سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ اسفند, ۱۴۰۴ ۰۹:۲۶

جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۶

هزاران کیلومتر فاصله و نگرانی

با خودم فکر می‌کنم: چطور با آن اطمینان گفت جای ما امن است؟ آخر کجای دنیا، زیر باران موشک، امنیت پیدا می‌شود؟ دل آدم گاهی برای چیزهای ساده می‌شکند. برای صدایی که ناگهان قطع می‌شود.برای جمله‌ای که نیمه‌تمام می‌ماند. برای جوانی که می‌کوشد در کشوری که موشک بر آن می‌بارد، صدایش را شاد نگه دارد.

روزنوشته‌های جنگ

تلفنم زنگ می‌زند. باور نمی‌کنم. برادرم است.

صدایش محکم است اما عجله در آن موج می‌زند.

می‌گوید: با وی‌پی‌ان زنگ می‌زنم… ممکن است هر لحظه قطع شود.

من صدایش را می‌شنوم و اشک‌هایم سرازیر می‌شود.

میان گریه می‌گویم:

مواظب خودتان باشید…

می‌گوید:

گوش کن… می‌خواهم چیزی بهت بگویم. اگر اسم شهرمان را در خبرها شنیدی که به آن حمله شده، نگران نشو. جای ما امن است. می‌رویم زیرزمین خانهٔ مامان مهری.

امن!  کلمه‌ای که این روزها چقدر غریب به نظر می‌رسد. چیزی نمی‌گویم انگار هردو دلمان می‌خواهد که چنین باشد.

می‌پرسم: آب دارید؟

آب لوله‌کشی شهر ما همیشه شور بوده. از قدیم، کنار حیاط ، بشکه‌های بزرگ برای آب شیرین داشتیم.

می‌گوید: نگران نباش. تانکرها پر است. آب بطری هم داریم.

باز هم با خنده می‌گوید: اصلاً به حرف‌هایم گوش می‌دهی؟ من می‌خواهم بگویم نگران نشو، تو فقط گریه می‌کنی.

می‌پرسم: مواد غذایی چی؟

می‌گوید: تو که شهر ما را می‌شناسی. اینجا کسی گرسنه نمی‌ماند. همه کنار هم هستیم. هرچه سر نود میلیون بیاید، سر ما هم می‌آید.

از برادر دیگرم می‌پرسم. می‌گوید خوب است. خانهٔ آن‌ها هم امن است. فکر من آرام نمی‌شود.

مدام از خودم می‌پرسم: امن یعنی چه؟

کدام خانه زیر سایهٔ موشک واقعاً امن است؟

می‌پرسم: نزدیک شما جایی را زده‌اند؟

می‌گوید: نه خیلی نزدیک… اما مهناز از طبقهٔ چهارم دود و آتش را می‌بیند.

می‌گویم: آخر او آن بالا چه می‌کند؟ خطرناک است.

می‌خندد. خنده‌ای  که می‌خواهد ترس را کوچک کند.

می‌گوید: قول بده نگران نباشی. جای ما امن است.

چند بار این جمله را تکرار می‌کند.

انگار با هر بار گفتن، می‌خواهد دیواری از آرامش میان ما و آنچه بیرون در جریان است بسازد.

درست پیش از آنکه تماس قطع شود، دخترش

با صدایی بلند که می‌کوشد شاد باشد.

می‌گوید: عمه جان… بلند شوید بروید سفر… به جای ما هم بگردید… مواظب خودتان باشید…

جمله هنوز کامل نشده که تماس قطع می‌شود.

بی‌خداحافظی. بی‌فرصت آخرین کلمه؛ و من می‌مانم با گوشی خاموش در دستم و سکوتی که وجودم را پر می‌کند، و سرم به دوران می‌افتد.

با خودم فکر می‌کنم: چطور با آن اطمینان گفت جای ما امن است؟

آخر کجای دنیا، زیر باران موشک، امنیت پیدا می‌شود؟

دل آدم گاهی برای چیزهای ساده می‌شکند.

برای صدایی که ناگهان قطع می‌شود.

برای جمله‌ای که نیمه‌تمام می‌ماند.

برای جوانی که می‌کوشد در کشوری که موشک بر آن می‌بارد، صدایش را شاد نگه دارد.

آن شب، فکر می‌کردم به شهری که هنوز خیابان‌هایش را از حفظ بلدم، به خانه‌هایی که پنجره‌هایشان رو به همان آسمان آبی باز می‌شد، و به آدم‌هایی که تنها آرزویشان این است که یک شب دیگر را سالم کنار هم صبح کنند.

با خود می‌گویم؛ امنیت، صدای کسی است که دوستش داری. صدایی که از هزاران کیلومتر دورتر می‌گوید:

نگران نباش.

و هردو ، با همهٔ تردیدهایمان، با همهٔ ترس‌هایمان، باز هم دلمان می‌خواهد این جمله را باور کنیم. چرا که امید، آخرین پناه انسان است وقتی جهان بیرون به اندازهٔ یک تماس نیمه‌تمام شکننده می‌شود.

موبایلم را از خود دور نمی‌کنم؛ گویی دلم به آن بسته شده‌ است. هر لحظه در دل، بر آنان که دشمن را می‌خوانند تا آسمان وطنم و خانه‌های عزیزانم را به آتش و بمب بسپارد، لعنت می‌فرستم.

و در دلِ نگرانم، بی‌وقفه آرزویی جوانه می‌زند: آرزوی صلح… آرزوی روزی که جنگ تمام شود و آسمان سرزمینم دوباره رنگ آبی و آرامش بگیرد.

زری

تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند, ۱۴۰۴ ۱:۰۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

سیزده روز پس از آغاز حملۀ امریکا و اسراییل به ایران، این واقعیت تلخ و خونین هر روز بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود که هدف اصلی تمامیت میهن ما و تکه‌تکه کردن آن است و جانیان و متجاوزان به خاک ایران، در این راه از هیچ جنایتی پرهیز ندارند. در چنین شرایطی، تدوین و امضای یک دادخواست رسمی بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این کارزار با محوریت تحقیق فوری دربارهٔ حمله به مدرسهٔ دخترانه «شجره طیبه» در میناب منتشر شد و بار دیگر توجه جهانی را به پیامدهای انسانی تجاوز نظامی به ایران و خالی کردن زرادخانه‌های امریکا و اسراییل بر سر شهروندان ما جلب کرد.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درس تاریخی میرمهنا به غرب در جزیرهٔ خارک، تنگهٔ هرمز و خلیج فارس

کجا پناه بگیریم؟ ـ ماندن زیر بمب و موشک به دلیل فقر

فاجعۀ میناب؛ لحظه‌ای که سکوت، نقاب از چهره یک سیاست برداشت

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

بیست‌وششمین «تحلیل هفته» | سید مجتبی خامنه‌ای؛ راز سر به مُهر | علیرضا رجایی و فرخ نگهدار

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد: تشدید بحران انسانی در پی حمله امریکا و اسرائیل به ایران