سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۲:۴۲

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۲

ایران شاه را در سال ۱۹۷۹ سرنگون کرد. چرا این بار مانند گذشته نیست؟

نرگس باجغلی: جناح‌های رقیب در میان روحانیت ایران، دیدگاه‌های اساساً متفاوتی برای آینده کشور دارند. برخی از روحانیون از اصلاحات سیاسی و آزادی‌های اجتماعی بیشتر حمایت می‌کنند، برخی دیگر خواستار سرکوب شدیدتر مخالفان هستند و بسیاری در درجه اول بر حفظ نهادها و منافع مالی خود تمرکز می‌کنند. این چندپارگی داخلی اهمیت دارد زیرا به این معنی است که هیچ «جمهوری اسلامی» واحدی برای سرنگونی وجود ندارد.... برخلاف سال ۱۹۷۹، زمانی که بسیاری از روحانیون پشت سر آیت‌الله روح‌الله خمینی علیه شاه متحد شدند، نهاد روحانیت امروز هیچ اتفاق نظر قابل مقایسه‌ای ندارد.
Getting your Trinity Audio player ready...

 

به نقل از تایمز ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶

برگردان به‌فارسی: گودرز اقتداری

 

ایران مثل یک دیگ جوشان است. در ۲۸ دسامبر، بازرگانان بازار بزرگ تهران در اعتراض به تورم شدید، افت شدید ارزش پول ملی و شرایط اقتصادی نابسامان، از باز کردن مغازه‌های خود خودداری کردند. بازار از نظر تاریخی یکی از مهمترین مراکز قدرت ایران بوده است و وقتی بازرگانان آن اعتصاب می‌کنند، هم ناامیدی اقتصادی و هم نارضایتی سیاسی را نشان می‌دهد. اعتراضات به سرعت در هر استان، از شهرهای دورافتاده که با بیکاری و بی‌توجهی دست و پنجه نرم می‌کردند تا تهران و سایر شهرهای بزرگ، فوران کرد. مقامات ایرانی دسترسی به اینترنت را مسدود کرده‌اند، هزاران نفر را دستگیر و صدها معترض را کشته‌اند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور، در حالی که اعتراضات ادامه دارد، در حال بررسی حملات نظامی به ایران است.

فاجعه اقتصادی در ایران محصول هشت سال سیاست‌های ایالات متحده است که تحریم‌های جامع را با عملیات مخفی، حملات سایبری و حملات نظامی ترکیب می‌کند. در حالی که این اقدامات با هدف تضعیف دولت ایران انجام می‌شد، امنیت اقتصادی ایرانیان عادی را ویران کرد. و نخبگان ایرانی که با دولت ارتباط داشتند، به ویژه آنهایی که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرتبط بودند، از فرار از تحریم‌ها سود بردند.

کاهش شدید ریال ایران – از دست دادن تقریباً ۹۰ درصد از ارزش خود در برابر دلار در طول سال گذشته – پس از حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در تابستان گذشته به طرز چشمگیری سرعت گرفت. ترس از خصومت‌های مجدد، امید به بهبود را تضعیف کرد. تورم، کالاهای اساسی را برای میلیون‌ها نفر غیرقابل دسترس کرد. درآمدهای نفتی ایران – منبع حیاتی درآمد دولت – به شدت توسط تحریم‌های مجدد محدود شد و دولت در ارائه سیاست‌های اقتصادی مناسب برای مقابله با بحران، در حالی که اقتصاد را به شدت مدیریت می‌کرد، شکست خورد. نتیجه، طوفان تمام عیار بود: افزایش شدید قیمت‌ها، فرار ارز و اضطراب اقتصادی گسترده.

 

داستان دو ایران

بررسی پست‌ها و تفسیرهای رسانه‌های اجتماعی در روزنامه‌ها، مجلات و شبکه‌های تلویزیونی این حس را منتقل می‌کند که جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است – درگیر یک بحران اقتصادی شدید، مواجه با شورشی گسترده بدون سرکوب، و مقابله با یک رئیس جمهور غیرمتعارف آمریکایی که به نظر می‌رسد به طور فزاینده‌ای پذیرای حملات نظامی است. با این حال، سوال بزرگتر همچنان باقی است: آیا شرایط ساختاری در ایران امروز با شرایطی که سقوط شاه و پیروزی انقلاب ۱۹۷۹ را تسریع کرد، قابل مقایسه است؟

انقلاب ۱۹۷۹ به این دلیل که ایرانیان خشمگین بودند، موفق نشد. آنها سال‌ها خشمگین بودند.

انقلاب به این دلیل موفق شد که سه مرکز قدرت حیاتی متحد شدند: مردم، روحانیون و بازاریان علیه سلطنت متحد شدند. این ائتلاف از طریق سال‌ها سازماندهی، از طریق شبکه‌های مساجد، از طریق اتحادیه‌های کارگری، از طریق اهرم اقتصادی بازار ساخته شد. وقتی این نهادها با هم متحد شدند، سلطنت سقوط کرد.

چشم‌انداز سیاسی معاصر در ایران اساساً متفاوت است. من طی سال‌ها تحقیق در ساختارهای قدرت ایران، مشاهده کردم که چگونه نهادهای اصلی قدرت آن – سلطنت، روحانیت، ارتش، بازار و جامعه مدنی – به گونه‌ای پیکربندی شده‌اند که احتمال انقلابی به سبک سال ۱۹۷۹ را بسیار پیچیده‌تر می‌کند.

سلطنت، اگرچه از طریق ولیعهد تبعیدی رضا پهلوی تلاش می‌کند تا به قدرت بازگردد، اما از حمایت حداقلی در داخل ایران برخوردار است. طبق گزارش هاآرتص، چشم‌انداز پهلوی و توهم حمایت مردمی برای احیای سلطنت توسط کمپین‌های اطلاعات نادرست آنلاین که توسط اسرائیل اداره می‌شوند، ساخته شده است. علیرغم این تلاش‌ها، رئیس جمهور ترامپ از ملاقات با پهلوی خودداری کرده است – نشانه‌ی گویایی از اینکه حتی متحدان بالقوه چقدر گزینه سلطنت‌طلبی را جدی می‌گیرند.

البته دولت ایران درگیر اطلاعات نادرست خود است و تمام مخالفت‌ها را به عنوان ساخته و پرداخته خارجی رد می‌کند و از این روایت برای توجیه سرکوب شدید استفاده می‌کند. اما اطلاعات نادرست، مهم‌ترین نکته را پنهان می‌کند: درک تعادل واقعی قدرت در داخل ایران و آنچه برای تغییر معنادار لازم است.

معترضان در مقابل سفارت ایران، در لندن. تاریخ تصویر: دوشنبه ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶. (عکس از یویی موک/PA Images via Getty Images) PA Images via Getty Images—PA Wire/PA Images

 

بازار را در نظر بگیرید که اعتصابات آن این خوش‌بینی را ایجاد کرده است که سال ۲۰۲۶ ممکن است یادآور سال ۱۹۷۹ باشد. بازار زمانی نیروگاه اقتصادی مستقل ایران بود – شبکه‌ای از بازرگانان که استقلال مالی آنها به آنها اهرمی در برابر قدرت دولتی می‌داد. اما ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی، و به ویژه دو دهه اخیر تحریم‌های ایالات متحده، این نهاد را اساساً تغییر داده است. تحریم‌های ایالات متحده و متحدانش ایران را تضعیف کردند، اما فرصت‌های بی‌سابقه‌ای را نیز برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و نخبگان مرتبط با دولت ایجاد کردند تا از طریق عملیات‌های دور زدن تحریم‌ها، ثروت جمع‌آوری کنند. مشاغل مرتبط با سپاه به دستگاه دور زدن تحریم‌های ایران تبدیل شدند، واردات را کنترل می‌کردند، مبادلات ارزی را مدیریت می‌کردند و دسترسی به کالاهای ممنوعه را انحصاری می‌کردند.

با تسلط نخبگان نظامی و امنیتی بر قله‌های فرماندهی اقتصاد ایران، خانواده‌ها و بازرگانان ثروتمند و سنتی بازار، استقلال اقتصادی خود را از دست دادند و به طور فزاینده‌ای مجبور شدند برای حفظ مشاغل خود با شبکه‌های متصل به سپاه همکاری کنند یا به آنها تمکین کنند. اعتصابات بازار امروز مهم است، اما آنها نماینده همان قدرت نهادی مستقلی نیستند که به سرنگونی سلطنت در سال ۱۹۷۹ کمک کرد. بازار تا حدی در همان ساختار قدرتی که باید با آن مخالفت می‌کرد، ادغام شده است – یا حداقل به آن وابسته شده است.

بازار از بازرگانانی تشکیل شده است که خواهان شرایط پایدار برای ادامه کسب درآمد هستند. من اخیراً با علی، رئیس یکی از بزرگترین خانواده‌های تجارت نساجی بازار بزرگ تهران، صحبت کردم. او به دلایل امنیتی درخواست کرد که نام خانوادگی‌اش را فاش نکنم. علی به من گفت: «ما مغازه‌هایمان را بستیم و از دولت خواستار تغییراتی هستیم. بسیاری از کارخانه‌های ما دیگر نمی‌توانند کار کنند. دولت باید تغییرات اساسی در مدیریت تحریم‌ها و اقتصاد ایجاد کند.» علی از تشدید اعتراضات، تشدید سرکوب و تهدید حملات نظامی ایالات متحده، نگران بود. او گفت: «این وضعیت از کنترل ما خارج می‌شود.»

روحانیت ایران به هیچ وجه یکپارچه نیست. ساختار روحانیت شیعه از نظر تاریخی غیرمتمرکز بوده است و آیت‌الله‌ها، حوزه‌های علمیه و شبکه‌های مذهبی مختلف با استقلال قابل توجهی فعالیت می‌کنند. روحانیون به صورت انفرادی سطوح بسیار متفاوتی از قدرت، نفوذ و منابع مالی را در اختیار دارند. برخی از روحانیون از طریق کمک‌های مالی پیروان و بودجه‌های دولتی، بنیادهای خیریه عظیمی به ارزش میلیاردها دلار را کنترل می‌کنند، در حالی که برخی دیگر در مساجد محلی کوچک با حداقل منابع روزگار می‌گذرانند.

جناح‌های رقیب در میان روحانیت ایران، دیدگاه‌های اساساً متفاوتی برای آینده کشور دارند. برخی از روحانیون از اصلاحات سیاسی و آزادی‌های اجتماعی بیشتر حمایت می‌کنند، برخی دیگر خواستار سرکوب شدیدتر مخالفان هستند و بسیاری در درجه اول بر حفظ نهادها و منافع مالی خود تمرکز می‌کنند. این چندپارگی داخلی اهمیت دارد زیرا به این معنی است که هیچ «جمهوری اسلامی» واحدی برای سرنگونی وجود ندارد. مراکز قدرت رقیبی وجود دارند که ممکن است تحت فشار متلاشی شوند، اما ممکن است به طرق غیرمنتظره‌ای دوباره متحد شوند. برخلاف سال ۱۹۷۹، زمانی که بسیاری از روحانیون پشت سر آیت‌الله روح‌الله خمینی علیه شاه متحد شدند، نهاد روحانیت امروز هیچ اتفاق نظر قابل مقایسه‌ای ندارد.

مهم‌تر از همه، ما هیچ مدرکی مبنی بر جدایی ارتش ایران نداریم. این معمولاً تعیین‌کننده است. انقلاب‌ها زمانی موفق می‌شوند که نیروهای امنیتی از شلیک به معترضان خودداری کنند یا زمانی که واحدهای نظامی قابل توجهی تغییر موضع دهند. در سال ۱۹۷۹، جدایی‌های مهم ارتش، سقوط سلطنت را تسریع کرد. امروز، دستگاه امنیتی ایران دست‌نخورده باقی مانده است، و سپاه پاسداران نه تنها نماینده نیروی نظامی، بلکه قدرت اقتصادی و سیاسی است که منافعش عمیقاً در بقای جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری شده است. گزارش‌های محدود از ایران – از زمان مسدود شدن دسترسی به اینترنت در ۸ ژانویه – قویاً نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی با نیروی سرکوبگر قابل توجهی به اعتراضات پاسخ می‌دهند.

 

نبرد در داخل ایران

در داخل ایران، بسیاری از فعالان جامعه مدنی و زندانیان سیاسی این دینامیسم قدرت را درک می‌کنند. آنها درک می‌کنند که جنگ باعث تشدید سرکوب می‌شود و آنها را سال‌ها یا دهه‌ها به عقب می‌راند. آنها می‌دانند که دنبال کردن انقلاب خشونت‌آمیز به طرز فاجعه‌باری مخرب خواهد بود. از این رو آنها بر ایجاد جنبش پایدار و مقاومت روزمره تمرکز کرده اند.

خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ نمونه‌ای از این امر است: از طریق سال‌ها اطلاع‌رسانی، سازماندهی صبورانه و نافرمانی مدنی مداوم، چیزی را که بسیاری آن را بزرگترین امتیاز جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ می‌دانند، به دست آورد – لغو عملی حجاب اجباری در بیشتر کشور. «زن، زندگی، آزادی» یکی از مهمترین انقلاب‌های اجتماعی-فرهنگی ایران معاصر است و موفقیت آن ناشی از ناپایدار کردن اشکال خاصی از کنترل از طریق اقدام جمعی بود.

انقلاب مستلزم همسویی نهادهایی است که قادر به به چالش کشیدن اقتدار دولت باشند – و در حال حاضر، این همسویی در ایران وجود ندارد. هم جمهوری اسلامی و هم دشمنان خارجی آن – ایالات متحده و اسرائیل – دهه‌ها صرف جلوگیری از اتحاد مقاومت سازمان‌یافته از طریق نفوذ، بازداشت‌های خودسرانه و اختلاف عمدی کرده‌اند. کمپین‌های اطلاعات نادرست خارجی مشکل را پیچیده‌تر می‌کنند. وقتی صداهای غربی، احیای سلطنت‌طلبی را ترویج می‌کنند (که اکثر ایرانی‌ها آن را رد می‌کنند)، مخالفت واقعی را بی‌اعتبار و روایت «دخالت خارجی» تهران را تأیید می‌کنند. وقتی مقامات آمریکایی و مأموران اطلاعاتی اسرائیل علناً از اعتراضات در ایران حمایت می‌کنند، به عبارت ساده جان مخالفان را به خطر می‌اندازند.

ایرانیان شایسته‌ی چیزی بهتر از این هستند که برای منافع ژئوپلیتیکی سایرین، نارضایتی‌هایشان به سلاح تبدیل شود. همبستگی معنادار مستلزم چندین تعهد است: تمایز امید از تحلیل؛ هوشیاری در برابر اطلاعات نادرست؛ پذیرش این که تحول ممکن است کندتر و به‌هم ریخته تر از آن چیزی باشد که آرزو می‌کرده اند. تاریخ نشان می‌دهد که بدون سازماندهی قوی، چرخه‌های اعتراض بدون نتیجه مشخص تکرار می‌شوند – یا بدتر از آن، زمینه‌هایی را برای مداخله در وضعیت موجود یا جایگزین‌های اقتدارگرایانه ایجاد می‌کنند.

ایرانیان پیش از این انقلابی را پشت سر گذاشته‌اند که وعده‌هایش پژمرده شد. آنها شایسته‌ی حمایت روشن‌بینانه برای ایجاد تحول واقعی هستند، نه تفکر آرزومندانه‌ای که به منافع همه به جز منافع خودشان خدمت می‌کند. همبستگی واقعی به معنای حمایت از کار سازماندهی بدون ‌زرق و برق، مقاومت در برابر روایت‌های ساده‌انگارانه و تمرین صبر است. انقلاب یک لحظه نیست، بلکه یک فرآیند است – فرآیندی که مستلزم صداقت در مورد قدرت و تردید نسبت به دستکاری خارجی است.

جهان ایران را تماشا می‌کند. سوال این است که آیا به وضوح می‌بیند یا خیر.

*****

نرگس باجغلی دانشیار مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جان هاپکینز و نویسنده‌ی کتاب «ایرانِِ از نو ساخته شده: نگرانی‌های قدرت در جمهوری اسلامی» است.

تاریخ انتشار : ۲۴ دی, ۱۴۰۴ ۱۱:۰۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»