زبان قاصر است از بازگویی عمق فاجعه و تلخی داغ سهمگین خونی که بر سینهی غمگین ایران نشسته است. خونهای پاکی که به ناحق بر این خاک فرو ریخت، گواهان صادق مظلومیّت ملّتی است که تنها جرماش آرزوی زندگی، عزّت و آزادی است. این جراحت عمیقْ زخمی نیست که با مرهم زمان التیام یابد یا با سیلاب اشک شسته شود؛ با این همه مباد که این فاجعه به آتشی بدل شود که فرجام شوماش تلّی از خاکسترِ خانهی کهن ایرانزمین باشد.
ما امضاکنندگان این بیانیه با باورها، گرایشهای سیاسی و پیشینه دینی و مذهبی متفاوت، وظیفهی ملّی و اخلاقی خود میدانیم که در برابر مغالطه و اینهمانیِ خطرناکی موضع بگیریم؛ در مقابل روایتی که فریبکارانه میکوشد مخالفت با مداخلهی نظامی بیگانهی متجاوز را به معنای حمایت از استبداد داخلی جلوه دهد.
گرچه لحن متجاوزان خارجی این بار صریحتر از گذشته شده و چندان سخن از دموکراسی نمیگویند بلکه تقاضاهای استعماری، سلطهطلبانه و نفتخوارانهی خود را به صراحت و به کرّات میگویند، نسبت به فریب بزرگ «دموکراسی وارداتی» هشدار میدهیم. آنان که جنگ را کلید گشایش اوضاع ایران جلوه میدهند رؤیافروشانی هستند که چه بسا آگاهانه چشم بر ویرانههای جنگ خانمانبرانداز احتمالیِ قریب الوقوع بستهاند. در غرّش هولناک جنگندههای بیگانه صدای رهایی خفه میشود و در زرّادخانهی قدرتهای خارجی ندای برابری دفن میشود. آزادی تنها از بطن ارادهی بیدار ملّتی مستقلّ و متّکی به خود میجوشد، نه از لولهی تفنگ منجیان دروغین سلطهطلب، استعماری و ایران ویرانگر.
تجربهی خونین لیبی و سوریه پیش چشم ماست. در حالی که بخشی از جریانهای سیاسی متوهّمانه آمریکا را «ناجی ایران» میخوانند، واقعیّتِ عریانِ قدرت نه چندان دور از مرزهای ایران پوچی این مدعا را دیگربار به اثبات رساند. درست در همین روزها که برخی آمریکا را برای رهایی ایران فریاد میزدند، نه چندان دور از ایران با چراغ سبز آمریکا و در سکوت خبری رسانههای جریان اصلی غرب، کردهای سوریه به دست نیروهای ارهابی سرکوب شدند. در شمال سوریه، متحدانِ محلیِ آمریکا به محض انقضای کارکردِ تاکتیکیشان قربانیِ معاملات پشت پرده شدند. واشینگتن با خیانت استراتژیک و اعطای چراغ سبز به نیروهای ارهابی و نیابتی اجازه داد تا کردها در سکوتِ رضایتآمیزِ رسانههای جریان اصلی غرب در خون غوطهور شوند. این رخداد پرتکرار، سندی است تازه بر آن که برای قدرتهای بزرگ، حقوق بشر تنها ابزاری برای فشار بر رقباست نه اصلی اصیل برای صیانت از حتی متّحدان خود، چه رسد به تمامی آدمیان. پروژههای خارجیای که با شعار رهایی آغاز شدند، فرجام آن چیزی جز آوارگی میلیونی و تبدیل کشور به جولانگاه خونین گروههای شبهنظامی و ارهابی نبود. ما نسبت به تکرار سناریوی «سوریهسازی» و «لیبیسازی» برای ایران هشدار میدهیم؛ مسیری که در آن نه از آزادی خبری است و نه از نان و امنیّت، و پایان آن تنها حاکمیت جنگسالاران نفتخوار بر ویرانههای تمدنی کهن و درخشان است.
ما مرز روشن و قاطع خود را، بهیکسان، با هر دو نیروی مستبدّ داخلی و ایرانویرانگر خارجی اعلام میکنیم. از یک سو، استبداد سیاسی در همهی شکلهای آن، به ویژه خونریزی، بیعدالتی ساختاری و نادیده گرفتن حقوق بنیادی شهروندی، را شدیداً محکوم میکنیم؛ مطالبهگری برای عدالت و آزادی همانا حقّ سلبناشدنی و بنیادی همهی مردم است و هیچ بهانهای، حتی بهانهی امنیّت، نباید این خواسته را به حاشیه براند. از دیگرسو، با هرگونه مداخلهی نظامی بیگانهی متجاوز، تحت هر نام و عنوانی، قاطعانه و آشکارا مخالفایم. جنگ نه تنها راهگشای آزادی نیست که با ایجاد شرایط اضطراری و تقلّا برای صِرفِ بقا راه را بر اصلاح مدنی یا انقلاب مردمی میبندد، رنج تودههای مردم را دوچندان میکند و با مخدوش کردن امنیّت و یکپارچگی سرزمینی، وطن را به جولانگاه سوداگران خشونتپرور و ویرانگران فاشیست وطنسوز بدل میکند.
مؤکدا بازگو میکنیم که صیانت از خاک کشور در برابر هرگونه تهدیدخارجی هرگز به معنای تأیید یا مماشات با استبداد داخلی نیست. مخالفت با حملهی متجاوزانهی خارجی به معنای خوشبینی به حکومت نیست بلکه به معنای خوشبینی به ملّتی است که در صد و اندی سال گذشته دو انقلاب کرده است و در پنج دههی گذشته قدمهایی محکم و برگشتناپذیر در احقاق حقّ خود در مقابل حکومت برداشته است. مخالفت با حملهی متجاوزانهی خارجی به معنای خوشبینی به حکومت نیست بلکه به معنای بدبینی به متجاوزان خارجی است که به گواه تاریخ در عمل کاری جز نابودی یا تضعیف ملّتهای مستقلّ نکردهاند. ملّت ایران بالغتر از آن است که برای اصلاح یا انقلاب خود به کمک متجاوزانهی خارجی نیاز داشته باشد. ما در برابر دام بیثباتی ایستادهایم و فریاد میزنیم که سرنوشت ایران تنها و تنها بایستی در داخل مرزهای آن و به دست ارادهی آگاهانه و مستقلّ مردم ایران رقم بخورد. ایران نه مِلک طِلق مستبدّان داخلی است و نه جولانگاه متجاوزانِ ایرانویرانگر خارجی؛ ایران از آنِ همهی ایرانیان است و بس.
دلهای ما داغدار خونهای بهناحق ریخته شده است. کمترین مطالبه همانا تشکیل کمیتهی حقیقتیاب مستقلّ برای کشف تعداد دقیق کشتگان، زخمیها و عاملان کشتار است. نه گفتن به جنگ نه تنها چشم بستن بر جنایت و کشتار نیست که پرهیز از زمینهچینی برای خونریزی بیشتر و خطرات بزرگتری است که تمامیّت ایرانزمین را به خطر فوری میاندازد.
نه به جنگ، نه به استبداد؛ و آری به مقاومت مدنی و ملّی؛ و به امید آزادی و رهایی ایران و ایرانی.
۱۳ بهمن ۱۴۰۴ خورشیدی / ۲ فوریه ۲۰۲۶ میلادی
آ / ا
۱. محمد کریم آسایش ۲. محسن آرمین ۳. هاشم آقاجری ۴. سارا احسان ۵. حمید احمدزاده ۶. مسعود ادیب ۷. سید کوهزاد اسماعیلی۸. فرشته اقبالی ۹. گودرز اقتداری ۱۰. امید اقدمی ۱۱. مرتضی الویری ۱۲. جواد امام ۱۳. مهدی امینیزاده ۱۴. بهمن احمدی عمویی
ب
۱۵. عبدالعلی بازرگان ۱۶. محسن باستانی ۱۷. بهروز برومند ۱۸. سهیلا وحدتی بنا ۱۹. فیروزه بنیصدر ۲۰. فاطمه بهروزفخر
ت
۲۱. گلی تقوی ۲۲. زهره تنکابنی
ج
۲۳. مهدی جامی ۲۴. سپیده جدیری
ح
۲۵. رضا حاجی ۲۶. سید امیرحسین حسینی ۲۷. احمد حمیدزاده ۲۸. حسینعلی حملهداری
خ
۲۹. حمید خزائی
د
۳۰. حمید دباشی
ر
۳۱. فرید راضی ۳۲. سید مصطفی رخصفت ۳۳. حسن رحمانی ۳۴. زهرا رضایی ۳۵. حمید رفیع ۳۶. حسین رفیعی
ز
۳۷. سجاد صاحبان زند
س
۳۸. حسین سازور ۳۹. مسعود سپهر ۴۰. عبدالکریم سروش ۴۱. محمود سیدی
ش
۴۲. شاپور شرافت ۴۳. احسان شریعتی ۴۴. آناهیتا شکرالهی ۴۵. سعید شاهسوندی
ص
۴۶. مرتضی صادقی ۴۷. منوچهر صالحی ۴۸. کیوان صمیمی
ط
۴۹. راحله طارانی
ع
۵۰. فیضالله عربسرخی ۵۱. طنین عصفوری
غ
۵۲. نورالدین غروی
ف
۵۳. بهرام رمضانی فر ۵۴. حسن فرشتیان ۵۵. اشرف فهیمی ۵۶. ناصر فهیمی ۵۷. پروین فهیمی
ق
۵۸. مسعود قریبی ۵۹. مجید همامی قهوهرخی
ک
۶۰. حسین کاجی ۶۱. هادی کحالزاده ۶۲. محمدرضا کدیور ۶۳. محمدتقی کروبی ۶۴. حسین کمالی ۶۵. پروین کهزادی
ل
۶۶. مسعود لدنی
م
۶۷. مونا محجوب ۶۸. المیرا مرادی ۶۹. فرید مرجایی ۷۰. مهران مصطفوی ۷۱. روزبه معادی ۷۲. سپیده معادی ۷۳. مصطفی معین ۷۴. مسعود مکرهچی ۷۵. مصطفی ملکیان ۷۶. احسان منصوری ۷۷. محمد موسوی ۷۸. سراجالدین میردامادی ۷۹. یاسر میردامادی ۸۰. بابک مینا
ن
۸۱. رضا نامداری ۸۲. نسیم نظری ۸۳. هایده نظری
و
۸۴. ژاله وفا
ی
۸۵. رضا فانی یزدی ۸۶. مجید یونسیان



