سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۱:۴۷

شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۷

مصدق و میل دموکراسی‌

خواستِ دموکراسی تنها طرفداری از یک فرم یا ساختار سیاسی نیست، بلکه نوعی ضرورت یا به تعبیر دریدا، «وعده» و «وظیفه» است که باید محقق شود. آن‌هم در زمانه‌ای که دموکراسی‌های غربی دچار نوعی ورشکستگی شده‌ و جنبش‌های راست افراطی فراگیر شده‌اند. اینک که برخی دموکراسی‌های ورشکسته، آزادی همراه با ویرانی را وعده می‌دهند و جنگ و مداخلۀ نظامی را تنها راه رسیدن به دموکراسی می‌دانند، ازقضا واسازی مفهوم دموکراسی ضرورت بیشتری پیدا می‌کند.
Getting your Trinity Audio player ready...

تنها مبارزه‌ای رهایی‌بخش است که دموکراتیک باشد. محمد مصدق به‌رغمِ تمام بدبیاریِ تاریخی و ائتلافی که برای ناکام کردنِ کوشش‌هایش در راه آزادی و دموکراسی شکل گرفت، همواره ممتازترین پرترۀ دموکراسی‌خواهی‌ تاریخ معاصر ما است. مصدق در قامتِ چهره‌ای مردمی و وطن‌دوست، در تمام ادوار کار سیاسی خود، از مجلس تا نخست‌وزیری، کوشید‌ تا مقابل استبداد و ارتجاع بایستد و امکاناتی فراهم کند تا شاید ایرانیان نیز آزادی و دموکراسی را به طور عملی تجربه کنند. اما همه جریان‌های سیاسیِ منفعت‌طلب و مستبد و حتی لیبرال با هم دست‌به‌یکی کرده، به اجماع رسیدند تا پس از دو سال و هشت ماه دولت او، با همدستیِ سازمان‌های جاسوسی و امنیتیِ امریکایی و انگلیسی و مرتجعان وطنی علیه او کودتا کرده، چرخۀ قدیمی استبداد در ایران را از نو به کار بیندازند.

با این همه، مهم‌ترین و حیاتی‌ترین آموزۀ دوران مصدق، از پسِ بیش از نیم قرنی که از درگذشتش می‌گذرد، همچنان دموکراسی‌خواهی او است. آن‌هم در زمانه‌ای سرنوشت‌ساز که نیروهای جنگ‌طلب و مرتجع و متجاوز همچنان در کارند تا تاریخ معاصر ایران را چه‌بسا به بیراهۀ دیگری سوق دهند. مصدق از معدود چهره‌های تاریخ معاصر ما است که نیروهای ترقی‌خواه در پذیرشِ رویکرد سیاسیِ او یا دست‌کم دموکراسی‌خواهی و قانون‌گرایی‌اش، توافق دارند. همین گرایش سیاسی است که مصدق را از زمینۀ تاریخی برمی‌کشد و به دوران معاصر می‌رساند. چنانکه پرویز صداقت در مقالۀ «محمد مصدق و حرکت از مبدأ دموکراسی‌خواهی» می‌نویسد دموکراسی‌خواهیِ فراگیرِ مصدق در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند نقطۀ اتکایی برای مفصل‌بندی انواعی از جریانات سیاسی با گرایش‌های مختلف لیبرال و چپ باشد. این دموکراسی‌خواهی به‌زعمِ ناصر تکمیل‌همایون، امتیاز بسیار بالایی برای مصدق بود که او را در تاریخ معاصر ما به یک اسطوره ملی و استقلال‌طلب و مؤمن به دموکراسی واقعی تبدیل کرد. بسیاری از مورخان و مفسران معتقدند اینکه امروز می‌توان از استراتژی دولتِ مصدق یعنی شیوه‌ اداره‌ امور و دموکراسی‌خواهیِ او دفاع کرد، بیش از همه به صداقت و پاکدامنی مصدق و یارانش بر می‌گردد. «او در حجاب با مردم حرف نمی‌زد و برای‌شان معما طرح نمی‌کرد. از سوی دیگر، نه خود برای رانت‌خواری از مقامات دولتی آمده بود و نه یاران نزدیکش- البته بودند کسانی که وقتی به رانت حکومتی نرسیدند از نیمه‌راه به حکومت ملی پشت کردند و کردند آن‌چه که نباید می‌کردند». (مقالۀ «معمای مصدق و ذهنیت استبدادی ما»، احمد سیف). بر این اساس، هرگونه حمایت از استراتژی مصدق باید با این باور همراه باشد که رهبران سیاسی می‌بایست صداقت و پاکدامنی و خشونت‌گریزی و ایمان به آزادی و حاکمیت قانون را سرلوحۀ سیاست‌های خود قرار دهند.

خواستِ دموکراسی تنها طرفداری از یک فرم یا ساختار سیاسی نیست، بلکه نوعی ضرورت یا به تعبیر دریدا، «وعده» و «وظیفه» است که باید محقق شود. آن‌هم در زمانه‌ای که دموکراسی‌های غربی دچار نوعی ورشکستگی شده‌ و جنبش‌های راست افراطی فراگیر شده‌اند. اینک که برخی دموکراسی‌های ورشکسته، آزادی همراه با ویرانی را وعده می‌دهند و جنگ و مداخلۀ نظامی را تنها راه رسیدن به دموکراسی می‌دانند، ازقضا واسازی مفهوم دموکراسی ضرورت بیشتری پیدا می‌کند. به تصور مصدق از دموکراسی بازگردیم. باور به حکمرانیِ دموکراتیک، مشروطه‌خواهی و بازگشت به مبدأ جمهور از نظر دکتر مصدق، در نهایت باید به شکل نفی هرگونه سلطه درک شود؛ چه‌آنکه در تحلیل نهایی، به تعبیر صداقت، «دولتِ مشروط‌شده با قانون دموکراتیک، یا جمهوری، جایی است که همواره آزادی، خودحکمرانی و خیر عمومی را هدف می‌نهد و دموکراسی را فراتر از سپهر سیاسی به تمامی عرصه‌ها، و به طور اخص اقتصاد، گسترش می‌دهد».

از دیگر عوایدِ تاریخیِ مصدق برای ما، خطاب کردنِ «مردم» و به رسمیت شناختنِ آنان بود. تا زمانی که مصدق مقابل مجلس مردم را خطاب کرد که «مجلس آنجاست که مردم هستند»، سیاستمداران و حتی طرفداران مشروطه هنوز باوری راسخ به «مردم» نداشتند. از این‌رو می‌توان رویکرد مصرانۀ مصدق درباره نقش مردم را در پرتوِ این باور درک کرد. اگرچه مصدق به  استعاره‌ای از «قدرت مردم» بدل شد، اما برای شکستِ کودتا از مردم کمک نخواست. شاید این امتناع را نیز بتوان در راستای همان اعتقاد به دموکراسی فهم کرد. اگر مصدق مردم و حامیانش را به میدان فرامی‌خواند، چه‌بسا مصافی درمی‌گرفت که در آن خشونت در برابر خشونت می‌ایستاد، و می‌توان حدس زد که در این مصاف هماره طرفی که قدرت اِعمال خشونت و زور را دارد دست بالا پیدا می‌کند. اما دموکراسی‌خواهی همواره با خشم انقلابی و کشتار همراه نیست، تجربۀ تاریخی نشان می‌دهد که این برتری اِعمال خشونت تنها تا زمانی دوام می‌یابد که از فرمان‌ها اطاعت می‌شود.

دست آخر به‌تعبیر هانا آرنت آنچه سرنوشتِ مسئله اطاعت را تعیین می‌کند ازقضا رابطه میان فرمان و اطاعت نیست، بلکه عامل عقیده است و البته عدۀ کسانی که در آن عقیده شریک‌اند. محمد مصدق به‌عنوان نمادِ تاریخی دموکراسی‌خواهی در روزگاری سخت دشوار، نشان داد که دموکراسی‌ تنها یک خواست نیست که به هر ترتیبی محقق شود، بلکه «مهم‌ترین گام در راه رسیدن به دموکراسی تکوین میل دموکراتیک است». وگرنه خشونتِ به‌اصطلاح انقلابی، یا هر نوع خشونتی که داعیۀ رهایی‌بخشی دارد، می‌تواند به تحکیم روابط استیلا در میان طیف‌های مدافع وضعیت موجود منتهی شود که دست بر قضا عمر استیلا را طولانی‌تر کند. به هر تقدیر، ملت ما نزدیک به قرنی است که خواستِ دموکراسی دارد و تنها در پراتیک است که تئوری‌ها کامل و تصحیح می‌گردند.

برگرفته از روزنامه شرق، نویسنده شیما بهره‌مند، دبیر گروه فرهنگ این روزنامه

بخش : تاریخ
تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند, ۱۴۰۴ ۷:۲۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه نهضت آزادی ایران: استقبال از پیمان مکه و ضرورت مشارکت ایران در شکل‌گیری نظم امنیتی منطقه‌ای

تفکیک “داوری اخلاقی” از “تحلیل سیاسی و تاریخی”

کاوه مدنی؛ از بازجویی در ایران تا دریافت «نوبل آب»

نیروهای کردستان سوریه ( روژاوا)، در ارتش سوریه ادغام شدند

دارو ۸۰ درصد گران شد.افزایش قیمت برخی اقلام تا ۳۰۰ درصد

مرکز آمار تورم مرداد ۱۴۰۵ را اعلام کرد