سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۳۱

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۱

کارگران نیستند که جهان را اداره می‌کنند؛ وقت آن است که این وضع تغییر کند

نظام مالیاتی جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده که ثروتمندان و شرکت‌های چندملیتی کمترین سهم را بپردازند. میلیاردرها فقط ۰٫۳درصد از ثروتشان را مالیات می‌دهند و نرخ مالیات شرکت‌ها در کشورهای ثروتمند عضو «سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی» طی دو دههٔ گذشته کاهش چشمگیری یافته است. نتیجه روشن است: منابع کمتر برای خدمات دولتی همگانی و شکاف عمیق‌تر میان طبقات اجتماعی.

خلاصه‌سازی و ترجمه از امید مجد – اندیشهٔ نو

هر سال، پشت درهای بسته در واشنگتن دی‌سی، گروه کوچکی از نمایندگان اتحادیه‌ها با قدرتمندترین نهادهای اقتصادی جهان، یعنی صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی، دیدار می‌کنند. این نهادها به شیوه‌هایی که بیشتر مردم هرگز نمی‌بینند یا درباره‌اش چیزی نمی‌شنوند دربارهٔ شرایطی که میلیاردها کارگر در آن زندگی و کار می‌کنند تصمیم می‌گیرند.

من در اوایل مارس در یکی از آن اتاق‌ها بودم. آنچه دیدم مرا عصبانی کرد. اما برای ما که رهبری سازمان‌های کارگری را بر عهده داریم خشم کافی نیست. وظیفهٔ ما فهمیدن، به چالش کشیدن، و سازمان‌دهی است. پس بگذارید آنچه را دیدم برایتان بازگو کنم و بگویم که چرا این مشاهدات برای همهٔ کارگران، از کارخانه‌های پوشاک در بنگلادش تا معدن‌های آفریقای جنوبی، اهمیت دارد.

در جهان امروز، تصمیم‌هایی که سرنوشت میلیاردها انسان را رقم می‌زنند در اتاق‌هایی گرفته می‌شود که کارگران هیچ حضور و سهمی در آن ندارند. پشت درهای بستهٔ صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی سیاست‌هایی تدوین می‌شود که مسیر اقتصاد جهانی را تعیین می‌کند. اما کسانی که بیشترین بار این تصمیم‌ها را بر دوش می‌کشند کمترین صدا را در این روند دارند. این شکاف عمیق میان قدرت و واقعیت زندگی روزمرهٔ مردم نقطهٔ آغاز روایت تازه‌ای است که جنبش جهانی کارگری تلاش می‌کند آن را به مرکز توجه بازگرداند.

جهان در سال‌های اخیر شاهد بازگشت نسخه‌پیچی‌های آشنای دههٔ ۱۹۸۰ بوده است: ریاضت اقتصادی، مقررات‌زدایی، و اولویت‌ دادن سرمایه بر زندگی انسان‌ها. اجرای این سیاست‌ها نه‌تنها نابرابری را تشدید کرده‌، بلکه فضای دموکراتیک را نیز محدود کرده است. داده‌ها تصویر روشنی ارائه می‌کنند: ۸۳درصد کشورها با نابرابری درآمدی عظیمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ یک‌درصد جمعیت ثروتمند جهان در دو دههٔ گذشته ۴۱درصد کل ثروت جدید را تصاحب کرده‌اند؛ و سهم کارگران از درآمد ملی در بیش از نیمی از کشورها کاهش یافته است. در همین حال، حقوق و درآمد مدیران عامل جهانی جهشی ۵۰درصدی داشته، در حالی که مزد کارگران تقریباً ثابت مانده است.

اما گسترهٔ این بحران فقط به نابرابری ختم نمی‌شود. بیش از ۷۰ کشور در دام بدهی گرفتار شده‌اند و دولت‌ها ناچارند بیش از آموزش و سلامت، بهرهٔ بدهی‌ها را بپردازند. این واقعیت برای ۳٫۴میلیارد نفر از جمعیت جهان به معنای مدرسه‌هایی با بودجه‌های کم، بیمارستان‌های فرسوده، و آینده‌ای محدودتر است. نسخه‌های تکراری نهادهای مالی بین‌المللی- ریاضت، کاهش هزینه‌های اجتماعی، و اولویت‌ دادن به طلبکاران- نه‌فقط مشکلات را حل نکرده، بلکه چرخهٔ آسیب‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است.

در همین حال، بانک جهانی با شاخص‌هایی که «میانگین درآمد» را معیار کیفیت شغل می‌داند واقعیت‌های کار و زندگی کارگران را نادیده می‌گیرد: گسترش کارهای غیررسمی و بی‌ثبات، مزدهای ناکافی، و محروم بودن از حقوق بنیادین. وقتی ابزار سنجش نامناسب و ناقص باشد، سیاست‌گذاری نیز اساساً از واقعیت فاصله می‌گیرد.

از سوی دیگر، نظام مالیاتی جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده که ثروتمندان و شرکت‌های چندملیتی کمترین سهم را بپردازند. میلیاردرها فقط ۰٫۳درصد از ثروتشان را مالیات می‌دهند و نرخ مالیات شرکت‌ها در کشورهای ثروتمند عضو «سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی» (OECD) طی دو دههٔ گذشته کاهش چشمگیری یافته است. نتیجه روشن است: منابع کمتر برای خدمات دولتی همگانی و شکاف عمیق‌تر میان طبقات اجتماعی.

در سطح جهانی نیز بحران نمایندگی در سیاست‌گذاری به‌وضوح دیده می‌شود. در حالی که مسائل حیاتی مانند کار شایسته، نابرابری، و حمایت اجتماعی از دستور کار کشورهای گروه۲۰ (G20) حذف شده‌ است، فقط نمایندگان شرکت‌های بخش خصوصی این کشورها و بازوهای مشورتی در ساختار حکمرانی گروه۲۰ در میز تصمیم‌گیری باقی مانده‌اند. صدای کارگران عملاً از ساختار حکمرانی جهانی کنار گذاشته شده است.

اما این روایت تنها روایتِ بحران نیست. روایتِ مقاومت نیز هست. اتحادیهٔ جهانی اینداستریال (IndustriALL) و جنبش جهانی کارگری اعلام کرده‌اند که منتظر دعوت نخواهند ماند. آنها با بسیج و همیاری جهانی، همکاری با جامعهٔ مدنی، و رساندن صدای کارگران به هر پلتفرمی که امکانش باشد تلاش می‌کنند آینده‌ای عادلانه‌تر بسازند. پیام آنها روشن است: امید سرمایهٔ ماست. ولی امید کافی نیست؛ امید باید با دانش و انرژی و همبستگی همراه باشد. باید سازمان‌دهی کرد، باید ایستاد، و باید آینده را بازنویسی کرد.

این مبارزه مبارزهٔ یک نسل نیست، بلکه مبارزهٔ همهٔ کسانی است که باور دارند جهان باید بر پایهٔ عدالت، کرامت انسانی، و صدای واقعی مردم و زحمتکشان اداره شود.

 

  کمال اوزکان معاون دبیرکل اتحادیهٔ جهانی اینداستریال

برگرفته از سایت اندیشه نو

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۰:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند