روبرتو آنتونینی: چهرههای اپوزیسیون میانهرو علیه رژیم ایران است. او تمام زندگی خود را در تبعید گذرانده و امروز در سوئیس زندگی میکند. او دختر اولین رئیسجمهور منتخب دموکراتیک ایران در سال ۱۹۸۰ است که توسط خمینی برکنار شد و در سال ۱۹۸۱ مجبور شد به فرانسه فرار کند. بنیصدر در گفتوگو با روزنامه لا رجیونه هم از دولت تهران و هم از جنگی که توسط نیروهای اسرائیلی و آمریکایی به راه افتاده انتقاد میکند.
خانم بنیصدر، ترورهای هدفمند علیه رهبران تهران، بمبارانهای گسترده، کشتهها، ترس، خطر نشتهای احتمالی رادیواکتیو، و برای برخی امید به اینکه همهٔ اینها سرانجام به سقوط رژیمی که مرتکب جنایت شده منجر شود. شما این جنگ اسرائیل و آمریکا علیه کشورتان را چگونه تجربه میکنید؟
من کاملاً ویران شدهام. نمیدانم آیا کلمهای قویتر از این وجود دارد یا نه، اما واقعاً ویران شدهام. احساس میکنم از نظر روحی فرو ریختهام و کاملاً ناتوان هستم. آنچه در حال وقوع است وحشتناک و بسیار خطرناک است. به نظر میرسد اکنون تمام منطقه در حال شعلهور شدن است. گویی کل کشور و تمام مردم ایران در این جنگ به گروگان گرفته شدهاند. به نظر میرسد جان انسانها هیچ ارزشی ندارد.
ما با حملاتی از سوی دولتهای آمریکا و اسرائیل روبهرو هستیم که بخشی از اپوزیسیون ایرانی نیز از آنها حمایت میکند. این بخش از اپوزیسیون توسط این دو کشور خارجی مورد استفاده و سوءاستفاده قرار گرفته است. و این دردناکتر است. دیدن اینکه برخی افراد از یک تهاجم یا یک جنگ جشن میگیرند واقعاً وحشتناک است. واقعاً کلمهای برای بیان آن ندارم.
آیا تصوری دارید که چه نسبتی از جمعیت ایران از حملهٔ اسرائیل و آمریکا حمایت میکنند؟
نه، هیچ تصوری ندارم. اما آنچه مسلم است این است که حتی اگر خشم ایرانیان نسبت به رژیم را درک کنم، این به این معنا نیست که مردم از بمبها استقبال میکنند. هیچ ملتی آرزو ندارد که بمباران شود. و هیچ ملتی نمیخواهد زیر سلطهٔ رژیمهای دیگر مانند اسرائیل یا آمریکا قرار گیرد. آیا ما باید آرزو کنیم که کشورمان زیر کنترل یک قدرت خارجی باشد؟ من چنین چیزی را باور ندارم.
از یک سو خواست آزادی وجود دارد، همانطور که اعتراضات نشان دادهاند. اما اکنون حس تعلق به کشور نیز وجود دارد، کشوری که مورد حمله قرار گرفته است.
بله، این جنبه هم وجود دارد. پیوند بسیار قویای میان مردم و ملت و تاریخ آن وجود دارد. ایران یکی از قدیمیترین کشورهای جهان است. در طول تاریخ بارها مورد حمله قرار گرفته است. اما در عین حال تاریخ مبارزهٔ مردم نیز وجود دارد. مهم است به یاد داشته باشیم که ایران همواره کشوری بوده که برای رهایی و استقلال تلاش کرده است.
ما شاهد تظاهرات بزرگی بودیم که در آنها ترور علی خامنهای محکوم شد و او به عنوان یک شهید معرفی شد.
این بدبختی واقعی ماست. همین اتفاق دربارهٔ خمینی هم رخ داد: ما افرادی را که علیه آمریکا یا اسرائیل سخنرانی میکنند بزرگ و قهرمان جلوه میدهیم، اما در واقع آنها مردم را به گروگان میگیرند.
منظورتان چیست؟
چهل یا پنجاه سال است که ایران به گروگان گرفته شده است. چرا؟ چون رهبرانی داریم که برای حفظ قدرت خود سیاستی را دنبال میکنند که ما را در موقعیتی آسیبپذیر و وابسته به خارج قرار میدهد. آنها در واقع نمایندگان نوعی مافیا هستند. آنها از دین برای باقی ماندن در قدرت سوءاستفاده میکنند. و منافع خودشان را بر منافع مردم ایران ترجیح میدهند.
آیا فکر میکنید تحریمها تا حدی باعث اعتراضات شدهاند؟
بدون شک در میان مردم ایران میل گستردهای به آزادی وجود دارد. اما در موج اعتراضات، جرقهٔ اصلی مرگ مهسا امینی بود. سپس پاسخ رژیم سرکوب توسط پلیس و سپاه پاسداران بود. خشم مردم بسیار شدید است و همچنان در حال افزایش است. رژیم تلاش میکند این وضعیت را سرکوب و خاموش کند.
در سال ۱۹۷۹ مردم ایران علیه شاه محمدرضا پهلوی قیام کردند. پدر شما، ابوالحسن بنیصدر، نیز در میان کسانی بود که علیه دیکتاتوری مبارزه میکرد و بعدها اولین رئیسجمهور منتخب ایران شد. امروز برخی دربارهٔ بازگشت خانوادهٔ شاه صحبت میکنند. نظر شما دربارهٔ این شخصیت چیست؟
به نظر من مطرح کردن این شخصیت چندان واقعبینانه نیست. این کار از طریق یک کمپین قدرتمند در شبکههای اجتماعی انجام میشود. و برای این کار آنها به رسانههای زیاد و منابع مالی فراوان دسترسی دارند.
محبوبیت او در ایران چقدر است؟
من واقعاً نمیدانم. اما کسی که در زندگی خود چیزی نساخته و کاری انجام نداده نمیتواند راهحلی برای ایران باشد. او بیش از چهل سال است که در تبعید زندگی میکند و دربارهٔ زندگی روزمرهٔ مردم چیزی برای گفتن ندارد.
به نظر شما آیا گزینههای قابل اعتماد دیگری وجود دارند؟
البته که جایگزین وجود دارد. اما باید فضایی وجود داشته باشد تا آن جایگزین بتواند ظهور کند. امروز ایران فضایی نیست که امکان رشد چیزهای مثبت را بدهد. بسیاری از افراد با استعداد و متخصص مجبور شدهاند کشور را ترک کنند. باید شرایطی فراهم شود تا بتوانند بازگردند.
یکی از مطالبات نیز مربوط به وضعیت زنان است.
به طور paradoxical (متناقض)، در زمان شاه ایران از نظر اجتماعی تا حدی بازتر بود. انقلاب اسلامی شرایط را تغییر داد. با این حال امروز زنان اکثریت دانشجویان دانشگاهها را تشکیل میدهند. آنها اغلب در شرکتها و ادارات موقعیتهای مهمی دارند. بنابراین در مقایسه با بسیاری از کشورهای خاورمیانه جایگاه قابل توجهی دارند.
اولین زنی که مدال فیلدز (که نوعی نوبل ریاضیات محسوب میشود) را دریافت کرد ایرانی است.
بنابراین زنان در جامعهٔ ایران یک نیروی مهم هستند؟
بله. اما در عین حال آنها با سرکوب شدید روبهرو هستند. در ایران بسیاری از زنان از نظر تحصیلات از زنان بسیاری از کشورهای منطقه جلوتر هستند و این موضوع روزبهروز آشکارتر میشود.
پس چگونه تداوم بسیج و اعتراض زنان ایرانی را توضیح میدهید؟
به نظر من آنچه مردم ایران — چه زنان و چه مردان — میخواهند، زندگی در آزادی است. تمام تاریخ ایران تاریخ مبارزه برای آزادی بوده است.
آیا در حال حاضر راه خروجی میبینید؟
به نظر من تنها راه خروج در جامعهٔ مدنی ایران است، نه در قدرتهای خارجی.
شما نسبت به نقش رسانههای غربی در این جنگ نیز بسیار انتقادی هستید.
بله، بسیار انتقادی هستم. بهویژه وقتی میبینم برخی اخبار چگونه ارائه میشوند. برای مثال از «جنگ پیشگیرانه» صحبت میشود. اما جنگ پیشگیرانه چیست؟ چنین مفهومی هیچ پایهای در حقوق بینالملل ندارد. باید واقعیتها را همانطور که هستند بیان کرد و از واژههای درست استفاده کرد.
برگرفته از سایت «انقلاب اسلامی در هجرت»




