سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۱ تیر, ۱۴۰۵ ۰۱:۵۱

پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۱

ترامپ خامنه‌ای را به آرزویش رساند

جنگ آغاز شد، چون ترامپ تصور می‌کرد با حذف سریع رهبر و یک لایه از فرماندهان سپاه، می‌تواند جانشین‌ها را وادار به سازش کند. حملۀ محدود و هدفمند برای زدن سران نظام بدون اینکه دو ستون اصلی نظام را خنثی کرده باشد. این همان خطای کلاسیک «سر‌بُری» بود: این تصور ساده‌لوحانه که اگر رأس حذف شود، بقیه عقلانی‌تر می‌شوند.
Getting your Trinity Audio player ready...

برای پیرمرد ۸۶ ساله‌ای که سال‌ها دن‌کیشوت‌وار در توهم رهبری “جبهه مقاومت” زندگی می‌کرد، چه پایانی شیرین‌تر از “شهادت در میدان”؟

ایستاده، در حلقه یارانش، در یک عملیات غافلگیرانه و به دستور همان «شیطان بزرگ» کشته شد و دقیقاً همان تصویر اسطوره‌ای را برای هوادارانش به‌جا گذاشت که سال‌ها در ذهنش می‌ساخت.

من از مرگ خامنه‌ای خوشحال شدم، اما از شهادتش نه. چون مرگ یک رهبر می‌تواند شکاف بسازد، اما “شهادت” یک رهبر، سرمایه بسیج تولید می‌کند.

مدتی پیش هم نوشته بودم که خامنه‌ای بدون سپاه پاسداران و بدون حلقه تندروها، چیزی بیش از یک پیرمرد فرتوت نیست و حذف فیزیکی او، اگر هم موفق باشد، بدون خنثی‌سازی این دو ستون اصلی قدرت، نه به تغییر رفتار نظام منجر می‌شود و نه به هیچ تغییر ساختاری در ایران.

مشکل، شخص نبود. مشکل، سیستمی است که جانشین‌هایش دقیقاً محصول همان منطق و همان ساختارند.

جنگ امروز، محصول حماقت دو نفر است:

حماقت خامنه‌ای و حماقت ترامپ.

حماقت خامنه‌ای از آن‌جا شروع شد که در ردای ولی‌فقیه، خود را صاحب حقیقت مطلق دانست؛ کسی که تصور می‌کرد همیشه و همه‌جا حق با اوست و حتی می‌تواند با زور، توهم رسالت تاریخی و تفکر مالیخولیایی‌اش را بر یک ملت تحمیل کند. و همین نگاه بود که کشور را قدم‌به‌قدم به سمت پرتگاه جنگ هل داد.

و حماقت ترامپ، از جنسی دیگر است: حماقتِ کوته‌بینی.

جنگی را آغاز کرد که مسیر شروعش را می‌شناخت، اما به نظر میرسد هیچ طرحی برای تبدیل این بحران به یک نتیجه سیاسی پایدار ندارد.

نظرسنجی ها در آمریکا یک هفته قبل از جنگ نشان میداد فقط ۲۱ درصد از آمریکایی ها با حمله نظامی به ایران موافق بودند و علارغم کشتار وحشیانه ج.ا علیه مردم خودش؛ همچنان اکثریت جامعه آمریکا علاقه‌ای به شروع یک جنگ دیگر در خاورمیانه نداشت.

با این همه، ترامپ در هیجانِ یافتن خامنه‌ای “روی زمین و در تیررس”، فرمان حمله و شلیک بمب‌افکن‌ها را صادر کرد.

هر دوی این رهبران، بی‌اعتنا به خواست مردم کشورهایشان، بر مبنای تشخیص و باور شخصی خود دست به اقدام زدند.در حالی که رهبر و رئیس‌جمهور باید نماینده ملت باشند و مأمور خدمت به کشور و مردم.

هر زمان سیاستمدار به‌جای نمایندگی جامعه، بر اساس “باور شخصی” تصمیم بگیرد و خود را عقل کل بداند، منافع ملی را مستقیماً به خطر انداخته است.

ترامپ با هیمنه نظامی، تهدید جنگ را آن‌قدر به جمهوری اسلامی نزدیک کرد که خامنه‌ای را به سمت  پذیرش یک توافقِ سخت هل بدهد.  سیاست ترامپ، سیاست وادار کردن گام به گام جمهوری اسلامی برای پذیرش منویات ایالات متحده بود. میخواست گام به گام خامنه ای را از موضع سخت احمقانه اش پایین بکشد.اما به هشدار کارشناسان گوش نداد؛ هشدارهایی که می‌گفتند جنگ، نعمت است برای یک نظام ایدئولوژیکِ گرفتارِ بحران کارآمدی.

جنگ، بهترین ابزار برای بستن سیاست داخلی است.

بر همه‌چیز سرپوش می‌گذارد، مطالبات اقتصادی و سیاسی را معلق می‌کند، صداهای مخالف را خفه می‌کند، و مردم را از صحنه بیرون می‌راند.

خامنه‌ای بی اعتنا به منافع ملی ایران، به استقبال جنگ رفت. و مذاکره هم، دیگر ابزار حل بحران نبود؛ ابزار تنظیم شدت تقابل شده بود.

عراقچی در مذاکره لحن پرخاشگرانه گرفت و دندان نشان داد؛ نه برای رسیدن به توافق، بلکه برای رساندن پیام میدان به طرف مقابل.

جنگ آغاز شد، چون ترامپ تصور می‌کرد با حذف سریع رهبر و یک لایه از فرماندهان سپاه، می‌تواند جانشین‌ها را وادار به سازش کند. حمله محدود و هدفمند برای زدن سران نظام بدون اینکه دو ستون اصلی نظام را خنثی کرده باشد. این همان خطای کلاسیک «سر‌بُری» بود: این تصور ساده‌لوحانه که اگر رأس حذف شود، بقیه عقلانی‌تر می‌شوند.

در حالی که واقعیت برعکس است.جانشین‌ها قربانی سیستم نیستند؛ محصول همان سیستم‌اند. و مهم‌تر از آن، بعد از خون‌ریزی بزرگ، هزینه سیاسی سازش چند برابر می‌شود، نه کمتر. جنگ، فضا را به‌گونه‌ای می‌سازد که عقب‌نشینی درون ساختار، از همیشه خطرناک‌تر می‌شود.

در چنین شرایطی، حذف خامنه‌ای نه‌تنها الزاماً به تضعیف سپاه منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند سپاه را به “مرجع ثبات” تبدیل کند؛ یعنی دقیقاً همان نهادی که قرار بود تضعیف شود، مشروعیت اضطراری بگیرد.

حالا پنج روز از شروع جنگ گذشته است و شواهد نشان می‌دهد ترامپ، بدون چشم‌انداز روشن از آینده، وارد جنگی شده که راه خروجش را نمی‌داند.

سه تابوی بزرگ شکسته شده است:

تابوی حمله مستقیم به رأس حاکمیت،

تابوی ورود رسمی آمریکا به جنگ با ایران،

و تابوی بی‌واسطه شدن میدان و سیاست.

حتی اگر فردا آتش‌بس برقرار شود، ما دیگر به وضعیت قبل برنمی‌گردیم. اکنون اگر دولت پزشکیان برای توقف جنگ تلاش کند، معلوم نیست تندروها که اکنون آتش به اختیار شده اند، از دستور آتش بس تمکین کنند.

جعبه پاندورا باز شده است…

تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۱:۵۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
نیروهای مسلح ایران

آیا اسرائیل به تنهایی به جنگ با ایران ادامه خواهد داد؟

دمیتری مینین (Dmitry MININ)، نویسنده، کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی: کابینه نتانیاهو نارضایتی خود را از آنچه به باورش رفتار «خیانت‌آمیز» واشنگتن در قبال آشتی با ایران است، پنهان نمی‌کند. از دید اسرائیل، این کشور عملاً در برابر ایرانی که همچنان از نظر نظامی یک قدرت توانمند به شمار می‌رود، تنها مانده است. عبارت «تسلیم فاجعه‌بار» حتی توصیفی نسبتاً ملایم برای «یادداشت تفاهم» امضاشده میان آمریکا و ایران و نیز آغاز گفتگوها در سوئیس دربارۀ «نقشۀ راه» دستیابی به آشتی نهایی میان دو کشور تلقی می‌شود. برای نمونه، نیم‌رود نوویک، مشاور ارشد پیشین شیمون پرز، رهبر سابق اسرائیل، معتقد است بسیاری از اسرائیلی‌هایی که زمانی از ترامپ حمایت می‌کردند، اکنون بر این باورند که او «ما را زیر قطار انداخت».

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دل تنگ تو بودم  

آیا اسرائیل به تنهایی به جنگ با ایران ادامه خواهد داد؟

نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزه‌شدۀ جنگ و خشونت

پایه های لرزان امپراطوری – بخش دوم

اسرائیل ؛ هدفمند، کودکان فلسطینیی را می‌کشد

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران: محسن حسام درگذشت