سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ تیر, ۱۴۰۵ ۱۸:۴۴

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۴

روزنوشت های جنگ

حسام سلامت: هر چقدر که تهران بیشتر زخم برمی‌دارد من دلم برای تهران تنگ‌تر می‌شود. انگار هر روز بیشتر باور می‌کنم که داریم تهران را، و خیلی شهرهای دیگر را، از دست می‌دهیم. ازدست‌دادن یک شهر چه معنایی دارد؟ ازدست‌دادن یک شهر دقیقاً ازدست‌دادن چیست؟
Getting your Trinity Audio player ready...

اسفند ماه ۴۰۴. اینجا در شمال، در زادگاهم، باران می‌بارد. گویا دیروز تهران هم بارانی بود، باران اسیدی. یکی، دو روز گذشته انبارهای نفتی محلات تهران را زدند. آلودگی از همیشه بیشتر است. احتمالاً هنوز بوی باروت و گوگرد می‌آید. شاید رد دود و غبار هم هنوز در هوا مانده باشد.

احتمالاً تهران را در روزهای آینده سنگین‌تر و مهیب‌تر از قبل بزنند. چنانکه پیداست تهران به سمت زیست‌ناپذیری فزاینده پیش می‌رود. آمریکا و اسرائیل هیچ مشکلی با غزه‌سازی تهران یا کل ایران ندارند؛ تبدیل شهر به تلنباری از ویرانه‌ها که باید لابه‌لای آنها به دنبال ذره‌ای زندگی گشت. «تسلیم بی قید و شرط»ی که اینجا و آنجا از آن حرف می‌زنند فقط با ویران‌سازی مطلق شهرها و زیست‌ناپذیرکردنِ یکایک‌شان ممکن می‌شود.

هر چقدر که تهران بیشتر زخم برمی‌دارد من دلم برای تهران تنگ‌تر می‌شود. انگار هر روز بیشتر باور می‌کنم که داریم تهران را، و خیلی شهرهای دیگر را، از دست می‌دهیم. ازدست‌دادن یک شهر چه معنایی دارد؟ ازدست‌دادن یک شهر دقیقاً ازدست‌دادن چیست؟ شاید بیش از هر چیز ازدست‌دادن «امکان‌های تجربه». تهران یا هر شهر دیگری را که از دست می‌دهیم مجموعه‌ای از امکان‌های تجربه‌کردن را از دست می‌دهیم؛ تجربه‌ی دوستی‌کردن، جمع‌شدن، محفل‌ساختن، پاتوق‌کردن، قدم‌زدن، برنامه‌گذاشتن، نقشه‌ریختن، کارکردن و بسیاری تجارب دیگر که هر کدام عمیقاً با فضاهای شهری همبسته‌اند.

این روزها باید تهران می‌بودم. همین روزها باید به تهران برگردم. مسلماً دیگر نمی‌توان تهران را مثل قبل تجربه کرد. بسیاری از تجربه‌های تهران احتمالاً برای همیشه ناممکن شده‌اند یا برای همیشه تغییرِ چهره خواهند داد. امکان‌‌های جدید اما از دل وضعیت سر بر می‌آورند. نمی‌دانم چه امکان‌هایی. هیچکس نمی‌داند. تهران جدیدی که همین امروز دارد زیر بمباران‌های روزانه و شبانه نَفَس می‌کشد و در ازدحام ترس‌ها و اضطراب‌ها و ابهام‌ها خود را سرِ پا نگه می‌دارد برای زنده‌ماندن به امکان‌های خود چنگ زده است.هیچکس نمی‌داند این «امکان‌های ادامه‌دادن» تا چه زمانی دوام می‌آورند. نمی‌دانیم تهران یا هر شهر دیگری تا کِی در برابر خالی‌شدن شهر از امکان‌هایش مقاومت می‌کنند.

اینکه حال و هوای بازگشتن به تهران به سرم زده (و شک ندارم خیلی‌های دیگر هم چنین حس و حالی دارند، در کنار آنهایی که از امکان‌های ذهنی و عینیِ ‌ماندن در تهران تهی شده‌اند و می‌خواهند همین روزها شهر را ترک کنند) احتمالاً از اشتیاق به مشارکت در زنده‌نگه‌داشتنِ امکان‌های زندگی در شهر می‌آید، البته اگر چنین چیزی اصلاً ممکن باشد.

حق با غَسّان کَنَفانی بود که می‌گفت «وطن یعنی همه‌ی اینها نباید اتفاق می‌افتاد». ولی همه‌ی آنچه نباید اتفاق می‌افتاد حالا اتفاق افتاده است. من اما، مثل خیلی‌های دیگر، این روزها وطن را نه به‌رغمِ که درست به‌دلیلِ همه‌ی این اتفاق‌ها بیشتر از همیشه دوست دارم. وطن را در روزهای خونین و زخمی و ناامیدش بیشتر از همیشه دوست دارم.

ایران را در همین لحظه‌هایی که در اوج آسیب‌پذیری و ازنَفَس‌افتادگی و رنجیدگی است بیشتر از همیشه دوست دارم. نه اینکه وطن در چنین اوضاعی دوست‌داشتنی‌تر می‌شود.

مسئله این است که وطن در چنین اوضاعی بیشتر از همیشه به دوست‌داشته‌شدن نیاز دارد. یعنی بیش از همیشه نیاز دارد که سرنوشت‌اش بر عهده گرفته شود. دوست‌داشتن وطن چیزی نیست مگر بر عهده‌گرفتن سرنوشتش. اما سرنوشت وطن را نمی‌توان به‌تنهایی بر عهده گرفت. من سرنوشت وطن را فقط به اتکای حضور هم‌وطنانم می‌توانم بر عهده بگیرم. به میانجی مشارکت در شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ی هم‌وطن‌های هم‌سرنوشت است که می‌توانم سرنوشت وطنم را بر عهده بگیرم. و خودِ برعهده‌گرفتنِ سرنوشتِ وطن چه معنایی دارد؟ شاید برعهده‌گرفتنِ سرنوشتِ چیزی معادل پذیرفتن مسئولیتش باشد. مسئولیت‌پذیری من در قبال وطنم خود را، بیش از هر چیز، در مراقبت‌کردن از امکان‌های وطن نشان می‌دهد.

بنیادی‌ترین امکان ایران در مقام «وطن ما» چیست؟ اینکه جهان مشترک ما باقی بماند، اینکه همچنان بتواند ما را با وجود همه‌ی اختلاف‌هامان کنار هم نگه دارد، اینکه بتواند نامِ درخورِ کنار-هم-بودن یا با-هم-زیستنِ «ما» باشد. مراقبت از این امکان، امروز و همیشه، شاید عالی‌ترین تجلی وطن‌دوستی باشد، به‌ویژه در این روزهای جنون و جنگ که همه‌ی امکان‌ها به‌مراتب راحت‌تر از همیشه دود می‌شوند و به هوا می‌روند

@demos1402
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند, ۱۴۰۴ ۲:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی

«درها را بگشایید»، روایت مهوش ثابت از سال‌های زندان

کنگره سراسری حزب چپ آلمان در پوتسدام؛ بازسازی یک حزب، جدال بر سر رادیکالیسم و تلاش برای پاسخ به راست افراطی

مرکز تحقیقات ابتکار تمدن‌های جهان (DÜNYA-MER) بیانیه پایانی خود را منتشر کرد: بشریت به‌شدت مشتاق تمدنی نوین است

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!