سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۰۵

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵

داووس ۲۰۲۶: لحظه‌ای که توهم «غرب» فرو ریخت

شهناز قراگزلو: شوک امروز نخبگان اروپایی نه از بی‌عدالتی این نظم، بلکه از احتمال سقوط خودشان به جایگاه «قابل‌قربانی» ناشی می‌شود. تحقیر ترامپ نسبت به اروپا نمی‌توانست آشکارتر باشد. او ممکن است از برخی تهدیدهای فوری، مانند ماجرای گرینلند، عقب‌نشینی کند، اما می‌توان با اطمینان انتظار داشت که خواسته‌ها و فشارهای جدیدی در ماه‌ها و سال‌های آینده مطرح شوند.

نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس  Davos بیش از یک رویداد سالانه بود. این نشست به نمادی از بحران نظم پس از جنگ جهانی دوم بدل شد؛ لحظه‌ای که شکاف درون نظم آتلانتیک دیگر نه قابل پنهان‌سازی بود و نه می‌شد آن را صرفاً به‌عنوان «گذار تدریجی» توجیه کرد. آنچه در داووس رخ داد، به تعبیر آنتونیو گرامشی، نمونه‌ای از «بحران هژمونی» بود: وضعیتی که در آن نظم مسلط دیگر قادر به بازتولید بدیهیات خود نیست و ناچار می‌شود فروپاشی درونی‌اش را به رسمیت بشناسد.

از همین منظر، سخنرانی مارک کارنی Mark Carney، نخست‌وزیر کانادا، که تأکید کرد «با گسست روبه‌رو هستیم، نه گذار»، اهمیت ویژه‌ای یافت. این جمله نه یک تحلیل جسورانه، بلکه نوعی اعتراف هژمونیک بود: پذیرش این واقعیت که انسجام اخلاقی، سیاسی و نهادی‌ای که دهه‌ها با نام «غرب» عرضه می‌شد، دیگر کارکرد سابق را ندارد. داووس ۲۰۲۶ آغاز بحران نبود؛ بلکه لحظه‌ای بود که بحرانی دیرپا از سطح انکار ایدئولوژیک به آگاهی سیاسی ارتقا یافت

سخنرانی کارنی به نقطهٔ کانونی اختلاف‌نظرها بدل شد. برای برخی، مانند آرون باستانی Aaron Bastani، مفسر بریتانیایی، اهمیت آن نه در قدرت بلاغی، بلکه در محتوا بود: پذیرش صریح جهانی چندقطبی و پسا-آمریکایی و طرح ایدهٔ همکاری قدرت‌های متوسط به‌عنوان یک قطب جدید. از این منظر، کارنی نخستین رهبر یک کشور بزرگ غربی است که آشکارا از پایان انحصار آمریکایی سخن گفت.

در مقابل، واکنش بخشی از چپ حول فروپاشی یک توهم قدیمی شکل گرفت: توهم «غرب» به‌مثابه یک کل منسجم، قاعده‌مند و اخلاقی. پانکاج میشرا Pankaj Mishra، نویسنده هندی، یادآور می‌شود که این گسست می‌توانست سال‌ها پیش رخ دهد، اما نخبگان سیاسی و رسانه‌ای اروپا، به دلیل وابستگی‌های مادی، نمادین و نهادی به هژمونی آمریکا، نشانه‌های فروپاشی سیاست ایالات متحده را نادیده گرفتند. از این منظر، داووس نه محل کشف حقیقت، بلکه صحنهٔ عیان‌شدن واقعیتی بود که مدت‌ها زیر زبان «ارزش‌های مشترک» پنهان شده بود.

پانکاج میشرا Pankaj Mishra و رونه لیکه‌برگ Rune Lykkeberg، سردبیر ارشد روزنامهٔ دانمارکی اطلاعات، بر نکته‌ای کلیدی تأکید می‌کنند: کارنی خود محصول همان نظم نئولیبرالی است که امروز زیر سؤال رفته است، از گلدمن ساکس و بانک‌های مرکزی گرفته تا آنچه زمانی «نئولیبرالیسم مترقی» خوانده می‌شد. از این رو، استقبال بخشی از چپ از سخنان او واجد نوعی طنز تلخ است. به‌زعم لیکه‌برگ، اعتراف به شکست جهانی‌سازی نه یک موضع‌گیری جسورانه، بلکه حداقلِ لازم برای حفظ مشروعیت نظم موجود است.

آنتون یاگر Anton Jäger، مورخ بلژیکی، این وضعیت را با استعاره‌ای گویا توضیح می‌دهد: غرب پس از فروپاشی شوروی مانند ستاره‌ای رو به مرگ بود که نورش شدیدتر می‌شد، اما هم‌زمان در مسیر زوال قرار داشت. اروپایی‌ها بیش از آمریکایی‌ها به این نور وابسته ماندند. دل‌کندن از آن، به تعبیر یاگر، شبیه خروج از یک رابطهٔ مخرب است؛ فرآیندی دردناک، پرهزینه و همراه با نوعی دلتنگی ساختاری. بااین‌حال، تنها در چنین لحظه‌ای است که امکان انتخاب واقعی پدید می‌آید، به شرط آن‌که سیاست از سطح شعارهایی مانند «استقلال استراتژیک» به بازآرایی واقعی مادی و نهادی ارتقا یابد.

به باور یاگر Jäger، اکنون وارد «عصر پسا-ریاکاری» شده‌ایم؛ دوره‌ای که در آن قدرت‌های بزرگ دیگر حتی تظاهر به پایبندی به قواعدی که خود ساخته‌اند نمی‌کنند. این عریانی قدرت، هرچند خطرناک، هم‌زمان آسیب‌پذیری نظم مسلط را نیز آشکار می‌کند. ترامپ در این معنا یک استثنا نیست؛ او منطق درونی رابطهٔ فراآتلانتیک را برملا کرد. همان‌طور که اوسا لیندبورگ Åsa Lindeborg، تاریخ‌دان سوئدی، می‌گوید، آنچه ترامپ انجام داد، صرفاً «آرایش‌زدایی از خوک» بود: نشان دادن منطق خام قدرت، بی‌پرده و بی‌تزئین.

نقد رادیکال‌تر از سوی افرادی مانند لیلی لینچ Lily Lynch مطرح می‌شود که کل نظم فراآتلانتیک را نوعی «آپارتاید جهانی» می‌دانند: نظمی با عدالت دوگانه که تا زمانی قابل تحمل بود که اروپا در طبقهٔ ممتاز آن قرار داشت. شوک امروز نخبگان اروپایی نه از بی‌عدالتی این نظم، بلکه از احتمال سقوط خودشان به جایگاه «قابل‌قربانی» ناشی می‌شود. تحقیر ترامپ نسبت به اروپا نمی‌توانست آشکارتر باشد. او ممکن است از برخی تهدیدهای فوری، مانند ماجرای گرینلند، عقب‌نشینی کند، اما می‌توان با اطمینان انتظار داشت که خواسته‌ها و فشارهای جدیدی در ماه‌ها و سال‌های آینده مطرح شوند. درس اصلی برای اروپا روشن است: دیگر نمی‌توان برای دفاع از قاره به واشنگتن تکیه کرد و باید مسئولیت امنیت را خود بر عهده گرفت.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا نظم غربی بازسازی خواهد شد یا نه؛ پرسش این است که آیا اروپا، و به‌ویژه چپ اروپایی، می‌تواند این بحران را به گسستی واقعی از آتلانتیسیسم بدل کند، یا بار دیگر به بازتولید سلسله‌مراتبی همان نظم قدیمی تن خواهد داد. داووس ۲۰۲۶ شاید در تاریخ به‌عنوان لحظه‌ای ثبت شود که توهم «نظم قاعده‌مند جهانی» رسماً فرو ریخت؛ اما آنچه از دل این فروپاشی زاده می‌شود، هنوز یک انتخاب سیاسیِ باز است.

 

منبع:

Sju om Verdens økonomiske forum: – Bruddet skulle skjedd for lenge siden | Klassekampen

تاریخ انتشار : ۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۰:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران