سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ فروردین, ۱۴۰۵ ۲۲:۰۷

یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۷

ایران با عمیق‌ترین بحران خود از زمان انقلاب ۱۹۷۹ روبرو است – مصاحبه با مجله ژاکوبین!

اسکندر صادقی بروجردی: در ادبیات مربوط به تحریم‌ها، کاملاً واضح است که آنها بازار سیاه را تقویت می‌کنند و شبکه‌های مشتری‌محور را تقویت و فساد را بدتر می‌کنند. این راز نیست که سپاه پاسداران و بازیگران مختلف نزدیک به دولت، شبکه‌های قاچاق ممتازی دارند که از طریق آنها اقلام مختلفی را که دولت و جامعه به آن نیاز دارند، تهیه می‌کنند. اغلب اوقات، آنها در نتیجه این امر، پول زیادی به دست می‌آورند.

مصاحبه کننده از ژاکوبین  دنیل فین

موج اعتراضاتی که اوایل این ماه ایران را لرزاند، یکی از بزرگترین چالش‌هایی بود که جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۱۹۷۹ با آن مواجه بوده است. به نظر می‌رسد نیروهای امنیتی دولتی پس از سرکوب شدید که منجر به مرگ هزاران نفر شد، اعتراضات را مهار کرده‌اند، اما این کشور هنوز با بحران اقتصادی عمیقی روبرو است که زیربنای نارضایتی عمومی است. در همین حال، دولت ترامپ با تجمع گسترده نیروها در منطقه، تهدید به حمله دیگری به ایران می‌کند.

ما با اسکندر صادقی بروجردی، محقق سیاست معاصر ایران، در مورد توسعه اعتراضات، پاسخ حاکمان ایران و پیامدهای احتمالی تجاوز نظامی ایالات متحده صحبت کردیم. اسکندر استادیار روابط بین‌الملل خاورمیانه در دانشگاه سنت اندروز و نویسنده کتاب «انقلاب و نارضایتی‌های آن: اندیشه سیاسی و اصلاحات در ایران» است. این متن ویرایش شده از پادکست «خواندنی‌های طولانی» ژاکوبین است. می‌توانید مصاحبه را اینجا گوش دهید. دنیل فین

قبل از اینکه به اعتراضاتی که از اواخر دسامبر آغاز شد بپردازیم، آیا می‌توانید خلاصه‌ای سریع از تحولات اصلی بین پایان جنگ دوازده روزه تابستان گذشته و آغاز اعتراضات ارائه دهید؟

اسکندر صادقی بروجردی استادیار روابط بین‌الملل خاورمیانه در دانشگاه سنت اندروز است.

اسکندر صادقی بروجردی:

ژوئن گذشته شاهد مجموعه‌ای از حملات نظامی بزرگ، شامل حملات هوایی و همچنین عملیات زمینی، برای از کار انداختن سیستم‌های پدافند هوایی ایران و ترور بسیاری از افسران ارشد سپاه پاسداران و ارتش ایران بود. اگرچه دولت به سرعت این افراد را در ساختار فرماندهی جایگزین کرد، اما مسئله نفوذ در دستگاه امنیتی وجود داشت که بسیار واقعی بود و جمهوری اسلامی در تلاش برای رسیدگی به آن بود.

یکی دیگر از تحولات مهم ناشی از جنگ ژوئن، البته شکستن تابوی حملات مستقیم به ایران توسط دولت ترامپ بود. این چیزی بود که چندین رئیس جمهور آمریکا با آن بازی کرده بودند، اما [دونالد] ترامپ اولین کسی بود که حمله نظامی مستقیم به تأسیسات هسته‌ای ایران را انجام داد. جمهوری اسلامی در این دوره بسیار تلاش می‌کرد تا تجدید قوا کند. نشانه‌هایی وجود داشت مبنی بر اینکه ممکن است دوباره مذاکرات را دنبال کند، و درخواست‌هایی برای چنین مذاکراتی، چه در سطح مردمی و چه در میان بخش‌هایی از نخبگان ایران، وجود داشت.

ژوئن گذشته شاهد مجموعه‌ای از حملات نظامی بزرگ برای ترور بسیاری از مقامات ارشد سپاه پاسداران و ارتش ایران بودیم.

با این حال، سه کشور اروپایی – بریتانیا، فرانسه و آلمان – به سمت فعال کردن مکانیسم ماشه حرکت کردند که خواستار اعمال مجدد تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران شد. اگرچه این تحریم‌ها تأثیر فاجعه‌باری که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند، نداشتند، اما باعث تسریع کاهش ارزش پول ایران شدند.

آنچه از ژوئن گذشته شاهد آن بوده‌ایم، وخامت مداوم اوضاع با انباشت بحران‌های طولانی‌مدت است. محرک اصلی اعتراضات، کاهش ۴۰ درصدی ارزش پول بود. این همان چیزی بود که منجر به اعتراض اولیه در بازار تهران شد. وضعیت اقتصادی رو به وخامت گذاشته است و چشم‌انداز بسیار کمی برای بهبود آن وجود دارد، مگر اینکه مذاکرات قابل توجهی با ایالات متحده و کاهش تحریم‌ها انجام شود، که این یک احتمال بعید است.

دنیل فین

آیا می‌توان ارزیابی کرد که چه میزان از مشکلات اقتصادی ایران ناشی از تحریم‌ها و (اخیراً) خسارات مستقیم جنگ بوده یا به آنها مرتبط است، و چه میزان از آن ناشی از مشکلات ساختاری بلندمدت نظام اقتصادی ایران و منافع طبقاتی است که این نظام در اولویت قرار داده است؟

اسکندر صادقی بروجردی:

ما تورمی بیش از ۴۰ درصد یا حتی بالاتر برای کالاهای مهمی مانند مواد غذایی داریم – تورم قیمت نان بیش از ۱۰۰ درصد بوده است. بدیهی است که این امر بخش‌های مختلف جامعه ایران را به طرق مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد. ایرانیان فقیرتر تمایل به مصرف نان بیشتری دارند، بنابراین تورم بالا نه تنها بر استاندارد زندگی آنها، بلکه بر توانایی آنها برای بقا تأثیر بسیار مهمی خواهد گذاشت. وقتی به روایت‌های معترضان گوش می‌دهیم، اغلب از نظر بقا مطرح می‌شود.

این سوال که چگونه تحریم‌ها و فساد اقتصادی داخلی و الیگارشی با هم تعامل دارند، سوال بسیار پیچیده‌ای است. شما باید به مکانیسم‌های خاص نگاه کنید و آنها را به صورت کاملاً ملموس بررسی کنید. اما شکی نیست که تحریم‌ها دسترسی به ارز خارجی را کاهش داده است که توانایی خرید کالاهای اساسی را محدود می‌کند. این امر اثرات جانبی خود را در کل اقتصاد ایران دارد.

در ادبیات مربوط به تحریم‌ها، کاملاً واضح است که آنها بازار سیاه را تقویت می‌کنند و شبکه‌های مشتری‌محور را تقویت و فساد را بدتر می‌کنند. این راز نیست که سپاه پاسداران و بازیگران مختلف نزدیک به دولت، شبکه‌های قاچاق ممتازی دارند که از طریق آنها اقلام مختلفی را که دولت و جامعه به آن نیاز دارند، تهیه می‌کنند. اغلب اوقات، آنها در نتیجه این امر، پول زیادی به دست می‌آورند.

جنبه دیگر این موضوع، نرخ‌های ترجیحی ارز در ایران بود. خب،بازیگران مرتبط در اقتصاد ایران می‌توانستند نرخ ارز ترجیحی برای دلار دریافت کنند که این امر باعث ایجاد رانت‌خواری و فساد زیادی می‌شد. کسانی که این دسترسی ممتاز را داشتند، می‌توانستند دلارهای خود را با افزایش قیمت به دیگران بفروشند، یا می‌توانستند کالاهای حیاتی را با نرخ ترجیحی تهیه کنند و سپس آنها را با نرخ بازار بفروشند.

تحریم‌ها و ضعف‌های ساختاری از یکدیگر تغذیه می‌کنند – یک رابطه همزیستی بین آنها وجود دارد. یک مورد نمونه شامل بانک آینده بود. این بانک که متعلق به بخش خصوصی بود، اساساً به عنوان یک طرح پونزی عمل می‌کرد و برای محافظت از سپرده‌گذاران باید توسط دولت نجات می‌یافت.

ادعا شده است که نقش کلیدی این بانک جابجایی پول برای دولت و بازیگران مختلف آن – به احتمال زیاد سپاه پاسداران – بوده است. به دلیل تحریم‌ها، جابجایی پول بسیار دشوار است و جای تعجب نیست که آنها برای انجام این کار مبالغ هنگفتی کارمزد دریافت می‌کنند.

تحریم‌ها و ضعف‌های ساختاری از یکدیگر تغذیه می‌کنند – یک رابطه همزیستی بین آنها وجود دارد.

ضعف‌های ساختاری واقعی و عمیقی در اقتصاد ایران وجود دارد، اما این ضعف‌ها توسط رژیم تحریم‌ها تشدید و تشدید شده‌اند. وابستگی‌های خاصی به مسیر ایجاد شده است که در غیر این صورت وجود نداشتند. فساد را می‌توان در بسیاری از اقتصادهای جنوب جهان یافت، اما در مورد ایران، اوضاع را به بن‌بست رسانده است. به همین دلیل است که ما شاهد این بحران عمیق حکومتداری به طور گسترده‌تری هستیم.

اگرچه دولت کسری بودجه بسیار قابل توجهی را تجربه کرده است، اما در جمع‌آوری منابع مالی برای رسیدگی به این مسائل با مشکل مواجه است. قبل از شروع آخرین دور اعتراضات، رئیس جمهور، مسعود پزشکیان، در حال سخنرانی برای جمع کثیری از حضار بود و به آنها گفت: “از کجا انتظار دارید پول را تهیه کنم؟” او دستان خود را به نشانه استعفا بالا برده بود.

دنیل فین

نقطه شروع این اعتراضات، چه از نظر جغرافیایی و چه از نظر شکایات و خواسته‌های اولیه، چه بود؟ آیا این خواسته‌ها با تبدیل شدن به یک جنبش بزرگتر که در سراسر کشور گسترش یافت، تکامل یافتند؟ مقیاس و ترکیب اجتماعی اعتراضات چگونه بود و چگونه با موج‌های قبلی مقایسه می‌شود؟

اسکندر صادقی بروجردی:

همانطور که قبلاً اشاره کردم، محرک اولیه، کاهش ارزش پول ایران از زمان جنگ ژوئن بود. این کاهش ارزش در میان فروشندگان لوازم الکترونیکی در بازار تهران آغاز شد. این افراد به ویژه در معرض خطر بودند زیرا برای تهیه دستگاه‌های تلفن همراه، لپ‌تاپ و غیره کاملاً به زنجیره‌های تأمین خارجی وابسته هستند.

این واقعیت که ارزش پول ایران با رکود شدیدی روبرو بود، عملاً انجام تجارت را برای آنها غیرممکن می‌کرد. آنها یک روز چیزی می‌خریدند، سپس آن را با قیمت بسیار بالاتری می‌فروختند، اما اگر می‌خواستند موجودی خود را دوباره تأمین کنند، قیمت حتی بالاتر می‌رفت، بنابراین در کل ضرر می‌کردند. این یک وضعیت ناپایدار بود.

از آنجا، شاهد گسترش اعتراض به بازار بزرگ بودیم که بخش سنتی‌تر بازار است و از نظر تاریخی بسیار مهم است. نخبگان بازار به طور سنتی بسیار نزدیک به نخبگان جمهوری اسلامی دیده می‌شدند. رابطه دیرینه‌ای بین خانواده‌های روحانی و خانواده‌های بازاری وجود دارد (اگرچه باید در بیان این موضوع احتیاط کرد – این یک تصویر پیچیده است).

قابل توجه بود که بسیاری از چهره‌های برجسته در میان نخبگان سیاسی، این اعتراضات را تصدیق کردند و گفتند که آنها مشروع هستند. دولت خیلی سریع با بازاریان ملاقات کرد و سعی کرد به شکایات آنها رسیدگی کند. این در تضاد با این است که جمهوری اسلامی اغلب اعتراضات طبقه کارگر را با سرکوب شدید و به زندان انداختن رهبران آنها پاسخ داده است.

به طور سنتی، نخبگان بازار به عنوان افرادی بسیار نزدیک به نخبگان جمهوری اسلامی دیده می‌شدند.

با این حال، اعتراضات سپس به سرعت به استان‌ها و شهرهای کوچک‌تر منتقل شد. خشونت نسبتاً قابل توجهی علیه اعتراضات به کار گرفته شد و برخی از مردم کشته شدند. حتی گزارش‌هایی از حمله به یک بیمارستان منتشر شد که اعتراضات را بیشتر تشدید کرد. قدرت و استحکام نیروهای امنیتی از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت است: آنها می‌توانند در استان‌ها بسیار خشن‌تر باشند و شواهد ویدیویی زیادی در این مورد وجود دارد.

سپس اعتراضات در سراسر کشور گسترش یافت. رضا پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه، فراخوانی صادر کرد که از مردم خواست روز پنجشنبه، ۸ ژانویه، به خیابان‌ها بیایند. ما شاهد اعتراضات بسیار بزرگی در تهران و همچنین در سایر شهرهای بزرگ کشور بودیم. روز بعد، علی خامنه‌ای، رهبر ایران، و دیگر مقامات امنیتی، از جمله رئیس قوه قضائیه ایران، تهدید کردند که اگر مردم دوباره بیرون بیایند، عواقب جدی در انتظارشان خواهد بود. این یک تهدید بسیار واضح بود.

در تلویزیون دولتی، مفسرانی بودند که می‌گفتند اگر اجازه دهید فرزندانتان شب بعد بیرون بیایند، انتظار نداشته باشید که برگردند. از صحبت با افرادی که در آن تظاهرات شرکت کرده بودند، اعتراضات ۸ ژانویه بسیار گسترده بوده. برخی از افرادی که بسیار متعهد بودند، روز بعد دوباره به خیابان‌ها آمدند و آن اعتراضات قابل توجه بود، اگرچه تا جایی که من می‌دانم به بزرگی اعتراضات روز قبل نبود. در آن زمان بود که شاهد اعمال خشونت شدید دولت علیه معترضان بودیم.

دنیل فین

چه مقدار اطلاعات موثق می‌توانیم در مورد ماهیت سرکوب توسط نیروهای امنیتی دولتی جمع‌آوری کنیم؟ چند نفر کشته یا زخمی شدند؟ این اطلاعات در مقایسه با واکنش دولت به جنبش‌های اعتراضی قبلی چگونه است؟

اسکندر صادقی بروجردی:

این یک سوال مهم است و ما باید با دقت به آن بپردازیم. ما نباید هیچ گونه تردیدی در مورد نتیجه‌گیری داشته باشیم که اکثریت قریب به اتفاق خشونت توسط دولت علیه معترضان انجام شده است. دولت تا دندان مسلح است و ما سوابق تاریخی داریم که در آن خشونت گسترده علیه معترضان انجام شده است – نه در این مقیاس، اما چندین سابقه واضح برای آن وجود دارد.

ما نباید هیچ گونه تردیدی در مورد نتیجه‌گیری داشته باشیم که اکثریت قریب به اتفاق خشونت توسط دولت علیه معترضان انجام شده است.

با این حال، دشوار است که دقیقاً مطمئن شویم که اوضاع در عمل چگونه پیش رفته است یا توالی خاص رویدادها چه بوده است – اینکه تا چه حد ممکن است آشوبگران یا افرادی وجود داشته باشند که می‌خواستند اعتراضات را تشدید کرده و آنها را بیشتر و بیشتر پیش ببرند. من با تعدادی از افرادی که در داخل ایران هستند صحبت کرده‌ام، اما همه آنها از دیدگاه خودشان و جایی که اتفاق می‌افتد به مسائل نگاه می‌کنند و مشاهدات خود را بازگو می‌کنند.

ما شواهد ویدئویی زیادی از خشونت علیه معترضان داریم – این بسیار واضح است. همچنین شواهد ویدئویی از برخی معترضان وجود دارد که چاقو، قمه و گاهی سلاح گرم دارند. اما مشکل این است که این ویدئوها اغلب کاملاً بی‌ربط هستند. ما نمی‌دانیم ترتیب وقایع چگونه بوده و چگونه اتفاق افتاده است.

همانطور که قبلاً گفتم، میزان قابل توجهی از تنوع جغرافیایی وجود داشت، اما شکی نیست که دولت از خشونت بسیار زیادی برای خفه کردن این [تظاهرات] در نطفه استفاده کرده است، همانطور که آنها آن را می‌بینند. این به زبان خود دولت بیان می‌شود – آنها این را امتداد جنگ ژوئن می‌دانند که عمدتاً توسط خارجی‌ها و توسط امثال موساد و سیا سازماندهی شده است.

رقمی که دولت اکنون منتشر کرده ۳۱۱۷ کشته است. تعداد قابل توجهی از کشته‌شدگان ذکر شده مربوط به نیروهای امنیتی است: بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر، طبق شنیده‌های من، که رقم بسیار قابل توجهی است و نشان می‌دهد که این اعتراضات در برخی موارد بسیار خشونت‌آمیز شده است. اما این ارقام همچنین مشکلی دارند، زیرا موارد زیادی وجود دارد که در آنها مشخص است که دولت خانواده‌های کشته‌شدگان را مجبور کرده است که بگویند آنها عضو نیروی شبه‌نظامی بسیج بوده‌اند تا اجساد فرزندانشان را پس بگیرند.

تا حدودی، ما در تاریکی هستیم و حتی نمی‌دانیم چند نفر از پرسنل امنیتی کشته شده‌اند، چند نفر به طور غیرمستقیم به بسیج وابسته بوده‌اند و چند نفر معترضان مسالمت‌آمیز بوده‌اند. در حال حاضر، سازمان‌های حقوق بشری در حال تلاش برای تأیید این رقم هستند که از پنج هزار نفر تا تخمین‌های بسیار بالاتر متغیر است.

برخی افراد ارقامی تا ۶۰۰۰۰ نفر را اعلام کرده‌اند که فکر می‌کنم باید در مورد آن بسیار محتاط باشیم. عناصر حزبی زیادی در این امر دخیل هستند و افراد زیادی نیز می‌خواهند مداخله نظامی را آغاز کنند. آنها می‌خواهند از خشونت دولتی به عنوان بهانه‌ای برای توسل به دکترین «حق حفاظت» استفاده کنند، و می‌توانید آن تخمین‌های بسیار بالا را در مکان‌هایی مانند X ببینید.

به طور خلاصه، شکی نیست که خشونت دولتی گسترده‌ای علیه معترضان وجود داشته است، که اکثر آنها عمدتاً مسالمت‌آمیز بودند. خشونت‌هایی در بین معترضان وجود داشته است، اما ما نمی‌دانیم که در نهایت چند نفر از پرسنل امنیتی کشته شده‌اند. عدم اعتماد عمیق و موجهی به اطلاعات ارائه شده توسط جمهوری اسلامی و همچنین اطلاعات مبلغان در غرب که سعی در ایجاد نوعی مداخله نظامی دارند، وجود دارد.

دنیل فین

همانطور که اشاره کردید، سخنگویان رژیم خیلی سریع این اعتراضات را به عنوان اعتراضاتی که توسط خارجی‌ها سازماندهی شده‌اند، معرفی کردند. البته، این به خودی خود چیزی به ما نمی‌گوید، زیرا این بخشی از ابزار گفتمانی استاندارد برای هر رژیمی است که با افزایش اعتراضات روبرو است. می‌توانیم همین را در مورد اظهارات چهره‌های اسرائیلی که ادعا می‌کنند موساد نقش بسیار بزرگی در سازماندهی این ناآرامی‌ها داشته است، بگوییم، زیرا آنها دلایل خاص خود را برای تلاش برای کسب اعتبار برای چیزهایی دارند که ممکن است ارتباط کمی یا هیچ ارتباطی با اقدامات آنها نداشته باشد.

از آن جنگ اطلاعاتی که بگذریم، آیا تصویر دقیقی وجود دارد که بتوانیم در مورد اینکه آیا نوعی مداخله خارجی برای هدایت اعتراضات در جهت خاصی وجود داشته است یا خیر، جمع‌آوری کنیم، یا این تصور کاملاً خیالی است؟

اسکندر صادقی بروجردی:

شکی نیست که این اعتراضات ارگانیک بوده و ناشی از بدبختی میلیون‌ها ایرانی بوده است، که همانطور که بحث کردیم، محصول جنگ اقتصادی ایالات متحده است – اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، اعتراف کرده است که این دقیقاً همان چیزی بود که استراتژی فشار حداکثری برای دستیابی به آن طراحی شده بود – همراه با غارت الیگارشی توسط عناصری در درون نخبگان حاکم جمهوری اسلامی.

شکی نیست که در این اعتراضات، ریشه‌های ارگانیک وجود داشت و عامل محرک آنها، فقر میلیون‌ها ایرانی بود.

بدیهی است که این همان چیزی است که باعث اعتراضات شد و این اعتراضات، مسیر اعتراضات مشابه، به ویژه اعتراضات سال‌های ۲۰۱۷-۲۰۱۸ را دنبال می‌کند که به بزرگی یا شدت آنها نبودند، اما ارتباط زیادی با مسئله فقر فزاینده در شهرهای حاشیه‌ای و استان‌ها داشتند. شواهد و پیشینه تاریخی روشنی وجود دارد که می‌توانیم به آنها اشاره کنیم که نشان می‌دهد این اعتراضات ناشی از مطالبات اقتصادی و سیاسی ارگانیک بوده‌اند.

جمهوری اسلامی، همانطور که تمایل دارد، بلافاصله به سبک گفتمان “جنگ علیه تروریسم” متوسل شد و معترضان را تروریست نامید – همان نوع گفتمانی که توسط رژیم اسد در سوریه برای اهریمن جلوه دادن و مشروعیت‌زدایی از معترضان در سال ۲۰۱۱ و توجیه سرکوب بی‌رحمانه استفاده شد. دولت ایران و مدافعان آن حتی تا آنجا پیش رفته‌اند که معترضان را با داعش مقایسه می‌کنند، اگرچه این به هیچ وجه منطقی نیست.

اما آیا ما شواهدی داریم که موساد نقش مستقیمی داشته باشد؟ از یک طرف، از جنگ ژوئن مشخص است که اسرائیل در ایران دارایی‌هایی دارد. قبل از آن، از ترور اسماعیل هنیه در تهران، مشخص بود. آنها دارایی‌هایی در محل دارند و همچنین به اطلاعات پیشرفته دسترسی دارند و می‌توانند نهادها یا مقامات دولتی را هدف قرار دهند. ما می‌دانیم که این درست است، اما هیچ کس تصویر کامل را نمی‌داند، به جز خود موساد و سیا.

تنها چیزی که می‌دانیم این است که شواهدی از آشوبگرانی وجود دارد که سازماندهی شده بودند و سعی داشتند معترضان را به سمت خاصی سوق دهند. اما این می‌تواند هر کسی باشد. می‌تواند سلول‌های زیرزمینی باشد که با جمهوری اسلامی مخالف هستند و می‌خواهند از شر آن خلاص شوند. افراد زیادی وجود دارند که کاملاً از رژیم متنفرند. هر کسی که وانمود کند که مطمئناً می‌داند، به نظر من صادق نیست، زیرا ما تصویر روشنی نداریم.

باز هم، نباید از این واقعیت غافل شویم که این اعتراضات بسیار مهم با انگیزه‌های ارگانیک بودند. این نکته کلیدی است که نباید فراموش کنیم، ضمن اینکه باید توجه داشت که البته ایالات متحده و اسرائیل در تلاشند تا از این موج اعتراضات سوءاستفاده کنند و به احتمال زیاد سعی دارند خود را در زمینه‌های خاصی جا بزنند. اما هیچ راهی وجود ندارد که آنها بتوانند در شهرهای دورافتاده مختلفی که برخی از ایرانیان در تهران حتی نام آنها را هم نشنیده‌اند، اعتراضاتی ایجاد کنند. این موضوع به نظر من قابل قبول نیست.

دنیل فین

در خارج از ایران، جریان سلطنت‌طلب مرتبط با آخرین فرزند پهلوی ادعا می‌کند که از طرف مردم ایران صحبت می‌کند، همانطور که مجاهدین خلق، سازمانی کاملاً عجیب با گذشته‌ای پر فراز و نشیب است، اما در ایجاد ارتباطات لابی‌گری در واشنگتن و جاهای دیگر نسبتاً موفق بوده است. این نفوذ در خارج از کشور لزوماً به معنای هیچ وزن سیاسی واقعی در خود ایران نیست. آیا شعارها و گفتمان‌های مرتبط با اعتراضات اخیر به ما این حس را داده است که چه نوع جریان‌های سیاسی ممکن است، اگر نه هژمونیک، مطمئناً از دیگران تأثیرگذارتر باشند؟

اسکندر صادقی-بروجردی:

آنچه واضح است این است که اعتراضات به طور قاطع ضد سیستمی و در مورد رد جمهوری اسلامی در کلیت آن بودند. بدیهی است که کسانی بودند که خواستار آزادی بودند: آنها مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر رهبر – بسیاری از چیزهایی از این قبیل – می‌گفتند. اما نکته‌ی غیرقابل انکار دیگر – و فکر می‌کنم آن دسته از ما که چپ‌گرا هستیم معمولاً با این موضوع مشکل داریم – این است که تعداد قابل توجهی از معترضان شعارهای طرفدار پهلوی سر می‌دادند. بسیاری از آنها می‌گفتند: «زنده باد شاه – این آخرین نبرد است – پهلوی برمی‌گردد.» نکته‌ی کلیدی که باید درک کرد این است که این نشانه‌ی دهه‌ها تلاش جمهوری اسلامی برای اصلاحات داخلی و همچنین چالش‌های داخلی/خارجی بیشتر است.

اگر به سال ۱۹۹۷ برگردیم، دولت خاتمی را داشتیم که سعی داشت اصلاحات ساختاری خاصی (هرچند محدود) را به اجرا بگذارد – به ویژه در حوزه انتخابات، و قدرت شورای نگهبان را برای وتوی نامزدهایی که اعضای آن معتقد نبودند به نظام وفادار هستند، سلب کرد. این تلاش در نهایت شکست خورد. سپس جنبش سبز را داشتیم که در بستر انتخابات ریاست جمهوری مورد مناقشه‌ی ۲۰۰۹ ظهور کرد. این یک جنبش بزرگ با اعتراضات گسترده بود – من آنها را با چشمان خودم دیدم.

آنچه واضح این است که اعتراضات عمدتاً ضد سیستمی و در مورد رد کلیت جمهوری اسلامی بودند.

آن اعتراضات دارای یک مؤلفه قوی طبقه متوسط ​​و تأکید قوی بر عدم خشونت و نافرمانی مدنی بودند. آنها به دنبال یک توافق جدید قانون اساسی بودند، توافقی که در آن ایران دموکراتیک‌تر باشد، احترام بیشتری به تکثرگرایی سیاسی وجود داشته باشد و حقوق مدنی تضمین شود. باز هم، این [مخالفت] به طرز وحشیانه‌ای سرکوب شد. اگرچه چهره شاخص آن جنبش، میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق بود، اما از آن زمان تاکنون در حصر خانگی به سر می‌برد.

جدیدترین جنبش اعتراضی که دیدگاه رهایی‌بخش منسجمی داشت، اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ بود که پس از کشته شدن ژینا مهسا امینی توسط پلیس اخلاق رخ داد. این اعتراضات همچنین پراکندگی جغرافیایی بسیار گسترده‌ای داشت و زنان در خط مقدم آن قرار داشتند و تبعیض جنسیتی، مردسالاری و نحوه نظارت بر بدن زنان را رد می‌کردند. این اعتراضات دارای یک انگیزه عمیقاً ضد سیستمی بود.

دولت مجبور شد برخی امتیازات را بدهد. وقتی به ویدیوهای تهران نگاه می‌کنید یا با افرادی که اخیراً به آنجا رفته‌اند صحبت می‌کنید، می‌توانید این را ببینید. اگرچه حجاب اجباری هنوز در برخی مناطق وجود دارد، اما دیگر مثل قبل نیست. اما سرکوب این جنبش‌ها یک خلاء سیاسی ایجاد کرده است که توسط جریان‌های بسیار راست‌گراتر، ارتجاعی‌تر و مریدان خانواده پهلوی پر شده است.

آنچه ما داریم، سرخوردگی است، پس از این همه سرکوب سیستماتیک و بی‌نظمی جایگزین‌های منسجم در صحنه. این خلاء تا حدودی توسط ایستگاه‌های تلویزیونی ارتجاعی و تحت حمایت خارجی پر می‌شود. یکی از آنها ایران اینترنشنال نام دارد که به طور گسترده اعتقاد بر این است که در ابتدا توسط عربستان سعودی و اکنون شاید توسط اسرائیل حمایت می‌شده است. دیگری هم به نام من و تو وجود دارد.

هر دو کانال به طور سیستماتیک تصویری سفید و تجدیدنظرطلبانه از دوران پهلوی را به عنوان نوعی عصر طلایی ارائه داده‌اند. باز هم باید گفت که بسیاری از این موارد نشانه‌ای از عدم اعتماد به جمهوری اسلامی و تلویزیون دولتی ایران است. به همین دلیل است که مردم به عنوان جایگزین به این کانال‌ها روی آورده‌اند و من فکر می‌کنم آنها نقش مهمی در رادیکالیزه شدن تعداد زیادی از مردم داشته‌اند. آنها آشکارا از خشونت علیه دولت ایران دم می‌زنند.

ما باید درک کنیم که اگرچه جمهوری اسلامی دچار پارانوئید است، اما از همه طرف نیز به شدت تحت محاصره است. ما باید این موضوع را جدی بگیریم و سعی کنیم تا حد امکان آن را درک کنیم. ما نباید تحت هیچ شرایطی فکر کنیم که سلطنت‌طلبان نماینده همه ایرانیان هستند – آنها مطمئناً اینطور فکر نمی‌کنند. اما باید درک کنیم که این جریان قوی‌تر و رایج‌تر شده است.

البته، از حمایت خارجی نیز برخوردار است. رضا پهلوی چندین بار به اسرائیل رفته و با نتانیاهو ملاقات کرده است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد جریان پهلوی توسط وزارت اطلاعات اسرائیل حمایت می‌شود. نشریات اسرائیلی مانند هاآرتص این موضوع را مستند کرده‌اند.

این ترکیبی پیچیده از عوامل است. در حالی که ما این جنبش راست‌گرا را دیده‌ایم، ما همچنین دیده‌ایم که این فراخوان برای لحظه‌ای از گسست، که در آن رژیم سرنگون شود، به وقوع نپیوسته است. بسیاری از مردم پهلوی را به خاطر بی‌ملاحظگی در مشخص کردن، به عنوان مثال، زمان خروج معترضان – اساساً گفتن به نیروهای امنیتی در ایران که این اتفاق چه زمانی خواهد افتاد – و القای این ایده به مردم که اگر به خیابان‌ها بیایند، رژیم به سادگی از هم می‌پاشد و رهبری به روسیه فرار می‌کند، مورد انتقاد قرار داده‌اند.

دانیل فین

با وجود این واقعیت که نخبگان حاکم ایران به وضوح از ایده محاصره به عنوان بهانه‌ای برای سرکوب داخلی استفاده می‌کنند، واقعیت این است که ایران به شدت تحت محاصره قدرت‌هایی مانند ایالات متحده و اسرائیل است و تهدید حمله نظامی مجدد همچنان پابرجاست و مقامات دولت ترامپ طی چند هفته گذشته آشکارا در مورد آن صحبت کرده‌اند. به نظر شما چرا آنها از ایده اقدام نظامی مستقیم در اوج اعتراضات عقب‌نشینی کردند و به نظر شما چشم‌انداز حمله دیگر ایالات متحده به ایران در هفته‌ها و ماه‌های آینده چیست؟ اگر قرار باشد این اتفاق بیفتد، احتمالاً چه شکلی خواهد داشت و آیا در جهت تسریع تغییر رژیم (یا فروپاشی رژیم) خواهد بود؟

اسکندر صادقی بروجردی:

دانستن این موضوع بسیار دشوار است. از یک طرف، ترامپ با انجام آن حملات علیه سایت‌های هسته‌ای ایران، تابوی [حمله به ایران] را شکسته است. واکنش در محافل MAGA و در دولت ترامپ این بود که بگویند: «ببینید، ما به ایران حمله کردیم و این حمله منجر به آتش‌سوزی منطقه‌ای که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند، نشد، بنابراین نشان می‌دهد که ما می‌توانیم قدرت را به شیوه‌ای کنترل‌شده و بدون مواجهه با عواقب اعمال کنیم.» ربودن نیکولاس مادورو در ونزوئلا این ایده را تقویت کرده است که می‌توان اقدامات چشمگیری با پیامدهای اندک برای ایالات متحده و متحدانش انجام داد.

ربودن نیکولاس مادورو در ونزوئلا این ایده را تقویت کرده است که می‌توان اقدامات چشمگیری با پیامدهای اندک انجام داد.

در عین حال، به نظر می‌رسد ترامپ سرمایه‌گذاری بسیار عمیقی روی ایده غیرقابل پیش‌بینی بودن کرده است و شکی نیست که این امر باعث ترس زیادی در میان نخبگان سیاسی در سراسر جهان شده است. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. رهبران آن برای خواندن او تلاش کرده‌اند. اگر به جنگ ژوئن برگردیم، ایران در آن زمان در میانه مذاکرات بود. یکی از برجسته‌ترین مذاکره‌کنندگان هدف قرار گرفت و تنها به سختی جان سالم به در برد. رهبری ایران با قاطعیت بسیار اعلام کرده است که «ما با این به عنوان یک اقدام جنگی برخورد خواهیم کرد و مانند گذشته به شیوه‌ای سنجیده و محدود عمل نخواهیم کرد.» احتمال حمله ترامپ به ایران، ترکیه و کشورهای خلیج فارس را نگران کرده است، که به شدت نگران بی‌ثباتی عمیقی هستند که حمله به ایران می‌تواند ایجاد کند.

سوال این است که آیا ایران می‌تواند پس از حمله آمریکا، در صورت وقوع، از نردبان تشدید تنش بالا برود و به حملات تلافی‌جویانه به اهداف مختلف آمریکایی یا متحدان آمریکا در سراسر منطقه ادامه دهد، که می‌تواند پیامدهای بسیار جدی برای اقتصاد جهانی داشته باشد. ایران تهدید به انجام این کار می‌کند، اما بسیاری از مردم تمایل دارند قابلیت‌های آن را بیش از حد ارزیابی کنند، قابلیت‌هایی که عمدتاً برای اهداف بازدارندگی در رابطه با تهدیدات خارجی هستند. این قابلیت‌ها برای راه‌اندازی جنگ‌های تمام‌عیار طراحی نشده‌اند.

اگر به استراتژی ایران در بیست سال گذشته نگاه کنید، محور مقاومت به عنوان راهی برای دنبال کردن درگیری نامتقارن در غیاب ابزارهای نظامی متعارف پیشرفته توسعه یافته است. از ۷ اکتبر، شاهد تضعیف و نابودی حزب‌الله، حملات به واحدهای بسیج مردمی در عراق و البته ویرانی کامل غزه بوده‌ایم. محور مقاومت و توانایی بازدارندگی آن نیز دیگر مانند گذشته نیست.

بدیهی است که به همین دلیل است که اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن گذشته جسارت ورود به جنگ را پیدا کردند و هیچ چیز در این زمینه تغییر نکرده است. درک این موضوع که آیا این صرفاً یک بلوف از سوی ترامپ است و آیا او حاضر است با دولت ایران به توافق برسد، مشروط بر اینکه به طور مؤثر به درخواست تسلیم کامل او تن دهد، بسیار دشوار است. من فکر نمی‌کنم که او در آنجا کوتاه بیاید.

جمهوری اسلامی دقیقاً به دلیل شکنندگی و ضعف داخلی رژیم، تمایلی به ورود به یک درگیری بسیار بزرگتر نداشته است.

جمهوری اسلامی دقیقاً به دلیل شکنندگی و ضعف داخلی رژیم و موج‌های متوالی اعتراضات، تمایلی به ورود به یک درگیری بسیار بزرگتر نداشته است. در عین حال، دولت ترامپ در حال تلاش برای یک هدف حداکثری و تسلیم کامل است. احتمال زیادی وجود دارد که آنها بتوانند دوباره استراتژی سر بریدن را دنبال کنند، به خصوص قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای، و به سراغ چهره‌های برجسته ارتش، سپاه پاسداران و شاید حتی خود رهبر بروند.

نکته آخر اینکه نظام ایران با مدل استبداد شرقی که در آن همه چیز به یک فرد بستگی دارد، مطابقت ندارد. با توجه به سابقه جنگ ژوئن، بسیار محتمل است که از قبل اقداماتی برای جایگزینی هر کسی که کشته می‌شود، در نظر گرفته شده باشد، که لزوماً منجر به فروپاشی رژیم نخواهد شد. این بدان معناست که رژیم بیشتر تضعیف می‌شود، اما به نوعی قادر به ادامه حیات خواهد بود. این رژیم به هیچ وجه تهدیدی برای ایالات متحده نخواهد بود، اما بیشتر از هر چیز دیگری، تهدیدی برای مردم خود خواهد بود.

دنیل فین

در حال حاضر متغیرهای مختلف زیادی، چه در داخل ایران و چه در صحنه بین‌المللی، در حال بازی هستند که دشوار است که بدانیم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. اما آیا می‌توانید پیش‌بینی‌های آزمایشی در مورد محتمل‌ترین مسیرها از لحظه فعلی در ایران داشته باشید؟

اسکندر صادقی بروجردی:

از یک سو، می‌توانیم شاهد نوعی حمله‌ی سربریدن ایالات متحده و سپس تثبیت اقتدارگرایی توسط سپاه پاسداران باشیم که تسلط آنها بر قدرت را بیشتر می‌کند و جامعه را بیشتر نظامی می‌کند، که بدیهی است برای هرگونه چشم‌انداز ظهور جنبش‌های دموکراتیک، مردمی یا طبقه کارگر بسیار مضر خواهد بود. سپاه پاسداران قدرتمندترین سازمان در جامعه ایران است – احتمالاً قدرتمندترین نهاد در تاریخ ایران – و قرار نیست از بین بروند، اگرچه می‌توانند به طرق خاصی تغییر شکل دهند یا به جناح‌های مختلف تقسیم شوند.

ما در مورد صدها هزار پرسنل صحبت می‌کنیم که بسیار مسلح هستند و به فناوری تولید داخل دسترسی دارند. همچنین نباید فراموش کنیم که در حالی که روسیه و چین قصد ندارند خود را برای ایران به خطر بیندازند، اما حمایت قابل توجهی برای سرپا نگه داشتن آن و دسترسی به فناوری‌های نظارتی و نظامی کلیدی ارائه داده‌اند. نمی‌دانم چرا این وضعیت ادامه پیدا نکند.

سوال مهم دیگر این است: آیا ایالات متحده و اسرائیل اهداف یکسانی دارند و آیا نتایج یکسانی را می‌خواهند؟ در حالی که فکر می‌کنم آنها قطعاً در تلاش برای نابودی جمهوری اسلامی همسو هستند، نوع نتایجی که به دنبال آن هستند می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد. به نظر می‌رسد اسرائیلی‌ها بسیار متعهد به تبلیغ رضا پهلوی و استفاده از او به عنوان یک اسب در کمین برای دنبال کردن هدف تجزیه ایران به مناطق قومی مختلف هستند تا هرگز نتواند تهدیدی برای تسلط اسرائیل در منطقه ایجاد کند. ما از این سناریو بسیار دور هستیم، اما در درازمدت، مطمئناً این یک احتمال است.

سپاه پاسداران قدرتمندترین سازمان در جامعه ایران است و قرار نیست از بین برود.

در کنار این دو سناریو – تثبیت اقتدارگرایی و نظامی شدن از یک سو، تجزیه دولت و بالکانیزه شدن از سوی دیگر، که به نظر من بعیدترین سناریو است – ما همچنین می‌توانیم برای مدتی طولانی‌تر به وضع موجود ادامه دهیم. علی خامنه‌ای هشتاد و شش ساله است، بنابراین ممکن است فردا یا چند سال دیگر از دنیا برود – ما نمی‌دانیم. اما می‌توانیم وضعیتی را نیز تصور کنیم که در آن جمهوری اسلامی حتی بیشتر در محاصره و حتی استبدادی‌تر شود، حتی اگر پیکربندی فعلی بتواند برای مدت کوتاهی بیشتر دوام بیاورد.

بسیاری از چیزها به اقدامات دولت ترامپ و نحوه واکنش دولت ایران بستگی دارد – اگر، به عنوان مثال، حمله‌ای به سایت‌های سپاه پاسداران صورت گیرد و رهبران ایران آن را به عنوان یک جنگ تمام عیار تلقی کنند، به جای اینکه پاسخ خود را به روشی که قبلاً انجام داده‌اند، تنظیم کنند. شما به طور بالقوه می‌توانید وضعیتی را ببینید که در آن ایالات متحده به همراه متحدانش به یک درگیری بزرگتر و طولانی‌تر کشیده شود. اما متغیرهای زیادی در این بازی وجود دارد که هر کسی که به شما بگوید می‌داند این چگونه پیش خواهد رفت، سعی دارد به شما روغن مار بفروشد.

اسکندر صادقی بروجردی استادیار روابط بین‌الملل خاورمیانه در دانشگاه سنت اندروز است. او نویسنده کتاب «انقلاب و نارضایتی‌های آن: اندیشه سیاسی و اصلاحات در ایران» است.

دنیل فین سردبیر بخش ویژه مجله ژاکوبین است. او نویسنده کتاب «تروریست یک مرد: تاریخ سیاسی ارتش جمهوری‌خواه ایرلند» است.

تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن, ۱۴۰۴ ۸:۰۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

قانون اعدام فلسطینیان؛ نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین انسانیت

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تصویب این قانون نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو دربارهٔ حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ است؛ به‌ویژه ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و اصل بنیادین منع مجازات جمعی. سازمان ما این اقدام را قاطعانه محکوم می‌کند. از نظر ما، چنین قانونی نه‌تنها تعهدات اساسی حقوق بشردوستانه را زیر پا می‌گذارد، بلکه با اصل عدم تبعیض مندرج در مواد ۲ و ۲۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز در تعارض قرار دارد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

آنچه به «نظم بین‌المللی قانون‌محور» شهرت یافته است، همواره بازتابی از سلطۀ اقتصادی و نظامی غرب بوده است. تا زمانی که ایالات متحده این برتری را بدون چالش حفظ کرده بود، می‌توانست همراه با متحدانش هم قواعد را تعیین کند و هم در صورت لزوم آن‌ها را نقض کند. اما با قدرت گرفتن کشورهایی مانند چین و روسیه، رقابت میان قدرت‌های بزرگ شدت گرفته و آمریکا برای حفظ نفوذ خود بر مناطق استراتژیک، مسیرهای تجاری و منابع حیاتی، بیش از پیش به استفادۀ تهاجمی از توان نظامی روی آورده است.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

امروز صبح، جمهوری اسلامی دو جوان دیگر را اعدام کرد: محمدامین بیگلری، ۱۹ ساله، و شاهین واحدپرست کلور، ۳۰ ساله.

در این تاریکی، پای ایران و آزادی بایستیم

تأثیر جنگ بر افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان

ده‌ها هواپیما در عرض چند ثانیه سوخت. وحشت آمریکا را فرا گرفت. پنهان کردن خسارات غیرممکن است.

روایت یک ظهر باورنکردنی در تهران؛ وقتی خیابان پیروزی بوی باروت گرفت

در آستانه روز جهانی کارگر و جنگ