و مهمتر از همه، ما خواهان بقا و امنیت مداوم ایالات متحده به عنوان یک جمهوری مستقل هستیم که دولت آن حقوق طبیعی و خدادادی شهروندان خود را تضمین می‌کند و رفاه و منافع آنها را در اولویت قرار می‌دهد.

ما می‌خواهیم از این کشور، مردم آن، قلمرو آن، اقتصاد آن و شیوه زندگی آن در برابر حمله نظامی و نفوذ خصمانه خارجی، چه جاسوسی، چه شیوه‌های تجارت غارتگرانه، قاچاق مواد مخدر و انسان، تبلیغات مخرب و عملیات نفوذ، براندازیِ فرهنگی یا هر تهدید دیگری برای ملت خود محافظت کنیم.

ما خواهان کنترل کامل بر مرزهای خود، بر سیستم مهاجرت خود و بر شبکه‌های حمل و نقلی هستیم که از طریق آنها مردم به صورت قانونی و غیرقانونی وارد کشور ما می‌شوند. ما جهانی می‌خواهیم که در آن مهاجرت صرفاً “منظم” نباشد، بلکه جهانی باشد که در آن کشورهای مستقل با هم همکاری کنند تا جریان‌های جمعیتی بی‌ثبات‌کننده را متوقف کنند، نه اینکه آنها را تسهیل کنند، و کنترل کامل بر اینکه چه کسی را می‌پذیرند و چه کسی را نمی‌پذیرند، داشته باشند.

ما یک زیرساخت ملی مقاوم می‌خواهیم که بتواند در برابر بلایای طبیعی مقاومت کند، در برابر تهدیدات خارجی مقاومت کند و آنها را خنثی کند و از هرگونه رویدادی که ممکن است به مردم آمریکا آسیب برساند یا اقتصاد آمریکا را مختل کند، جلوگیری و خطر آن را کاهش دهد. هیچ دشمن یا خطری نباید بتواند آمریکا را در معرض تاثیر خود قرار دهد.

ما می‌خواهیم قدرتمندترین، کشنده‌ترین و پیشرفته‌ترین ارتش جهان را استخدام، آموزش، تجهیز کرده و به کار بگیریم تا از منافع ما محافظت کند، از جنگ‌ها جلوگیری کند و – در صورت لزوم – به سرعت و قاطعانه، با کمترین تلفات ممکن برای نیروهای ما، در آنها پیروز شود. و ما ارتشی می‌خواهیم که در آن هر یک از اعضای ارتش به کشور خود افتخار کنند و به مأموریت خود اطمینان داشته باشند.

ما قوی‌ترین، معتبرترین و مدرن‌ترین بازدارنده هسته‌ای جهان، به علاوه دفاع موشکی نسل بعدی – از جمله گنبد طلایی برای سرزمین مادری آمریکا – را برای محافظت از مردم آمریکا، دارایی‌های آمریکا در خارج از کشور و متحدان آمریکا می‌خواهیم.

ما قوی‌ترین، پویاترین، نوآورانه‌ترین و پیشرفته‌ترین اقتصاد جهان را می‌خواهیم. اقتصاد ایالات متحده سنگ بنای سبک زندگی آمریکایی است که نویدبخش و ارائه‌دهنده رفاه گسترده و فراگیر است، تحرک رو به بالا ایجاد می‌کند و به سخت‌کوشی پاداش می‌دهد. اقتصاد ما همچنین سنگ بنای موقعیت جهانی ما و پایه و اساس ضروری ارتش ما است.

ما قوی‌ترین پایگاه صنعتی جهان را می‌خواهیم. قدرت ملی آمریکا به یک بخش صنعتی قوی وابسته است که قادر به برآورده کردن نیازهای تولیدی در زمان صلح و جنگ باشد. این امر نه تنها مستلزم ظرفیت تولید صنعتی دفاعی مستقیم، بلکه ظرفیت تولید مرتبط با دفاع نیز می‌باشد. پرورش قدرت صنعتی آمریکا باید به بالاترین اولویت سیاست اقتصاد ملی تبدیل شود.

ما قوی‌ترین، پربازده‌ترین و نوآورترین بخش انرژی جهان را می‌خواهیم – بخشی که نه تنها قادر به تقویت رشد اقتصادی آمریکا باشد، بلکه به خودی خود یکی از صنایع صادراتی پیشرو آمریکا باشد.

ما می‌خواهیم از نظر علمی و فناوری پیشرفته‌ترین و نوآورترین کشور جهان باقی بمانیم و بر این نقاط قوت تکیه کنیم. و می‌خواهیم از مالکیت معنوی خود در برابر سرقت خارجی محافظت کنیم. روحیه پیشگامی آمریکا ستون کلیدی تسلط اقتصادی و برتری نظامی مداوم ماست؛ این روحیه باید حفظ شود.

ما می‌خواهیم “قدرت نرم” بی‌نظیر ایالات متحده را حفظ کنیم که از طریق آن نفوذ مثبتی را در سراسر جهان اعمال می‌کنیم که منافع ما را پیش می‌برد. با انجام این کار، ما در مورد گذشته و حال کشورمان بدون هیچ گونه پشیمانی، ضمن احترام به ادیان، فرهنگ‌ها و سیستم‌های حکومتی متفاوت کشورهای دیگر، عمل خواهیم کرد. «قدرت نرم» که در خدمت منافع ملی واقعی آمریکا باشد، تنها در صورتی مؤثر است که به عظمت و نجابت ذاتی کشورمان اعتقاد داشته باشیم.

در نهایت، ما خواهان احیا و تقویت سلامت معنوی و فرهنگی آمریکا هستیم، که بدون آن امنیت بلندمدت غیرممکن است. ما آمریکایی می‌خواهیم که افتخارات گذشته و قهرمانان خود را گرامی بدارد و مشتاقانه منتظر عصر طلایی جدیدی باشد. ما مردمی می‌خواهیم که مفتخر، شاد و خوش‌بین باشند که کشور خود را برای نسل بعدی بهتر از آنچه که یافته‌اند، به ارث خواهند گذاشت. ما شهروندانی با شغل پردرآمد – بدون هیچ کس در حاشیه – می‌خواهیم که از دانستن اینکه کارشان برای رفاه ملت ما و رفاه افراد و خانواده‌ها ضروری است، رضایت داشته باشند. این امر بدون افزایش تعداد خانواده‌های قوی و سنتی که فرزندان سالمی تربیت می‌کنند، محقق نمی‌شود.

  • ما در جهان و از جهان چه می‌خواهیم؟

دستیابی به این اهداف مستلزم بسیج تمام منابع قدرت ملی ماست. با این حال، تمرکز این استراتژی بر سیاست خارجی است. منافع اصلی سیاست خارجی آمریکا چیست؟ ما در جهان و از جهان چه می‌خواهیم؟

  • ما می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که نیمکره غربی به طور معقولی پایدار و به اندازه کافی خوب اداره می‌شود تا از مهاجرت گسترده به ایالات متحده جلوگیری و آن را دلسرد کند؛ ما نیمکره‌ای می‌خواهیم که دولت‌های آن با ما علیه تروریست‌های مواد مخدر، کارتل‌ها و سایر سازمان‌های جنایی فراملی همکاری کنند؛ ما نیمکره‌ای می‌خواهیم که عاری از تهاجم خصمانه خارجی یا مالکیت دارایی‌های کلیدی باشد و از زنجیره‌های تأمین حیاتی پشتیبانی کند؛ و ما می‌خواهیم دسترسی مداوم خود را به مکان‌های استراتژیک کلیدی تضمین کنیم. به عبارت دیگر، ما «نتیجه ترامپ» را برای دکترین مونرو اعلام و اجرا خواهیم کرد. ما می‌خواهیم آسیب‌های مداومی را که بازیگران خارجی به اقتصاد آمریکا وارد می‌کنند، متوقف و معکوس کنیم، در حالی که هند و اقیانوس آرام را آزاد و باز نگه می‌داریم، آزادی ناوبری را در تمام خطوط دریایی حیاتی حفظ می‌کنیم و زنجیره‌های تأمین و دسترسی امن و قابل اعتماد به مواد حیاتی را تامین خواهیم کرد؛
  • ما می‌خواهیم از متحدان خود در حفظ آزادی و امنیت اروپا حمایت کنیم در حالی که اعتماد به نفس تمدنی و هویت غربی اروپا را بازیابی می‌نماییم؛
  • ما می‌خواهیم از تسلط یک قدرت متخاصم بر خاورمیانه بر منابع نفت و گاز آن و گلوگاه‌هایی که از آنها عبور می‌کنند، جلوگیری کرده و در عین حال از «جنگ‌های ابدی» که ما را در آن منطقه با هزینه گزاف زمین‌گیر کرد، اجتناب کنیم؛ و
  • ما می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که فناوری و استانداردهای ایالات متحده – به ویژه در هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و محاسبات کوانتومی – جهان را به جلو سوق می‌دهند.

اینها منافع ملی حیاتی و اصلی ایالات متحده هستند. در حالی که ما منافع دیگری نیز داریم، اینها منافعی هستند که باید بیش از همه بر آنها تمرکز کنیم و نادیده گرفتن یا غفلت از آنها به ضرر ماست.

  • ابزارهای موجود آمریکا برای رسیدن به خواسته‌هایمان چیست؟

آمریکا با دارایی‌ها، منابع و مزایای پیشرو در جهان، رشک‌برانگیزترین موقعیت جهان را حفظ می‌کند، از جمله آنکه:

  • یک سیستم سیاسی همچنان چابک که می‌تواند مسیر را اصلاح کند؛
  • بزرگترین و نوآورترین اقتصاد جهان، که هم ثروتی تولید می‌کند که می‌توانیم در منافع استراتژیک سرمایه‌گذاری کنیم و هم اهرمی بر کشورهایی است که می‌خواهند به بازارهای ما دسترسی داشته باشند؛
  • سیستم مالی و بازارهای سرمایه پیشرو در جهان، از جمله جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی؛
  • پیشرفته‌ترین، نوآورانه‌ترین و سودآورترین بخش فناوری جهان که اقتصاد ما را تقویت می‌کند، به ارتش ما برتری کیفی می‌دهد و نفوذ جهانی ما را تقویت می‌کند؛
  • قدرتمندترین و توانمندترین ارتش جهان؛
  • شبکه گسترده‌ای از اتحادها، با متحدان و شرکای پیمانی در مهم‌ترین مناطق استراتژیک جهان؛
  • جغرافیای رشک‌برانگیز با منابع طبیعی فراوان، بدون قدرت رقیب مسلط فیزیکی در نیمکره ما، مرزهای بدون خطر تهاجم نظامی و سایر قدرت‌های بزرگ که توسط اقیانوس‌های پهناور از ما جدا شده‌اند؛
  • «قدرت نرم» و نفوذ فرهنگی بی‌نظیر؛ و
  • شجاعت، اراده و میهن‌پرستی مردم آمریکا.

علاوه بر این، ایالات متحده از طریق دستور کار داخلی قوی رئیس جمهور ترامپ، در حال انجام موارد زیر است:

  • فرهنگ شایستگی را دوباره القا می‌کند، و سایر رویه‌های تبعیض‌آمیز و ضد رقابتیِ به اصطلاح«DEI» را که نهادهای ما را تضعیف کرده و ما را عقب نگه می‌دارند، ریشه‌کن می‌کند؛
  • آزادسازی ظرفیت عظیم تولید انرژی ما به عنوان یک اولویت استراتژیک برای تقویت رشد و نوآوری و تقویت و بازسازی طبقه متوسط؛
  • صنعتی‌سازی مجدد اقتصاد ما، دوباره برای حمایت بیشتر از طبقه متوسط ​​و کنترل زنجیره‌های تأمین و ظرفیت‌های تولید خودمان؛
  • بازگرداندن آزادی اقتصادی به شهروندانمان از طریق کاهش‌های تاریخی مالیات و تلاش‌های مقررات‌زدایی، تبدیل ایالات متحده به مکان برتر برای انجام تجارت و سرمایه‌گذاری؛ و
  • سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوظهور و علوم پایه، برای تضمین رفاه مستمر، مزیت رقابتی و تسلط نظامی ما برای نسل‌های آینده.

هدف این استراتژی، پیوند دادن همه این دارایی‌های پیشرو در جهان و سایر دارایی‌ها، برای تقویت قدرت و برتری آمریکا و تبدیل کشورمان به کشوری حتی بزرگتر از همیشه است.

۷. استراتژی

الف: اصول

سیاست خارجی رئیس جمهور ترامپ عمل‌گرا است بدون اینکه “عمل‌گرا” باشد، واقع‌گرا است بدون اینکه “واقع‌گرا” باشد، اصول‌گرا است بدون اینکه “آرمان‌گرا” باشد، قدرتمند است بدون اینکه “جنگ‌طلب” باشد، و خویشتن‌دار است بدون اینکه “صلح‌طلب” باشد. این سیاست مبتنی بر ایدئولوژی سیاسی سنتی نیست. انگیزه آن بیش از هر چیز چیزی است که برای آمریکا مفید باشد – یا به طور خلاصه، “اول آمریکا”.

رئیس جمهور ترامپ میراث خود را به عنوان رئیس جمهور صلح تثبیت کرده است. علاوه بر موفقیت قابل توجهی که در دوره اول ریاست جمهوری خود با توافق تاریخی ابراهیم به دست آورد، رئیس جمهور ترامپ از توانایی خود در معامله‌گری برای تضمین صلح بی‌سابقه در هشت درگیری در سراسر جهان تنها در هشت ماه از دوره دوم ریاست جمهوری خود استفاده کرده است. او صلح بین کامبوج و تایلند، کوزوو و صربستان، جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا، پاکستان و هند، اسرائیل و ایران، مصر و اتیوپی، ارمنستان و آذربایجان را مذاکره کرد و به جنگ غزه با بازگشت همه گروگان‌های زنده به خانواده‌هایشان پایان داد. متوقف کردن درگیری‌های منطقه‌ای قبل از اینکه به جنگ‌های جهانی تبدیل شوند که تمام قاره‌ها را به کام خود بکشند، شایسته توجه فرمانده کل قوا و اولویت این دولت است. جهانی در آتش، جایی که جنگ‌ها به سواحل ما می‌رسند، برای منافع آمریکا بد است. رئیس جمهور ترامپ از دیپلماسی غیرمتعارف، قدرت نظامی آمریکا و اهرم اقتصادی برای خاموش کردن تدریجی آتش تفرقه بین کشورهای دارای قابلیت هسته‌ای و جنگ‌های خشونت‌آمیز ناشی از نفرت قرن‌ها استفاده می‌کند.

رئیس جمهور ترامپ ثابت کرده است که سیاست‌های خارجی، دفاعی و اطلاعاتی آمریکا باید توسط اصول اساسی زیر هدایت شوند:

  • تعریف متمرکز از منافع ملی – حداقل از پایان جنگ سرد، دولت‌ها اغلب استراتژی‌های امنیت ملی را منتشر کرده‌اند که به دنبال گسترش تعریف «منافع ملی» آمریکا هستند به طوری که تقریباً هیچ مسئله یا تلاشی خارج از محدوده آن در نظر گرفته نشود. اما تمرکز بر همه چیز به معنای تمرکز بر هیچ چیز نیست. منافع اصلی امنیت ملی آمریکا تمرکز ما خواهد بود.
  • صلح از طریق قدرت – قدرت بهترین عامل بازدارنده است. کشورها یا سایر بازیگرانی که به اندازه کافی از تهدید منافع آمریکا بازداشته شده‌اند، این کار را نخواهند کرد. علاوه بر این، قدرت می‌تواند ما را به دستیابی به صلح قادر سازد، زیرا طرف‌هایی که به قدرت ما احترام می‌گذارند، اغلب به دنبال کمک ما هستند و پذیرای تلاش‌های ما برای حل مناقشات و حفظ صلح هستند. بنابراین، ایالات متحده باید قوی‌ترین اقتصاد را حفظ کند، پیشرفته‌ترین فناوری‌ها را توسعه دهد، سلامت فرهنگی جامعه خود را تقویت کند و توانمندترین ارتش جهان را به کار گیرد.
  • گرایش به عدم مداخله – بنیانگذاران آمریکا در اعلامیه استقلال، ترجیح روشنی برای عدم مداخله در امور سایر ملل وضع کردند و اساس آن را روشن ساختند: همانطور که همه انسان‌ها از حقوق طبیعی برابر خدادادی برخوردارند، همه ملت‌ها طبق «قوانین طبیعت و خدای طبیعت» حق دارند «جایگاه جداگانه و برابری» نسبت به یکدیگر داشته باشند. برای کشوری که منافع آن به اندازه منافع ما متعدد و متنوع است، پایبندی سفت و سخت به عدم مداخله امکان‌پذیر نیست. با این حال، این گرایش باید معیار بالایی برای آنچه مداخله موجه را تشکیل می‌دهد، تعیین کند.
  • واقع‌گرایی انعطاف‌پذیر – سیاست ایالات متحده در مورد آنچه که در تعاملات خود با سایر ملت‌ها ممکن و مطلوب است، واقع‌بینانه خواهد بود. ما به دنبال روابط خوب و روابط تجاری صلح‌آمیز با ملت‌های جهان هستیم، بدون اینکه تغییرات دموکراتیک یا سایر تغییرات اجتماعی را که با سنت‌ها و تاریخ‌های آنها بسیار متفاوت است، به آنها تحمیل کنیم. ما اذعان و تأیید می‌کنیم که هیچ چیز متناقض یا ریاکارانه‌ای در عمل بر اساس چنین ارزیابی واقع‌بینانه‌ای یا در حفظ روابط خوب با کشورهایی که سیستم‌ها و جوامع حکومتی آنها با ما متفاوت است، وجود ندارد، حتی اگر دوستان همفکر خود را به رعایت هنجارهای مشترک خود ترغیب کنیم و در عین حال منافع خود را نیز پیش ببریم.
  • اولویت ملت‌ها – واحد سیاسی اساسی جهان، دولت-ملت است و خواهد ماند. طبیعی و عادلانه است که همه ملت‌ها منافع خود را در اولویت قرار دهند و از حاکمیت خود محافظت کنند. جهان زمانی به بهترین شکل کار می‌کند که ملت‌ها منافع خود را در اولویت قرار دهند. ایالات متحده منافع خود را در اولویت قرار می‌دهد و در روابط خود با سایر ملت‌ها، آنها را تشویق می‌کند که منافع خود را نیز در اولویت قرار دهند. ما از حقوق حاکمیتی ملت‌ها، در برابر تهاجم‌های تضعیف‌کننده حاکمیت توسط سازمان‌های فراملی مداخله‌گر، و برای اصلاح این نهادها به گونه‌ای که به جای مانع شدن، به حاکمیت فردی و منافع آمریکا کمک کنند، حمایت می‌کنیم.
  • حاکمیت و احترام – ایالات متحده بدون هیچ گونه عذرخواهی از حاکمیت ملی خود محافظت خواهد کرد. این شامل جلوگیری از فرسایش آن توسط سازمان‌های فراملی و بین‌المللی، تلاش‌های قدرت‌ها یا نهادهای خارجی برای سانسور گفتمان ما یا محدود کردن حقوق آزادی بیان شهروندان ما، لابی‌گری و عملیات نفوذی که به دنبال هدایت سیاست‌های ما یا درگیر کردن ما در درگیری‌های خارجی هستند، و دستکاری بدبینانه سیستم مهاجرت ما برای ایجاد بلوک‌های رأی وفادار به منافع خارجی در داخل کشورمان می‌شود. ایالات متحده مسیر خود را در جهان ترسیم خواهد کرد و سرنوشت خود را بدون دخالت خارجی تعیین خواهد کرد.
  • تعادل قدرت – ایالات متحده نمی‌تواند به هیچ ملتی اجازه دهد تا چنان مسلط شود که بتواند منافع ما را تهدید کند. ما با متحدان و شرکای خود برای حفظ تعادل قدرت جهانی و منطقه‌ای همکاری خواهیم کرد تا از ظهور دشمنان مسلط جلوگیری کنیم. همانطور که ایالات متحده مفهوم شوم سلطه جهانی را برای خود رد می‌کند، باید از سلطه جهانی و در برخی موارد حتی منطقه‌ای دیگران جلوگیری کنیم. این به معنای هدر دادن خون و ثروت برای محدود کردن نفوذ همه قدرت‌های بزرگ و متوسط ​​جهان نیست. نفوذ بیش از حد کشورهای بزرگتر، ثروتمندتر و قوی‌تر، حقیقتی جاودانه در روابط بین‌الملل است. این واقعیت گاهی اوقات مستلزم همکاری با شرکا برای خنثی کردن جاه‌طلبی‌هایی است که منافع مشترک ما را تهدید می‌کنند.
  • طرفدار کارگران آمریکایی – سیاست آمریکا طرفدار کارگران خواهد بود، نه صرفاً طرفدار رشد، و کارگران خودمان را در اولویت قرار خواهد داد. ما باید اقتصادی را بازسازی کنیم که در آن رفاه به طور فزاینده و به طور گسترده مشترک باشد، نه اینکه در رأس متمرکز باشد یا در صنایع خاص یا چند بخش از کشورمان محلی شده باشد.
  • انصاف – از اتحادهای نظامی گرفته تا روابط تجاری و فراتر از آن، ایالات متحده اصرار خواهد داشت که سایر کشورها با او منصفانه رفتار کنند. ما دیگر سواری مجانی، عدم تعادل تجاری، شیوه‌های اقتصادی غارتگرانه و سایر تحمیل‌ها بر حسن نیت تاریخی کشورمان را که به منافع ما آسیب می‌رساند، تحمل نخواهیم کرد و دیگر نمی‌توانیم تحمل کنیم. همانطور که ما می‌خواهیم متحدانمان ثروتمند و توانمند باشند، متحدان ما نیز باید ببینند که به نفع آنهاست که ایالات متحده نیز ثروتمند و توانمند باقی بماند. به طور خاص، ما انتظار داریم متحدانمان بخش بسیار بیشتری از تولید ناخالص داخلی ملی (GDP) خود را صرف دفاع از خود کنند تا بتوانند عدم تعادل‌های عظیم ناشی از دهه‌ها هزینه‌های بسیار بیشتر ایالات متحده را جبران کنند.
  • شایستگی و لیاقت – رفاه و امنیت آمریکا به توسعه و ارتقای شایستگی بستگی دارد. شایستگی و لیاقت از بزرگترین مزایای تمدنی ما هستند: جایی که بهترین آمریکایی‌ها استخدام، ارتقا و مورد تقدیر قرار می‌گیرند، نوآوری و رفاه نیز به دنبال آن می‌آید. اگر شایستگی از بین برود یا به طور سیستماتیک تضعیف شود، سیستم‌های پیچیده‌ای که ما آنها را بدیهی می‌دانیم – از زیرساخت‌ها گرفته تا امنیت ملی و آموزش و تحقیقات – از کار خواهند افتاد. اگر شایستگی سرکوب شود، مزایای تاریخی آمریکا در علم، فناوری، صنعت، دفاع و نوآوری از بین خواهد رفت. موفقیت ایدئولوژی‌های رادیکال که به دنبال جایگزینی شایستگی و لیاقت با جایگاه گروهی مطلوب هستند، آمریکا را غیرقابل شناسایی و ناتوان از دفاع از خود می‌کند. در عین حال، ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که از شایسته‌سالاری به عنوان توجیهی برای گشودن بازار کار آمریکا به روی جهان به نام یافتن «استعدادهای جهانی» که کارگران آمریکایی را تضعیف می‌کند، استفاده شود. در هر اصل و اقدام ما، آمریکا و آمریکایی‌ها باید همیشه در اولویت باشند.

ب: اولویت ها

دوران مهاجرت انبوه به پایان رسیده است – اینکه یک کشور چه کسانی را – به چه تعداد و از کجا – به مرزهای خود راه می‌دهد، ناگزیر آینده آن ملت را تعیین خواهد کرد. هر کشوری که خود را مستقل می‌داند، حق و وظیفه دارد آینده خود را تعیین کند. در طول تاریخ، کشورهای مستقل مهاجرت کنترل نشده را ممنوع کرده و به ندرت به خارجی‌ها شهروندی اعطا می‌کردند، که آنها نیز باید معیارهای سختی را برآورده می‌کردند. تجربه غرب در دهه‌های گذشته این خرد پایدار را تأیید می‌کند. در کشورهای سراسر جهان، مهاجرت انبوه منابع داخلی را تحت فشار قرار داده، خشونت و سایر جرایم را افزایش داده، انسجام اجتماعی را تضعیف کرده، بازارهای کار را مختل کرده و امنیت ملی را تضعیف کرده است. دوران مهاجرت انبوه باید پایان یابد. امنیت مرزی عنصر اصلی امنیت ملی است. ما باید از کشورمان در برابر تهاجم محافظت کنیم، نه فقط از مهاجرت کنترل نشده، بلکه از تهدیدات فرامرزی مانند تروریسم، مواد مخدر، جاسوسی و قاچاق انسان. مرزی که توسط اراده مردم آمریکا و توسط دولت آنها اجرا شود، برای بقای ایالات متحده به عنوان یک جمهوری مستقل اساسی است.

  • حفاظت از حقوق و آزادی‌های اساسی – هدف دولت آمریکا، تضمین حقوق طبیعی خدادادی شهروندان آمریکایی است. برای این منظور، به ادارات و سازمان‌های دولت ایالات متحده همه گونه اختیارات کامل اعطا شده است. این اختیارات هرگز نباید مورد سوءاستفاده قرار گیرند، چه تحت پوشش «رفع افراط‌گرایی»، «حفاظت از دموکراسی ما» یا هر بهانه دیگری. چه زمانی و کجا از این اختیارات سوءاستفاده شود، سوءاستفاده‌کنندگان باید پاسخگو باشند. به طور خاص، حقوق آزادی بیان، آزادی مذهب و وجدان و حق انتخاب و هدایت دولت مشترک ما، حقوق اساسی هستند که هرگز نباید نقض شوند. در مورد کشورهایی که در این اصول مشترک هستند یا می‌گویند که مشترک هستند، ایالات متحده قویاً از رعایت آنها در متن و روح حمایت خواهد کرد. ما با محدودیت‌های ضد دموکراتیک و تحت هدایت نخبگان بر آزادی‌های اساسی در اروپا، کشورهای انگلیسی زبان و بقیه جهان دموکراتیک، به ویژه در میان متحدان خود، مخالفت خواهیم کرد.
  • تقسیم وظایف و جابجایی بارآنها – روزهایی که ایالات متحده مانند اطلس، کل نظم جهانی را سرپا نگه می‌داشت، به پایان رسیده است. ما در میان متحدان و شرکای فراوان خود، ده‌ها کشور ثروتمند و پیشرفته را در نظر داریم که باید مسئولیت اصلی مناطق خود را بر عهده بگیرند و سهم بسیار بیشتری در دفاع جمعی ما داشته باشند. رئیس جمهور ترامپ با تعهد لاهه، که کشورهای ناتو را متعهد به صرف ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برای دفاع می‌کند، استاندارد جهانی جدیدی را تعیین کرده است و متحدان ما در ناتو آن را تأیید کرده‌اند و اکنون باید به آن عمل کنند. ایالات متحده با ادامه رویکرد رئیس جمهور ترامپ مبنی بر درخواست از متحدان برای پذیرش مسئولیت اصلی مناطق خود، یک شبکه تقسیم وظایف را با دولت خود به عنوان برگزارکننده و حامی سازماندهی خواهد کرد. این رویکرد تضمین می‌کند که بار مشترک است و همه این تلاش‌ها از مشروعیت گسترده‌تری بهره‌مند می‌شوند. این مدل، مشارکت‌های هدفمندی خواهد بود که از ابزارهای اقتصادی برای هماهنگ کردن انگیزه‌ها، تقسیم بار با متحدان همفکر و اصرار بر اصلاحاتی که ثبات بلندمدت را تقویت می‌کنند، استفاده می‌کنند. این شفافیت استراتژیک به ایالات متحده اجازه می‌دهد تا به طور مؤثر با نفوذهای خصمانه و خرابکارانه مقابله کند و در عین حال از گسترش بیش از حد و تمرکز پراکنده که تلاش‌های گذشته را تضعیف می‌کرد، اجتناب کند. ایالات متحده آماده است تا – به طور بالقوه از طریق رفتار مطلوب‌تر در امور تجاری، اشتراک‌گذاری فناوری و تدارکات دفاعی – به کشورهایی که مایل به پذیرش مسئولیت بیشتر برای امنیت در محله‌های خود و همسو کردن کنترل‌های صادراتی خود با ما هستند، کمک کند.
  • تجدید سازمان از طریق صلح – جستجوی توافقات صلح به دستور رئیس جمهور، حتی در مناطق و کشورهایی که در حاشیه منافع اصلی فوری ما قرار دارند، راهی مؤثر برای افزایش ثبات، تقویت نفوذ جهانی آمریکا، تجدید سازمان کشورها و مناطق در جهت منافع ما و گشودن بازارهای جدید است. منابع مورد نیاز در دیپلماسی ریاست جمهوری خلاصه می‌شود که ملت بزرگ ما تنها با رهبری شایسته می‌تواند از آن استقبال کند. سود حاصل از آن – پایان درگیری‌های طولانی مدت، نجات جان انسان‌ها، ایجاد دوستان جدید – می‌تواند بسیار بیشتر از هزینه‌های نسبتاً جزئی زمان و تمرکز باشد.
  • امنیت اقتصادی – در نهایت، از آنجا که امنیت اقتصادی برای امنیت ملی اساسی است، ما برای تقویت بیشتر اقتصاد آمریکا تلاش خواهیم کرد، با تأکید بر موارد زیر:
    • تجارت متوازن – ایالات متحده ایجاد تعادل مجدد در روابط تجاری، کاهش کسری تجاری، مخالفت با موانع صادرات و پایان دادن به دامپینگ و سایر اقدامات ضد رقابتی که به صنایع و کارگران آمریکایی آسیب می‌رساند را در اولویت قرار خواهد داد. ما به دنبال معاملات تجاری منصفانه و متقابل با کشورهایی هستیم که می‌خواهند بر اساس سود و احترام متقابل با ما تجارت کنند. اما اولویت‌های ما باید کارگران خودمان، صنایع خودمان و امنیت ملی خودمان باشد و خواهد بود.
    • تأمین دسترسی به زنجیره‌های تأمین و مواد حیاتی – همانطور که الکساندر همیلتون در روزهای اولیه جمهوری ما استدلال کرد، ایالات متحده هرگز نباید به هیچ قدرت خارجی وابسته باشد.
    • برای اجزای اصلی – از مواد اولیه گرفته تا قطعات و محصولات نهایی – که برای دفاع یا اقتصاد کشور ضروری هستند. ما باید دسترسی مستقل و قابل اعتماد خود را به کالاهایی که برای دفاع از خود و حفظ سبک زندگی خود نیاز داریم، دوباره تضمین کنیم. این امر مستلزم گسترش دسترسی آمریکا به مواد معدنی و حیاتی و در عین حال مقابله با شیوه‌های اقتصادی غارتگرانه است. علاوه بر این، جامعه اطلاعاتی زنجیره‌های تأمین کلیدی و پیشرفت‌های فناوری در سراسر جهان را رصد خواهد کرد تا اطمینان حاصل کند که ما آسیب‌پذیری‌ها و تهدیدات علیه امنیت و رفاه آمریکا را درک و کاهش می‌دهیم.
    • صنعتی‌سازی مجدد – آینده متعلق به سازندگان است – ایالات متحده اقتصاد خود را دوباره صنعتی خواهد کرد، تولید صنعتی را “دوباره به ساحل” منتقل خواهد کرد و سرمایه‌گذاری در اقتصاد و نیروی کار ما را با تمرکز بر بخش‌های فناوری حیاتی و نوظهور که آینده را تعریف می‌کنند، تشویق و جذب خواهد کرد. ما این کار را از طریق استفاده استراتژیک از تعرفه‌ها و فناوری‌های جدیدی که به نفع تولید صنعتی گسترده در هر گوشه از کشور ما هستند، افزایش استانداردهای زندگی برای کارگران آمریکایی و اطمینان از اینکه کشور ما دیگر هرگز برای محصولات یا اجزای حیاتی به هیچ دشمنی، چه بالفعل و چه بالقوه، وابسته نیست، انجام خواهیم داد.
    • احیای پایگاه صنعتی دفاعی ما – یک ارتش قوی و توانمند نمی‌تواند بدون یک پایگاه صنعتی دفاعی قوی و توانمند وجود داشته باشد. شکاف عظیم بین پهپادها و موشک‌های کم‌هزینه در مقابل سیستم‌های گران‌قیمت مورد نیاز برای دفاع در برابر آنها، که در درگیری‌های اخیر نشان داده شده است، نیاز ما به تغییر و سازگاری با شرایط نوین را آشکار کرده است. آمریکا برای نوآوری در دفاع‌های قدرتمند با هزینه کم، تولید توانمندترین و مدرن‌ترین سیستم‌ها و مهمات در مقیاس بزرگ و بازسازی زنجیره‌های تأمین صنایع دفاعی خود، به یک بسیج ملی نیاز دارد. به طور خاص، ما باید طیف کاملی از قابلیت‌ها را در اختیار جنگجویان خود قرار دهیم، از سلاح‌های کم‌هزینه که می‌توانند اکثر دشمنان را شکست دهند تا توانمندترین سیستم‌های پیشرفته لازم برای درگیری با یک دشمن پیچیده. و برای تحقق بخشیدن به دیدگاه رئیس جمهور ترامپ در مورد صلح از طریق قدرت، باید این کار را به سرعت انجام دهیم. ما همچنین احیای پایگاه‌های صنعتی همه متحدان و شرکای خود را برای تقویت دفاع جمعی تشویق خواهیم کرد.
    • تسلط بر انرژی – بازگرداندن تسلط بر انرژی آمریکا (در نفت، گاز، زغال سنگ و هسته‌ای) و بازگرداندن اجزای کلیدی انرژی لازم، یک اولویت استراتژیک اصلی است. انرژی ارزان و فراوان، مشاغل پردرآمدی را در ایالات متحده ایجاد می‌کند، هزینه‌ها را برای مصرف‌کنندگان و مشاغل آمریکایی کاهش می‌دهد، به صنعتی‌سازی مجدد دامن می‌زند و به حفظ مزیت ما در فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی کمک می‌کند. گسترش صادرات خالص انرژی ما همچنین روابط با متحدان را تعمیق می‌بخشد و در عین حال نفوذ دشمنان را محدود می‌کند، از توانایی ما در دفاع از سواحلمان محافظت می‌کند و – در صورت لزوم – ما را قادر می‌سازد تا قدرت خود را به نمایش بگذاریم. ما ایدئولوژی‌های فاجعه‌بار «تغییرات اقلیمی» و «صفر خالص» را که به اروپا آسیب زیادی رسانده، ایالات متحده را تهدید کرده و به دشمنان ما یارانه می‌دهد، رد می‌کنیم.
    • حفظ و افزایش تسلط بخش مالی آمریکا – ایالات متحده به بازارهای مالی و سرمایه‌ای پیشرو در جهان افتخار می‌کند که ستون‌های نفوذ آمریکا هستند و به سیاست‌گذاران اهرم و ابزارهای قابل توجهی برای پیشبرد اولویت‌های امنیت ملی آمریکا می‌دهند. اما جایگاه رهبری ما را نمی‌توان بدیهی دانست. حفظ و افزایش تسلط ما مستلزم بهره‌گیری از سیستم بازار آزاد پویا و رهبری ما در امور مالی دیجیتال و نوآوری است تا اطمینان حاصل شود که بازارهای ما همچنان پویاترین، نقدشونده‌ترین و امن‌ترین بازارها هستند و مورد حسادت جهان باقی می‌مانند.

بخش دوم این سند را در این صفحه مطالعه کنید.

نسخه کامل سند را بصورت PDF در لینک زیر میتوانید باربرداری کنید:

سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۵ به فارسی

تاریخ انتشار : ۱۹ آذر, ۱۴۰۴ ۶:۱۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن