سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۴:۱۸

شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۸

دونالد ترامپ و فروپاشی نظم حقوقی بین‌المللی- از وعدۀ صلح تا  حاکمیت قانون جنگل

دوران ترامپ نشان داد که بازگشت قانون جنگل نه یک خطر انتزاعی، بلکه امکان بالفعل تاریخ معاصر است. هانا آرنت هشدار می‌دهد که فروپاشی سیاست، آغاز بربریت است؛ و سیاست تنها زمانی معنا دارد که مبتنی بر قانون، مسئولیت و کنش جمعی باشد.اگر ملت‌ها از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل دفاع نکنند، این حقوق نه با کودتا، بلکه با بی‌تفاوتی خواهند مرد. آینده، محصول زور نیست؛ محصول ایستادگی آگاهانه ملت‌هاست.
Getting your Trinity Audio player ready...

مقدمه: بحران نظم، نه انحراف فردی

نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم، با تکیه بر میراث نظم وستفالی و توسعه حقوق بین‌الملل، کوشید سیاست را از «حق زور» به «زورِ حق» منتقل کند. هرچند این نظم همواره ناقص و نابرابر بوده، اما مانعی مهم در برابر بازگشت آشکار قانون جنگل ایجاد کرده است.
ظهور دونالد ترامپ را نباید صرفاً به‌مثابه انحراف یک فرد دید، بلکه باید آن را نشانه بحرانی ساختاری در نظم حقوقی و سیاسی جهانیدانست؛ بحرانی که اندیشمندانی چون هانا آرنت و کارل اشمیت سال‌ها پیش درباره ریشه‌های آن هشدار داده بودند.

۱- وعده صلح و منطق اقتدار:

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود از صلح، عدم مداخله و پایان جنگ‌ها سخن گفت. اما به‌محض دستیابی به قدرت، این وعده‌ها فرو ریخت.
هانا آرنت در خاستگاه‌های توتالیتاریسم توضیح می‌دهد که اقتدارگرایان حقیقت را نه امری پایدار، بلکه ابزاری موقت برای بسیج توده‌ها می‌دانند. وعده‌ها تا زمانی اعتبار دارند که کارکرد سیاسی داشته باشند؛ پس از آن، جای خود را به منطق قدرت عریان می‌دهند.

در این چارچوب، دروغ یا نقض تعهد، خطا نیست؛ بلکه بخشی از روش حکومت‌داری است. ترامپ نیز نه برخلاف ذات خود، بلکه دقیقاً مطابق منطق اقتدار عمل کرد.

۲- سیاست زور و منطق «تصمیم‌گرایی»

ترامپ با آغاز جنگ اقتصادی علیه چین، بمباران مراکز هسته‌ای ایران و حمایت بی‌قیدوشرط از خشونت اسرائیل، تجاوز نظامی به خاک ونزوئلا به‌روشنی نشان داد که حقوق بین‌الملل را مانعی دست‌وپاگیر می‌داند.
اینجا تحلیل کارل اشمیت کلیدی است. اشمیت در نظریه «حاکمیت» می‌گوید:

«حاکم واقعی کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد.»

ترامپ عملاً خود را تصمیم‌گیر نهایی وضعیت استثنایی جهانی فرض کرد؛ کسی که می‌تواند قواعد را تعلیق کند، مرزها را نادیده بگیرد و قانون را به نفع «منافع ملی» کنار بزند. این دقیقاً همان منطق اشمیتی است که در آن، قانون تابع قدرت است، نه برعکس.

۳-  فروپاشی نظم وستفالی: بازگشت به پیشا‌مدرنیته

نظم وستفالی (۱۶۴۸) بر اصل بنیادین حاکمیت دولت‌ها و منع مداخله خارجی استوار بود. این اصل، سنگ‌بنای حقوق بین‌الملل مدرن شد.
تلاش ترامپ برای الحاق سرزمین‌ها (کانادا، تنگه پاناما، بخش‌هایی از دانمارک) و مداخلات مستقیم در ونزوئلا، نقض صریح این منطق است و ما را به دوران پیشاوستفالی بازمی‌گرداند؛ دورانی که مرزها تابع قدرت نظامی بودند.

در این معنا، سیاست ترامپ نه «نوآورانه»، بلکه ارتجاعی است: بازگشت به جهانی که در آن، منابع طبیعی مشروعیت تجاوز را تعیین می‌کنند.

۴-  تغییر از بالا و توهم رهایی: نقد آرنت

مداخله خارجی به‌نام «آزادی ملت‌ها» یکی از خطرناک‌ترین توهمات سیاسی است.
هانا آرنت میان «آزادی» و «رهایی» تمایز می‌گذارد:

  • رهایی می‌تواند با حذف یک حاکم رخ دهد؛

اما آزادی تنها از طریق کنش جمعی و سازمان‌یافته از درون جامعه شکل می‌گیرد.

تجربه لیبی، عراق، افغانستان و سوریه نشان داد که تغییر تحمیلی از بالا، جامعه را از امکان کنش سیاسی تهی می‌کند و آن را به وضعیت وابستگی دائمی می‌کشاند. استبداد با حذف یک فرد از میان نمی‌رود، زیرا ساختارهای آن دست‌نخورده باقی می‌مانند.

۵- تضعیف نهادهای حقوقی: سیاست علیه قانون

تهدید قضات دیوان لاهه، فشار بر قضات فرانسوی، دخالت در دستگاه قضایی اسرائیل و عفو متحدان سیاسی مجرم، همگی بیانگر یک الگوی واحد هستند:
جانشینی وفاداری سیاسی به‌جای قانون.

کارل اشمیت آشکارا با لیبرالیسم حقوقی دشمن بود و قانون را پوششی برای قدرت می‌دانست. ترامپ این دیدگاه را از سطح نظری به سطح عمل سیاسی منتقل کرد. نتیجه، فرسایش اعتماد عمومی به نهادهای قضایی و فروپاشی مفهوم عدالت جهانی است.

۶- سه واکنش اجتماعی: آزمون اخلاق سیاسی

در برابر این وضعیت، واکنش‌ها را می‌توان در سه دسته دید:

۱) وفاداران به اصول

کسانی که حقوق بشر و حقوق بین‌الملل را دستاوردهای تمدنی می‌دانند و باور دارند بدون این اصول، سیاست به خشونت عریان فرو می‌غلتد.

۲) مصلحت‌گرایان انتخابی

آنان که حقوق را تابع منافع می‌کنند، اما نمی‌فهمند که با حذف معیار حقوقی، امکان دفاع اخلاقی از هیچ ملتی ـ حتی اوکراین ـ باقی نمی‌ماند.

۳) “واقع‌گرایان”

کسانی که قانون را توهم می‌دانند و خواهان افزایش زورند؛ بی‌آنکه بپذیرند این مسیر، رقابت بی‌پایان خشونت و ناامنی را تضمین می‌کند.

نتیجه‌گیری: انتخاب میان سیاست و بربریت

دوران ترامپ نشان داد که بازگشت قانون جنگل نه یک خطر انتزاعی، بلکه امکان بالفعل تاریخ معاصر است.

هانا آرنت هشدار می‌دهد که فروپاشی سیاست، آغاز بربریت است؛ و سیاست تنها زمانی معنا دارد که مبتنی بر قانون، مسئولیت و کنش جمعی باشد.اگر ملت‌ها از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل دفاع نکنند،

این حقوق نه با کودتا، بلکه با بی‌تفاوتی خواهند مرد. آینده، محصول زور نیست؛ محصول ایستادگی آگاهانه ملت‌هاست.

 

 

تاریخ انتشار : ۱۶ دی, ۱۴۰۴ ۱۱:۵۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران