سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ تیر, ۱۴۰۵ ۱۸:۰۹

جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۹

داووس ۲۰۲۶: لحظه‌ای که توهم «غرب» فرو ریخت

شهناز قراگزلو: شوک امروز نخبگان اروپایی نه از بی‌عدالتی این نظم، بلکه از احتمال سقوط خودشان به جایگاه «قابل‌قربانی» ناشی می‌شود. تحقیر ترامپ نسبت به اروپا نمی‌توانست آشکارتر باشد. او ممکن است از برخی تهدیدهای فوری، مانند ماجرای گرینلند، عقب‌نشینی کند، اما می‌توان با اطمینان انتظار داشت که خواسته‌ها و فشارهای جدیدی در ماه‌ها و سال‌های آینده مطرح شوند.
Getting your Trinity Audio player ready...

نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس  Davos بیش از یک رویداد سالانه بود. این نشست به نمادی از بحران نظم پس از جنگ جهانی دوم بدل شد؛ لحظه‌ای که شکاف درون نظم آتلانتیک دیگر نه قابل پنهان‌سازی بود و نه می‌شد آن را صرفاً به‌عنوان «گذار تدریجی» توجیه کرد. آنچه در داووس رخ داد، به تعبیر آنتونیو گرامشی، نمونه‌ای از «بحران هژمونی» بود: وضعیتی که در آن نظم مسلط دیگر قادر به بازتولید بدیهیات خود نیست و ناچار می‌شود فروپاشی درونی‌اش را به رسمیت بشناسد.

از همین منظر، سخنرانی مارک کارنی Mark Carney، نخست‌وزیر کانادا، که تأکید کرد «با گسست روبه‌رو هستیم، نه گذار»، اهمیت ویژه‌ای یافت. این جمله نه یک تحلیل جسورانه، بلکه نوعی اعتراف هژمونیک بود: پذیرش این واقعیت که انسجام اخلاقی، سیاسی و نهادی‌ای که دهه‌ها با نام «غرب» عرضه می‌شد، دیگر کارکرد سابق را ندارد. داووس ۲۰۲۶ آغاز بحران نبود؛ بلکه لحظه‌ای بود که بحرانی دیرپا از سطح انکار ایدئولوژیک به آگاهی سیاسی ارتقا یافت

سخنرانی کارنی به نقطهٔ کانونی اختلاف‌نظرها بدل شد. برای برخی، مانند آرون باستانی Aaron Bastani، مفسر بریتانیایی، اهمیت آن نه در قدرت بلاغی، بلکه در محتوا بود: پذیرش صریح جهانی چندقطبی و پسا-آمریکایی و طرح ایدهٔ همکاری قدرت‌های متوسط به‌عنوان یک قطب جدید. از این منظر، کارنی نخستین رهبر یک کشور بزرگ غربی است که آشکارا از پایان انحصار آمریکایی سخن گفت.

در مقابل، واکنش بخشی از چپ حول فروپاشی یک توهم قدیمی شکل گرفت: توهم «غرب» به‌مثابه یک کل منسجم، قاعده‌مند و اخلاقی. پانکاج میشرا Pankaj Mishra، نویسنده هندی، یادآور می‌شود که این گسست می‌توانست سال‌ها پیش رخ دهد، اما نخبگان سیاسی و رسانه‌ای اروپا، به دلیل وابستگی‌های مادی، نمادین و نهادی به هژمونی آمریکا، نشانه‌های فروپاشی سیاست ایالات متحده را نادیده گرفتند. از این منظر، داووس نه محل کشف حقیقت، بلکه صحنهٔ عیان‌شدن واقعیتی بود که مدت‌ها زیر زبان «ارزش‌های مشترک» پنهان شده بود.

پانکاج میشرا Pankaj Mishra و رونه لیکه‌برگ Rune Lykkeberg، سردبیر ارشد روزنامهٔ دانمارکی اطلاعات، بر نکته‌ای کلیدی تأکید می‌کنند: کارنی خود محصول همان نظم نئولیبرالی است که امروز زیر سؤال رفته است، از گلدمن ساکس و بانک‌های مرکزی گرفته تا آنچه زمانی «نئولیبرالیسم مترقی» خوانده می‌شد. از این رو، استقبال بخشی از چپ از سخنان او واجد نوعی طنز تلخ است. به‌زعم لیکه‌برگ، اعتراف به شکست جهانی‌سازی نه یک موضع‌گیری جسورانه، بلکه حداقلِ لازم برای حفظ مشروعیت نظم موجود است.

آنتون یاگر Anton Jäger، مورخ بلژیکی، این وضعیت را با استعاره‌ای گویا توضیح می‌دهد: غرب پس از فروپاشی شوروی مانند ستاره‌ای رو به مرگ بود که نورش شدیدتر می‌شد، اما هم‌زمان در مسیر زوال قرار داشت. اروپایی‌ها بیش از آمریکایی‌ها به این نور وابسته ماندند. دل‌کندن از آن، به تعبیر یاگر، شبیه خروج از یک رابطهٔ مخرب است؛ فرآیندی دردناک، پرهزینه و همراه با نوعی دلتنگی ساختاری. بااین‌حال، تنها در چنین لحظه‌ای است که امکان انتخاب واقعی پدید می‌آید، به شرط آن‌که سیاست از سطح شعارهایی مانند «استقلال استراتژیک» به بازآرایی واقعی مادی و نهادی ارتقا یابد.

به باور یاگر Jäger، اکنون وارد «عصر پسا-ریاکاری» شده‌ایم؛ دوره‌ای که در آن قدرت‌های بزرگ دیگر حتی تظاهر به پایبندی به قواعدی که خود ساخته‌اند نمی‌کنند. این عریانی قدرت، هرچند خطرناک، هم‌زمان آسیب‌پذیری نظم مسلط را نیز آشکار می‌کند. ترامپ در این معنا یک استثنا نیست؛ او منطق درونی رابطهٔ فراآتلانتیک را برملا کرد. همان‌طور که اوسا لیندبورگ Åsa Lindeborg، تاریخ‌دان سوئدی، می‌گوید، آنچه ترامپ انجام داد، صرفاً «آرایش‌زدایی از خوک» بود: نشان دادن منطق خام قدرت، بی‌پرده و بی‌تزئین.

نقد رادیکال‌تر از سوی افرادی مانند لیلی لینچ Lily Lynch مطرح می‌شود که کل نظم فراآتلانتیک را نوعی «آپارتاید جهانی» می‌دانند: نظمی با عدالت دوگانه که تا زمانی قابل تحمل بود که اروپا در طبقهٔ ممتاز آن قرار داشت. شوک امروز نخبگان اروپایی نه از بی‌عدالتی این نظم، بلکه از احتمال سقوط خودشان به جایگاه «قابل‌قربانی» ناشی می‌شود. تحقیر ترامپ نسبت به اروپا نمی‌توانست آشکارتر باشد. او ممکن است از برخی تهدیدهای فوری، مانند ماجرای گرینلند، عقب‌نشینی کند، اما می‌توان با اطمینان انتظار داشت که خواسته‌ها و فشارهای جدیدی در ماه‌ها و سال‌های آینده مطرح شوند. درس اصلی برای اروپا روشن است: دیگر نمی‌توان برای دفاع از قاره به واشنگتن تکیه کرد و باید مسئولیت امنیت را خود بر عهده گرفت.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا نظم غربی بازسازی خواهد شد یا نه؛ پرسش این است که آیا اروپا، و به‌ویژه چپ اروپایی، می‌تواند این بحران را به گسستی واقعی از آتلانتیسیسم بدل کند، یا بار دیگر به بازتولید سلسله‌مراتبی همان نظم قدیمی تن خواهد داد. داووس ۲۰۲۶ شاید در تاریخ به‌عنوان لحظه‌ای ثبت شود که توهم «نظم قاعده‌مند جهانی» رسماً فرو ریخت؛ اما آنچه از دل این فروپاشی زاده می‌شود، هنوز یک انتخاب سیاسیِ باز است.

 

منبع:

Sju om Verdens økonomiske forum: – Bruddet skulle skjedd for lenge siden | Klassekampen

تاریخ انتشار : ۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۰:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن