جین هالبواکس الکساندر (با نام خانوادگی پیشین هالبواکس؛ ۱۴ فوریهٔ ۱۸۹۰ – ۱۴ نوامبر ۱۹۸۰)، متفکر و کنشگر فرانسوی، از چهرههای برجستهٔ صلحگرایی اروپایی در فاصلهٔ میان دو جنگ جهانی بهشمار میآید. او در زمانی میزیست که اروپا با پیامدهای ویرانگر جنگ صنعتی، ملیگرایی افراطی و رقابتهای تسلیحاتی دستوپنجه نرم میکرد. تجربهٔ این فضای خشونتبار سبب شد که هالبواکس جنگ را نه رویدادی ناگهانی، بلکه محصول ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بداند؛ ساختارهایی که انسانها خود ساختهاند و بنابراین توان تغییر آنها را نیز دارند. اندیشهٔ او از همان ابتدا بر این اصل استوار بود که صلح یک وضعیت منفعل نیست، بلکه فرآیندی فعال و نیازمند مشارکت آگاهانهٔ شهروندان است.
هالبواکس همزمان با فعالیتهای فکری، در جنبشهای سوسیالیستی و فمینیستی نیز حضور داشت و معتقد بود بیعدالتی اجتماعی و جنگ ریشههای مشترک دارند. از نظر او، جامعهای که در آن نابرابری، حذف زنان از عرصهٔ تصمیمگیری و استثمار اقتصادی وجود دارد، آمادگی بیشتری برای پذیرش خشونت سازمانیافته خواهد داشت. به همین دلیل، او صلحطلبی را از مبارزه برای حقوق زنان جدا نمیدانست و تأکید میکرد که مشارکت برابر زنان در سیاست و آموزش میتواند فرهنگ سیاسی را از منطق سلطه به منطق گفتوگو تغییر دهد.
او رهبر شاخه فرانسوی اتحادیه بینالمللی زنان برای صلح و آزادی (Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF)) بود؛ سازمانی که در خلال جنگ جهانی اول برای ایجاد شبکههای فراملی از زنان صلحخواه شکل گرفت. فعالیت در این نهاد به هالبواکس امکان داد تا دیدگاه جهانشمول خود را گسترش دهد. او باور داشت که همبستگی انسان باید جایگزین مرزهای سخت ملی شود و زنان میتوانند میانجی رنجهای اجتماعی شوند.
یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشهٔ هالبواکس «صلحگرایی کامل» بود. او استدلال میکرد که نمیتوان میان جنگ «خوب» و «بد» تمایز گذاشت، زیرا هر جنگی، حتی اگر با هدف دفاع آغاز شود، به چرخهای تازه از خشونت، تمرکز قدرت نظامی و تخریب اجتماعی میانجامد. در نگاه او، امنیت واقعی نه از طریق تسلیحات، بلکه از راه آموزش، عدالت اقتصادی، نهادهای بینالمللی و فرهنگ مسئولیتپذیری مشترک حاصل میشود. این دیدگاه، که در زمان خود رادیکال تلقی میشد، بعدها در نظریههای معاصر صلح و مطالعات حل منازعه تأثیرگذار شد.
نوشتهها و سخنرانیهای هالبواکس نشان میدهد که او آموزش را مهمترین ابزار پیشگیری از جنگ میدانست. به باور او، نظامهای آموزشیای که بر برتریجویی ملی یا دشمنسازی فرهنگی تکیه دارند، ناخودآگاه ذهنیت خشونت را بازتولید میکنند. در مقابل، آموزش مبتنی بر شناخت متقابل فرهنگها و مسئولیت جهانی میتواند انسانها را برای زیستن در جهانی وابسته به هم آماده سازد. این نگاه، صلح را نه صرفاً یک آرمان اخلاقی، بلکه ضرورتی عملی برای بقای تمدن معرفی میکرد.
بازخوانی اندیشههای هالبواکس در جهان امروز، بهویژه در جوامعی که تجربهٔ جنگ یا ناامنی نظامی را از سر میگذرانند، اهمیت تازهای پیدا میکند. در چنین شرایطی، زنان اغلب همزمان با تحمل پیامدهای مستقیم جنگ، از جابهجایی و فقدان امنیت اقتصادی گرفته تا مسئولیتهای مضاعف خانوادگی، به کنشگران اصلی حفظ پیوندهای اجتماعی تبدیل میشوند. تجربهٔ زنان در ایران و دیگر مناطق درگیر تنش و خشونت نیز نشان میدهد که آنان نقش مهمی در حفظ زندگی روزمره، آموزش نسل جدید، مراقبت اجتماعی و ایجاد فضاهای گفتوگو ایفا میکنند؛ نقشهایی که با تحلیل هالبواکس از «کار صلح در بطن جامعه» همخوانی دارد.
از این منظر، صلحگرایی هالبواکس تنها یک موضع سیاسی نبود، بلکه نوعی اخلاق اجتماعی بود که بر ارزش مراقبت، همبستگی و مسئولیت مشترک تأکید داشت، مفاهیمی که امروز در ادبیات مطالعات زنان و صلح بهعنوان عناصر «صلح پایدار از پایین» شناخته میشوند. این رویکرد نشان میدهد که حتی در شرایط جنگ، کنشهای روزمرهٔ زنان برای حفظ آموزش، سلامت، و پیوندهای انسانی میتواند شکلی از مقاومت مدنی در برابر منطق خشونت باشد.
در مجموع، جین هالبواکس را میتوان از پیشگامان نگاهی دانست که صلح را نه نتیجهٔ معاهدات سیاسی، بلکه حاصل دگرگونی فرهنگی و اجتماعی میدانست. میراث فکری او یادآور این نکته است که بدون عدالت، مشارکت برابر و آموزش انسانی، هیچ صلحی پایدار نخواهد بود؛ و این پیام، در جهان معاصر و در تجربهٔ زیستهٔ زنان در جوامع درگیر جنگ، همچنان معنا و فوریت دارد.
گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (کثریت)
۲۸.۰۲.۲۶
منابع
- Jeanne Halbwachs Jeanne Halbwachs – Wikipedia
- Women’s International League for Peace and Freedom. About WILPF. https://www.wilpf.org



