سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۴۰

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰

دعوت به خودکشی جمعی

دعوت از آمریکا و اسرائیل برای مداخله، نه راه‌حل بحران، بلکه تداوم و تکمیل فاجعه کشتار و ویرانی اجتماعی است. با فروکش‌کردن موج هیجان، واقعیت‌ها عیان‌تر خواهند شد و تاریخ کسانی را که جامعه را به‌سوی جنگ سوق می‌دهند، فراموش نخواهد کرد. این همان معنای واقعی دعوت به خودکشی جمعی است. عبور کم‌آسیب از وضعیت بحرانی کنونی، نه از مسیر هیجان و واکنش‌های احساسی، بلکه از راه کنش آگاهانه، مرحله‌ای و مسئولانه ممکن است.

در شرایط پیچیده‌ی کنونی که عقلانیت، تجربه و روشنفکری سیاسی ـ تحت تأثیر رسانه‌های مسلط و هیاهوی اپوزیسیون راست افراطی ـ به حاشیه رانده شده‌اند، تحلیل یک جنایت هولناک به امری دشوار و چندلایه تبدیل شده است. خشم اجتماعی هر اندیشه‌ای را که بر عقل، دانش و تجربه استوار باشد، در خود می‌بلعد. آنچه امروز دیده می‌شود، تنها نوک کوه یخ یک بحران عمیق اجتماعی است؛ بحرانی که هر روز ابعاد تازه‌تری از آن آشکار می‌شود. عمق فاجعه فراتر از آن است که جمهوری اسلامی بتواند با روایت‌سازی تقلبی خود را از آن برهاند.

مردم خشمگین‌اند. خشم مستولی‌شده بر جامعه بی‌دلیل نیست. حکومت، خود و مردم را به بن‌بست کشانده است. جامعه برای تحقق مطالبات برحق خود، تمام مسیرهای ممکن را پیموده است؛ از جنبش اصلاحات تا جنبش زن، زندگی، آزادی. اما پاسخ ساختاری نظام سیاسی همواره سرکوب و خشونت بوده است. پیامد این انسداد تاریخی، شکل‌گیری وضعیتی است که در آن اعتماد اجتماعی فروریخته و جامعه دیگر به هیچ چیز و هیچ‌کس اعتماد ندارد. در چنین شرایطی، جامعه از اصلاح عبور کرده و برای «گذار» از این نظام بی‌تاب شده و آن را تنها افق ممکن تصور می‌کند. عقلانیت سیاسی و هر منطق دیگر، حتی تجربه‌های تاریخی نیز کارکرد اجتماعی خود را از دست داده‌اند و میدان به احساسات رادیکال، خشم انباشته و کنش‌های انفجاری سپرده شده است.

اعتراضات دی‌ماه از بازار آغاز شد؛ از جایی که فشار اقتصادی مستقیماً زندگی روزمره مردم را هدف گرفته است. در ادامه، طبقه‌ی متوسطِ به خاک سیاه‌نشسته که از خشم و نومیدی به خود می‌لرزد و در حال فروپاشی است، به یکی از حامیان اصلی اعتراضات بدل شد و در کنار طبقات فرودستی که به مرزهای بقا رانده شده‌اند، در یک نقطه‌ی مشترک به هم رسیدند: ناامیدی ساختاری و خشم اجتماعی. در این بستر، جریان راست سلطنت‌طلب همراه با بخشی از ایرانیان خارج از کشور ـ که به دلیل بسته‌شدن همه راه‌های ارتباط با وطن، رهایی از این بن‌بست تحمیلی را در سرنگونی نظام موجود می‌بینند ـ کوشیدند با اتکا به رسانه‌های خارجی و حمایت آشکار آمریکا و اسرائیل بر جنبش اجتماعی مردم سوار شوند. این مداخله رسانه‌ای و سیاسی، اعتراض اجتماعی خودجوش را به میدان رقابت نیروهای قدرت تبدیل کرد و آن را وارد منطق خطرناک «کسب قدرت به هر قیمت» ساخت. جامعه امروز با دو نیروی پرخطر روبه‌روست.

از یک‌سو، نیرویی که حفظ قدرت را به هر قیمت دنبال می‌کند؛

و از سوی دیگر، نیرویی که رسیدن به قدرت را به هر قیمت، حتی با مداخله خارجی و فروپاشی اجتماعی، مشروع می‌داند.

تجربه‌ی گذار در کشورهای مختلف نشان می‌دهد مسیرهای متعددی برای عبور از نظام‌های اقتدارگرا وجود دارد. با این حال، در منطق سلطنت‌طلبانه، هر مسیری که به استقرار پادشاهی منتهی نشود، از پیش مردود تلقی می‌شود. این نگاه تک‌هدف‌محور، جامعه را از منطق گذار دموکراتیک به منطق حذف سیاسی و خشونت سوق می‌دهد.

گذر از جمهوری اسلامی صرفاً به‌معنای تغییر یک ساختار سیاسی نیست، بلکه به‌معنای گذر از خشونت ساختاری است. خشونت در این نظام امری تصادفی نیست، بلکه بخشی از منطق درونی قدرت به‌شمار می‌آید. دستیابی به دموکراسی بدون مهار این خشونت ساختاری ممکن نیست. نظریه‌های گذار نشان می‌دهند مقاومت مدنی سازمان‌یافته مؤثرترین مسیر برای موفقیت جنبش‌های اجتماعی است؛ مسیری که نه به بازتولید خشونت می‌انجامد و نه به بن‌بست اصلاح‌طلبی گرفتار می‌شود.

دولت‌ها نماینده انحصاری خشونت سازمان‌یافته‌اند. ورود نیروهای اجتماعی به منطق درگیری خشونت‌آمیز، به‌معنای ورود به میدانی نابرابر و خودویرانگر است. در چنین شرایطی، فراخوان به تسخیر مراکز دولتی، در بستر خشم اجتماعی، نه یک کنش سیاسی عقلانی، بلکه شکلی از دعوت به خودکشی جمعی است؛ زیرا جامعه بی‌سلاح در برابر ماشین خشونت دولتی قرار می‌گیرد.

اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی به‌طور طبیعی در حال گسترش بود. حذف ارز ترجیحی و شوک اقتصادی، همان نقشی را ایفا کرد که افزایش قیمت بنزین در سال ۹۸ داشت: انفجار خشم اجتماعی. هجوم مردم به بازار، کمیابی کالاهای اساسی و تشدید وحشت معیشتی، جامعه را وارد وضعیت اضطراری کرد و به گسترش اعتراضات دامن زد. در این بستر، فراخوان‌های خشونت‌زا مبنی بر تسخیر مراکز دولتی و القای این تصور که «کمک در راه است»، نه‌تنها کمکی به جنبش نکرد، بلکه شرایط را به‌سمت مشروع‌سازی سرکوب سوق داد و به‌جای ایجاد شکاف در درون حکومت، نیروهای آن را برای سرکوب متحد کرد. نتیجه، باز شدن دست نظام برای اعمال خشونت گسترده‌تر و تبدیل اعتراض اجتماعی به فاجعه‌ای انسانی بود و جنبش را به سمتی سوق داد که از مسیر عقلانی خود فاصله گرفت.

مسئله اصلی نه فقط سرکوب، نه صرفاً اپوزیسیون و نه تنها رسانه‌هاست؛ بلکه فروپاشی عقلانیت جمعی در شرایط خشم ساختاری است. جامعه‌ای که در وضعیت انسداد تاریخی قرار می‌گیرد، مستعد آن است که از «جنبش اجتماعی» به «کنش انفجاری» منتقل شود. در این نقطه، مرز میان مبارزه سیاسی و خودویرانگری اجتماعی به‌طرز خطرناکی محو می‌شود و جنبش، به‌جای تکیه بر پتانسیل‌های درونی خود، به امید مداخله خارجی می‌نشیند. دعوت از آمریکا و اسرائیل برای مداخله، نه راه‌حل بحران، بلکه تداوم و تکمیل فاجعه کشتار و ویرانی اجتماعی است. با فروکش‌کردن موج هیجان، واقعیت‌ها عیان‌تر خواهند شد و تاریخ کسانی را که جامعه را به‌سوی جنگ سوق می‌دهند، فراموش نخواهد کرد. این همان معنای واقعی دعوت به خودکشی جمعی است. عبور کم‌آسیب از وضعیت بحرانی کنونی، نه از مسیر هیجان و واکنش‌های احساسی، بلکه از راه کنش آگاهانه، مرحله‌ای و مسئولانه ممکن است.

تاریخ انتشار : ۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۴:۰۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!